پرش به محتوای اصلی

قبیح در جدول

۶ دقیقه مطالعه
پاسخ: زشت
«زشت» معادل مستقیم و سه‌حرفیِ «قبیح» است.

چرا «زشت» پاسخ دقیق است؟

«قبیح» صفتی برای چیزی است که ظاهر، رفتار یا ماهیت آن پسندیده نیست. روشن‌ترین برگردان فارسی این صفت، «زشت» است؛ واژه‌ای کوتاه و رایج که هم در گفتار روزمره شناخته می‌شود و هم در فرهنگ‌های فارسی به‌عنوان معنی مستقیم قبیح آمده است. به همین دلیل، وقتی سرنخ تنها همین یک کلمه را می‌دهد و قید دیگری همراه آن نیست، «زشت» از پاسخ‌های تخصصی‌تر یا بلندتر دقیق‌تر است.

این جواب از نظر دستوری نیز درست می‌نشیند: «قبیح» صفت است و «زشت» هم صفت. بنابراین پاسخ نه فقط از نظر مفهوم، بلکه از نظر نقش واژه نیز با سرنخ هماهنگ است.

صورت پاسخ در چهار خانه
زشت

سه حرف نوشتاری؛ در جدول هر حرف یک خانه دارد.

نکته مهم این است که «زشت» فقط به چهره یا ظاهر محدود نیست. فارسی‌زبان می‌تواند از «رفتار زشت»، «سخن زشت»، «منظره زشت» و «عاقبت زشت» حرف بزند. همین گستره کاربرد با واژه قبیح نیز وجود دارد، هرچند قبیح در نثر رسمی‌تر و در داوری‌های اخلاقی پررنگ‌تر شنیده می‌شود.

دو قلمرو معناییِ این واژه

ظاهر و حس

اگر چیزی برای چشم یا ذوق ناخوشایند باشد، زشت می‌تواند برابر قبیح قرار گیرد؛ مانند «منظره‌ای زشت». در این کاربرد، واژه‌هایی مثل «بدنما» و «کریه» نیز نزدیک‌اند، اما هر یک شدت یا زاویه خاص خود را دارند.

اخلاق و رفتار

در ترکیب‌هایی مانند «عمل قبیح» یا «سخن قبیح»، منظور بیش از نازیبایی ظاهری است: کار یا گفتاری که از نظر اخلاقی، اجتماعی یا ادبی نکوهیده باشد. «کار زشت» همان مفهوم را با لحنی روان‌تر و فارسی‌تر منتقل می‌کند.

رابطه معنایی قبیح و زشتقبیح در مرکز به پاسخ زشت می‌رسد و دو شاخه ظاهر ناخوشایند و رفتار ناپسند را پوشش می‌دهد.قبیحزشتناخوشایند برای دیدنظاهر، صورت یا منظرهناپسند برای وجدانرفتار، گفتار یا کردار

جایگزین‌ها؛ نزدیک‌اند اما یکسان نیستند

سرنخ‌های کوتاه گاهی چند مترادف را به ذهن می‌آورند. انتخاب نهایی به تعداد خانه‌ها و عبارت دقیق سرنخ بستگی دارد. با این حال، برای سرنخ ساده «قبیح»، پاسخ ذخیره‌شده «زشت» بی‌واسطه‌ترین انتخاب است.

پاسخ اصلی

زشت

هم برای نازیبایی ظاهری و هم برای ناپسندی اخلاقی کاربرد دارد. کوتاه، عمومی و دقیق است و بار سرنخ را بدون افزودن معنای اضافی منتقل می‌کند.

جایگزین ملایم‌تر

ناپسند

بیشتر بر پذیرفته‌نبودن یک رفتار یا حالت تأکید می‌کند. برای «رفتار قبیح» مناسب است، اما معمولاً درباره ظاهر یک شیء به اندازه «زشت» طبیعی نیست.

ظاهر ناخوشایند

کریه

شدت بیشتری دارد و اغلب تصویر چیزی بسیار ناخوشایند یا نفرت‌انگیز را می‌سازد. اگر سرنخ «بسیار زشت» یا «بدمنظر» باشد، این گزینه محتمل‌تر می‌شود.

رفتار یا سخن شدید

شنیع

معمولاً برای کردار بسیار ناپسند، جرم یا رفتاری تکان‌دهنده به کار می‌رود. بنابراین نسبت به «زشت» داوری شدیدتری در خود دارد.

ویژه بیان

رکیک

بیشتر صفت سخن، شوخی، عبارت یا محتوای دور از ادب است. هر سخن رکیک قبیح شمرده می‌شود، اما هر امر قبیح لزوماً رکیک نیست.

داوری اخلاقی

نکوهیده

چیزی است که سزاوار سرزنش دانسته می‌شود. این واژه برای کردار و خصلت مناسب است و برخلاف «زشت»، کاربرد ظاهری محدودی دارد.

