برای سرنخ «شایسته بودن» در جدول، دقیقترین و رایجترین پاسخ استحقاق است. این واژه «سزاوار بودن»، «شایستگی داشتن» و در بسیاری از جملهها «حق داشتن برای دریافت چیزی» را میرساند. نکته مهم این است که «استحقاق» در شمارش معمول جدول کلمات متقاطع هفت حرف دارد، نه شش حرف.
املای درست و شمارش حروف
صورت معیار واژه استحقاق است: «ا، س، ت، ح، ق، ا، ق». هر نویسه یک خانه میگیرد؛ پس پاسخ هفتخانهای است. واژه با «ح» نوشته میشود، نه «ه»، و دو حرف «ق» دارد: یکی پس از «ح» و دیگری در پایان.
حرکتهای کوتاه تلفظی نوشته نمیشوند و در شمارش خانههای جدول نقشی ندارند.
چرا «استحقاق» پاسخ اصلی است؟
معادل مستقیم
«استحقاق» نامِ حالتِ سزاوار یا شایسته بودن است؛ بنابراین عبارت توضیحی «شایسته بودن» را به یک اسم فشرده و دقیق تبدیل میکند.
رنگ معنایی مناسب
این واژه هم شایستگی را میرساند و هم سزاواری دریافت پاداش، احترام، مزایا یا حتی کیفر را؛ یعنی فقط به توانایی محدود نیست.
کاربرد جاافتاده
ترکیبهایی مانند «استحقاق پاداش»، «استحقاق دریافت» و «مستحق بودن» در فارسی رسمی و عمومی شناختهشدهاند و معنای سرنخ را روشن نگه میدارند.
تناسب با زبان جدول
طراحان جدول معمولاً برای سرنخهایی مانند «سزاوار بودن»، «حق داشتن» یا «شایسته بودن» یک اسم کوتاه میخواهند؛ «استحقاق» دقیقاً همین نقش را دارد.
گزینههای محتمل بر پایه تعداد خانهها
در جدول، مترادف بودن کافی نیست؛ تعداد خانهها و حروف عمودی و افقی تعیین میکنند کدام واژه درست است. گزینههای نزدیک چنیناند:
انتخاب نخست؛ دقیقتر برای سزاواری، مستحق بودن و حقِ دریافت چیزی.
برابر فارسی روانِ استحقاق؛ با آغاز «س» و پایان «ی» شناخته میشود.
بازنویسی مستقیم «شایسته بودن»؛ حروف آن شایستگی است.
واژهای فارسی به معنای اهلیت، سزاواری و شایستگی؛ بیشتر در لحن ادبی دیده میشود.
بیشتر بر توان، ارزش و شایستگی شخص برای انجام کار تأکید دارد.
رسمیتر و مناسب سرنخهای حقوقی یا اداری؛ یعنی واجد صلاحیت بودن.
علاوه بر شایستگی، معنی بسندگی، کاردانی و از عهده برآمدن دارد.
میتواند شایستگی یا مناسب بودن بدهد، اما چندمعناتر و وابستهتر به بافت است.
تفاوت معنایی گزینههای نزدیک
«استحقاق» و «سزاواری» پاسخ میدهند که آیا کسی سزاوار چیزی هست یا نه. «لیاقت» معمولاً قابلیت فرد را برجسته میکند؛ مثلاً «لیاقت مدیریت دارد». «اهلیت» در جملههایی مانند «اهلیت انجام معامله» رنگ حقوقی و رسمی دارد. «کفایت» نیز علاوه بر شایستگی، مفهوم کافی بودن یا توان اداره امور را در خود دارد. به همین دلیل این واژهها همیشه قابل جایگزینی با یکدیگر نیستند.
ریشه و ساخت واژه
«استحقاق» واژهای عربی از ریشه «ح ـ ق ـ ق» و مصدرِ ساختِ استفعال است. پیوند آن با «حق» و «مستحق» بهترین راه یادسپاری معناست: کسی که مستحق چیزی است، برای آن استحقاق دارد؛ یعنی سزاوار آن است یا بر پایه شرایط حق برخورداری از آن را دارد. در فارسی، معنای واژه فقط «مطالبه حق» نیست و شایستگی و سزاواری را نیز بهروشنی دربر میگیرد.
املای درست و دامهای رایج
درست: استحقاق
نادرست: استهقاق، استحقاک، استحغاق
«استحقار» نیز پاسخ این سرنخ نیست؛ استحقار یعنی کوچک یا خوار شمردن. «صلاحیت» نزدیک است، اما شش حرف دارد و بیشتر به واجد شرایط بودن برای کار، مقام یا رسیدگی اشاره میکند. «قابلیت» هم بیشتر توان بالقوه یا امکان را میرساند و معادل دقیق سزاوار بودن نیست.
روش قطعی کردن پاسخ با تقاطعها
پاسخ نهایی
برای عنوان «شایسته بودن در جدول»، پاسخ نهایی و معتبر استحقاق است.
شکل صحیح: ا ـ س ـ ت ـ ح ـ ق ـ ا ـ ق؛ تعداد حروف: ۷. اگر جدول شما هفت خانه ندارد، گزینههای هممعنی را فقط بر اساس طول و حروف تقاطعی انتخاب کنید.
نظرات
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد!