پرش به محتوای اصلی

حجر در جدول

۸ دقیقه مطالعه
پاسخ سرنخ «حجر در جدول»سنگمعادل فارسی و سه‌حرفی واژهٔ عربی «حجر» در معنای سنگ.

اگر در جدول کلمات متقاطع با سرنخ «حجر» روبه‌رو شده‌اید، پاسخ اصلی و ذخیره‌شده سنگ است. «حجر» واژه‌ای عربی است که در معنای رایج خود به سنگ اشاره دارد و در جدول‌های فارسی معمولاً با معادل کوتاه و آشنای «سنگ» پاسخ داده می‌شود.

چرا پاسخ «سنگ» است؟

حَجَر در عربی به معنای سنگ است و در فارسی نیز در ترکیب‌ها و متن‌های رسمی یا ادبی دیده می‌شود. هنگامی که طراح جدول یک واژهٔ عربی را به‌عنوان سرنخ می‌آورد، معمولاً از حل‌کننده می‌خواهد معادل فارسی آن را پیدا کند. در اینجا معادل مستقیم و رایج، سنگ است.

سنگ واژه‌ای سه‌حرفی است و در بسیاری از جدول‌ها پاسخ‌هایی از این نوع برای سرنخ‌های عربی به کار می‌روند. تعداد خانه‌ها و حروف تقاطعی نیز انتخاب را تأیید می‌کنند: س در آغاز، ن در میانه و گ در پایان قرار می‌گیرد.

پاسخ سریع: حجر در جدول = سنگ؛ سه حرف با الگوی س ـ ن ـ گ.

معنی حجر در زبان عربی

واژهٔ «حجر» در کاربرد اصلی خود به معنای سنگ یا قطعه‌ای سخت از مادهٔ طبیعی است. این واژه در ترکیب‌های عربی و فارسی‌شده نیز دیده می‌شود؛ مانند حجرالاسود، حجرالزاویه یا حجره‌هایی که ریشهٔ واژگانی متفاوتی دارند. در سرنخ سادهٔ «حجر»، منظور همان معنای عمومی سنگ است.

سنگ می‌تواند یک قطعهٔ کوچک، بخشی از کوه، مصالح ساختمانی یا ماده‌ای برای ساخت ابزار و بنا باشد. البته در زبان دقیق‌تر، واژه‌هایی مانند صخره، تخته‌سنگ، سنگ‌ریزه و کلوخ هر کدام تصویر مشخص‌تری دارند. اگر طراح فقط «حجر» را نوشته باشد، پاسخ عمومی سنگ از این گزینه‌های تخصصی مناسب‌تر است.

شمارش حروف سنگ

سنگ سه حرف دارد: س، ن و گ. در نوشتار فارسی، این واژه بدون فاصله و پیوسته در جدول قرار می‌گیرد. اگر خانهٔ اول س و خانهٔ آخر گ باشد، حرف میانی ن پاسخ را کامل می‌کند. توجه به شکل درست گ در پایان نیز مهم است و نباید آن را با ک یا ق اشتباه گرفت.

حرف اول: سسنگ با س آغاز می‌شود و این حرف از تقاطع نخست قابل تشخیص است.
حرف دوم: نن در جایگاه میانی قرار دارد و واژه را کامل می‌کند.
حرف سوم: گگ حرف پایانی سنگ است؛ املای آن را با کلوخ یا صخره اشتباه نگیرید.
طول پاسخ: ۳سه خانه برای پاسخ ذخیره‌شدهٔ این سرنخ کافی است.

تفاوت سنگ با صخره و تخته‌سنگ

«سنگ» واژه‌ای عمومی است و می‌تواند هر قطعه یا جنس سنگی را دربرگیرد. «صخره» معمولاً به توده‌ای بزرگ، بلند و طبیعی از سنگ گفته می‌شود که بخشی از کوه یا ساحل را تشکیل می‌دهد. «تخته‌سنگ» نیز سنگی بزرگ و نسبتاً تخت است. بنابراین هر صخره سنگ است، اما هر سنگ صخره نیست.

در جدول، اگر سرنخ «حجر» باشد و سه خانه در اختیار داشته باشید، سنگ انتخاب می‌شود. اگر سرنخ دربارهٔ سنگ بزرگ و مرتفع یا پرتگاه باشد، صخره ممکن است پاسخ مناسب‌تری باشد. تعداد حروف صخره چهار است و از پاسخ سه‌حرفی سنگ جدا می‌شود.

سنگ‌ریزه

سنگ‌ریزه به قطعهٔ کوچک و گرد یا خردشدهٔ سنگ گفته می‌شود و واژه‌ای ترکیبی است. این پاسخ برای سرنخ‌هایی مانند «سنگ کوچک کنار رود» یا «ریگ درشت» مناسب‌تر است. حجر به‌صورت کلی چنین اندازه‌ای را مشخص نمی‌کند و بنابراین سنگ‌ریزه معادل مستقیم آن نیست.

کلوخ و مدر

کلوخ به توده‌ای از خاک یا زمین فشرده و خشک گفته می‌شود و «مدر» نیز در برخی متون به خاک یا گل سخت‌شده اشاره دارد. این واژه‌ها به سنگ نزدیک‌اند، اما با «حجر» یکی نیستند. در جدول‌های واژه‌محور، شناخت تفاوت این مدخل‌های کوتاه اهمیت زیادی دارد.

نکتهٔ جدولی: هر واژهٔ مرتبط با سنگ پاسخ حجر نیست. ابتدا معنی عمومی را بگیرید، سپس اندازه، جنس یا شکل را از سرنخ تشخیص دهید و در پایان حروف تقاطعی را بررسی کنید.

تفاوت «حَجَر» و «حِجر»

در متون عربی، حرکت‌های کوتاه می‌توانند معنای واژه را تغییر دهند. «حَجَر» با فتحهٔ ح به معنای سنگ است؛ اما «حِجر» با کسرهٔ ح در بعضی کاربردها به دامن و آغوش، عقل و خرد یا محدودهٔ ممنوع اشاره می‌کند. در جدول‌های فارسی معمولاً حرکت‌ها نوشته نمی‌شوند، پس باید خود سرنخ و معنی مورد نظر را در نظر گرفت.

برای سرنخ «حجر» بدون توضیح، پاسخ ذخیره‌شده سنگ است. اگر سرنخ دربارهٔ «صاحب عقل»، «دامن» یا «منطقهٔ ممنوع» باشد، نباید خودکار سنگ را بنویسید؛ ممکن است یکی از معنی‌های دیگر حِجر منظور باشد. با این حال، چنین کاربردهایی معمولاً با قرینهٔ معنایی در سرنخ همراه می‌شوند.

حجرالاسود

در ترکیب «حجرالاسود»، حجر به معنای سنگ است و کل عبارت به «سنگ سیاه» اشاره دارد. اگر سرنخ جدول «حجرالاسود» باشد، پاسخ ممکن است سنگ سیاه یا شکل کوتاه دیگری باشد و تعداد خانه‌ها تعیین‌کننده است. اما برای سرنخ تک‌واژه‌ای حجر، همان سنگ پاسخ مستقیم و سه‌حرفی است.

کاربرد سنگ در زبان فارسی

سنگ در فارسی هم معنای واقعی دارد و هم در ترکیب‌ها و تعبیرهای فراوان به کار می‌رود. سنگ‌فرش، سنگ‌نما، سنگ‌آسیاب، سنگ‌تراش، سنگ‌دل و سنگ‌نوشته نمونه‌هایی از این کاربردها هستند. برخی ترکیب‌ها به مادهٔ ساختمانی اشاره دارند و برخی معنای مجازی پیدا کرده‌اند.

در طبیعت، سنگ بخشی از کوه و زمین است و در ساختمان‌سازی، راه‌سازی و تزئینات استفاده می‌شود. در ادبیات نیز سنگ می‌تواند نماد سختی، سکون، بی‌احساسی یا پایداری باشد. اگر جدول سرنخ ادبی و استعاری بدهد، باید آن معنا را جدا از سرنخ لغوی «حجر» بررسی کرد.

سنگ‌های گوناگون و پاسخ‌های خاص‌تر

  • مرمر: سنگی تزئینی و چهارحرفی.
  • خارا: سنگ سخت و گرانیتی، چهارحرفی.
  • گرانیت: سنگ آذرین، هفت‌حرفی.
  • لاجورد: سنگی آبی‌رنگ و شش‌حرفی.
  • عقیق: سنگ زینتی و چهارحرفی.
  • الماس: سنگ گران‌بها و پنج‌حرفی.
  • ریگ: ذرات کوچک سنگی، سه‌حرفی.

این واژه‌ها زمانی پاسخ مناسب‌اند که سرنخ رنگ، ارزش، نوع زمین‌شناختی یا کاربرد سنگ را مشخص کند. «حجر» بدون چنین توضیحی، یک نام عام است و سنگ پاسخ کوتاه و استاندارد آن محسوب می‌شود.

روش مرحله‌به‌مرحلهٔ حل سرنخ

  1. زبان واژه را تشخیص دهید: حجر واژه‌ای عربی است و احتمالاً باید معادل فارسی آن را پیدا کنید.
  2. معنی عمومی را انتخاب کنید: نخستین و رایج‌ترین معنی حجر، سنگ است.
  3. خانه‌ها را بشمارید: سنگ سه حرف دارد و با جدول سه‌خانه‌ای هماهنگ است.
  4. حروف تقاطعی را وارد کنید: الگوی س ـ ن ـ گ را با کلمات افقی و عمودی مقایسه کنید.
  5. از قرینه‌های تخصصی استفاده کنید: اگر سرنخ صخره، جواهر یا سنگ‌ریزه را مشخص کرد، پاسخ تخصصی‌تر را بررسی کنید.

اشتباه‌های رایج در پاسخ‌گویی

یک اشتباه رایج، نوشتن «صخره» برای هر سرنخ مرتبط با سنگ است. صخره چهار حرف دارد و معنای آن از سنگ محدودتر است. اشتباه دیگر، انتخاب «ریگ» به دلیل سه‌حرفی بودن است؛ ریگ ذرات کوچک و دانه‌دانهٔ سنگ است، نه معادل عمومی حجر.

گاهی حل‌کننده معنی‌های دیگر حِجر را می‌بیند و تصور می‌کند پاسخ باید «عقل» یا «دامن» باشد. این معنی‌ها در متون عربی وجود دارند، اما در سرنخ سادهٔ حجر و با پاسخ ذخیره‌شدهٔ سنگ، قرینه‌ای برای کنار گذاشتن معنای اصلی نداریم. همچنین در نوشتن سنگ باید به تفاوت گ و ک توجه کرد.

چرا واژه‌های عربی در جدول زیاد دیده می‌شوند؟

فارسی واژه‌های عربی فراوانی را در خود جای داده است و بسیاری از آن‌ها در متون اداری، ادبی، دینی و تاریخی به کار می‌روند. طراحان جدول از این واژه‌ها برای ایجاد سرنخ‌های معادل‌محور استفاده می‌کنند؛ یعنی یک واژهٔ عربی را می‌آورند و پاسخ فارسی آن را می‌خواهند، یا برعکس.

برای حل چنین سرنخ‌هایی، حفظ کردن معادل‌های کوتاه سودمند است: حجر یعنی سنگ، شجر یعنی درخت، بحر یعنی دریا، نهر یعنی رود و بیت یعنی خانه. البته هر واژه ممکن است معنی‌های فرعی هم داشته باشد و همیشه باید به ترکیب کامل سرنخ توجه کرد.

جمع‌بندی پاسخ

پاسخ نهایی: سنگ

حجر در معنای اصلی عربی یعنی سنگ و پاسخ سه‌حرفی آن در جدول «سنگ» است. صخره، سنگ‌ریزه، ریگ و نام سنگ‌های خاص فقط در صورت وجود قرینهٔ معنایی یا تعداد خانهٔ متفاوت مطرح می‌شوند. در سرنخ سادهٔ «حجر»، ترتیب حروف پاسخ س ـ ن ـ گ است.

کلیدواژه‌ها: جواب حجر در جدول، معنی حجر، سنگ، حَجَر، حِجر، صخره، سنگ‌ریزه، حل جدول کلمات متقاطع

سوال دیگری دارید؟

سوال، پیشنهاد یا هر نکته‌ای دارید برای ما پیام بفرستید؛ بررسی می‌کنیم.

نظرات

هنوز نظری ثبت نشده است

اولین نفری باشید که نظر می‌دهد!

تازه‌ترین مطالب

همه مطالب

پیشنهاد مطالعه

چند جواب تصادفی از آرشیو آزادیاب، شاید این‌ها هم به کارتان بیاید.