پرش به محتوای اصلی

رسن در جدول

۶ دقیقه مطالعه
پاسخ: طناب
«رَسَن» در فارسی به طناب یا ریسمان گفته می‌شود.

واژهٔ «رسن» نام وسیله‌ای از رشته‌ها یا الیافِ به‌هم‌تابیده است که برای بستن، کشیدن یا نگه‌داشتن به کار می‌رود. به همین دلیل، وقتی سرنخ جدول خودِ «رسن» باشد، پاسخ ذخیره‌شده و مستقیم آن طناب است. این برابر هم از نظر معنی روشن است و هم در زبان امروز برای خواننده آشناتر از خودِ واژهٔ کهن «رسن» به نظر می‌رسد.

صورت واژهرَسَن
پاسخ اصلیطناب
هم‌معنی نزدیکریسمان

چرا «طناب» پاسخ دقیق است؟

در فرهنگ‌های فارسی، «رسن» با برابرهایی مانند «ریسمان» و «طناب» تعریف شده است. هستهٔ مشترک این واژه‌ها، رشته‌ای بلند و انعطاف‌پذیر است که اجزای آن به یکدیگر تابیده یا بافته شده‌اند. در کاربرد معمول، «طناب» می‌تواند برای بستن بار، کشیدن جسم، مهار کردن یا آویختن چیزی استفاده شود؛ «رسن» نیز همین حوزهٔ معنایی را دارد، اما رنگ‌وبوی قدیمی و ادبی آن بیشتر است.

سرنخ از نوع «واژه به معنی» است، نه نام شخص، مکان یا اصطلاح تخصصی. بنابراین نیازی نیست برای آن معنایی دور یا کنایی پیدا کنیم. «طناب» با پنج حرف، ترجمهٔ ساده و امروزیِ «رسن» است و باید نخستین انتخاب باشد. اگر خانه‌های پاسخ بیش از پنج حرف باشند، «ریسمان» نیز از نظر معنی قابل بررسی است، ولی در این عنوان پاسخ اصلی همان «طناب» می‌ماند.

سه نشانهٔ معناییِ رسن

  • ساختار: رشته‌ای پیوسته و معمولاً تابیده، نه یک قطعهٔ خشک یا میله‌مانند.
  • کارکرد: بستن، کشیدن، مهار کردن یا ایجاد اتکا میان دو نقطه.
  • فضای زبانی: واژه‌ای فارسی با حضور پررنگ‌تر در متن‌های کهن و تعبیرهای ادبی.

رسن چگونه خوانده و نوشته می‌شود؟

خوانش رایج این کلمه رَسَن است؛ یعنی حرف نخست با صدای «ـَ» تلفظ می‌شود. املای آن سه حرف دارد: «ر»، «س» و «ن». نباید آن را با «رَسن» به‌صورت یک هجای فشرده، یا با واژه‌های نزدیک‌نما مانند «رسم» و «رس» اشتباه گرفت. حرکت‌های کوتاه معمولاً در خط فارسی نوشته نمی‌شوند، پس شکل عادی و درست در متن همان «رسن» است.

از نظر نقش دستوری، «رسن» اسم است. در جمله می‌تواند پس از فعل‌هایی چون بستن، کشیدن، گسستن و آویختن بیاید: «رسن را محکم بستند» یا «بار را با رسن کشیدند». همین همراهی با فعل‌های حرکتی و مهاری نشان می‌دهد چرا «طناب» برابر طبیعی آن است.

نقشه معنایی واژه رسنرسن در مرکز قرار دارد، طناب و ریسمان هم‌معنی‌های مستقیم‌اند و بند، افسار و حبل کاربرد یا بافت محدودتری دارند. رَسَنواژهٔ ادبی و کهن طنابپاسخ اصلی و امروزی ریسمانهم‌معنی مستقیم بند / افساروابسته به نوع کاربرد حبلبرابر عربی در بعضی متن‌ها

تفاوت پاسخ اصلی با واژه‌های نزدیک

طناب

برابر روشن و فراگیر در فارسی امروز است. وقتی طول پاسخ پنج خانه باشد، دقیق‌ترین انتخاب برای «رسن» همین واژه است.

ریسمان

هم‌معنی مستقیم و شش‌حرفی است. گاهی نسبت به «طناب» رشته‌ای باریک‌تر را به ذهن می‌آورد، هرچند مرز معنایی آنها همیشه قطعی نیست.

بند

معنایی گسترده‌تر دارد: هر چیزی که با آن ببندند، و نیز پیوند، بخش نوشته یا مانع. پس تنها در بعضی چینش‌ها جانشین رسن می‌شود.

افسار و مهار

بیشتر وسیله یا سازوکاری برای کنترل حیوان و گاه مفهوم کنترل را می‌رسانند. هر رسنی ممکن است برای مهار به کار رود، اما هر کاربرد رسن «افسار» نیست.

حبل

واژه‌ای عربی به معنی طناب است که در متن‌های دینی و ادبی دیده می‌شود. اگر تعداد خانه‌ها سه باشد و بافت عربی باشد، می‌تواند مطرح شود.

رشا

واژه‌ای خاص‌تر برای طنابِ دلو یا ریسمان چاه است. این پاسخ فقط با سرنخی که به دلو و چاه اشاره دارد تناسب دقیق پیدا می‌کند.

نکتهٔ تعیین‌کننده: «طناب» و «ریسمان» هر دو از نظر لغوی درست‌اند، اما پاسخ این مدخل «طناب» ثبت شده است. «ریسمان» زمانی جایگزین محتمل می‌شود که شمار خانه‌ها شش باشد یا حروف متقاطع آن را الزام کنند.

کاربرد رسن در زبان ادبی

«رسن» در گفت‌وگوی روزانه کمتر از «طناب» شنیده می‌شود، ولی در نثر تاریخی، شعر و ترکیب‌های تصویری زنده مانده است. نویسنده با انتخاب این واژه معمولاً فضایی کهن‌تر یا آهنگین‌تر می‌سازد. برای نمونه، «رسن گسستن» تصویر پاره شدن بند و رها شدن را می‌آفریند و می‌تواند به‌صورت کنایی نیز برای خروج از قید و کنترل به کار رود.

ترکیب شناخته‌شدهٔ «دار و رسن» نیز از همین معنی ملموس می‌آید: «دار» سازهٔ برپا شده و «رسن» طنابی است که در آن تصویر حضور دارد. این ترکیب در ادبیات گاهی فراتر از معنای عینی، نشانهٔ مجازات، خطر، پایداری یا ایستادگی در برابر تهدید می‌شود. بااین‌حال، در پاسخ جدولی لازم نیست بار کنایی ترکیب را وارد جواب کنیم؛ معنای پایه همچنان طناب است.

اگر در متنی بخوانیم «رسن بر گردن اسب افکند»، رسن به سبب کارکردش می‌تواند نقش مهار یا افسار داشته باشد؛ اما خود واژه نام عمومیِ طناب است، نه الزاماً نام یک جزء ویژه از سازوبرگ اسب.

چند کاربرد که معنی را روشن می‌کند

بستن باررسن به دور بار پیچیده می‌شود؛ در بازنویسی امروزی می‌گوییم «بار را با طناب بستند».
کشیدنیک سر رسن در دست یا به جسمی ثابت است و سر دیگر برای انتقال نیرو به کار می‌رود.
گسستن«گسستن رسن» یعنی پاره یا جدا شدن طناب و در بیان مجازی، رهایی از قید.
رسن‌بازیترکیبی برای حرکت یا نمایش بر روی طناب که معنای عینی واژه را بی‌واسطه نشان می‌دهد.

این نمونه‌ها یک ویژگی مهم را آشکار می‌کنند: «رسن» معمولاً فقط یک نخ نازکِ خیاطی نیست. واژه، رشته‌ای نسبتاً استوار را تداعی می‌کند که بتواند فشارِ بستن یا کشیدن را تحمل کند. از همین‌جا تفاوت ذهنی آن با «نخ» روشن می‌شود؛ نخ ممکن است برای دوختن باشد، اما رسن بیشتر ابزار اتصال و مهار است.

خانوادهٔ معنایی واژه در یک نگاه

بستنکشیدنمهارتابیدن الیافاستواریگسستندار و رسن

این پیوندها کمک می‌کنند معنای واژه بدون حفظ کردن یک برابر خشک در ذهن بماند. «طناب» نام امروزی و عمومی است؛ «ریسمان» هم‌معنی نزدیک است؛ «بند» دامنه‌ای گسترده‌تر دارد؛ و «افسار» یا «مهار» کاربرد ویژه‌تری از وسیلهٔ بستن و کنترل را بیان می‌کنند. بنابراین نباید همهٔ این کلمات را در هر جمله کاملاً قابل جایگزینی دانست.

جمع‌بندی دقیق برای همین مدخل

برای عنوان «رسن در جدول»، جواب نهایی طناب است. تلفظ واژهٔ سرنخ «رَسَن» و معنای آن رشته یا ریسمانی برای بستن و کشیدن است. اگر شکل جدول پنج خانه دارد، «طناب» دقیقاً می‌نشیند. «ریسمان» مهم‌ترین پاسخ جایگزینِ لغوی است، اما شش حرف دارد؛ «بند»، «حبل»، «افسار»، «مهار» و «رشا» تنها در بافت‌ها یا تعداد خانه‌های متفاوت مناسب می‌شوند و نباید جای پاسخ اصلی را بدون قرینه بگیرند.

صورت کوتاه برای ثبت: رسن = طناب. صورت مترادف: ریسمان. خوانش درست: رَسَن.

سوال دیگری دارید؟

سوال، پیشنهاد یا هر نکته‌ای دارید برای ما پیام بفرستید؛ بررسی می‌کنیم.

نظرات

هنوز نظری ثبت نشده است

اولین نفری باشید که نظر می‌دهد!

تازه‌ترین مطالب

همه مطالب

پیشنهاد مطالعه

چند جواب تصادفی از آرشیو آزادیاب، شاید این‌ها هم به کارتان بیاید.