پرش به محتوای اصلی

کبیر در جدول

۶ دقیقه مطالعه
پاسخ: بزرگ
«کبیر» در این سرنخ، هم‌معنیِ مستقیم و چهارحرفیِ «بزرگ» است.

در فارسی، «کبیر» صفتی با ریشهٔ عربی است که برای بیان بزرگی به کار می‌رود؛ این بزرگی می‌تواند به اندازه، سن، جایگاه، اهمیت یا شکوه مربوط باشد. بااین‌حال وقتی سرنخ فقط یک واژه است و هیچ قید دیگری ندارد، ساده‌ترین و دقیق‌ترین برگردان آن بزرگ است.

مزیت این پاسخ آن است که نه لحن واژه را پیچیده می‌کند و نه معنای تازه‌ای به آن می‌افزاید. «بزرگ» درست همان هستهٔ معنایی مشترک در کاربردهایی مانند «مرد کبیر»، «اثر کبیر» و «عالم کبیر» را منتقل می‌کند.

چیدمان پاسخ

بزرگ
چهار حرف، بدون فاصله و نشانهٔ اضافی

«کبیر» دقیقاً چه معنایی دارد؟

معنای پایهٔ این صفت «دارای بزرگی» است. در گفتار روزمره معمولاً خودِ واژهٔ «بزرگ» را می‌شنویم، اما «کبیر» بیشتر در نوشته‌های رسمی، تاریخی، ادبی و دینی دیده می‌شود. برای نمونه، وقتی شخصیتی را با لقب «کبیر» می‌نامند، مقصود فقط درشتیِ جسم نیست؛ لقب بر منزلت، اثرگذاری یا جایگاه برجستهٔ او دلالت می‌کند.

بزرگ در اندازهبالا در مرتبهمهم و اثرگذارسال‌خورده یا ارشد

پس معنای واژه با اسم کناری آن کمی رنگ عوض می‌کند. در «کار کبیر»، اهمیت و عظمت برجسته است؛ در «شخص کبیر»، بزرگیِ مقام یا سن می‌تواند منظور باشد؛ و در برابر «صغیر»، مفهوم بزرگ‌بودن یا رسیدن به سن قانونی پررنگ می‌شود. پاسخ جدولی «بزرگ» همهٔ این شاخه‌ها را زیر یک معنای عمومی جمع می‌کند.

رابطهٔ معنایی در یک نگاه

نقشه معنایی واژه کبیر و پاسخ بزرگکبیر در مرکز به بزرگ پیوند دارد و شاخه‌های اندازه، مقام، اهمیت و سن را پوشش می‌دهد؛ صغیر در سوی متضاد و اکبر در درجه مقایسه قرار گرفته است. کبیرپاسخ: بزرگ اندازهاهمیتمقامسن و ارشدیت متضاد: صغیردرجهٔ بیشتر: اکبر

چرا «اکبر» پاسخ همین سرنخ نیست؟

«کبیر» و «اکبر» از یک خانواده‌اند، ولی از نظر درجهٔ صفت برابر نیستند. کبیر یعنی «بزرگ»، درحالی‌که اکبر معمولاً مفهوم «بزرگ‌تر» یا «بزرگ‌ترین» می‌دهد. بنابراین اگر سرنخ «بزرگ‌تر»، «بزرگ‌ترین» یا صورت تفضیلیِ کبیر باشد، اکبر می‌تواند مطرح شود؛ اما برای خودِ «کبیر»، پاسخ بی‌واسطه همان «بزرگ» است.

کبیرصفت ساده با معنای «بزرگ»؛ واژهٔ مورد پرسش در سرنخ.
اکبرصورت تفضیلی یا عالی؛ بسته به جمله به معنای «بزرگ‌تر» یا «بزرگ‌ترین».
صغیرمتضاد کبیر، به معنای «کوچک» یا فردی که هنوز به سن قانونی نرسیده است.
کبیرهصورت مؤنث عربیِ کبیر که در ترکیب‌هایی مانند «گناه کبیره» در فارسی باقی مانده است.

کاربردهایی که معنای پاسخ را روشن می‌کنند

لقب تاریخی

در لقب‌هایی مانند «پتر کبیر»، واژه از بزرگیِ مقام، شهرت یا اثر تاریخی سخن می‌گوید؛ معادل روان آن «پتر بزرگ» است.

تقابل حقوقی

در عبارت «صغیر و کبیر»، دو سوی کوچک و بزرگ یا نابالغ و بالغ روبه‌روی یکدیگر قرار می‌گیرند.

زبان ادبی

ترکیب «عالم کبیر» به جهان بزرگ اشاره دارد و اغلب در برابر «عالم صغیر» برای انسان می‌آید.

لحن رسمی

در تعبیرهایی مثل «مصلح کبیر»، مقصود شخص بزرگ و برجسته‌ای است که اثر اجتماعی یا تاریخی مهمی داشته است.

این نمونه‌ها نشان می‌دهند که «کبیر» همیشه به بزرگیِ ظاهری محدود نیست. گاهی بزرگی قابل اندازه‌گیری است و گاهی ارزش، اعتبار یا دامنهٔ اثر را بیان می‌کند. همین گستردگی باعث می‌شود «بزرگ» بهترین معادل عمومی باشد.

گزینه‌های جایگزین و مرز کاربردشان

در سرنخ‌های جدولی، تعداد خانه‌ها یا واژه‌های متقاطع ممکن است مترادف دیگری را طلب کند. با وجود این، جایگزین‌ها کاملاً هم‌ارز نیستند و هرکدام لحن خاصی دارند:

۱
عظیم: بر شکوه، شدت یا اندازهٔ بسیار زیاد تأکید دارد. اگر سرنخ «بسیار بزرگ»، «باشکوه» یا «کلان و پرابهت» باشد، عظیم مناسب‌تر است؛ برای سرنخ سادهٔ کبیر، معنایی کمی پررنگ‌تر از نیاز می‌آورد.
۲
کلان: بیشتر در معنای بزرگ‌مقیاس، عمده یا دارای مرتبهٔ بالا دیده می‌شود؛ مانند «طرح کلان» یا «کلان‌شهر». این گزینه در برخی جدول‌ها پذیرفتنی است، اما پاسخ ذخیره‌شدهٔ چهارحرفی دقیق‌تر و عمومی‌تر است.
۳
سترگ: واژه‌ای فارسی با حال‌وهوای ادبی و حماسی است. برای چیزی بسیار بزرگ، شکوهمند یا برجسته به کار می‌رود و معمولاً در متن رسمیِ امروز به اندازهٔ «بزرگ» خنثی نیست.
۴
مه: صورت کوتاه و کهنِ «بزرگ» در برابر «که» به معنای کوچک است. به سبب دوحرفی‌بودن در جدول‌ها مفید است، ولی کاربرد امروزی آن عمدتاً ادبی و ترکیبی است.
۵
مهتر: معنای بزرگ‌تر، ارشد یا رئیس می‌دهد. پس مانند «اکبر» عنصری از مقایسه یا برتری در آن هست و نباید بدون قرینه جای پاسخ سادهٔ «بزرگ» بنشیند.
نکتهٔ املایی: پاسخ به صورت پیوسته و با چهار حرف «ب، ز، ر، گ» نوشته می‌شود. «بزرگ» نه نیم‌فاصله می‌خواهد و نه شکل املایی دیگری دارد. خودِ سرنخ نیز «کبیر» است، نه «کبیره» و نه «اکبر».

خانوادهٔ واژه و نشانه‌های معنایی آن

شناخت چند عضو از خانوادهٔ عربیِ این واژه تفاوت‌ها را شفاف‌تر می‌کند. «تکبیر» با بزرگ شمردن و به بزرگی یاد کردن پیوند دارد؛ «کِبر» در کاربرد رایج فارسی به خودبزرگ‌بینی و غرور اشاره می‌کند؛ «کبریا» معنای عظمت و بزرگی دارد؛ و «کبائر» جمعِ کبیره و نام گناهان بزرگ است. وجود مفهوم بزرگی در همهٔ این صورت‌ها، انتخاب «بزرگ» را از نظر ریشه و کاربرد نیز تأیید می‌کند.

البته اشتراک ریشه به معنی امکان جابه‌جایی آزادانه نیست. برای مثال، «تکبیر» یک عمل یا گفتار است، «کبریا» اسمِ معناست و «کبیر» صفت است. در پاسخ جدول باید نقش دستوری واژهٔ سرنخ نیز حفظ شود؛ به همین دلیل یک صفت ساده با صفت ساده پاسخ داده می‌شود.

انتخاب نهایی میان جواب‌های نزدیک

اگر فقط عبارت «کبیر در جدول» دیده شود، هیچ نشانه‌ای از مقایسه، شدتِ فوق‌العاده، زبان کهن یا کاربرد تخصصی وجود ندارد. بنابراین «بزرگ» بر گزینه‌های ادبی‌تر یا محدودتر اولویت دارد. «عظیم» و «سترگ» زمانی قوت می‌گیرند که متن بر شکوه تأکید کند؛ «کلان» با مقیاس و امور عمده سازگارتر است؛ و «اکبر» به سرنخی نیاز دارد که درجهٔ برتر را نشان دهد.

از نظر شمار حروف نیز «بزرگ» پاسخ چهارخانه‌ای روشنی می‌سازد. اگر جدولی برای همین معنا تعداد خانهٔ متفاوتی داشته باشد، ممکن است طراح یکی از مترادف‌ها را در نظر گرفته باشد، اما بدون چنین قرینه‌ای نباید پاسخ مستقیم و ثبت‌شده را کنار گذاشت.

جمع‌بندی معنایی: «کبیر» در فارسی رسمی و ادبی همان مفهوم «بزرگ» را می‌رساند. پاسخ اصلی این سرنخ بزرگ است؛ «عظیم»، «کلان»، «سترگ» و «مه» تنها با توجه به لحن و شمار خانه‌های یک جدول دیگر می‌توانند گزینه‌های فرعی باشند.

سوال دیگری دارید؟

سوال، پیشنهاد یا هر نکته‌ای دارید برای ما پیام بفرستید؛ بررسی می‌کنیم.

نظرات

هنوز نظری ثبت نشده است

اولین نفری باشید که نظر می‌دهد!

تازه‌ترین مطالب

همه مطالب

پیشنهاد مطالعه

چند جواب تصادفی از آرشیو آزادیاب، شاید این‌ها هم به کارتان بیاید.