پاسخ سرنخ «بی ابرو در جدول» رسوا است. رسوا به کسی گفته میشود که عیب یا کار ناپسندش آشکار شده و نزد مردم بیآبرو یا بدنام شده است. این پاسخ چهار حرف دارد: ر، س، و، ا.
چرا جواب بیآبرو، رسوا است؟
وقتی رفتار یا راز ناپسند کسی فاش شود و آبرو و اعتبار او نزد مردم از بین برود، میگوییم آن فرد رسوا شده است. رسوا هم به بیآبرو بودن اشاره دارد و هم بر آشکار شدن علت یا عمل تأکید میکند.
در جدولهای فارسی، «بیآبرو» یکی از سرنخهای رایج برای رسواست. پاسخ چهارحرفی است و با حروف ر، س، و، ا در خانهها قرار میگیرد.
تعداد حروف و املای رسوا
رسوا چهار حرف دارد: ر، س، و و ا. این واژه به صورت یک کلمه و بدون فاصله نوشته میشود. شکل درست آن رسواست و نباید «رسوا» را با ترکیبهای دارای فاصله یا حروف افزوده وارد جدول کرد.
- پاسخ: رسوا.
- تعداد حروف: چهار.
- حروف: ر، س، و، ا.
- معنی: بیآبرو، بدنام و افشاشده.
- افعال رایج: رسوا شدن و رسوا کردن.
تفاوت رسوا و بیآبرو
بیآبرو به کسی گفته میشود که حرمت، اعتبار یا آبروی اجتماعی خود را از دست داده است. رسوا علاوه بر این معنی، اغلب نشان میدهد که عیب یا عمل پنهان فرد آشکار شده و همین افشا باعث شرمندگی او شده است.
هر فرد رسوا معمولاً بیآبروست، اما ممکن است کسی به دلایل مختلف بیآبرو باشد بدون آنکه یک راز یا کار مشخص او در ملأعام فاش شده باشد.
تفاوت رسوا و بدنام
بدنام بیشتر به شهرت منفی و استمرار آن در میان مردم اشاره دارد. کسی ممکن است به مرور زمان به رفتار بد شناخته شود و بدنام باشد، حتی اگر رسوایی مشخصی رخ نداده باشد. رسوا بر لحظهٔ فاش شدن و بیآبرو شدن تأکید بیشتری دارد.
بدنام پنج حرف دارد و رسوا چهار حرف. اگر جدول چهار خانه و سرنخ بیآبرو باشد، رسوا پاسخ کوتاهتر و مناسبتر است.
تفاوت رسوا و مفتضح
مفتضح نیز به بیآبرویی و آشکار شدن زشتی اشاره دارد، اما شدت رسوایی و خواری در آن بیشتر است. یک ماجرای مفتضح موجب شرمندگی و تمسخر فراوان شده است. رسوا واژهای عمومیتر و کوتاهتر است.
- رسوا: چهار حرف؛ بیآبرو و آشکارشده.
- بدنام: پنج حرف؛ دارای شهرت منفی.
- مفتضح: شش حرف؛ همراه با رسوایی شدید و آشکار.
- روسیاه: شش حرف؛ شرمنده و گنهکار یا بیآبرو.
تفاوت رسوا و روسیاه
روسیاه معمولاً بار شرمندگی، گناه و سرافکندگی دارد و گاهی در برابر وجدان، مردم یا خدا به کار میرود. رسوا بیشتر به فاش شدن راز یا کار زشت و از بین رفتن آبرو نزد مردم مربوط است.
در زبان ادبی، هر دو واژه میتوانند مترادف باشند؛ اما حروف تقاطعی و طول پاسخ در جدول تعیین میکند کدام واژه را باید نوشت.
کاربرد صفتی رسوا
رسوا معمولاً صفت است و برای شخص، رفتار، راز یا ماجرایی به کار میرود که آشکار و بیآبروکننده شده است. میگوییم آدم رسوا، راز رسوا، ماجرای رسوا یا عشق رسوا. در برخی جملهها نیز واژه به شکل اسم به کار میرود و به فرد بیآبرو اشاره میکند.
این واژه با فعلهای شدن و کردن ترکیب میشود: رسوا شدن یعنی بیآبرو و آشکار شدن؛ رسوا کردن یعنی آبروی کسی را بردن یا راز او را فاش کردن.
کاربرد ادبی و معنای آشکار
رسوا گاهی برای چیزی که بیش از اندازه آشکار و نمایان است نیز به کار میرود؛ مانند «دروغی رسوا» یا «پنهانکاری رسوا». در این کاربرد، محور معنایی بر فاش شدن و ناتوانی در پنهان ماندن است.
ترکیبهایی مانند رسوای عالم و رسوای خاص و عام در ادبیات فارسی، شهرت فراگیر و آشکار شدن بیآبرویی را نشان میدهند. این تعبیرها با پاسخ جدول ارتباط معنایی دارند.
واژههای نزدیک و متضاد
بدنام، بیحرمت، روسیاه، مفتضح، ننگین و انگشتنما از واژههای نزدیک به رسوا هستند. آبرودار، معتبر، محترم و سربلند در جهت مقابل قرار میگیرند. انتخاب میان این واژهها با طول خانه و سرنخ مشخص میشود.
- آبرودار: دارای حرمت و اعتبار.
- معتبر: قابل اعتماد و دارای اعتبار.
- سربلند: مفتخر و دور از شرمندگی.
- رسوایی: حالت یا نتیجهٔ بیآبرو شدن.
راهنمای ورود پاسخ
چهار خانه را بشمارید و حروف ر، س، و، ا را از راست به چپ وارد کنید. اگر حرف دوم س و حرف سوم و باشد، رسوا گزینهٔ بسیار محتمل است. در پایان با تقاطعهای عمودی و افقی مطمئن شوید پاسخ با شبکه هماهنگ است.
در عنوان کار «بی ابرو» بدون نیمفاصله آمده است؛ در نوشتار معیار شکل «بیآبرو» رایج است، اما پاسخ جدول یک واژهٔ پیوسته و چهارحرفی یعنی رسواست.
جمعبندی
رسوا پاسخ چهارحرفی و به معنی بیآبرو، بدنام و آشکارشدن عیب یا کار ناپسند است. بیآبرو بر از دست رفتن اعتبار، بدنام بر شهرت منفی، مفتضح بر شدت رسوایی و روسیاه بر شرمندگی و گناه تأکید دارد. برای این سرنخ، پاسخ درست رسوا است.
نظرات
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد!