برای سرنخ «به کار گماشتن» در جدول، نخستین و معتبرترین پاسخ استخدام است. این واژه دقیقاً مفهومِ به خدمت گرفتن فرد و سپردن کار به او را میرساند و از نظر کاربرد روزمره نیز از گزینههای هممعنی شناختهشدهتر است. بااینحال، تعداد خانهها و حروف تقاطعی میتواند پاسخ را به واژههایی مانند «انتصاب»، «گماشتن» یا «گماردن» تغییر دهد؛ بنابراین پاسخ قطعی باید هم از نظر معنا و هم از نظر شمار خانهها کنترل شود.
چرا «استخدام» پاسخ اصلی است؟
«استخدام» در معنای رایج یعنی کسی را برای انجام کار یا خدمت پذیرفتن و به کاری گماشتن. این واژه معمولاً هنگامی به کار میرود که رابطهای کاری شکل میگیرد؛ یعنی فرد برای یک شغل، مسئولیت یا خدمت مشخص وارد مجموعهای میشود. به همین دلیل، وقتی طراح جدول سرنخ را بدون قیدهایی مانند «در مقام دولتی»، «برای منصب» یا «به سمتی» میآورد، «استخدام» از همه طبیعیتر است.
از نظر ساخت سرنخ نیز عبارت «به کار گماشتن» یک تعریف مستقیم برای «استخدام» به شمار میآید، نه صرفاً تداعی دور یا مترادفی ناقص. این دقت معنایی اهمیت دارد، چون برخی جوابهای نزدیک تنها در موقعیتهای خاص درستاند. برای نمونه، «انتصاب» بیشتر بر قرار دادن فرد در یک سمت تأکید میکند، در حالی که «استخدام» بر پذیرفتن او برای کار یا خدمت دلالت دارد.
شمار درست حروف «استخدام»
«استخدام» در جدول فارسی ۷ حرف دارد. گاهی شمارش نادرست این واژه باعث میشود حلکننده به گزینهای نامتناسب برسد. هر حرف یک خانه را پر میکند:
ترتیب حروف: ا ـ س ـ ت ـ خ ـ د ـ ا ـ م
«استخدام» پنجحرفی نیست؛ این واژه هفت خانه میگیرد. در جدول، شکل نوشتاری حروف ملاک است، نه تعداد بخشهای آوایی یا تصور شنیداری از کلمه.
گزینههای محتمل بر اساس تعداد خانهها
اگر تعداد خانهها با «استخدام» جور درنمیآید، باید سراغ مترادفهای نزدیک رفت. تفاوت این گزینهها فقط در طول واژه نیست؛ هرکدام سایه معنایی ویژهای دارند.
به خدمت گرفتن یا پذیرفتن فرد برای کار. پاسخ اصلی و رایج برای سرنخِ بدون قید.
گماردن فرد در یک سمت یا منصب مشخص؛ مناسبتر برای سرنخهای اداری و رسمی.
خودِ مصدر فارسیِ «بر سر کاری گذاشتن». وقتی طراح جواب فعلی و همساخت با سرنخ میخواهد، محتمل است.
هممعنی نزدیک «گماشتن»؛ در نثر رسمی و ادبی کاربرد روشن و مستقیمی دارد.
فقط وقتی سرنخ بر «مشخص کردن فرد برای وظیفه» دلالت کند مناسب است؛ از «استخدام» عامتر و کمدقتتر است.
در زبان قدیم میتواند معنی به کار واداشتن بدهد، اما امروز بیشتر برای «به کار بردن» چیزها شنیده میشود.
میتواند به فرایند گزینش و به کار گماشتن فرد اشاره کند، ولی نام واحد اداریِ امور کارکنان نیز هست.
برای استفاده از فرد، نیرو، ابزار یا روش به کار میرود و همیشه به معنی استخدام رسمی نیست.
حروف تقاطعی چگونه جواب را مشخص میکنند؟
در این سرنخ، چند گزینه از نظر معنی به هم نزدیکاند؛ پس یک یا دو حرف تقاطعی میتواند تصمیم را قطعی کند. الگوهای زیر سریعترین راه تشخیصاند:
تفاوت «استخدام» و «انتصاب»
بر ورود فرد به رابطه کاری یا خدمت تأکید دارد. آگهی شغلی، پذیرش نیرو، قرارداد کار و شروع همکاری معمولاً با این واژه بیان میشود.
بر قرار گرفتن فرد در مقام یا مسئولیتی مشخص تأکید دارد. ممکن است فرد از قبل کارمند باشد و فقط به سمتی تازه منصوب شود؛ پس هر انتصابی لزوماً استخدام تازه نیست.
تفاوت «گماشتن» و «گماردن» با پاسخ اصلی
«گماشتن» و «گماردن» دو مصدر فارسی نزدیکاند و هر دو میتوانند معنی بر سر کاری گذاشتن یا مأمور کردن بدهند. این دو واژه از نظر دستوری بیشتر شکل فعلی دارند، در حالی که «استخدام» یک اسممصدر رایج است. طراح جدول ممکن است برای تنوع یا هماهنگی با شمار خانهها، مصدر را به جای اسممصدر انتخاب کند.
از نظر کاربرد، «او را به نگهبانی گماشتند» بر سپردن یک وظیفه مشخص تأکید میکند؛ اما «او را استخدام کردند» بیشتر شکلگیری همکاری کاری را برجسته میسازد. بنابراین اگر در سرنخ کلماتی مانند «مأمور کردن»، «بر کاری نهادن» یا «مسئول ساختن» دیده شود، «گماشتن» و «گماردن» وزن بیشتری پیدا میکنند.
املای درست و دامهای نوشتاری
- استخدام با «خ» و سپس «د» نوشته میشود: ا س ت خ د ا م.
- شکل استغدام نادرست است؛ «غ» در این واژه جایی ندارد.
- انتصاب با «ص» به معنی منصوب کردن است، اما انتساب با «س» یعنی نسبت دادن یا وابسته دانستن.
- گماشتن و گماردن هر دو درستاند، ولی حروف چهارم و پنجم آنها متفاوت است؛ تقاطعها را دقیق بخوانید.
- در جواب یکواژهای جدول، فاصله و نیمفاصله مطرح نیست. برای گزینه مرکب، صورت «بهکارگیری» روشنتر و معیارتر از «بکارگیری» است.
«انتصاب» و «انتساب» از نظر شنیداری نزدیکاند، اما فقط «انتصاب» به گماشتن در سمت مربوط است. اگر حرف چهارمِ پاسخ «ص» باشد، مسیر درست را یافتهاید.
آیا «بهکارگیری» همان «استخدام» است؟
نه همیشه. «بهکارگیری» دامنه وسیعتری دارد و میتواند درباره انسان، ابزار، روش، سرمایه یا فناوری گفته شود؛ مانند «بهکارگیری نرمافزار تازه». اما «استخدام» در کاربرد معمول بیشتر به پذیرفتن انسان برای شغل یا خدمت اشاره دارد. اگر سرنخ صرفاً «استفاده کردن» باشد، «بهکارگیری» مناسبتر است؛ اگر موضوع گرفتن نیرو برای کار باشد، «استخدام» دقیقتر خواهد بود.
همین تفاوت نشان میدهد که هممعنی بودن در جدول همیشه مطلق نیست. طراحان گاهی از نزدیکی معنایی استفاده میکنند، ولی حلکننده باید ببیند آیا پاسخ پیشنهادی در همان بافت طبیعی است یا فقط شباهتی کلی دارد.
چند نمونه برای تشخیص سریع معنا
گرفتن نیروی تازه
«شرکت سه حسابدار تازه استخدام کرد.» اینجا پاسخ دقیق همان «استخدام» است.
سپردن یک سمت
«او را به ریاست اداره منصوب کردند.» در جدول، «انتصاب» یا «گماشتن» طبیعیتر است.
سپردن مأموریت
«نگهبانی را بر دروازه گماشتند.» محور معنا مأمور کردن و قرار دادن بر سر کار است.
استفاده از ابزار
«از روش تازهای بهره گرفتند.» اینجا «بهکارگیری» یا «استعمال» میتواند مطرح شود، نه استخدام.
پرسشهای کوتاه حلکنندگان
جواب ۷ حرفی «به کار گماشتن» چیست؟
«استخدام»؛ مگر اینکه حروف تقاطعی بهروشنی واژه دیگری مانند «استعمال» را بسازند.
جواب ۶ حرفی این سرنخ چیست؟
سه گزینه مهم «انتصاب»، «گماشتن» و «گماردن» هستند. حرف اول و حرف چهارم معمولاً انتخاب را قطعی میکند.
آیا «تعیین» پاسخ درستی است؟
بهصورت کلی میتواند نزدیک باشد، اما برای سرنخ دقیق «به کار گماشتن» از «استخدام» و «انتصاب» ضعیفتر است.
«استخدام» با غ نوشته میشود یا خ؟
با «خ» نوشته میشود. صورت درست «استخدام» و صورت «استغدام» غلط است.
نظرات
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد!