پرش به محتوای اصلی

دمل در جدول

۶ دقیقه مطالعه
پاسخ: کورک، ابسه
هر دو جواب چهارحرفی‌اند و انتخاب نهایی به حروف تقاطعی بستگی دارد.

برای سرنخ کوتاه «دمل»، دو معادل از همه مستقیم‌ترند: کورک که واژه‌ای فارسی و آشنا برای عارضه پوستی است، و ابسه که صورت جدولیِ «آبسه» به شمار می‌آید. حذف علامت «آ» در خود واژه درست نیست، اما طراحان جدول گاهی خانه نخست را تنها با «ا» نمایش می‌دهند؛ به همین علت پاسخ ذخیره‌شده به شکل «ابسه» آمده است.

پاسخ فارسی و روزمره
کورک
کورک
چهار حرف؛ مناسب وقتی حرف اول «ک» یا حرف دوم «و» از تقاطع معلوم است.
پاسخ پزشکی‌تر
ابسه
ابسه / آبسه
چهار خانه؛ در نوشتار پیوسته و معیار، املای درست «آبسه» است.

چرا هر دو واژه با سرنخ دمل جور درمی‌آیند؟

«دمل» در زبان عمومی نام برآمدگی ملتهب و چرکینی است که معمولاً دردناک است. فرهنگ‌های فارسی برای توضیح همین واژه از «کورک»، «آبسه»، «آماس چرکین» و تعبیرهای نزدیک استفاده می‌کنند. جدول کلمات معمولاً دنبال تعریف تخصصی چندسطری نیست؛ یک هم‌معنی کوتاه می‌خواهد. از این منظر، کورک و آبسه هر دو انتخاب‌های طبیعی‌اند.

معنای فشرده: دُمَل توده یا ورمی چرکین است. در گفتار، این نام ممکن است برای انواع گوناگون عفونت موضعی پوست به کار برود؛ اما زبان پزشکی میان «کورک» و مفهوم گسترده‌تر «آبسه» تمایز می‌گذارد.

نشانه تعیین‌کننده در جدول نه شدت بیماری، بلکه تعداد خانه‌ها و حروف مشترک است. اگر چهار خانه دارید و یکی از تقاطع‌ها «ک» را قطعی کرده، «کورک» به‌احتمال زیاد منظور طراح است. اگر حروفی مانند «ب»، «س» یا «ه» تثبیت شده‌اند، «ابسه» سازگاری بیشتری دارد. هر دو کلمه چهار نویسه دارند و از روی طول به‌تنهایی نمی‌توان میانشان داوری کرد.

مرز معنایی کورک و آبسه

کورک

درگیری پیرامون ریشه مو

کورک معمولاً به عفونت دردناک یک فولیکول مو و بافت اطراف آن گفته می‌شود. در منابع پزشکی انگلیسی واژه‌های boil یا furuncle برای این مفهوم دیده می‌شود. بنابراین کورک نمونه‌ای مشخص‌تر و پوستی‌تر از توده چرکی است.

آبسه

حفره‌ای از چرک در بافت

آبسه عنوانی عام‌تر در پزشکی است: تجمع محصور چرک می‌تواند در پوست یا در بافتی عمیق‌تر پدید آید. هر آبسه الزاماً از فولیکول مو آغاز نمی‌شود. پس «آبسه» از نظر دامنه معنایی وسیع‌تر از «کورک» است.

این تفاوت تخصصی، پاسخ جدولی را باطل نمی‌کند. سرنخ‌های جدول اغلب بر هم‌پوشانی لغوی تکیه دارند و نه بر طبقه‌بندی بالینی. به زبان ساده، در مکالمه ممکن است کسی یک کورک را دمل بنامد و برای یک تجمع چرکی نیز واژه آبسه را به کار ببرد؛ پزشک هنگام تشخیص، محل و منشأ ضایعه را دقیق‌تر بررسی می‌کند.

رابطه معنایی دمل با کورک و آبسهدمل واژه عمومی است؛ کورک بیشتر به فولیکول مو وابسته است و آبسه مفهوم گسترده تجمع چرک را نشان می‌دهد. دمل کورکعفونت مرتبط با فولیکول مو آبسهتجمع چرک در یک بافت

املایی که در پاسخ‌نامه و متن معمولی می‌بینیم

خود سرنخ با ضمه بر حرف دال خوانده می‌شود: «دُمَل». در متن روزمره معمولاً حرکت‌گذاری نمی‌شود و همان «دمل» نوشته می‌شود. صورت‌هایی مثل «دمبل» یا «دنبل» در تلفظ عامیانه شنیده می‌شوند، ولی برای پاسخ معیار بهتر است از آن‌ها استفاده نشود، مگر آنکه خود جدول صریحاً سراغ شکل محاوره‌ای یا واژه‌ای تاریخی رفته باشد.

