تعداد حروف پاسخ: ۴ حرف؛ ب ـ ن ـ د ـ ی
اگر در جدول کلمات متقاطع با سرنخ «اسیر» روبهرو شدهاید، پاسخ چهارحرفیِ رایج آن بندی است. بندی یعنی کسی که در بند افتاده، گرفتار شده یا آزادیاش محدود شده است. این واژه با «بند» و «دربند» ارتباط دارد و در متنهای ادبی و واژهنامهای بهجای اسیر به کار میرود.
معنی بندی در پاسخ جدول
«بندی» صفت یا اسمی برای فرد گرفتار و اسیر است؛ یعنی کسی که به بند کشیده شده، در اختیار دیگری قرار گرفته یا امکان رفتوآمد آزادانه ندارد. این گرفتاری میتواند در معنای واقعی، مانند اسیر جنگی یا زندانی، باشد و گاهی در زبان ادبی به معنای گرفتار یک وضعیت یا وابسته به چیزی استفاده شود.
وقتی طراح جدول سرنخ کوتاه «اسیر» را مینویسد، یکی از پاسخهای مناسب و شناختهشده «بندی» است. وجود «ی» در پایان، شکل واژه را از «بند» جدا میکند و آن را به فردی نسبت میدهد که در بند است. اگر چهار خانه در اختیار داشته باشید، این پاسخ از نظر معنی و تعداد حروف با سرنخ هماهنگ میشود.
«بندی» در گفتار روزمره از «زندانی» کمکاربردتر است، اما در شعر، نثر ادبی، فرهنگهای لغت و جدولهای کلمات متقاطع حضور دارد. به همین دلیل، حلکننده ممکن است آن را در متنهای جدید کمتر ببیند و فقط هنگام حل جدول با آن روبهرو شود.
شمارش حروف واژهٔ بندی
پاسخ «بندی» چهار حرف دارد. برای جایگذاری درست در جدول، حروف آن را جداگانه بررسی کنید:
- ب حرف اول است.
- ن حرف دوم است.
- د حرف سوم است.
- ی حرف چهارم است.
الگوی کامل پاسخ «ب ـ ن ـ د ـ ی» است. در جدول فارسی واژه بدون فاصله و بدون نشانهٔ تلفظی نوشته میشود. اگر خانهٔ اول «ب» و خانهٔ سوم «د» باشد، حروف تقاطعی میتوانند پاسخ را تأیید کنند. دقت کنید که پاسخ «بندی» با «بند» چهار حرف نیست؛ «بند» سه حرف دارد و بیشتر نام طناب، زنجیر یا محل حبس است.
رابطهٔ بندی با بند
«بند» در فارسی معانی گوناگونی دارد. در معنای اصلی میتواند ریسمان، طناب، زنجیر یا چیزی باشد که برای بستن استفاده میشود. از همین معنا، مفهوم بستهشدن و محدودیت شکل گرفته است. وقتی فردی با بند بسته میشود یا در بندی قرار میگیرد، آزادی حرکت او از بین میرود و بهتدریج واژهٔ «بندی» برای چنین شخصی به کار میرود.
بند در زبان فارسی معنای محلی برای حبس یا بخش زندان نیز دارد؛ مانند «در بند بودن». «بندی» یعنی کسی که در بند است یا به بند افتاده. این ساخت واژه برای حل جدول مهم است، چون تعریف «اسیر» را از طریق مفهوم مخالف آزادی به پاسخ پیوند میدهد.
«بند» در کاربردهای دیگری هم دیده میشود؛ مانند بند شعر، بند لباس، بند انگشت و بندرود. بنابراین صرف دیدن واژهٔ بند در سرنخ همیشه به معنای اسیر نیست. این تعریف، تعداد خانهها و جایگاه واژه در جمله است که معنای درست را مشخص میکند.
تفاوت بندی، زندانی و محبوس
«بندی»، «زندانی» و «محبوس» همگی میتوانند برای فردی بدون آزادی به کار بروند، اما بار معنایی و فضای کاربردشان متفاوت است. بندی واژهای ادبیتر و وابسته به مفهوم بند است. زندانی واژهای رایجتر است و معمولاً کسی را نشان میدهد که در زندان نگهداری میشود. محبوس نیز واژهای رسمی و عربیاصل است و بر حبس یا محصورشدن تأکید دارد.
- بندی: اسیر، گرفتار یا کسی که در بند است؛ چهار حرف.
- زندانی: فردی که در زندان نگهداری میشود؛ هفت حرف.
- محبوس: فرد محصور یا حبسشده؛ شش حرف.
- دربند: گرفتار یا اسیر؛ در برخی کاربردها نام مکان نیز هست.
در جدول، تعداد خانهها بین این گزینهها تفاوت ایجاد میکند. اگر سرنخ «اسیر» باشد و چهار خانه داشته باشد، «بندی» انتخاب مناسبی است؛ اگر شش خانه باشد، محبوس میتواند گزینهٔ دیگری باشد. حروف تقاطعی همیشه باید در کنار معنا بررسی شوند.
بندی در متنهای ادبی و تاریخی
زبان ادبی فارسی برای بیان وضعیت اسارت، گرفتاری و نداشتن اختیار از ترکیبهای متنوعی استفاده میکند. «بندی» یکی از این واژههاست و میتواند برای اسیر جنگی، فرد دربند، زندانی یا انسانی که گرفتار اندوه و دشواری شده به کار برود. در این نوشتهها، واژه گاهی از معنای فیزیکی حبس فراتر میرود و حالت روحی یا اجتماعی را هم بیان میکند.
برای مثال، «بندیِ زنجیر» کسی است که واقعاً با زنجیر بسته شده و «بندیِ غم» بهصورت استعاری فردی گرفتار اندوه است. هر دو ترکیب از مفهوم محدودشدن و نداشتن آزادی کمک میگیرند. در جدول، وقتی فقط واژهٔ «اسیر» بهعنوان تعریف میآید، معنای عمومی و کوتاه «بندی» مد نظر است.
کاربرد ادبی دلیل دیگری است که این پاسخ در جدولها دیده میشود. طراحان جدول به واژههایی نیاز دارند که معنای دقیق و تعداد حروف مشخص داشته باشند و «بندی» با چهار حرف، گزینهای مناسب برای خانههای کوتاه است.
اسیر در جنگ و بندی
یکی از روشنترین مصداقهای اسیر، فردی است که در جنگ به دست طرف مقابل افتاده و دیگر اختیار رفتوآمد ندارد. چنین شخصی را میتوان اسیر جنگی یا بندی دانست. «اسیر» معمولاً خودِ وضعیت یا عنوان فرد را بیان میکند، در حالی که «بندی» تصویری از قرارگرفتن در بند و محدودیت ارائه میدهد.
البته «بندی» فقط برای اسیر جنگی نیست. فردی که به سبب جرم یا حکم قانونی در زندان است، شخصی که به زور بازداشت شده، یا حتی کسی که در معنای مجازی گرفتار یک مشکل است نیز ممکن است در زبان ادبی بندی نامیده شود. تعریف کوتاه جدول معمولاً این تفاوتهای جزئی را باز نمیکند و حروف تقاطعی راهنمای اصلی میشوند.
این واژه با «بند» مفاهیمی مانند زنجیر، اسارت، زندان و گرفتاری را به ذهن میآورد. بنابراین اگر سرنخهایی مانند «دربند»، «گرفتار» یا «محبوس» در چهار خانه دیده شود، «بندی» میتواند یکی از گزینههای جدی باشد؛ هرچند پاسخ دقیق به صورت سرنخ و تقاطعها بستگی دارد.
چرا پاسخ اسیر «بندی» است؟
انتخاب این پاسخ بر سه پایه استوار است. نخست، معنای واژه: بندی یعنی اسیر و گرفتار. دوم، ساخت واژه: «بندی» از مفهوم بند و دربندبودن میآید. سوم، طول پاسخ: چهار حرف دارد و در جدولهای رایج برای سرنخ کوتاه «اسیر» بسیار مناسب است.
گزینههایی مانند گرفتار، محبوس، زندانی و دربند نیز ممکن است به ذهن برسند، اما طول و شکل متفاوتی دارند. «گرفتار» هفت حرف، «محبوس» شش حرف و «زندانی» هفت حرف است. «دربند» پنج حرف دارد و به صورت ترکیبی نوشته میشود. اگر چهار خانه خالی باشد، «بندی» از میان این گزینهها انتخاب دقیقتری است.
در صورتی که حروف تقاطعی پاسخ را تغییر دهند، لازم است احتمال گزینههای دیگر را هم بررسی کنید. برای نمونه، اگر خانهٔ اول «م» باشد، «محبوس» یا واژهای دیگر ممکن است مناسب باشد. جدول خوب با تعریف و تقاطع به حلکننده اجازه میدهد یک واژهٔ درست را از میان مترادفها جدا کند.
روش حل سرنخهای مربوط به اسارت
برای حل سرنخهایی که به اسارت، بازداشت یا گرفتاری مربوطاند، اول نوع تعریف را مشخص کنید. آیا طراح یک اسم برای شخص میخواهد، یک صفت برای وضعیت، یا یک فعل برای عمل بهاسارتگرفتن؟ در سرنخ «اسیر»، معمولاً اسم یا صفتی برای فرد مورد نظر است و «بندی» پاسخ چهارحرفی مناسبی به شمار میآید.
- معنای اصلی را مشخص کنید: فرد اسیر یا وضعیت اسارت.
- تعداد خانهها را بشمارید.
- مترادفهای کوتاه مانند بندی، محبوس و دربند را بررسی کنید.
- حروف تقاطعی را با الگوی «ب ـ ن ـ د ـ ی» تطبیق دهید.
- پاسخ را بدون فاصله و با املای دقیق وارد کنید.
این روش برای سرنخهای مشابه هم کاربرد دارد. اگر تعریف «در بند» یا «گرفتار» باشد، ممکن است همان واژهٔ بندی خواسته شده باشد؛ اما اگر تعریف به محل نگهداری افراد اشاره کند، «زندان» یا «حبس» احتمال بیشتری دارد. نقش دستوری و تعداد حروف را همیشه کنار هم ببینید.
واژههای مرتبط با بندی
برای مرور سریع این سرنخ، واژههای نزدیک زیر را به خاطر بسپارید:
این واژهها از نظر معنا به اسارت و محدودیت نزدیکاند، اما پاسخ هر سرنخ میتواند با دیگری فرق کند. «بندی» چهار حرف دارد و برای تعریف «اسیر» در چهار خانه گزینهای روشن است؛ در حالی که واژههای دیگر با تعداد خانههای متفاوت نوشته میشوند.
جمعبندی پاسخ اسیر در جدول
پاسخ: بندی
تعداد حروف: ۴ حرف
حروف: ب ـ ن ـ د ـ ی
معنی: گرفتار، دربند، زندانی یا اسیر
پس پاسخ نهایی «اسیر در جدول» بندی است. این واژه با مفهوم بند و دربندبودن ارتباط دارد و در زبان ادبی و جدولهای کلمات متقاطع برای فرد اسیر یا گرفتار به کار میرود. اگر تعداد خانهها چهار باشد، حروف «ب ـ ن ـ د ـ ی» را وارد کنید؛ اگر تعداد خانهها متفاوت است، مترادفهایی مانند محبوس، زندانی یا دربند را بر اساس تقاطعها بررسی کنید.
نظرات
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد!