پرش به محتوای اصلی

نم دار در جدول

۷ دقیقه مطالعه
پاسخ: مرطوب
واژه‌ای پنج‌حرفی به معنای دارای نم و رطوبت.

برای سرنخ «نم‌دار»، پاسخ ذخیره‌شده و دقیق مرطوب است. این صفت حالتی را بیان می‌کند که در آن مقداری رطوبت وجود دارد؛ یعنی شیء، هوا یا سطح کاملاً خشک نیست. گستردگی کاربرد همین واژه باعث می‌شود هم برای «خاک مرطوب» و «پارچهٔ مرطوب» طبیعی باشد و هم در ترکیب‌هایی مانند «هوای مرطوب» درست بنشیند.

چرا «مرطوب» با سرنخ جور است؟

«نم‌دار» از «نم» و پسوند دارندگی «دار» ساخته شده و معنای روشن آن «دارای نم» است. «مرطوب» نیز دقیقاً بر وجود رطوبت دلالت می‌کند. در این پاسخ لازم نیست نم از باران، بخار هوا، شست‌وشو یا تماس با آب پدید آمده باشد؛ نکتهٔ اصلی باقی‌بودن رطوبت است.

این هم‌معنایی در زبان روزمره به‌سادگی دیده می‌شود: دستمال نم‌دار همان دستمال مرطوب است و دیوار نم‌دار را نیز می‌توان دیوار مرطوب نامید. بنابراین رابطهٔ سرنخ و پاسخ، رابطه‌ای مستقیم است و به تعبیر مجازی یا اصطلاح ویژه‌ای نیاز ندارد.

معنا از سطح یک شیء تا وضعیت هوا

دامنهٔ «مرطوب» از یک لکهٔ کوچک نم تا ویژگی کلی یک محیط امتداد دارد. وقتی می‌گوییم «حوله هنوز مرطوب است»، از آبی سخن می‌گوییم که در بافت آن باقی مانده؛ در «خاک مرطوب»، منظور وجود رطوبتی است که خاک را از خشکی بیرون آورده؛ و در «اقلیم مرطوب»، میزان رطوبت هوا برجسته است. پس پاسخ جدول فقط نام حالتی برای اجسام خیس‌شده نیست و می‌تواند وصف مکان، هوا، پوست، خاک و مواد گوناگون باشد.

هوای مرطوبخاک مرطوبپارچهٔ مرطوبپوست مرطوبدیوار مرطوب

وجه مشترک این ترکیب‌ها «وجود رطوبت» است، اما مقدار و منشأ آن یکسان نیست. رطوبت هوا به بخار آب مربوط است، نمِ دیوار ممکن است در مصالح نفوذ کرده باشد و رطوبت پارچه در میان الیاف بماند. واژهٔ «مرطوب» بدون محدودکردن منشأ آب، همهٔ این موقعیت‌ها را پوشش می‌دهد و به همین دلیل برای سرنخی کوتاه و عمومی مانند «نم‌دار» انتخابی مناسب است.

املای درست؛ «ط» خانهٔ تعیین‌کننده است

صورت معیار واژه مرطوب است: میم، ر، ط، واو و ب. نوشتن «مرتوب» با «ت» غلط املایی است. بهترین نشانه برای به‌خاطر سپردن حرف سوم، پیوند واژه با «رطوبت» است؛ هر دو با «ط» نوشته می‌شوند. در جدول، همین حرف می‌تواند تقاطع حساس پاسخ باشد و انتخاب نادرست آن جواب عمودی یا افقی دیگری را نیز به هم بزند.

«مرطوب» بدون نیم‌فاصله و به شکل یکپارچه نوشته می‌شود. در مقابل، صورت معیار سرنخ را می‌توان «نم‌دار» با نیم‌فاصله نوشت؛ زیرا «دار» به جزء پیش از خود افزوده شده است. این تفاوت ظاهری اثری بر هم‌معنا بودن دو واژه ندارد: یکی پاسخ یک‌واژه‌ای پنج‌حرفی است و دیگری ترکیبی وصفی.

نکتهٔ دقیق برای شمارش: «مرطوب» ۵ حرف دارد. «تر» ۲ حرف، «خیس» ۳ حرف و «نمناک» نیز ۵ حرف است. تعداد خانه‌ها و حروف تقاطعی مشخص می‌کنند که کدام هم‌معنی برای یک جدول خاص قابل استفاده است.

جایگزین‌ها چه تفاوتی با پاسخ اصلی دارند؟

هم‌معنی‌ها همیشه در تمام جمله‌ها جانشین کامل یکدیگر نیستند. در این سرنخ، چون پاسخ ذخیره‌شده «مرطوب» است، همان جواب مستقیم صفحه محسوب می‌شود؛ بااین‌حال ممکن است طراح دیگری با تعداد خانه‌های متفاوت یکی از واژه‌های زیر را در نظر داشته باشد.

نمناک۵ حرف

از نظر ساخت و شدت به «نم‌دار» بسیار نزدیک است و معمولاً وجود نم کم یا ملایم را تداعی می‌کند. «هوای نمناک» و «زمین نمناک» طبیعی‌اند؛ اما اگر تقاطع‌ها م، ر، ط، و، ب را نشان دهند، پاسخ مورد نظر مرطوب است.

