پاسخ: جاگیر
یعنی چیزی که فضای زیادی اشغال میکند.
وقتی صفت «حجیم» در یک جدول کلمات متقاطع بهصورت کوتاه و بدون توضیح اضافه میآید، پاسخ مورد نظر معمولاً جاگیر است. این انتخاب به یکی از ملموسترین پیامدهای حجم زیاد اشاره دارد: شیء بزرگ، فضای بیشتری میگیرد. بنابراین پاسخ فقط یک مترادف فرهنگنامهای نیست؛ از نظر کاربرد روزمره نیز بهخوبی با سرنخ جور درمیآید.
جاگیر صفت چیزی است که نسبت به کارکرد یا محیط خود جای زیادی میخواهد و بخش قابلتوجهی از فضا را اشغال میکند. چمدان بزرگ، مبلمان پهن، دستگاه صنعتی بزرگ یا بستهبندی نامتناسب میتواند جاگیر باشد.
در این واژه، تأکید بیش از آنکه بر وزن باشد، بر اندازه و فضای اشغالشده است. وسیلهای ممکن است سبک اما جاگیر باشد؛ برای نمونه، یک کارتن خالی بزرگ وزن چندانی ندارد، ولی حمل و نگهداری آن دشوار است چون جای زیادی میگیرد.
چرا «جاگیر» با سرنخ «حجیم» تناسب دارد؟
«حجیم» از خانواده «حجم» است و در معنای عمومی به چیزی گفته میشود که ابعاد یا گنجایش بزرگی دارد. در زبان محاوره، هنگامی که این بزرگی از نظر فضای اتاق، انبار، خودرو یا کیف اهمیت پیدا میکند، معمولاً میگوییم آن چیز «جاگیر» است. طراح جدول با تبدیل یک صفت رسمیتر به برابری آشنا و پنجحرفی، رابطهای طبیعی میان سرنخ و پاسخ میسازد.
این دو واژه در همه جملهها جانشین کامل یکدیگر نیستند. «متن حجیم» یعنی متنی طولانی و پرحجم، اما کمتر کسی آن را «متن جاگیر» مینامد. برعکس، «میز جاگیر» تعبیری بسیار طبیعی است، چون میز واقعاً سطح اتاق را اشغال میکند. پس پاسخ جدول بر شاخه مکانی و عینی معنای «حجیم» تکیه دارد.
ساخت واژه؛ از «جا» تا «جاگیر»
«جاگیر» از دو جزء آشنای فارسی ساخته شده است: «جا» و «گیر». جزء دوم را در واژههایی مانند «دامنگیر»، «نفسگیر» و «وقتگیر» نیز میبینیم؛ در چنین ساختهایی، «گیر» مفهوم درگیر کردن، گرفتن یا به خود اختصاص دادن را منتقل میکند. پس «جاگیر» را میتوان بهسادگی «گیرنده جا» یا «اشغالکننده فضا» فهمید.
همین شفافیت ساختاری باعث میشود پاسخ حتی بدون مراجعه به فرهنگ لغت قابل درک باشد. اسم مصدر آن «جاگیری» است: «جاگیری نامناسب دستگاه، مسیر رفتوآمد را بسته است.» فعل رایج مرتبط نیز «جا گرفتن» است، ولی باید دقت کرد که «جا گرفتن» همیشه به معنای حجیم بودن نیست؛ ممکن است شخصی در صف جا بگیرد، بیآنکه فضای زیادی اشغال کند.
کاربرد واژه در موقعیتهای واقعی
«این مبل برای اتاق کوچک ما خیلی جاگیر است.» در این جمله، بزرگی مبل نسبت به فضای موجود سنجیده میشود، نه صرفاً اندازه مطلق آن.
«کالسکه سبک است، اما وقتی جمع نمیشود جاگیر خواهد بود.» تقابل سبک و جاگیر نشان میدهد حجم با وزن یکی نیست.
«مدل رومیزی دستگاه از نمونه ایستاده کمجاتر است.» «کمجا» یا «کمجاتر» در این کاربرد، در سوی مقابل جاگیر قرار میگیرد.
«جعبهای جاگیر برای کالایی کوچک» بر نامتناسب بودن فضای مصرفی با اندازه محصول تأکید میکند.
مرز «جاگیر» با پاسخهای نزدیک
چند واژه میتوانند در بعضی جدولها کنار سرنخ «حجیم» دیده شوند، اما هر یک زاویه متفاوتی دارند. تعداد خانهها و قرینههای دیگر جدول تعیین میکند که کدام گزینه خواسته شده است. برای عنوان حاضر، پاسخ ذخیرهشده و مستقیم همان «جاگیر» است.
پرحجم
بر زیاد بودن حجم یا مقدار دلالت دارد و هم برای اشیای واقعی و هم امور انتزاعی به کار میرود: «پرونده پرحجم»، «بار پرحجم». برخلاف جاگیر، الزاماً از دشواری اشغال فضا سخن نمیگوید.
جادار
به چیزی گفته میشود که درون آن فضای زیادی برای قرار دادن اشیا یا افراد وجود دارد؛ مانند خودروی جادار. جادار درباره ظرفیت داخلی و معمولاً مثبت است، در حالی که جاگیر به فضای بیرونی اشغالشده توجه دارد.
قطور
بیشتر بر ضخامت زیاد تأکید میکند: کتاب قطور، تنه قطور یا لوله قطور. هر چیز قطوری ممکن است حجیم باشد، ولی «قطور» فقط یکی از ابعاد را برجسته میکند.
جسیم
واژهای رسمیتر و کمکاربردتر برای بزرگجثه یا تنومند است. این گزینه در متن ادبی یا سرنخی با لحن کهن محتملتر است و بار روزمره «جاگیر» را ندارد.
دو تمایز مهم برای فهم بهتر پاسخ
حجم با وزن تفاوت دارد
وزن مقدار سنگینی یک جسم را بیان میکند، اما حجم به فضایی مربوط است که جسم در سه بعد میپوشاند. یک قطعه سرب کوچک میتواند سنگین و کمجا باشد؛ در مقابل، یک تشک بادی یا جعبه خالی میتواند سبک و جاگیر باشد. از این رو «سنگین» جایگزین مناسبی برای این سرنخ نیست.
جاگیر با جادار یکی نیست
شباهت ظاهری این دو واژه گاهی گمراهکننده است. یک کمد ممکن است هم جاگیر و هم جادار باشد: از بیرون فضای زیادی از اتاق میگیرد و در داخل نیز وسایل فراوانی جا میدهد. اما یک میز پهن جاگیر است و لزوماً جادار نیست؛ یک خودروی کوچک با طراحی خوب نیز میتواند نسبتاً جادار باشد، بدون آنکه بدنهای بسیار حجیم داشته باشد.
صورتهای دستوری و تلفظ
این واژه به صورت «جاگیر» تلفظ میشود و تکیه طبیعی آن در گفتار بر بخش پایانی مینشیند. در جمله نقش صفت میگیرد: «وسیله جاگیر»، و میتواند پس از فعل ربطی بیاید: «این قفسه جاگیر است.» با افزودن پسوند، صورتهای «جاگیری» و «جاگیرتر» ساخته میشوند. جمع بستن آن زمانی رخ میدهد که جانشین اسم شود، هرچند در کاربرد معمول، همراه یک اسم میآید.
از نظر نگارشی، پیوستهنویسی «جاگیر» هم خواناتر است و هم شکل معیار پاسخ را نشان میدهد. نباید آن را با «جایگیر» اشتباه کرد. «جا» جزء نخست ترکیب است و افزودن «ی» میان دو جزء لازم نیست. در خانههای جدول نیز ترتیب پنج حرف به صورت «ج، ا، گ، ی، ر» قرار میگیرد.
نظرات
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد!