پرش به محتوای اصلی

دور در جدول

۶ دقیقه مطالعه
پاسخ: بعید
«بعید» در این سرنخ همان «دور» و دارای چهار حرف است.

در این سرنخ، «دور» در معنای فاصله‌دار و غیرنزدیک آمده و واژهٔ هم‌معنای مناسب آن بعید است. این پاسخ از آن انتخاب‌های کوتاه و کلاسیک جدول است که با یک واژه، هم مفهوم فاصله را می‌رساند و هم تقابل روشنی با «قریب» دارد. نکتهٔ مهم آن است که معنای نخستِ مورد نظر سرنخ، دوری است؛ معنای «نامحتمل» که در گفت‌وگوی امروز بسیار شنیده می‌شود، کاربرد دیگری از همین کلمه است.

هستهٔ معنایی پاسخ

«بعید» صفتی است برای چیزی که نزدیک نیست؛ این دوری ممکن است در مکان، زمان یا امکان وقوع دیده شود. در ترکیب «سرزمین بعید»، فاصله مکانی مطرح است؛ در «گذشتهٔ بعید»، فاصله زمانی؛ و در «احتمال بعید»، کم بودن امکان رخ‌دادن.

پس واژه از یک تصویر ساده آغاز می‌شود: فاصله‌ای میان ما و یک مکان، زمان یا رویداد.

املای دقیق در خانه‌ها

بعید

واژه چهار حرف دارد: ب، ع، ی، د. حرف دوم «ع» است و بخش پایانی آن با «ید» نوشته می‌شود.

چگونه یک واژه سه نوع دوری را بیان می‌کند؟

رابطهٔ «دور» و «بعید» فقط یک جانشینی لغت‌نامه‌ای نیست. هر دو می‌توانند فاصله را نشان دهند، اما «بعید» در فارسی رسمی دامنه‌ای گسترده‌تر یافته است. نمودار زیر این گسترش معنا را از فاصلهٔ قابل اندازه‌گیری تا فاصلهٔ ذهنی نشان می‌دهد.

سه شاخه معنایی واژه بعیدبعید در مرکز قرار دارد و به دوری مکانی، دوری زمانی و احتمال کم پیوند می‌خورد. بعید مکانناحیه‌ای دور زمانگذشته‌ای دور احتمالرخدادی نامحتمل

فاصلهٔ مکانی

وقتی مکانی «بعید» خوانده می‌شود، رسیدن به آن مستلزم پیمودن فاصله است. در زبان روزمره معمولاً «دور» یا «دوردست» طبیعی‌تر است، اما در نثر رسمی «ناحیه‌ای بعید» نیز معنایی روشن دارد.

فاصلهٔ زمانی

«عهد بعید» یا «گذشتهٔ بعید» به دوره‌ای بسیار دور از زمان حال اشاره دارد. نام دستوریِ «ماضی بعید» نیز همین عقب‌بودن نسبت به یک رخداد گذشته را در خود نگه داشته است.

فاصله از انتظار

در جملهٔ «پیروزی او بعید نیست»، موضوع کیلومتر یا سال نیست؛ رویداد از نظر ذهنی دور از انتظار دانسته می‌شود. در این کاربرد، «بعید» به «نامحتمل» نزدیک است.

چرا «بعید» دقیقاً با سرنخ جور است؟

سرنخ‌های کوتاه معمولاً یک هم‌معنی فشرده می‌خواهند. «بعید» هم از نظر معنایی با «دور» انطباق دارد و هم در چهار خانه جای می‌گیرد. افزون بر این، پیوند آن با واژهٔ مقابلش، یعنی «قریب»، در فارسی تثبیت شده است؛ همان‌گونه که «قریب» می‌تواند نزدیکِ مکانی یا زمانی باشد، «بعید» نیز سوی دیگر این محور را می‌سازد.

قریبنزدیک ← فاصله → دوربعید

این تقابل در عبارت‌هایی مانند «آیندهٔ قریب و بعید» یا «معنای قریب و معنای بعید» به‌خوبی دیده می‌شود. در اولی زمان نزدیک و دور مطرح است؛ در دومی ذهن برای دریافت یک معنا راهی کوتاه‌تر یا دورتر طی می‌کند. بنابراین پاسخ، ظرفیتی فراتر از نام‌گذاری یک جای دور دارد، ولی همان مفهوم فاصله در همهٔ شاخه‌ها حفظ می‌شود.

تلفظ و کاربرد طبیعی «بعید»

در خواندن واژه، میان «بَ» و بخش «عید» یک جدایی آوایی ظریف وجود دارد و تلفظ رایج آن «بَعید» است. نباید آن را با «عید» به معنای جشن یکی پنداشت؛ شباهت نوشتاریِ سه حرف پایانی، رابطهٔ معنایی ایجاد نمی‌کند. در نوشتار نیز شکل معیار همان «بعید» است و به‌صورت یکپارچه نوشته می‌شود.

دو ساخت پرکاربرد، دو معنای متفاوت

از ما بعید است: با خصلت، سابقه یا انتظار دیگران سازگار نیست؛ مانند «بی‌دقتی از او بعید است».

