پرش به محتوای اصلی

جسم و کالبد در جدول

۶ دقیقه مطالعه
پاسخ جدول اندام پاسخ پنج‌حرفی برای «جسم و کالبد»: اندام

پاسخ سرنخ «جسم و کالبد در جدول» اندام است. اندام می‌تواند به کل بدن و پیکر یا به عضوی از بدن اشاره کند. این واژه پنج حرف دارد: ا، ن، د، ا، م.

چرا جواب جسم و کالبد، اندام است؟

اندام در فارسی واژه‌ای برای بدن، پیکر و ساختار فیزیکی موجود زنده است. در برخی کاربردها نیز هر بخش مشخص و کارکردی بدن، مانند قلب، دست یا چشم، اندام نامیده می‌شود. به همین دلیل با سرنخ «جسم و کالبد» ارتباط معنایی دارد.

در جدول‌های فارسی، اندام پاسخ پنج‌حرفی و رایجی برای تن، بدن، جسم یا کالبد است. حروف تقاطعی ا، ن، د، ا، م آن را از پاسخ‌های مشابه جدا می‌کند.

نکتهٔ حل: اندام پنج حرف دارد و دو الف در آن دیده می‌شود: ا، ن، د، ا، م. این واژه ممکن است هم کل بدن و هم یک عضو بدن را برساند؛ موضوع سرنخ کاربرد را مشخص می‌کند.

تعداد حروف و املای اندام

اندام با پنج حرف نوشته می‌شود: ا، ن، د، ا و م. واژه یک‌تکه و بدون فاصله است. دو الف در جایگاه اول و چهارم قرار دارند و م در پایان می‌آید.

  • پاسخ: اندام.
  • تعداد حروف: پنج.
  • حروف: ا، ن، د، ا، م.
  • معنی: جسم، بدن، پیکر یا عضو.
  • نوع واژه: اسم.

اندام به معنی کل بدن

در ترکیب‌هایی مانند تناسب اندام، خوش‌اندام و اندام زیبا، اندام به شکل کلی بدن و ظاهر آن اشاره دارد. در این کاربرد، واژه به قامت، جثه، شکل بدن و هماهنگی اجزای ظاهری مربوط می‌شود.

ادبیات فارسی نیز از اندام برای توصیف پیکر و زیبایی جسمانی استفاده می‌کند. تعبیرهایی مانند سرواندام یا سیمین‌اندام بر قامت و ظاهر دلنشین تأکید دارند.

اندام به معنی عضو بدن

در پزشکی و زیست‌شناسی، اندام می‌تواند یک بخش مشخص از بدن باشد که وظیفه‌ای معین انجام می‌دهد. قلب، کبد، کلیه، چشم و گوش نمونه‌هایی از اندام‌های بدن هستند. همچنین دست و پا به عنوان اندام‌های حرکتی شناخته می‌شوند.

این معنی با کاربرد کل بدن تفاوت دارد، اما هر دو در فرهنگ فارسی ثبت شده‌اند. سرنخ «جسم و کالبد» بیشتر به بدن کلی نزدیک است؛ سرنخ «عضو بدن» به معنی دوم اشاره می‌کند.

تفاوت اندام و جسم

جسم مفهومی کلی برای هر موجود یا شیء مادی است و می‌تواند در برابر روح یا ذهن قرار گیرد. اندام بیشتر دربارهٔ بدن جاندار یا بخش‌های کارکردی آن به کار می‌رود. بنابراین جسم دامنهٔ وسیع‌تری دارد و شامل اشیا و مواد بی‌جان نیز می‌شود.

اندام۵ حرف؛ بدن یا عضو کارکردی موجود زنده.
جسم۴ حرف؛ هر چیز مادی، زنده یا بی‌جان.

در جدول، هر دو می‌توانند برای سرنخ‌های مربوط به بدن مطرح شوند، اما طول خانه و حروف تقاطعی پاسخ را تعیین می‌کند.

تفاوت اندام و بدن

بدن معمولاً به کل ساختار فیزیکی انسان یا حیوان گفته می‌شود و در زبان روزمره بسیار رایج است. اندام علاوه بر بدن کلی، به عضوهای جداگانه نیز اشاره می‌کند و در متن‌های ادبی و علمی کاربرد گسترده‌ای دارد.

بدن چهار حرف و اندام پنج حرف دارد. اگر سرنخ «جسم و کالبد» پنج خانه داشته باشد، اندام گزینهٔ مناسب است؛ اگر چهار خانه باشد، بدن یا جسم را با تقاطع‌ها بررسی کنید.

تفاوت اندام و کالبد

کالبد بیشتر به قالب، پیکر یا ساختار مادی بدن اشاره دارد و در متون ادبی، فلسفی و رسمی کاربرد دارد. گاهی کالبد برای جسد یا پیکر بی‌جان نیز به کار می‌رود. اندام معمولاً زنده بودن و کارکرد اعضای بدن را بیشتر تداعی می‌کند.

کالبد پنج حرف دارد و از نظر تعداد ممکن است با اندام هم‌اندازه باشد، اما حروف تقاطعی آن متفاوت است. اگر حرف اول ا باشد، اندام محتمل‌تر است؛ اگر ک باشد، کالبد را بررسی کنید.

تفاوت اندام و پیکر

پیکر به کل بدن، جثه یا شکل بیرونی موجود اشاره دارد و بار ادبی و تصویری بیشتری دارد. اندام هم می‌تواند به زیبایی و قامت اشاره کند، اما در پزشکی معنای عضو و ارگان را نیز دارد.

  • اندام: بدن یا عضو بدن؛ پنج حرف.
  • پیکر: بدن و جثه؛ پنج حرف.
  • کالبد: قالب و پیکر مادی؛ پنج حرف.
  • هیکل: شکل و ساختار بدن؛ پنج حرف.
  • تن: بدن؛ دو حرف.

اندام در پزشکی و زیست‌شناسی

در علوم زیستی، اندام مجموعه‌ای از بافت‌هاست که برای انجام یک وظیفهٔ مشخص کنار هم قرار گرفته‌اند. قلب برای گردش خون، ریه برای تنفس و معده برای گوارش نمونه‌هایی از اندام‌های بدن هستند.

در کالبدشناسی، اندام‌های حرکتی مانند دست و پا و اندام‌های حسی مانند چشم و گوش نیز بررسی می‌شوند. این کاربرد علمی، معنی «عضو» را پررنگ می‌کند و از معنی کلی بدن جداست.

اندام در ادبیات و ترکیب‌ها

اندام در شعر و نثر فارسی برای وصف قامت، زیبایی، تناسب و ظرافت بدن استفاده می‌شود. ترکیب‌هایی مانند خوش‌اندام، نازک‌اندام، سیمین‌اندام و سمن‌اندام تصویرهایی از شکل و لطافت پیکر ارائه می‌کنند.

«تناسب اندام» نیز به هماهنگی اندازه و شکل بخش‌های بدن اشاره دارد. در این ترکیب، اندام معنای کل بدن و ظاهر فیزیکی را دارد، نه یک عضو منفرد.

واژه‌های مرتبط با اندام

عضو، بدن، تن، پیکر، کالبد، جثه، هیکل و قامت از واژه‌های نزدیک‌اند. هرکدام زمینه و طول متفاوتی دارند و باید با صورت دقیق سرنخ و شبکهٔ جدول تطبیق داده شوند.

  • عضو: بخش مشخص و کارکردی از بدن یا یک مجموعه.
  • جثه: اندازه و حجم بدن.
  • قامت: قد و شکل ایستادهٔ بدن.
  • هیکل: شکل و ساختار کلی بدن.
  • تن: بدن، در کاربرد کوتاه و ادبی.

راهنمای حل سرنخ

پنج خانه را بشمارید و حروف ا، ن، د، ا، م را وارد کنید. وجود دو الف در جایگاه اول و چهارم به تشخیص اندام کمک می‌کند. اگر حروف تقاطعی با این الگو سازگار باشند، پاسخ جسم و کالبد اندام است.

در صورت تغییر سرنخ به «عضو»، «بدن» یا «جثه»، واژه‌های نزدیک را بر اساس تعداد خانه‌ها بررسی کنید؛ پاسخ ذخیره‌شدهٔ این کار اندام است.

جمع‌بندی

جسم و کالبد در جدول = اندام
اندام پاسخ پنج‌حرفی و به معنی بدن، پیکر یا عضو بدن است. جسم مفهومی کلی برای هر چیز مادی، بدن واژهٔ روزمره برای کل تن، کالبد قالب مادی و پیکر جثه و ظاهر بیرونی است. برای این سرنخ، پاسخ درست اندام با حروف ا، ن، د، ا، م است.

سوال دیگری دارید؟

سوال، پیشنهاد یا هر نکته‌ای دارید برای ما پیام بفرستید؛ بررسی می‌کنیم.

نظرات

هنوز نظری ثبت نشده است

اولین نفری باشید که نظر می‌دهد!

تازه‌ترین مطالب

همه مطالب

پیشنهاد مطالعه

چند جواب تصادفی از آرشیو آزادیاب، شاید این‌ها هم به کارتان بیاید.