پرش به محتوای اصلی

تسلی دادن در جدول

۷ دقیقه مطالعه

پاسخ: دلداری

معادل رایجِ آرام کردن و تسلی بخشیدن به فرد اندوهگین است.

واژه «دلداری» برای این سرنخ، هم از نظر معنایی دقیق است و هم شکل متداولی دارد که در جدول‌ها بدون فاصله نوشته می‌شود. این کلمه کاری را تصویر می‌کند که در آن شخص با سخن، حضور یا رفتاری همدلانه از سنگینی اندوه دیگری می‌کاهد. پاسخ ذخیره‌شده نیز همین واژه است؛ بنابراین صورت مورد انتظار خانه‌ها «دلداری» خواهد بود، نه عبارت بلندترِ «دلداری دادن».

صورت واژه در خانه‌های جدول

«دلداری» در خط فارسی شش حرف دارد و پیوسته نوشته می‌شود. حرکت‌های کوتاه در جدول درج نمی‌شوند و شکل معیار کلمه بدون نیم‌فاصله یا فاصله است.

دلداری

خوانش معمول آن «دِل‌داری» است. حرف «ا» پس از دال دوم در نوشتن ضروری است؛ پس «دلدری» املای پاسخ نیست.

نقش دستوری

«دلداری» اسمِ عمل است؛ با فعل «دادن» ترکیب می‌شود و عبارت «دلداری دادن» را می‌سازد. در زبان جدول، سرنخ گاهی به صورت مصدر می‌آید اما جوابِ فشرده، همین اسم عمل است.

هسته معنایی

کاستن از اندوه، اضطراب یا نومیدیِ کسی از راه همدلی و آرامش‌بخشی.

چرا «دلداری» دقیقاً با سرنخ جور است؟

«تسلی دادن» یعنی خاطر کسی را پس از رنج، شکست، نگرانی یا فقدان آرام‌تر کردن. در فارسی روزمره، طبیعی‌ترین ترکیب برای بیان این کنش «دلداری دادن» است: دوستی را پس از ناکامی دلداری می‌دهیم، کودک ترسیده را دلداری می‌دهیم یا در روزهای دشوار به عضوی از خانواده دلداری می‌دهیم. هنگامی که طراح جدول بخش فعلیِ عبارت را حذف می‌کند، «دلداری» به عنوان پاسخ کوتاه و شناخته‌شده باقی می‌ماند.

بار معنایی این واژه تنها به گفتن چند جمله محدود نیست. گاهی شنیدن بی‌قضاوت، همراه ماندن یا اطمینان بخشیدن نیز مصداق دلداری است. نکته مشترک همه این موقعیت‌ها، توجه به «دل» و حال عاطفیِ مخاطب است؛ نه لزوماً برطرف کردن علت بیرونی ناراحتی. همین پیوند روشن با آرام ساختنِ دل، آن را از چند واژه نزدیک متمایز می‌کند.

نمونه روشن

در جمله «پس از شنیدن خبر ناگوار، دوستانش به او دلداری دادند»، می‌توان «دلداری دادند» را با «تسلی دادند» جایگزین کرد، بی‌آنکه معنای اصلی عوض شود. این جانشینی مستقیم، دلیل محکمی برای انتخاب پاسخ است.

ساخت واژه؛ تصویری از نگه داشتن دل

«دلداری» از «دل» و «داری» ساخته شده است. در برداشت امروزی، این ترکیب حسِ مراقبت از دلِ آزرده و پشتیبانی عاطفی را منتقل می‌کند. خانواده واژگانی آن نیز روشن است: «دلداری دادن» کنشِ آرام کردن، «دلداری گرفتن» دریافت آرامش از دیگری و «دلداری‌دهنده» شخصی است که این حمایت را عرضه می‌کند. این شبکه معنایی کمک می‌کند پاسخ با واژه «دلدار» به معنای محبوب یا معشوق اشتباه نشود؛ شباهت ظاهری وجود دارد، اما نقش و کاربرد دو واژه یکسان نیست.

مسیر معنایی دلداریاندوه با حضور همدلانه و سخن آرام‌کننده به سبک‌تر شدن دل می‌رسداندوه و آشفتگیدلِ نیازمند حمایتدلداریشنیدن + همراهیسخن آرام‌کنندهسبک‌تر شدن دلکاهش فشار عاطفی
دلداری مشکل را الزاماً حذف نمی‌کند؛ اثر مستقیم آن سبک‌تر کردن بار عاطفیِ فرد است.

مرز «دلداری» با جواب‌های نزدیک

چند واژه ممکن است در نگاه نخست هم‌معنا به نظر برسند، اما هر کدام زاویه خاصی دارند. تشخیص این ظرافت‌ها نشان می‌دهد چرا پاسخ اصلی باید حفظ شود.

پاسخ اصلی

دلداری

عام‌ترین معادل برای آرام کردن شخص ناراحت است و در سوگ، شکست، ترس، بیماری، ناامیدی و نگرانی کاربرد دارد. این گستردگی با سرنخِ بدون قید کاملاً سازگار است.

واژه نزدیک

دلجویی

بیشتر بر ابراز محبت، احوال‌پرسی و به دست آوردن دلِ رنجیده تأکید دارد. اگر کسی از رفتار ما آزرده باشد، «دلجویی کردن» دقیق‌تر است؛ اما هر دلداری لزوماً برای جبران رنجش نیست.

بافت سوگ

تسلیت

معمولاً هنگام مرگ و سوگواری گفته می‌شود و نوعی ابراز همدردی رسمی یا عرفی است. دلداری دامنه وسیع‌تری دارد و می‌تواند پس از یک شکست تحصیلی یا اضطراب روزمره هم رخ دهد.

صورت ادبی

تسلا

به آرامش و مایه آرامش اشاره می‌کند؛ مانند «کتاب برای او مایه تسلا بود». از نظر معنا نزدیک است، ولی برای کنشِ «تسلی دادن»، «دلداری» پاسخ فارسیِ صریح‌تر و رایج‌تر است.

همراهی در غم

غمگساری

واژه‌ای ادبی‌تر برای همدردی و شریک شدن در اندوه است. اگر لحن سرنخ کهن یا ادبی باشد ممکن است مطرح شود، اما در این عنوان ساده، انتخاب نخست نیست.

توجه و احوال‌پرسی

تفقد

سر زدن، احوال پرسیدن و مهربانی کردن با کسی را می‌رساند. تفقد می‌تواند زمینه دلداری باشد، ولی الزاماً شخصِ مورد توجه اندوهگین نیست.

نکته املایی و معنایی: «تسلی» و «تسلا» هر دو در فارسی دیده می‌شوند، اما «تسلی دادن» یک ترکیب فعلی است. پاسخ «دلداری» نیز اسم است و وقتی «دادن» به آن افزوده شود همان ساخت فعلی را می‌سازد. کوتاه شدن عبارت در جواب جدول، معنای آن را ناقص نمی‌کند.

دلداری در جمله‌های طبیعی فارسی

کاربرد واقعی واژه بهترین راه برای تثبیت معنای آن است. در نمونه‌های زیر، «دلداری» همیشه به حمایت عاطفی اشاره دارد، اما موقعیت‌ها متفاوت‌اند:

  • مادر کودک هراسان را دلداری داد تا احساس امنیت کند.
  • هم‌تیمی‌ها پس از باخت، بازیکن جوان را دلداری دادند.
  • او برای دلداری دوستش، بیشتر شنید و کمتر نصیحت کرد.
  • یک جمله امیدوارکننده در آن روز دشوار برایش دلداری بزرگی بود.
  • خانواده در دوره بیماری با حضور آرام خود به یکدیگر دلداری می‌دادند.

در سه نمونه نخست، واژه در ترکیب «دلداری دادن» آمده است. در نمونه چهارم، خودِ «دلداری» نامِ چیزی است که آرامش می‌آورد. این انعطاف دستوری یکی از دلایل آشنایی و رواج کلمه است. همچنین می‌توان گفت «از سخنان او دلداری گرفت»؛ در این ساخت، دریافت‌کننده آرامش در مرکز جمله قرار می‌گیرد.

چه چیزی دلداری را از نصیحت جدا می‌کند؟

نصیحت معمولاً پیشنهاد یا داوری درباره کاری است که باید انجام شود؛ دلداری پیش از هر چیز به حال عاطفی فرد پاسخ می‌دهد. جمله‌ای مانند «می‌فهمم این اتفاق چقدر برایت سخت بوده» دلداری است، زیرا رنج مخاطب را به رسمیت می‌شناسد. در مقابل، توصیه فوریِ «باید زودتر فراموشش کنی» ممکن است نصیحت باشد، اما الزاماً تسلی‌بخش نیست. از همین رو، برابر گرفتن «تسلی دادن» با «پند دادن» دقیق نخواهد بود.

«آرام کردن» نیز از نظر دامنه گسترده‌تر است: می‌توان جمعیتی خشمگین، صدایی بلند یا حتی درد جسمی را آرام کرد. دلداری مشخصاً رنگ انسانی و عاطفی دارد و معمولاً خطاب به کسی است که دلگیر، غمگین، نگران یا ناامید شده است. وجود همین بار عاطفی، پاسخ را به سرنخ نزدیک‌تر می‌کند.

یک تمایز ظریف در انتخاب فعل

می‌گوییم «به او دلداری داد» یا «او را دلداری داد». همچنین «از او دلجویی کرد» طبیعی است. تفاوت حرف اضافه و ساخت جمله نشان می‌دهد این واژه‌های نزدیک همیشه جای یکدیگر نمی‌نشینند.

جمع‌بندی معنایی پاسخ

برای سرنخی که بی‌هیچ قید دیگری فقط «تسلی دادن» را می‌پرسد، «دلداری» جامع‌ترین انتخاب است: شش حرف، املای روشن، کاربرد فراوان و جانشینی مستقیم در عبارت «دلداری دادن». واژه‌های «دلجویی»، «تسلیت»، «تسلا»، «غمگساری» و «تفقد» همسایه‌های معنایی آن‌اند، ولی هر کدام محدودیت بافتی یا تفاوت دستوری دارند و جای پاسخ اصلی را در این سرنخ نمی‌گیرند.

پاسخ: دلداریتعداد حروف: ۶نوشتار: پیوستهمعنا: آرامش‌بخشی عاطفیکاربرد: فراتر از سوگواری

پس صورت نهایی که باید در خانه‌ها قرار گیرد دلداری است؛ واژه‌ای که هم عملِ تسلی بخشیدن را می‌رساند و هم در فارسی امروز طبیعی و بی‌ابهام است.

سوال دیگری دارید؟

سوال، پیشنهاد یا هر نکته‌ای دارید برای ما پیام بفرستید؛ بررسی می‌کنیم.

نظرات

هنوز نظری ثبت نشده است

اولین نفری باشید که نظر می‌دهد!

تازه‌ترین مطالب

همه مطالب

پیشنهاد مطالعه

چند جواب تصادفی از آرشیو آزادیاب، شاید این‌ها هم به کارتان بیاید.