پرش به محتوای اصلی

دهان دره در جدول

۶ دقیقه مطالعه
پاسخ: خمیازه
«دهان‌دره» نام دیگر همین واکنش غیرارادی و آشنای بدن است.

در این سرنخ، ترکیب «دهان دره» به یک مکان جغرافیایی یا دهانهٔ دره اشاره ندارد. عبارت در اصل همان دهان‌دره است؛ یعنی حالتی که دهان ناخودآگاه باز می‌شود و معمولاً دمی عمیق و کششی کوتاه در چهره یا بدن همراه آن است. برابر رایج و امروزی این معنا «خمیازه» است و پاسخ ذخیره‌شدهٔ جدول نیز دقیقاً با تعریف‌های واژه‌نامه‌ای سازگار است.

صورت دقیق پاسخ و تعداد حروف

خمیازه در نوشتار فارسی با «خ» آغاز می‌شود، پس از «م» حرف «ی» می‌آید و پایان آن «ازه» است. این واژه بدون فاصله و بدون نیم‌فاصله نوشته می‌شود.

خمیازه

چرا «خمیازه» درست‌ترین انتخاب است؟

سرنخ‌های جدولی اغلب به‌جای تعریف بلند، یک مترادف کوتاه می‌دهند. «دهان‌دره» در فرهنگ‌های فارسی مستقیماً در شمار معنی‌ها و هم‌معنی‌های خمیازه آمده است. از سوی دیگر، در زبان روزمره کسی که بر اثر خواب‌آلودگی، خستگی یا ملال دهانش ناخواسته باز می‌شود، «خمیازه می‌کشد». بنابراین میان سرنخ و جواب هم رابطهٔ لغوی روشن وجود دارد و هم کاربرد طبیعی زبان آن را تأیید می‌کند.

خودِ ساخت فعل نیز نکته‌ای تعیین‌کننده است: در فارسی معیار می‌گوییم «خمیازه کشیدن»، نه «خمیازه کردن». البته برای تعبیر قدیمی‌تر می‌توان «دهان‌دره کردن» یا در گفتار «دهن‌دره کردن» گفت. اگر سرنخ به‌صورت «دهان‌دره کردن» طرح شده باشد، باز هم هستهٔ جواب همان خمیازه است؛ تنها ممکن است شکل فعلی «خمیازه کشیدن» در خانه‌های بیشتری قرار گیرد.

نکتهٔ املایی سرنخ: هنگامی که منظور همین حالت بدنی باشد، نوشتن «دهان‌دره» با نیم‌فاصله معنای ترکیب را روشن‌تر می‌کند. صورت گفتاری «دهن‌دره» نیز شناخته شده است، اما جواب جدول به املای معیار «خمیازه» تغییری نمی‌کند.

معنای واژه در یک نگاه

خمیازه بازشدن غیرارادی دهان همراه با تنفسی عمیق است. این حالت بیشتر در مرز میان بیداری و خواب، هنگام خستگی یا وقتی توجه و برانگیختگی کاهش یافته دیده می‌شود. گاه کشیدن دست‌ها، جمع‌شدن چشم‌ها یا کشش ماهیچه‌های صورت نیز هم‌زمان رخ می‌دهد، اما وجود همهٔ این نشانه‌ها برای نامیدن آن ضروری نیست؛ همان بازشدن مشخص و ناخودآگاه دهان کافی است تا رفتار را خمیازه بنامیم.

رابطهٔ دهان‌دره و خمیازهنموداری که سرنخ دهان‌دره را از راه توصیف حالت به پاسخ خمیازه پیوند می‌دهدبازشدن ناخودآگاه دهاندهان‌درهعبارتِ سرنخخمیازه

سرنخ، پاسخ و شکل فعلی را از هم جدا کنیم

پاسخ اصلی

خمیازه

نام رایج این حالت و مناسب‌ترین واژه برای شش خانه است. وقتی جدول فقط «دهان‌دره» را آورده، انتخاب نخست همین صورت اسمی است.

عبارت وابسته

خمیازه کشیدن

صورت فعلی و ترکیبی واژه است. این عبارت برای سرنخ‌هایی مانند «دهان‌دره کردن» یا «با خواب‌آلودگی دهان باز کردن» مناسب‌تر است و از خود جواب طولانی‌تر است.

کاربرد طبیعی «خمیازه» در جمله

دیدن واژه در جمله مرز معنایی آن را بهتر از یک تعریف خشک نشان می‌دهد. در نمونه‌های زیر، خمیازه همیشه نام همان واکنش است و فعل «کشیدن» رفتار را بیان می‌کند:

• پس از شب‌بیداری، میان گفت‌وگو چند بار خمیازه کشید.

• کودک خواب‌آلود خمیازه‌ای کشید و چشم‌هایش را مالید.

• دیدن خمیازهٔ دیگری گاهی میل به خمیازه کشیدن را در ما برمی‌انگیزد.

• او برای پنهان‌کردن خمیازه‌اش دست را جلوی دهان گرفت.

در حالت اضافه، «خمیازهٔ کودک» و «خمیازهٔ طولانی» نوشته می‌شود. با ضمیر پیوسته نیز صورت‌هایی مانند «خمیازه‌ام»، «خمیازه‌اش» و «خمیازه‌شان» ساخته می‌شود. این تغییرها چیزی از املای پایهٔ پاسخ کم نمی‌کنند: صورت مدخل همچنان «خمیازه» است.