تمایز کاربردی: اگر سرنخ فقط «قبیح» باشد، «زشت» را در اولویت بگذارید. «کریه» برای بدمنظری شدید، «رکیک» برای بی‌ادبیِ سخن و «شنیع» برای عمل بسیار نفرت‌انگیز دقیق‌ترند. این تفاوت‌ها سبب می‌شود مترادف‌ها در همه جمله‌ها قابل جایگزینی نباشند.

ریشه و خانواده واژگانی

«قبیح» واژه‌ای عربی از خانواده «قُبح» است که در فارسی جا افتاده است. «قبح» نامِ حالت و به معنی زشتی است؛ «تقبیح» یعنی زشت شمردن یا محکوم کردن؛ و «قبیح» خودِ صفتِ شخص، کار، سخن یا وضع ناپسند است. دانستن این نسبت، مرز میان صفت و اسم را روشن می‌کند: در جمله «قبح این رفتار آشکار است»، از نامِ زشتی حرف می‌زنیم؛ اما در «این رفتار قبیح است»، خود رفتار را وصف می‌کنیم.

قبیح: زشت، ناپسندقبح: زشتیتقبیح: زشت شمردنمقبوح: نکوهیده و زشت‌شمرده

نقطه مقابل قبیح، بسته به بافت می‌تواند «حَسَن»، «نیکو»، «پسندیده» یا «زیبا» باشد. در گفت‌وگو درباره اخلاق، تقابل «قبیح و حسن» یا «زشت و نیکو» طبیعی است؛ در توصیف صورت و منظره، «زشت و زیبا» روشن‌تر به گوش می‌رسد. پس حتی واژه متضاد نیز نشان می‌دهد که این صفت میان داوری زیبایی‌شناختی و اخلاقی حرکت می‌کند.

نمونه‌هایی که معنی را روشن می‌کنند

«توهین به دیگری رفتاری قبیح است.»
در این جمله، جایگزینی با «رفتاری زشت» کاملاً طبیعی است؛ چون داوری درباره کردار مطرح است.
«نویسنده آن کردار را تقبیح کرد.»
اینجا نمی‌توان «تقبیح» را مستقیماً با «زشت» عوض کرد، زیرا تقبیح فعلِ زشت شمردن و محکوم‌کردن است، نه خود صفت.
«تصویری کریه پیش چشم او بود.»
«کریه» بر شدت ناخوشایندیِ دیداری تکیه دارد؛ در حالی که «زشت» خنثی‌تر و گسترده‌تر است.
«عبارت رکیک از متن حذف شد.»
قبح در این نمونه از بی‌ادبی زبان می‌آید. «رکیک» حوزه را دقیق می‌کند، ولی پاسخ عمومی سرنخ همچنان «زشت» است.

املاء و خوانش

املای درست سرنخ «قبیح» است: ق، ب، ی، ح. حرف «ی» در میان واژه نوشته و خوانده می‌شود. نباید آن را با «قبح» اشتباه گرفت؛ قبح اسم و به معنی زشتی است، در حالی که قبیح صفت و به معنی زشت است. پاسخ «زشت» نیز با ز آغاز می‌شود و با ترکیب ش و ت پایان می‌گیرد. در نوشتار پیوسته فارسی هیچ نیم‌فاصله یا نشانه اضافی در این پاسخ وجود ندارد.

از نظر لحن، «قبیح» رسمی‌تر و کتابی‌تر از «زشت» است. در زبان روزمره احتمالاً می‌گوییم «کار زشتی بود»، ولی در گزارش یا نقد رسمی ممکن است بنویسیم «این عمل قبیح بود». تفاوت سطح زبان، معنای اصلی را تغییر نمی‌دهد و دقیقاً به همین علت یکی می‌تواند پاسخ دیگری باشد.

جمع‌بندی معنایی

رابطه این دو واژه روشن و مستقیم است: قبیح چیزی است که زشت، ناپسند یا دور از پسند دانسته می‌شود و «زشت» کوتاه‌ترین معادل فارسی آن است. گزینه‌های دیگری مانند ناپسند، کریه، شنیع، رکیک و نکوهیده فقط هنگامی برتری پیدا می‌کنند که سرنخ درباره حوزه‌ای خاص، شدت بیشتر یا تعداد خانه‌های متفاوت نشانه‌ای بدهد.

بنابراین پاسخ نهایی سرنخ «قبیح»، واژه «زشت» است؛ پاسخی هم‌نقش، هم‌معنی و رایج که هم نازیبایی ظاهری و هم ناپسندی رفتار و گفتار را پوشش می‌دهد.

سوال دیگری دارید؟

سوال، پیشنهاد یا هر نکته‌ای دارید برای ما پیام بفرستید؛ بررسی می‌کنیم.

نظرات

هنوز نظری ثبت نشده است

اولین نفری باشید که نظر می‌دهد!

تازه‌ترین مطالب

همه مطالب

پیشنهاد مطالعه

چند جواب تصادفی از آرشیو آزادیاب، شاید این‌ها هم به کارتان بیاید.