تر۲ حرف

کوتاه‌ترین جایگزین رایج است و در بسیاری از جمله‌ها در برابر «خشک» قرار می‌گیرد. برای یک پاسخ پنج‌خانه‌ای مناسب نیست، ولی در سرنخ مشابهِ دوخانه‌ای می‌تواند جواب باشد.

خیس۳ حرف

اغلب تماس آشکارتر یا بیشتر با آب را القا می‌کند؛ مثلاً لباس خیس معمولاً از لباس کمی نم‌دار آب بیشتری دارد. این مرز در گفتار همیشه سخت و ثابت نیست، اما «خیس» از نظر تعداد حروف با پاسخ این صفحه تفاوت دارد.

نم‌دارخودِ سرنخ

شرح فارسی و شفاف «مرطوب» است. اگرچه در نوشتار با نیم‌فاصله دیده می‌شود، در خانه‌های جدول فاصله و نیم‌فاصله خانه‌ای نمی‌گیرند. اینجا طراح معنای آن را خواسته، نه تکرار همان صورت.

تفاوت «مرطوب» با «خیس» در بافت جمله

برای درک ظرافت پاسخ، دو تصویر ساده مفید است. دستمالی که برای پاک‌کردن سطح فقط اندکی آب دارد، «مرطوب» یا «نم‌دار» است؛ دستمالی که آب از آن می‌چکد، معمولاً «خیس» توصیف می‌شود. بااین‌حال زبان واحد اندازه‌گیری دقیق نیست و گویندگان ممکن است بسته به موقعیت واژه‌ها را با آزادی بیشتری به کار ببرند.

در وصف هوا نیز «مرطوب» انتخاب جاافتاده‌تری است: «هوای مرطوب» یعنی هوایی که رطوبت قابل توجه دارد. عبارت «هوای خیس» در معنای معمول همین دقت را ندارد و بیشتر تصویری ادبی یا غیرعادی می‌سازد. این تواناییِ همراه‌شدن با اسم‌های متنوع، دلیل دیگری است که «مرطوب» را به معادل عمومی و مطمئن «نم‌دار» تبدیل می‌کند.

سطح: «شیشه هنوز مرطوب بود»؛ یعنی نم یا قطره‌های ریز روی آن باقی مانده بود.

بافت: «پارچه را مرطوب نگه دارید»؛ یعنی نگذارید کاملاً خشک شود، بی‌آنکه الزاماً از آب اشباع باشد.

محیط: «گیاه در خاک مرطوب رشد می‌کند»؛ در اینجا واژه به وضعیت رطوبتی خاک اشاره دارد.

اقلیم: «هوا گرم و مرطوب بود»؛ رطوبت، ویژگی هواست و نه خیسی یک جسم جامد.

خانوادهٔ معنایی پاسخ

«رطوبت» نامِ آن کیفیت یا میزان نم است و «مرطوب» صفت چیزی است که آن کیفیت را دارد. «مرطوب‌کردن» به پدیدآوردن یا افزودن رطوبت اشاره می‌کند و «مرطوب‌کننده» چیزی است که به حفظ یا افزایش آن کمک می‌کند. شناخت این ارتباط هم املای «ط» را تثبیت می‌کند و هم معنای پاسخ را روشن‌تر می‌سازد.

متضاد مستقیم «مرطوب» در بیشتر بافت‌ها خشک است. این تقابل را می‌توان در «خاک خشک / خاک مرطوب»، «آب‌وهوای خشک / آب‌وهوای مرطوب» و «سطح خشک / سطح مرطوب» دید. وجود چنین تقابل منظمی نشان می‌دهد که واژه صرفاً مترادف «آغشته به آب» نیست، بلکه نقطهٔ مقابل نبودن رطوبت را نیز بیان می‌کند.

جمع‌بندیِ تطبیق سرنخ و جواب

سرنخ از چیزی سخن می‌گوید که «نم دارد»؛ پاسخ «مرطوب» نیز صفت چیزی است که در آن رطوبت وجود دارد. جواب از نظر معنا مستقیم، از نظر املایی معیار و از نظر طول دارای پنج حرف است. بنابراین چینش نهایی در جدول م ر ط و ب خواهد بود. «نمناک»، «تر» و «خیس» هم‌معنی‌های قابل توجه‌اند، اما تنها وقتی جای پاسخ اصلی را می‌گیرند که تعداد خانه‌ها و حروف متقاطعِ جدول دیگری با آن‌ها سازگار باشد.

سوال دیگری دارید؟

سوال، پیشنهاد یا هر نکته‌ای دارید برای ما پیام بفرستید؛ بررسی می‌کنیم.

نظرات

هنوز نظری ثبت نشده است

اولین نفری باشید که نظر می‌دهد!

تازه‌ترین مطالب

همه مطالب

پیشنهاد مطالعه

چند جواب تصادفی از آرشیو آزادیاب، شاید این‌ها هم به کارتان بیاید.