بعید به نظر می‌رسد: احتمال وقوع اندک ارزیابی می‌شود؛ مانند «رسیدن پیش از غروب بعید به نظر می‌رسد».

در جملهٔ منفی «بعید نیست»، جهت معنا برمی‌گردد. اگر بگوییم «بعید نیست باران ببارد»، مقصود این است که بارش امکان معقولی دارد. پس حضور «نیست» را نباید نادیده گرفت: «بعید است» احتمال را پایین می‌آورد، اما «بعید نیست» آن را دوباره به محدودهٔ امکان بازمی‌گرداند.

گزینه‌های نزدیک و مرز هرکدام

وجود چند واژه در حوزهٔ معنایی فاصله به این معنا نیست که همه در هر سرنخی پاسخ یکسانی باشند. طول پاسخ، بافت جمله و نوع دوری تعیین می‌کند کدام گزینه مناسب‌تر است.

دوردست
برای مکان روشن‌تر است. «روستای دوردست» ترکیبی بسیار طبیعی است و بر فاصله یا دشواری دسترسی تأکید دارد. این واژه هفت حرف دارد و برای سرنخی که چهار خانه می‌خواهد جایگزین «بعید» نمی‌شود.
دیر
به زمان وابسته است. «دیر» بیشتر از تأخیر یا زمانی پس از موعد سخن می‌گوید، نه از فاصلهٔ مکانی. تنها وقتی صورت سرنخ و خانه‌های متقاطع معنای زمانی را قطعی کنند می‌توان آن را سنجید.
پرت
دوری همراه با دورافتادگی است. برای محل کم‌رفت‌وآمد یا خارج از مسیر به کار می‌رود و لحنی گفتاری‌تر دارد. هر مکان بعیدی الزاماً «پرت» نیست.
نامحتمل
فقط شاخهٔ احتمالی را پوشش می‌دهد. اگر «بعید» در جمله به معنای کم‌احتمال باشد، «نامحتمل» توضیح خوبی است؛ اما پاسخ هم‌معنای سادهٔ «دور» در این عنوان نیست.
مرز مهم: «دور» خود واژه‌ای چندمعناست و ممکن است در عنوانی دیگر به نوبت، گردش، پیرامون یا فاصله اشاره کند. پاسخ «بعید» زمانی درست است که «دور» صفتِ مقابلِ نزدیک باشد؛ پاسخ ذخیره‌شدهٔ این سرنخ دقیقاً بر همین خوانش تکیه دارد.

خانواده‌ها و ترکیب‌هایی که معنا را روشن می‌کنند

شناخت ترکیب‌های رایج کمک می‌کند پیوند جواب با سرنخ بهتر در ذهن بماند. «بعیدالوقوع» چیزی است که احتمال رخ‌دادنش پایین است. «بعیدالمنال» برای خواسته یا مقصدی به کار می‌رود که دستیابی به آن دور و دشوار به نظر می‌آید. در «ماضی بعید»، یک کار پیش از کار دیگری در گذشته انجام شده است؛ برای نمونه، در جملهٔ «وقتی رسیدم، او رفته بود»، رفتن از رسیدن دورتر و مقدم‌تر است.

صفت تفضیلی «ابعَد» نیز در نوشته‌های رسمی یا ترکیب‌های عربی دیده می‌شود و مفهوم «دورتر» را دارد، اما از نظر املا و تعداد حروف پاسخ این سرنخ نیست. همچنین «استبعاد» به دور دانستن یا نامحتمل شمردن مربوط می‌شود. این خویشاوندی معنایی نشان می‌دهد که چگونه تصور فاصله، به داوری دربارهٔ احتمال راه یافته است.

تصویر ذهنی ساده: مکانی بعید از ما دور است؛ زمانی بعید از اکنون فاصله دارد؛ رویدادی بعید نیز از انتظار معمول ما دور افتاده است. سه کاربرد متفاوت‌اند، اما رشتهٔ مشترک همه «فاصله» است.

جمع‌بندی معنایی پاسخ

برای خوانش صفتیِ «دور»، پاسخ چهارحرفی و دقیق بعید است. این واژه در اصلِ کاربردِ سرنخ، «غیرنزدیک» معنا می‌دهد و مقابل «قریب» قرار می‌گیرد. کاربرد امروزی آن برای «کم‌احتمال» نیز از همان تصورِ دور بودن از انتظار ساخته شده است. «دوردست» در وصف مکان، «دیر» در بعضی بافت‌های زمانی و «نامحتمل» در بحث احتمال، واژه‌هایی نزدیک‌اند؛ بااین‌حال هیچ‌یک در این عنوان، هم‌زمان تناسب معنایی و قالب چهارحرفی «بعید» را ندارند.

سوال دیگری دارید؟

سوال، پیشنهاد یا هر نکته‌ای دارید برای ما پیام بفرستید؛ بررسی می‌کنیم.

نظرات

هنوز نظری ثبت نشده است

اولین نفری باشید که نظر می‌دهد!

تازه‌ترین مطالب

همه مطالب

پیشنهاد مطالعه

چند جواب تصادفی از آرشیو آزادیاب، شاید این‌ها هم به کارتان بیاید.