پرش به محتوای اصلی

معنی کلمه زوال

۵ دقیقه مطالعه

«زوال» واژه‌ای رسمی و ادبی است که در متن‌های فارسی، دینی، تاریخی و آموزشی زیاد دیده می‌شود. این کلمه معمولاً به از بین رفتن، نابودی، افول، کم شدن و پایان یافتن شکوه یا قدرت اشاره دارد. در کنار این معنی، ترکیب «زوال خورشید» هم کاربرد خاص زمانی و نجومی دارد.

معنی کلمه زوال: نابودی، نیستی، از بین رفتن، افول، سقوط، کاهش، رو به پایان رفتن و فروپاشی. در ترکیب «زوال خورشید»، زوال یعنی متمایل شدن خورشید از وسط آسمان به سوی مغرب.

معنی ساده زوال

اگر بخواهیم زوال را ساده معنی کنیم، باید بگوییم: «از بین رفتن و رو به نابودی رفتن». وقتی می‌گوییم «زوال یک حکومت»، یعنی آن حکومت رو به سقوط و نابودی رفته است. وقتی می‌گوییم «زوال زیبایی»، یعنی زیبایی کم‌کم از بین می‌رود یا دیگر مانند گذشته باقی نمی‌ماند.

زوال معمولاً بار منفی دارد و درباره چیزهایی به کار می‌رود که ارزش، شکوه، توان، زیبایی یا وجود خود را از دست می‌دهند.

نقش: اسم مصدر معنی اصلی: از بین رفتن کاربرد ادبی: افول و نابودی متضاد مهم: بقا

معنی‌های مهم زوال

زوال به معنی نابودی

در بیشتر متن‌ها، زوال یعنی نیست شدن، از بین رفتن، افول، سقوط یا کاهش تدریجی.

زوال خورشید

در کاربرد زمانی، یعنی گذشتن خورشید از میانه آسمان و متمایل شدن آن به سمت مغرب؛ نزدیک مفهوم ظهر شرعی.

مترادف‌های زوال

برای زوال، بسته به جمله، می‌توان از این هم‌معنی‌ها استفاده کرد:

نابودی نیستی فنا افول سقوط اضمحلال انحطاط فروپاشی نقصان کاهش محو هلاک

در پاسخ کوتاه مدرسه‌ای، «نابودی»، «از بین رفتن»، «افول» و «نیستی» از همه مناسب‌ترند. «اضمحلال» و «انحطاط» رسمی‌تر و ادبی‌تر هستند.

متضاد زوال چیست؟

متضاد زوال، واژه‌هایی است که ماندن، رشد، دوام و پایداری را نشان می‌دهند. مانند:

بقا دوام پایداری رشد رونق کمال ظهور پیشرفت

پاسخ کوتاه امتحانی: زوال یعنی نابودی، افول و از بین رفتن؛ متضاد آن بقا، دوام و پایداری است.

زوال خورشید یعنی چه؟

«زوال خورشید» اصطلاحی است که در متون دینی، نجومی و زمان‌سنجی دیده می‌شود. منظور از آن لحظه‌ای است که خورشید از میانه آسمان می‌گذرد و به سوی مغرب متمایل می‌شود. پس از این زمان، سایه اجسام که پیش از آن کوتاه‌تر می‌شد، دوباره شروع به بلندتر شدن می‌کند.

در بسیاری از متن‌ها، زوال خورشید با آغاز وقت ظهر ارتباط دارد. البته در مقاله‌های واژگانی، کافی است بدانیم این ترکیب به حرکت ظاهری خورشید از اوج آسمان به سمت مغرب اشاره می‌کند.

زوال در متن‌های ادبی

در ادبیات فارسی، زوال معمولاً برای نشان دادن ناپایداری دنیا، گذرا بودن قدرت، پایان جوانی، افول شکوه، نابودی حکومت‌ها یا کم‌رنگ شدن زیبایی به کار می‌رود. این واژه به متن حس اندوه، تأمل و یادآوری گذر زمان می‌دهد.

وقتی شاعر یا نویسنده از «زوال دولت»، «زوال عمر»، «زوال زیبایی» یا «زوال قدرت» سخن می‌گوید، معمولاً می‌خواهد نشان دهد هیچ شکوهی همیشگی نیست و هر چیزی ممکن است روزی رو به پایان برود.

فرق زوال با افول و نابودی

«نابودی» صریح‌تر و قطعی‌تر است و به از بین رفتن کامل اشاره دارد. «افول» بیشتر برای پایین آمدن، کم‌رنگ شدن و رو به پایان رفتن شکوه یا نور به کار می‌رود. «زوال» می‌تواند هم نابودی کامل را برساند و هم روند رو به افول و از دست رفتن پایداری را.

برای مثال «زوال یک تمدن» یعنی آن تمدن کم‌کم رو به فروپاشی و نابودی رفته است. «افول ستاره» بیشتر تصویری از کم‌نور شدن و پایین رفتن دارد.

ترکیب‌های رایج با زوال

  • زوال قدرت: از بین رفتن یا کم شدن قدرت.
  • زوال حکومت: سقوط یا نابودی یک حکومت.
  • زوال عمر: گذشتن عمر و نزدیک شدن به پایان آن.
  • زوال زیبایی: از میان رفتن یا کم‌رنگ شدن زیبایی.
  • زوال نعمت: از دست رفتن نعمت یا رفاه.
  • بی‌زوال: پایدار، ماندگار، نابودنشدنی.

جمله‌سازی با کلمه زوال

چند نمونه جمله با واژه زوال:

غرور و ستم، آغاز زوال بسیاری از حکومت‌هاست.
دانایی می‌تواند سبب زوال جهل و نادانی شود.
پس از زوال خورشید، سایه دیوار کم‌کم بلندتر شد.
زیبایی ظاهری ممکن است دچار زوال شود، اما نیکی ماندگار است.
نویسنده در این متن از زوال قدرت سخن می‌گوید.
برای جلوگیری از زوال یک فرهنگ، باید زبان و آداب آن را زنده نگه داشت.

پاسخ کوتاه برای تکلیف

اگر فقط یک پاسخ کوتاه برای دفتر یا امتحان می‌خواهید، این جمله مناسب است:

زوال یعنی نابودی، نیستی، افول، از بین رفتن و رو به پایان رفتن؛ متضاد آن بقا و دوام است.

نکته‌های سریع

  • زوال در بیشتر جمله‌ها یعنی از بین رفتن یا افول.
  • زوال خورشید یعنی متمایل شدن خورشید از میانه آسمان به سمت مغرب.
  • زوال در ادبیات برای ناپایداری دنیا و پایان شکوه به کار می‌رود.
  • متضاد مهم زوال، بقا و پایداری است.
  • بی‌زوال یعنی پایدار و نابودنشدنی.

جمع‌بندی

معنی کلمه زوال، نابودی، از بین رفتن، نیستی، افول، کاهش و رو به پایان رفتن است. این واژه در متن‌های ادبی و رسمی برای نشان دادن ناپایداری قدرت، زیبایی، عمر یا شکوه به کار می‌رود. در ترکیب «زوال خورشید»، معنی آن متمایل شدن خورشید از میانه آسمان به سمت مغرب است. مترادف‌های مهم زوال «نابودی»، «افول»، «فنا» و «اضمحلال» هستند و متضادهای آن «بقا»، «دوام» و «پایداری» به شمار می‌آیند.

تازه‌ترین مطالب

همه مطالب

پیشنهاد مطالعه

چند جواب تصادفی از آرشیو آزادیاب، شاید این‌ها هم به کارتان بیاید.