دمل — صورت معیار سرنخکورک — معادل چهارحرفی فارسیآبسه — املای معیار در متنابسه — نمایش رایج در خانه‌های جدول
نکته املایی: «آ» یک حرف مستقل در الفبای فارسی نیست، بلکه الفِ دارای مد است؛ بااین‌حال در جدول یک خانه می‌گیرد. بنابراین «آبسه» نیز مانند «ابسه» چهار خانه اشغال می‌کند. در پاسخ دیجیتال یا نوشتار عادی، «آبسه» دقیق‌تر است؛ در این صفحه پاسخ مستقیم مطابق داده ثبت‌شده جدول، «ابسه» نگه داشته شده است.

انتخاب پاسخ از روی حروف تقاطعی

چون طول هر دو گزینه برابر است، بهترین راه تشخیص، توجه به جای حرف معلوم است. این تطبیق کوچک ابهام را بی‌درنگ برطرف می‌کند:

  • الگوی «ک ـ ر ک» فقط با کورک کامل می‌شود.
  • الگوی «ـ ب س ه» به ابسه می‌رسد.
  • اگر تنها چهارخانه بودن پاسخ معلوم است، هر دو گزینه هنوز ممکن‌اند.
  • اگر سؤال با قید «جوش چرکین پوست» یا «جوش کنار مو» آمده باشد، کورک دقیق‌تر است.
  • اگر عبارت «تجمع چرک» یا اصطلاح پزشکی عمومی دیده شود، آبسه انتخاب سنجیده‌تری است.

گاهی طراح به‌جای «دمل» از سرنخ وارونه استفاده می‌کند؛ مثلاً «کورک» را می‌آورد و «دمل» می‌خواهد. این رابطه دوطرفه در فرهنگ‌های لغت سبب شده است پاسخ‌ها در جدول‌های مختلف جای یکدیگر بنشینند. با این حال، قرار نیست تمام هم‌معنی‌های فرهنگ لغت برای هر جدولی قابل قبول باشند؛ شکل و طول خانه‌ها تعیین‌کننده است.

کاربرد واژه بیرون از خانه‌های جدول

دمل علاوه بر معنای جسمانی، در نثر فارسی کاربرد تصویری هم دارد. تعبیر «دمل سر باز کرد» می‌تواند کنایه از مشکلی پنهان باشد که پس از مدتی آشکار شده است. در چنین جمله‌ای، جانشین کردن «آبسه» معمولاً از قدرت ادبی عبارت می‌کاهد، زیرا «دمل» در زبان عمومی بار تصویری و کنایی جاافتاده‌تری دارد.

در معنای حقیقی: «برآمدگی دردناک را دمل نامیدند.»
در معنای مجازی: «اختلاف قدیمی سرانجام مانند دملی سر باز کرد.»

«کورک» نیز بیشتر رنگ‌وبوی گفتاری و پوستی دارد، در حالی که «آبسه» در گزارش پزشکی دقیق‌تر و رسمی‌تر به گوش می‌رسد. همین تفاوت لحن توضیح می‌دهد چرا پاسخ‌نامه‌های عمومی غالباً کورک را زودتر ذکر می‌کنند، اما یک متن درمانی ممکن است درباره محل آبسه، عمق آن و ارزیابی پزشک سخن بگوید.

پاسخ کوتاه بر پایه تعداد خانه

اگر سرنخ دقیقاً «دمل» است و پاسخ چهار خانه دارد، ابتدا حروف مشترک را نگاه کنید. کورک و ابسه هر دو پاسخ معتبر و رایج‌اند. کورک با «ک» آغاز و پایان می‌یابد؛ ابسه با «ا» شروع می‌شود و به «ه» می‌رسد. این دو نشانه معمولاً برای ثبت جواب نهایی کافی‌اند.

واژه‌های دورتر مانند «خراج» در بعضی فرهنگ‌ها یا متون کهن معنایی نزدیک به آبسه دارند، اما برای این سرنخِ ساده نباید بی‌دلیل جای دو پاسخ اصلی را بگیرند. همچنین «جوش» معنایی بسیار عام دارد و هر جوش پوستی دمل نیست. پس پاسخ ذخیره‌شده هم از نظر طول و هم از نظر پیوند لغوی انتخاب مناسبی است: کورک، ابسه.

سوال دیگری دارید؟

سوال، پیشنهاد یا هر نکته‌ای دارید برای ما پیام بفرستید؛ بررسی می‌کنیم.

نظرات

هنوز نظری ثبت نشده است

اولین نفری باشید که نظر می‌دهد!

تازه‌ترین مطالب

همه مطالب

پیشنهاد مطالعه

چند جواب تصادفی از آرشیو آزادیاب، شاید این‌ها هم به کارتان بیاید.