پرش به محتوای اصلی

رد کننده در جدول

۶ دقیقه مطالعه
پاسخ: برگرداننده
یعنی کسی یا چیزی که بازمی‌گرداند یا پس می‌فرستد.

در این سرنخ، «رد» در معنای پس فرستادن و بازگرداندن به کار رفته است؛ بنابراین صورت فاعلیِ مناسب آن «برگرداننده» است. این پاسخ دقیقاً نام انجام‌دهندهٔ عمل را می‌سازد: همان‌گونه که «سازنده» چیزی را می‌سازد، «برگرداننده» چیزی را برمی‌گرداند. پاسخ ذخیره‌شده برای این عنوان نیز همین واژه است و باید انتخاب اصلی جدول دانسته شود.

املای پاسخ، خانه به خانه

صورت درست واژه با دو «ن» پیاپی در بخش میانی نوشته می‌شود:

برگرداننده

برگرداننده = ۱۰ حرف: ب، ر، گ، ر، د، ا، ن، ن، د، ه

چرا دو «ن» دارد؟

بنِ مضارع «برگردان» با پسوند فاعل‌ساز «ـنده» ترکیب می‌شود: برگردان + نده. یکی از دو نون پایان بن و دیگری آغاز پسوند است. حذف یکی از آن‌ها، «برگردانده» می‌سازد که صفت مفعولی است؛ یعنی چیزی که آن را برگردانده‌اند، نه شخص یا عاملِ برگرداندن.

پیوند مستقیم سرنخ با پاسخ

فعل «رد کردن» چند معنی دارد: نپذیرفتن پیشنهاد، مردود دانستن ادعا، دور کردن خطر و پس فرستادن کالا. «برگرداننده» با شاخهٔ آخر و با معنای قدیمی‌ترِ رد، یعنی بازگرداندن، بیشترین انطباق را دارد. وقتی نامه‌ای به فرستنده پس داده می‌شود، سامانه یا شخصی که آن را پس می‌فرستد برگرداننده است. در بیان فنی نیز قطعه‌ای که جریان، موج یا حرکت را به مسیر پیشین بازمی‌گرداند می‌تواند با همین صفت توصیف شود.

عملبرگرداندن، پس فرستادن، اعاده کردن
انجام‌دهندهبرگرداننده؛ پاسخ فاعلیِ سرنخ
چیزی که پس داده شدهبرگردانده؛ واژه‌ای نزدیک اما از نظر نقش دستوری متفاوت

وجود واژهٔ «کننده» در خود سرنخ نیز نشانه‌ای مهم است. طراح از ما نام یک عامل را می‌خواهد، نه نام عمل و نه نتیجهٔ آن. «برگرداندن» مصدر است و «برگردانده» حاصلِ عمل را وصف می‌کند، اما «برگرداننده» همان ساخت فاعلی مورد انتظار را دارد.

نقشه معنایی واژه برگردانندهنمایش ارتباط رد کردن در معنای پس فرستادن با پاسخ برگرداننده و تمایز آن از رد به معنای نپذیرفتن و دفع کردن رد کردن نپذیرفتنردکننده / نافی پس فرستادنبرگرداننده دور و دفع کردندافع

مرز میان «برگرداننده» و واژه‌های نزدیک

برگرداننده
پاسخ اصلی این عنوان. واژه‌ای فارسی و ده‌حرفی برای عاملِ بازگرداندن یا پس فرستادن. ساخت آن کاملاً با «کننده» در سرنخ هم‌جهت است.
بازگرداننده
از نظر معنی بسیار نزدیک و حتی در نثر امروز گاهی روشن‌تر است، اما با افزودن «باز» دوازده حرف دارد. تنها وقتی تعداد خانه‌ها و حروف تقاطعی آن را تأیید کنند می‌تواند جانشین باشد؛ برای عنوان حاضر جای پاسخ ذخیره‌شده را نمی‌گیرد.
راد
در کاربرد عربی، اسم فاعلِ «رد» و به معنی ردکننده یا بازگرداننده است و برای پاسخ سه‌حرفی به کار می‌آید. باید آن را از «راد» فارسی به معنی بخشنده و جوانمرد جدا کرد. کوتاهیِ این گزینه باعث نمی‌شود برای شبکه‌ای ده‌خانه‌ای مناسب باشد.
دافع
چهار حرف دارد و بیشتر بر دورکنندگی یا جلوگیری تأکید می‌کند: مانند دافع خطر یا دافع حشرات. اگر سرنخ معنای «دفع‌کننده» بدهد، انتخاب دقیقی است؛ اما مفهوم پس‌فرستادن را به صراحت «برگرداننده» نمی‌رساند.
نافی
چهارحرفی و مناسبِ ردِ یک ادعا، حکم یا نسبت است. نافی چیزی را انکار می‌کند؛ الزاماً آن را به جای قبلی بازنمی‌گرداند. پس این گزینه به شاخهٔ «نپذیرنده» مربوط است، نه معنای مورد نظر پاسخ اصلی.
دقت واژگانی: نوشتن «ردکننده» با نیم‌فاصله در متن عادی درست و خواناست، اما پاسخ جدول معمولاً بدون فاصله در خانه‌ها قرار می‌گیرد. «برگرداننده» نیز یکپارچه نوشته می‌شود و هیچ فاصله یا نیم‌فاصله‌ای در میان آن نیست.

