پرش به محتوای اصلی

قانع در جدول

۶ دقیقه مطالعه
پاسخ: «بساز»
در این کاربرد، «بساز» صفتی به معنی قانع و سازگار است.

سرنخ کوتاه «قانع» به واژه‌ای چهارحرفی اشاره دارد که شاید در نگاه نخست فعل به نظر برسد. بساز در فارسی فقط فرمانِ ساختن نیست؛ در جایگاه صفت نیز برای کسی به کار می‌رود که با داشته‌ها و اوضاع موجود کنار می‌آید، کم‌توقع است و ناسازگاری نمی‌کند. همین معنای صفتی، پیوند مستقیم آن را با «قانع» می‌سازد.

۴ حرفب ـ س ـ ا ـ زنقش در پاسخ: صفتمعنی محوری: سازگار و قانع

چرا «بساز» جواب دقیق سرنخ است؟

وقتی درباره انسانی می‌گوییم «آدمی بساز است»، منظورمان این نیست که او چیزی را بنا کند. واژه در این جمله ویژگی آن شخص را بیان می‌کند: با امکانات محدود می‌سازد، توقع دور از اندازه ندارد و می‌تواند خود را با شرایط هماهنگ کند. «قانع» نیز کسی است که به سهم یا داشته خود رضایت می‌دهد. بنابراین دو واژه در قلمرو رضایت و سازگاری به هم می‌رسند و «بساز» می‌تواند معادل فشرده و مناسب این سرنخ باشد.

این پاسخ از نظر ساخت جدول نیز روشن است: چهار خانه می‌خواهد و بدون فاصله یا نشانه اضافی نوشته می‌شود. ترتیب حروف آن ب، س، ا، ز است. وجود الف در خانه سوم مهم است؛ نوشتن «بِساز» با کسره فقط تلفظ را نشان می‌دهد و در خانه‌های جدول همان صورت ساده «بساز» قرار می‌گیرد.

بساز، در مقام صفت

معادل‌هایی مانند قانع، سازگار، اهل مدارا و کم‌توقع دارد. در ترکیب‌هایی نظیر «همسر بساز» یا «آدم بساز» همین خوانش منظور است.

بساز، در مقام فعل

صورت امر از «ساختن» است؛ مانند «یک جمله بساز». شکل نوشتاری یکی است، اما نقش دستوری و معنای آن با جواب این سرنخ فرق دارد.

نکته واژگانی: ابهام این پاسخ از هم‌نویسه بودن دو کاربرد می‌آید. متن پیرامون واژه تعیین می‌کند که «بساز» را صفتِ شخص بدانیم یا فرمانی برای ساختن. در سرنخ «قانع»، حضور یک صفت در سوی پرسش، خوانش صفتی پاسخ را فعال می‌کند.

تصویر معنایی واژه

معنای «بساز» را می‌توان محل تلاقی دو حالت دانست: رضایت درونی به آنچه موجود است و هماهنگی رفتاری با موقعیت. «قانع» بیشتر سوی نخست را برجسته می‌کند، ولی در کاربرد روزمره فرد بساز معمولاً هر دو ویژگی را با هم دارد.

رابطه معنایی بساز با قناعت و سازگاریدو مسیر رضایت به داشته‌ها و کنار آمدن با شرایط به مفهوم بساز می‌رسند. رضایت درونیقناعت به داشته‌ها سازگاریکنار آمدن با وضع بساز

مرز ظریف با واژه‌های نزدیک

چند پاسخ دیگر ممکن است با تعریف عمومی «قانع» هم‌معنی باشند، اما جایگزین خودکار «بساز» نیستند. تعداد خانه‌ها و حروف متقاطع مشخص می‌کنند کدام صورت خواسته شده است. از سوی دیگر، هر کدام بخشی متفاوت از مفهوم را پررنگ می‌کند.

راضی

پنج حرف دارد و بر خشنودی یا پذیرفتن نتیجه تأکید می‌کند. اگر پاسخ پنج‌خانه‌ای باشد و حروف با «ر» آغاز شوند، این گزینه محتمل‌تر است.

خرسند

شش حرفی و ادبی‌تر است و احساس خوشنودی را برجسته می‌کند. در تعریف‌هایی مثل «خشنود» تناسب بیشتری دارد.

سازگار

هفت حرف دارد و بیش از قناعت، هماهنگی با فرد یا محیط را می‌رساند. «بساز» خود می‌تواند شکل کوتاه‌تر و گفتاری‌تر همین حوزه معنایی باشد.

شاکر

پنج حرفی است و سپاسگزاری را وارد معنی می‌کند. هر فرد قانع ممکن است شاکر هم باشد، اما این دو واژه در همه جمله‌ها جانشین کامل یکدیگر نیستند.

گزینه‌ای که نباید با پاسخ آمیخته شود: «قانع‌کننده» به چیزی گفته می‌شود که دیگری را متقاعد می‌کند؛ اما «قانع» در این سرنخ وصفِ فردی راضی و بساز است، نه وصفِ یک دلیل یا استدلال اثرگذار.

نمونه‌هایی که معنی صفتی را آشکار می‌کنند

در جمله «او با درآمد اندک هم آدمی بساز بود»، واژه درباره منش و شیوه کنار آمدن شخص سخن می‌گوید. می‌توان آن را با «قانع» یا، با اندکی تفاوت، «سازگار» عوض کرد و ساخت جمله همچنان درست می‌ماند. در برابر، جمله «با این چند قطعه یک وسیله بساز» مخاطب را به انجام کاری فرمان می‌دهد و هیچ ارتباطی با قناعت ندارد.

دو خوانش در یک نگاه
«کودکِ بساز» یعنی کودکی سازگار و کم‌توقع؛ اما «برای کودک اسباب‌بازی بساز» یعنی اسباب‌بازی را درست کن. جایگاه واژه پس از اسم در نمونه نخست و حضور مفعول در نمونه دوم، تفاوت را آشکار می‌کند.

در تعبیرهایی مثل «با این شرایط بساز» نیز فعل «ساختن» معنای مدارا و کنار آمدن پیدا می‌کند. این کاربرد پلی طبیعی میان دو حوزه است: کسی که با وضع موجود می‌سازد، در توصیف شخصیتی «بساز» خوانده می‌شود. به همین دلیل رابطه این کلمه با قناعت صرفاً یک تشابه دور نیست، بلکه در شیوه زنده کاربرد آن در زبان ریشه دارد.

قناعت است، نه انفعال

«بساز» در این معنا معمولاً بار مثبت یا خنثی دارد: شخص انعطاف‌پذیر است، توقع افراطی ندارد و با کمبودها مدارا می‌کند. بااین‌حال، نباید آن را دقیقاً برابر «تسلیم» یا «بی‌اراده» دانست. قناعت می‌تواند انتخابی آگاهانه باشد، در حالی که تسلیم شدن بر ناتوانی در تغییر یا کنار گذاشتن مقاومت دلالت دارد. این تمایز کمک می‌کند تعریف سرنخ را بدون افزودن بار منفی بفهمیم.

همچنین «کم‌توقع» شرحی نزدیک است، نه هم‌معنایی کامل. کم‌توقع بودن درباره اندازه خواسته‌هاست؛ بساز بودن علاوه بر آن، توان هماهنگ شدن و مدارا را نیز به ذهن می‌آورد. پس پاسخ چهارحرفی از یک واژه توضیحی بلندتر، فشرده‌تر و برای قالب جدول مناسب‌تر است.

صورت و تلفظ پاسخ

  • نوشتار: بساز، پیوسته و بدون نیم‌فاصله.
  • شمار حروف: چهار حرف؛ «ب» آغاز و «ز» پایان واژه است.
  • نقش در این سرنخ: صفت برای توصیف فرد قانع یا سازگار.
  • خوانش: در نوشتار معمول فارسی حرکت کوتاه ثبت نمی‌شود؛ بافت جمله معنی را روشن می‌کند.

اگر یکی از تقاطع‌ها حرف سوم را «ا» و حرف پایانی را «ز» نشان دهد، الگوی «ب‌س‌ا‌ز» کاملاً با پاسخ ذخیره‌شده منطبق است. پاسخ‌های راضی، خرسند یا شاکر نه از نظر طول و نه از نظر آرایش حروف با این الگو یکی نیستند.

جمع‌بندی واژگانی: برای سرنخ «قانع»، پاسخ اصلی بساز است؛ صفتی چهارحرفی برای فردی که به داشته‌ها رضایت دارد و با اوضاع کنار می‌آید. تشخیص نقش صفتی واژه، ابهام آن را با فرمان «بساز!» برطرف می‌کند.

سوال دیگری دارید؟

سوال، پیشنهاد یا هر نکته‌ای دارید برای ما پیام بفرستید؛ بررسی می‌کنیم.

نظرات

هنوز نظری ثبت نشده است

اولین نفری باشید که نظر می‌دهد!

تازه‌ترین مطالب

همه مطالب

پیشنهاد مطالعه

چند جواب تصادفی از آرشیو آزادیاب، شاید این‌ها هم به کارتان بیاید.