پرش به محتوای اصلی

دارنده در جدول

۷ دقیقه مطالعه

پاسخ: واجد، ذی

«واجد» چهار حرف و «ذی» دو حرف دارد.

برای سرنخ «دارنده»، هر دو پاسخ ثبت‌شده درست‌اند، اما جای یکسانی در زبان ندارند. اگر چهار خانه در اختیار باشد، واجد پاسخ مستقیم است؛ اگر پاسخ دوخانه‌ای خواسته شده باشد، ذی می‌نشیند. تفاوت تعداد خانه‌ها در این مورد فقط یک نشانه فنی نیست، بلکه تفاوت ساخت و کاربرد دو واژه را نیز بازتاب می‌دهد.

واجد

دارنده یا برخوردار از چیزی

«واجد» در فارسی رسمی برای کسی یا چیزی به کار می‌رود که ویژگی، شرط یا صلاحیتی را دارد. نمونه آشنای آن «واجد شرایط» است؛ یعنی کسی که شرط‌های لازم را داراست.

چیدمان حروف: و + ا + ج + د

ذی

صاحبِ یا دارایِ

«ذی» عنصری عربی و کوتاه به معنای صاحب و دارنده است که بیشتر در ابتدای ترکیب می‌آید؛ مانند «ذی‌نفع»، یعنی کسی که نفعی در موضوع دارد.

چیدمان حروف: ذ + ی

چرا «واجد» دقیقاً با سرنخ جور است؟

در کاربرد رایج فارسی، واجد معادل «دارا» و «برخوردار» است. وقتی گفته می‌شود فردی واجد یک ویژگی است، آن ویژگی در او وجود دارد. به همین دلیل رابطه معنایی سرنخ و پاسخ روشن و مستقیم است: دارنده صلاحیت، واجد صلاحیت است؛ دارنده شرایط لازم، واجد شرایط لازم است؛ و نوشته‌ای که امتیاز مشخصی دارد می‌تواند واجد آن امتیاز توصیف شود.

با این حال، واجد در گفت‌وگوی روزمره معمولاً به تنهایی کمتر شنیده می‌شود. این واژه بیشتر همراه با متمم خود ظاهر می‌شود و لحن رسمی، اداری یا حقوقی دارد. عبارت‌هایی نظیر «متقاضی واجد شرایط»، «شخص واجد صلاحیت» و «اثر واجد ارزش» نشان می‌دهند که پس از آن معمولاً مشخص می‌کنیم دارنده چه چیز یا چه وصفی است.

واجد شرایط: دارنده همه شرط‌هایی که برای پذیرش یا انجام کار تعیین شده‌اند.
واجد صلاحیت: دارنده شایستگی یا اختیار لازم برای یک مسئولیت.
واجد اهمیت: دارای ارزش و اهمیتی که توجه به آن را ضروری می‌کند.
نکته کاربردی: «دارایِ واجد شرایط» ترکیب درستی نیست، زیرا «دارای» و «واجد» هر دو مفهوم داشتن را منتقل می‌کنند. باید گفت «فرد واجد شرایط» یا «فرد دارای شرایط لازم».

«ذی»؛ پاسخی کوتاه که به واژه بعدی تکیه دارد

«ذی» نیز معنای دارنده و صاحب را می‌رساند، ولی برخلاف واجد معمولاً یک وصف مستقل در پایان جمله نیست. این جزء پیش از اسم می‌آید و با آن یک ترکیب می‌سازد. «ذی‌حق» صاحب حق، «ذی‌نفع» صاحب نفع و «ذی‌صلاح» دارنده صلاحیت است. پس پاسخ دوحرفی جدول از دل همین نقش ترکیب‌ساز به دست می‌آید.

در نوشتار معیار فارسی، پیوند «ذی» با جزء بعدی غالباً با نیم‌فاصله نشان داده می‌شود: «ذی‌ربط»، «ذی‌نفع» و «ذی‌قیمت». نیم‌فاصله نشان می‌دهد دو جزء از نظر معنایی یک واحد ساخته‌اند، بی‌آنکه حروفشان به شکل یک واژه پیوسته و ناخوانا درآید. در شبکه جدول، البته تنها دو حرف «ذ» و «ی» وارد خانه‌ها می‌شود.

ذی‌حق = دارنده حقذی‌نفع = دارنده نفعذی‌صلاح = دارنده صلاحیتذی‌ربط = مرتبط با موضوع
دو مسیر بیان مفهوم دارندهدارنده در پاسخ چهارحرفی به واجد و در پاسخ دوحرفی به ذی می‌رسد؛ نمونه‌های هر کدام نیز نمایش داده شده‌اند.دارندهواجدچهار حرفذیدو حرفواجد شرایطذی‌نفع

مرز معنایی دو پاسخ

نقش واژه
«واجد» صفتی است که داشتن یک ویژگی را بیان می‌کند؛ «ذی» جزء آغازین یک ترکیب است و صاحب بودن را به اسم بعد از خود پیوند می‌دهد.
لحن
هر دو رنگ رسمی دارند، اما واجد در عبارت‌های اداری و ارزیابی شرایط بسیار پرکاربرد است؛ ذی بیشتر در اصطلاح‌های تثبیت‌شده حقوقی و دیوانی دیده می‌شود.
نمونه
«متقاضی واجد شرایط است» یک جمله کامل می‌سازد؛ برای «ذی» معمولاً باید گفت «متقاضی ذی‌نفع است» یا ترکیبی مشابه ساخت.
انتخاب
چهار خانه به «واجد» و دو خانه به «ذی» اشاره دارد. حروف تقاطعی نیز میان این دو پاسخ هیچ ابهامی باقی نمی‌گذارند.