کاربردهای واقعیِ «برگرداننده»

این واژه فقط برابر مکانیکیِ یک سرنخ نیست و در چند بافت روشن به کار می‌رود. در ارسال مرسوله، شخص یا سامانه‌ای که بستهٔ تحویل‌ناپذیر را پس می‌فرستد نقش برگرداننده دارد. در ابزار و فناوری، سطح یا قطعه‌ای ممکن است نور، صدا یا حرکت را به سمت مبدأ برگرداند. در زبان و ادبیات نیز «برگرداننده» گاهی برای مترجم به کار می‌رود، زیرا او متن را از یک زبان به زبان دیگر برمی‌گرداند؛ هرچند این کاربرد با پس‌فرستادن فرق معنایی دارد.

پس‌فرستادن:
برگردانندهٔ کالا دلیل مرجوعی را ثبت کرد.

فاعل، چیزی را به مبدأ می‌فرستد.

بازتاب:
این صفحه برگردانندهٔ نور به مسیر ورودی است.

یک جسم یا سازوکار عامل بازگشت است.

ترجمه:
نام برگردانندهٔ اثر در شناسنامهٔ کتاب آمده است.

برگرداننده در این جمله همان مترجم است.

تمایز نقش:
نامه برگردانده شد.

«برگردانده» نتیجه را می‌گوید، نه عامل را.

ساخت واژه چه چیزی را آشکار می‌کند؟

«برگرداننده» از خانوادهٔ «برگشتن»، «برگرداندن» و «برگردان» است. «برگشتن» معمولاً لازم است؛ یعنی خودِ شخص یا چیز بازمی‌گردد. «برگرداندن» متعدی است؛ یعنی فاعلی، چیز دیگری را بازمی‌گرداند. با پیوستن «ـنده» به بن مضارع، نام همان فاعل ساخته می‌شود. همین تفاوت گذرا بودن فعل برای درک پاسخ مهم است: برگرداننده چیزی را به عقب یا به مبدأ می‌برد، در حالی که «برگشت‌کننده» ساخت طبیعی و رایج این معنا نیست.

واژهٔ «برگردان» به تنهایی نیز چند نقش می‌گیرد. می‌تواند حاصل ترجمه باشد، مانند «برگردان فارسی کتاب»، یا به مفهوم تغییر جهت و بازگردانی اشاره کند. افزودن «ـنده» تمرکز را از محصول یا عمل به انجام‌دهنده منتقل می‌کند. بنابراین پاسخ هم از دید معنی و هم از دید ساختمان دستوری با عبارت «رد کننده» جور است.

تشخیص پاسخ بر پایهٔ طول و معنای دقیق

اگر شبکه برای پاسخ ده خانه دارد، «برگرداننده» بدون فاصله در آن می‌نشیند. حرف هفتم و هشتم هر دو «ن» هستند؛ این بخش نقطه‌ای است که ممکن است در شمارش شتاب‌زده اشتباه شود. اگر تنها سه خانه موجود باشد، «راد» می‌تواند احتمال جدی باشد؛ چهار خانه با معنای دورکنندگی به «دافع» و با معنای انکار به «نافی» نزدیک می‌شود. این گزینه‌ها پاسخ‌های یکسان با طول متفاوت نیستند، بلکه هر کدام سایهٔ معنایی ویژه‌ای از «رد» را نمایندگی می‌کنند.

برای همین، عبارت پیرامون سرنخ و حروف قطعی شبکه تعیین می‌کند کدام معنای «رد» فعال شده است. با این حال در همین عنوان، پاسخ از پیش مشخص «برگرداننده» است و خوانش درست آن بر عملِ پس‌دادن یا بازگرداندن تکیه دارد. نباید صرفاً به سبب مشهور بودن جواب کوتاه «راد» در برخی جدول‌ها، پاسخ بلند و تعیین‌شده را کنار گذاشت.

جمع‌بندی دقیق: برای «رد کننده در جدول» پاسخ مورد نظر برگرداننده است؛ یک واژهٔ ده‌حرفی با دو «ن» پیاپی. «راد»، «دافع» و «نافی» فقط در شبکه‌هایی با طول دیگر و با توجه به معنای خاصِ رد می‌توانند مطرح شوند.

سوال دیگری دارید؟

سوال، پیشنهاد یا هر نکته‌ای دارید برای ما پیام بفرستید؛ بررسی می‌کنیم.

نظرات

هنوز نظری ثبت نشده است

اولین نفری باشید که نظر می‌دهد!

تازه‌ترین مطالب

همه مطالب

پیشنهاد مطالعه

چند جواب تصادفی از آرشیو آزادیاب، شاید این‌ها هم به کارتان بیاید.