پاسخ‌های قدیمی چه زمانی مطرح می‌شوند؟

منابع لغوی برای دهان‌دره واژه‌های دیگری هم ثبت کرده‌اند، ولی ثبت‌شدن یک مترادف در فرهنگ به این معنا نیست که آن واژه در هر جدول جانشین بهتری است. پاسخ اصلی این عنوان از پیش «خمیازه» تعیین شده و رایج‌بودن آن نیز این انتخاب را تقویت می‌کند. بااین‌حال، شناخت چند صورت کهن برای جدول‌های دشوار یا خانه‌های کمتر مفید است.

فاژه

هم‌معنی کهن خمیازه و وابسته به فعل «فاژیدن» است. امروزه در گفت‌وگوی معمول کمتر شنیده می‌شود و تنها وقتی تعداد خانه‌ها یا حروف تقاطعی آن را تأیید کند، انتخاب جدی خواهد بود.

خامیازه

صورتی قدیمی‌تر و بلندتر است که در شماری از فرهنگ‌ها کنار خمیازه آمده. وجود «ا» پس از «خ» باعث می‌شود با پاسخ شش‌حرفی این صفحه یکسان نباشد.

تثاؤب

واژه‌ای عربی برای خمیازه‌کشیدن است و در متن‌های رسمی یا قدیمی دیده می‌شود. هم املا و هم فضای کاربردش با «خمیازه» روزمره تفاوت دارد.

نام‌های مهجور دیگری مانند «آسا»، «باسک»، «پاسک» و «بیاستو» نیز در بعضی لغت‌نامه‌های جامع فهرست شده‌اند. این صورت‌ها برای نشان‌دادن گستردگی واژگان تاریخی ارزشمندند، اما بدون قرینهٔ روشنِ تعداد خانه‌ها و حروف متقاطع نباید بر پاسخ آشنا و مستقیم ترجیح داده شوند. در این عنوان هیچ ابهامی باقی نمی‌ماند، زیرا پاسخ ذخیره‌شده، معنی فرهنگ‌ها و کاربرد امروز همگی بر «خمیازه» منطبق‌اند.

تفاوت با واژه‌های نزدیک اما نادرست

«کش‌وقوس» ممکن است همراه خمیازه رخ دهد، ولی خودِ خمیازه نیست؛ کش‌وقوس به کشیدن اندام‌ها گفته می‌شود. «خواب‌آلودگی» نیز حالت زمینه‌ای است و نه نام بازشدن دهان. «نفس عمیق» فقط بخشی از رخداد را توصیف می‌کند و می‌تواند کاملاً ارادی باشد. همچنین «دهان‌بازماندن» گاهی نشانهٔ تعجب است، درحالی‌که دهان‌دره به الگوی شناخته‌شدهٔ خمیازه اشاره دارد. همین تفاوت‌های کوچک سبب می‌شود پاسخ از میان چند واژهٔ ظاهراً نزدیک، دقیقاً انتخاب شود.

خوانش و ساخت واژه در فارسی امروز

«خمیازه» معمولاً به صورت «خَمیازه» خوانده می‌شود. تکیه و آهنگ گفتار ممکن است در لهجه‌ها اندکی جابه‌جا شود، اما ترتیب حروف ثابت است. صورت «خمیاز» نیز در منابع کهن دیده می‌شود، بااین‌حال در فارسی معیار امروز «خمیازه» شکل شناخته‌شده‌تر و کامل‌تر است. جمع آن در صورت نیاز «خمیازه‌ها» خواهد بود، هرچند این اسم بیشتر به‌صورت مفرد یا همراه شمارنده می‌آید: «یک خمیازه»، «دو بار خمیازه کشیدن».

ترکیب‌های وصفی نیز معنای آن را دقیق‌تر می‌کنند: «خمیازهٔ کوتاه»، «خمیازهٔ پی‌درپی»، «خمیازهٔ خواب‌آلود» یا «خمیازهٔ ناگهانی». در همهٔ این موارد، واژه بر یک حرکت غیرارادی دلالت دارد، نه بر بازکردن عمدی دهان. به همین دلیل تعبیر «دهان‌دره» با آن جور درمی‌آید: جزء «دهان» عضو درگیر را نشان می‌دهد و کل ترکیب نام حالت شده است.

جمع‌بندی واژه: برای سرنخ «دهان دره» پاسخ مستقیم و معیار خمیازه است؛ واژه‌ای شش‌حرفی با املای «خ، م، ی، ا، ز، ه». مترادف‌های کهن تنها در جدول‌هایی با تعداد خانه یا حروف متفاوت مطرح می‌شوند و پاسخ اصلی این عنوان را تغییر نمی‌دهند.

سوال دیگری دارید؟

سوال، پیشنهاد یا هر نکته‌ای دارید برای ما پیام بفرستید؛ بررسی می‌کنیم.

نظرات

هنوز نظری ثبت نشده است

اولین نفری باشید که نظر می‌دهد!

تازه‌ترین مطالب

همه مطالب

پیشنهاد مطالعه

چند جواب تصادفی از آرشیو آزادیاب، شاید این‌ها هم به کارتان بیاید.