یک تفاوت ظریف دیگر در نوع چیزی است که پس از این دو می‌آید. واجد اغلب با اسم‌های انتزاعی مانند شرایط، صلاحیت، ارزش و اهمیت همراه است. ذی نیز می‌تواند با مفاهیم انتزاعی ترکیب شود، اما مجموعه‌ای از عبارت‌های جاافتاده می‌سازد که هر یک مانند یک اصطلاح واحد عمل می‌کنند؛ «ذی‌نفع» در متن حقوقی فقط کسی نیست که چیزی دارد، بلکه شخصی است که نتیجه یک تصمیم یا اقدام بر منفعت او اثر می‌گذارد.

پاسخ‌های نزدیک، اما وابسته به تعداد خانه‌ها

سرنخ کوتاه «دارنده» می‌تواند در جدول‌های دیگر مترادف‌های متفاوتی هم داشته باشد. این نزدیکی معنایی به معنی جایگزینی همیشگی نیست؛ طول پاسخ و لحن سرنخ تعیین می‌کند کدام واژه مناسب‌تر است.

  • دارا: چهار حرف دارد و در فارسی روان به معنای برخوردار و صاحب است. اگر حروف تقاطعی با «واجد» سازگار نباشند، دارا گزینه‌ای طبیعی است.
  • مالک: چهار حرف دارد، اما بیشتر بر مالکیت مال، شیء یا حق تأکید می‌کند. هر دارنده‌ای لزوماً مالک نیست؛ برای نمونه دارنده موقت یک وسیله ممکن است صاحب قانونی آن نباشد.
  • صاحب: پنج حرف دارد و دامنه کاربرد گسترده‌ای دارد؛ صاحب‌خانه، صاحب اثر و صاحب اختیار از ترکیب‌های آشنا هستند.
  • حائز: چهار حرف دارد و معنای به‌دست‌آورنده یا برخوردار را می‌رساند، چنان‌که می‌گوییم «حائز رتبه نخست». این واژه وقتی مفهوم کسب مقام یا برخورداری برجسته باشد مناسب‌تر است.
  • ذا: صورت عربی نزدیک به «ذی» است، ولی کاربرد و صورت صرفی آن با ذی یکسان نیست و نباید بدون شاهد روشن از خانه‌های متقاطع جای پاسخ ثبت‌شده بنشیند.

از معنی لغوی تا عبارت دقیق

«دارنده» در فارسی از بن «دار» و پسوند «ـنده» ساخته شده و در معنای کلی به شخص یا چیزی اشاره می‌کند که چیزی را در اختیار دارد یا وصفی را با خود دارد. این گستردگی باعث می‌شود پاسخ‌های متعددی پیرامون آن شکل بگیرد. «واجد» بخشِ برخورداری از وصف و شرط را برجسته می‌کند، «مالک» تعلق قانونی را، «صاحب» نسبت و اختیار را، و «ذی» صاحب بودن را در قالب یک ترکیب فشرده بیان می‌کند.

برای نمونه، «دارنده کارت» در متن عمومی کسی است که کارت در اختیار اوست؛ الزاماً نمی‌توان او را «واجد کارت» نامید، زیرا این ترکیب در فارسی طبیعی نیست. در مقابل، «دارنده شرایط لازم» همان «واجد شرایط لازم» است. همین تفاوت نشان می‌دهد مترادف‌ها در تعریف لغوی به هم نزدیک‌اند، ولی در جمله با هر اسمی همراه نمی‌شوند.

درباره تلفظ و املا: «واجد» با واو آغاز می‌شود و حرف سوم آن جیم است؛ نباید با «واجب» اشتباه شود. «ذی» نیز با ذال نوشته می‌شود، نه با ز یا ض. این دو تمایز املایی هنگام انتقال پاسخ به خانه‌ها اهمیت دارند.

خوانش درست پاسخ ثبت‌شده

ویرگول میان «واجد، ذی» به این معنا نیست که هر دو واژه باید پشت سر هم در یک ردیف نوشته شوند. این نشانه دو پاسخ مستقل برای طول‌های متفاوت را جدا می‌کند. بنابراین شبکه چهارخانه‌ای فقط «واجد» و شبکه دوخانه‌ای فقط «ذی» را می‌پذیرد. اگر جهت پاسخ عمودی یا افقی باشد، ترتیب حروف تغییر نمی‌کند و از خانه آغاز، به‌ترتیب همان حروف نوشته می‌شوند.

در عبارت «واجد شرایط»، واژه واجد خودش معنای «دارنده» را دارد و «شرایط» چیزی است که شخص داراست. در «ذی‌حق» نیز ذی همان نقش معنایی را بر عهده دارد و «حق» موضوعِ داشتن است. این ساخت موازی، دلیل خوبی برای ثبت هر دو واژه زیر یک سرنخ است، حتی اگر رفتار دستوری‌شان متفاوت باشد.

جمع‌بندی سرنخ: پاسخ اصلی همان «واجد، ذی» است. برای چهار خانه «واجد» را بنویسید و برای دو خانه «ذی» را؛ سپس حروف تقاطعی را با املای «و ا ج د» یا «ذ ی» تطبیق دهید.

سوال دیگری دارید؟

سوال، پیشنهاد یا هر نکته‌ای دارید برای ما پیام بفرستید؛ بررسی می‌کنیم.

نظرات

هنوز نظری ثبت نشده است

اولین نفری باشید که نظر می‌دهد!

تازه‌ترین مطالب

همه مطالب

پیشنهاد مطالعه

چند جواب تصادفی از آرشیو آزادیاب، شاید این‌ها هم به کارتان بیاید.