پرش به محتوای اصلی

خروشیدن در جدول

۶ دقیقه مطالعه
پاسخ: غریدن
مصدر پنج‌حرفی و نزدیک‌ترین هم‌معنای «خروشیدن» در معنای بانگ بلند است.

برای سرنخ «خروشیدن»، واژه‌ای لازم است که هم ساختِ مصدری داشته باشد و هم صدایی بلند، پرقدرت و گاه خشم‌آلود را برساند. «غریدن» هر دو ویژگی را دارد: از نظر دستوری مصدر است و از نظر معنا، بانگی را تداعی می‌کند که آرام و معمولی نیست. همین انطباق، آن را از جواب‌های کلی‌تری مانند «گفتن» یا «صدا کردن» جدا می‌کند.

غریدن۵ حرف؛ بدون فاصله و نیم‌فاصله

چرا «غریدن» دقیقاً با سرنخ جور است؟

«خروشیدن» در معنای اصلی خود به بانگ و فریاد بلند اشاره می‌کند؛ صدایی که معمولاً با هیجان، خشم، آشوب یا نیروی فراوان همراه است. «غریدن» نیز برآوردن صدایی سخت، بم و سهمگین است. وقتی رعد می‌غرد، شیر می‌غرد یا انسانی از شدت خشم می‌غرد، عنصر مشترک همان صدای مهیب و پرتوان است. بنابراین در یک سرنخ کوتاه که فقط یک هم‌معنا می‌خواهد، پیوند معنایی این دو فعل بسیار روشن است.

از نظر ساخت نیز هر دو کلمه به «ـیدن» ختم می‌شوند و صورت مصدر دارند. پاسخ را باید «غریدن» نوشت، نه «غرّیدن» با تشدید و نه «قریدن» با قاف. صورت صرف‌شدهٔ آن در جمله می‌تواند «غرید»، «می‌غرد» یا «بغرد» باشد، اما صورت مناسب برای سرنخی که خودش مصدر آمده، همان مصدرِ «غریدن» است.

رابطه معنایی خروشیدن و غریدنخروشیدن دو شاخه صدا و جنبش دارد و غریدن در شاخه صدای بلند با آن هم‌پوشانی دارد.خروشیدنبانگ و صدای سهمگینهم‌پوشانی با «غریدن»جوشش و حرکت شدیدمانند دریای خروشان

دو لایهٔ معناییِ خروش

خروش به‌عنوان صدا

در این لایه، خروشیدن یعنی بانگ بلند برآوردن. صدای جانور درنده، رعد، جمعیت خشمگین یا انسانی برآشفته می‌تواند با این فعل وصف شود. «غریدن» درست در همین ناحیهٔ معنایی می‌نشیند و برای همین جواب اصلی است.

خروش به‌عنوان غلیان

گاهی کلمه فقط صدا را نمی‌رساند و حرکت نیرومند نیز در آن حضور دارد: موج می‌خروشد، رود طغیان‌کرده خروشان است یا جمعیتی به خروش می‌آید. «غریدن» ممکن است صدای این صحنه را برساند، اما الزاماً تمام مفهوم جوشش و حرکت را پوشش نمی‌دهد.

این تفاوت ظریف تناقضی در پاسخ ایجاد نمی‌کند. سرنخ‌های جدولی معمولاً یک هم‌معنای فشرده می‌خواهند، نه واژه‌ای که در تمام جمله‌ها بتواند بدون تغییر جایگزین شود. در هستهٔ صوتیِ معنا، «غریدن» انتخابی دقیق و جاافتاده است؛ در کاربردهای مربوط به حرکت آب یا برانگیختگی اجتماعی، بافت جمله تعیین‌کننده‌تر می‌شود.

غریدن چه نوع صدایی را تصویر می‌کند؟

غریدن معمولاً صدایی نرم، زیر یا گذرا نیست. این فعل کیفیتی بم، کشیده و هشداردهنده دارد و به همین سبب برای شیر، پلنگ، رعد و حتی موتور یا توفان به‌صورت تشبیهی به کار می‌رود. دربارهٔ انسان نیز وقتی می‌گوییم کسی «غرید»، صرفاً بلند حرف‌زدن منظور نیست؛ لحن او خشونت، اعتراض یا تهدید داشته است. پس بار عاطفی واژه از «فریاد زدن» قوی‌تر و تصویری‌تر است.

کاربرد در جمله

«شیر از پشت صخره غرید»؛ در این جمله، صدای جانور محور معناست.

«آسمان غرید و باران آغاز شد»؛ غریدن به‌طور مجازی صدای رعد را جان‌دار می‌کند.

«فرمانده خشمگین غرید»؛ این بار فعل، تندی و صلابت صدای انسان را نشان می‌دهد.

«موج‌ها می‌خروشیدند»؛ در این نمونه، خروشیدن علاوه بر صدا، حرکت پی‌درپی و کوبندهٔ آب را نیز تصویر می‌کند.

پاسخ‌های نزدیک و مرز کاربردشان

غریویدنبه معنای غریو و فریاد بلند برآوردن است و از نظر ادبی به «خروشیدن» نزدیک است. با این حال طول بیشتری دارد و در زبان امروز از «غریدن» کم‌کاربردتر است؛ فقط اگر تعداد خانه‌ها و حروف تقاطعی آن را تأیید کنند، می‌تواند گزینه‌ای دیگر باشد.
بانگ زدنمعنای عمومیِ صدا زدن یا آواز بلند برآوردن را می‌رساند. این ترکیب دوکلمه‌ای است و شدت، بم‌بودن و خشم نهفته در «غریدن» را همیشه ندارد.
فریاد کردنبرای صدای بلند انسان مناسب است، اما کاربرد آن دربارهٔ رعد یا شیر طبیعی‌تر از «غریدن» نیست. همچنین یک عبارت بلندتر است، نه پاسخ فشردهٔ پنج‌حرفی.
جوشیدنتنها در جایی نزدیک می‌شود که «خروشیدن» معنای غلیان، برآشفتگی یا حرکت آب داشته باشد. جوشیدن مترادف مستقیمِ بانگ‌زدن نیست و برای سرنخ حاضر بر «غریدن» برتری ندارد.
دقت در شمارش: «غریدن» از پنج حرفِ غ، ر، ی، د و ن ساخته شده است. ممکن است در بعضی پاسخ‌های پراکنده تعداد حروف نادرست نوشته شود؛ ملاک روشن، خودِ نویسه‌های واژه است. این کلمه نه فاصله دارد، نه نیم‌فاصله و نه حرفی که در نوشتار حذف شود.

خانوادهٔ واژه و صورت‌های صرفی

اسمِ عملِ «غریدن»، واژهٔ «غرش» است: غرش شیر، غرش رعد یا غرش موتور. صفت فاعلی آن «غرّان» است که بیشتر در زبان ادبی دیده می‌شود؛ مانند رود غرّان یا شیر غرّان. در زمان حال می‌گوییم «می‌غرد» و در گذشته «غرید». شناخت این صورت‌ها مهم است، چون هر کدام ممکن است سرنخی جداگانه داشته باشند و نباید به جای مصدر پنج‌حرفی وارد خانه‌ها شوند.

غریدن: مصدرغرید: گذشتهمی‌غرد: حالغرش: اسمغرّان: صفت

«خروش» نیز اسمِ حاصل از خروشیدن است و «خروشان» حالت یا صفت آن را می‌رساند. خروشان را اغلب برای دریا، رود، سیلاب، جمعیت یا جنبشی پرهیجان می‌بینیم. در مقابل، «غرّان» توجه را بیشتر به هیبت و صدای سهمگین جلب می‌کند. این تمایز نشان می‌دهد چرا دو مصدر بسیار نزدیک‌اند، اما مشتق‌هایشان همیشه در هر بافتی قابل جابه‌جایی نیستند.

جایگاه واژه در زبان ادبی و روزمره

«خروشیدن» رنگی ادبی و حماسی دارد. نویسنده با آن صحنه‌ای پویا می‌سازد: سپاه، دریا، مردم یا پهلوان فقط صدا تولید نمی‌کنند، بلکه نیرویی مهارنشدنی از خود نشان می‌دهند. «غریدن» نیز تصویری و قوی است، ولی در گفتار امروز برای توصیف صدای رعد، جانور درنده یا سخن خشم‌آلود ملموس‌تر به نظر می‌رسد. به همین دلیل، طراح جدول با آوردن «خروشیدن» می‌تواند مخاطب را به هم‌معنای کوتاه‌تر و شناخته‌شدهٔ «غریدن» هدایت کند.

در یک جایگزینی دقیق باید به فاعل توجه کرد. «دریا خروشید» هم صدای موج‌ها و هم تلاطم آن‌ها را پیش چشم می‌آورد؛ «دریا غرید» بیشتر بر هیاهوی ترسناک آن تکیه دارد. «مرد خروشید» می‌تواند اعتراض و فوران احساس را نشان دهد؛ «مرد غرید» لحن بم و خشمناک او را برجسته می‌کند. بنابراین انتخاب جدول از هم‌پوشانیِ اصلی استفاده می‌کند، در حالی که نثر ادبی از تفاوت سایه‌معناها بهره می‌برد.

صورت نهایی برای درج در خانه‌ها: غریدن. این جواب پنج‌حرفی، مصدر است، املای ساده و پیوسته دارد و از میان گزینه‌های نزدیک، روشن‌ترین معادل برای وجه صوتی و پرقدرتِ «خروشیدن» به شمار می‌آید. گزینه‌هایی مانند «غریویدن» یا «بانگ زدن» تنها با طول و حروف متفاوت ممکن‌اند و جای پاسخ اصلی را در این سرنخ نمی‌گیرند.

سوال دیگری دارید؟

سوال، پیشنهاد یا هر نکته‌ای دارید برای ما پیام بفرستید؛ بررسی می‌کنیم.

نظرات

هنوز نظری ثبت نشده است

اولین نفری باشید که نظر می‌دهد!

تازه‌ترین مطالب

همه مطالب

پیشنهاد مطالعه

چند جواب تصادفی از آرشیو آزادیاب، شاید این‌ها هم به کارتان بیاید.