پرش به محتوای اصلی

دبه در اوردن در جدول

۷ دقیقه مطالعه

پاسخ: جرزدن

در نوشتار عادی، این ترکیب را «جر زدن» می‌نویسند.

«دبه درآوردن» وقتی گفته می‌شود که کسی پس از پذیرفتن قرار، شرط یا نتیجه، ناگهان از حرف پیشین خود برگردد و بهانه‌ای تازه پیش بکشد. برابر کوتاه و شناخته‌شده‌ای که برای این معنا در جدول‌ها می‌آید، جرزدن است. پاسخِ جدولی بدون فاصله ثبت می‌شود، اما شکل معیارِ خوانا در یک جمله «جر زدن» است.

جر زدن · فعل مرکب عامیانه

چرا این پاسخ دقیقاً با سرنخ جور است؟

هسته معنایی هر دو تعبیر یکی است: فرد ابتدا قاعده یا توافقی را می‌پذیرد، ولی وقتی نتیجه به سودش نیست یا انجام تعهد دشوار می‌شود، آن پذیرش را نادیده می‌گیرد. بنابراین «جر زدن» صرفاً اعتراض کردن نیست؛ اعتراضِ همراه با نپذیرفتنِ قاعده یا بازگشت از قرار قبلی است.

پذیرش قرارپس‌زدن نتیجهجر زدن

معنای «جر زدن» در گفت‌وگوی روزمره

این فعل مرکب لحنی محاوره‌ای دارد و معمولاً در بازی، معامله، شرط‌بندی دوستانه یا هر توافق غیررسمی شنیده می‌شود. اگر دو نفر پیش از شروع بازی بر سر قانون مشخصی توافق کنند و بازنده بعداً همان قانون را قبول نکند، می‌گویند «جر زد». همچنین اگر کسی پس از قطعی شدن قول‌وقرار، شرط تازه‌ای اضافه کند تا مسئولیت قبلی را نپذیرد، رفتار او به «دبه درآوردن» نزدیک است.

بازگشت از توافقنپذیرفتن نتیجهبهانه‌تراشی پس از قرارلجبازی در اجرای قاعده

در این کاربرد، «جر» به‌تنهایی پاسخ سرنخ نیست؛ واحد معنایی کامل، فعل مرکب «جر زدن» است. صورت گذشته آن «جر زد»، صورت استمراری آن «جر می‌زند» و اسم مصدر رایجش «جر زدن» است. در جدول کلمات، حذف فاصله میان اجزای فعل امری معمول است، ازاین‌رو شکل نهایی جواب به صورت جرزدن وارد می‌شود.

دو موقعیت که معنی را روشن می‌کند

در بازی: پیش از شروع قرار بوده هر بازیکن فقط یک بار فرصت داشته باشد؛ بازنده پس از پایان، فرصت دوم می‌خواهد و قانون قبلی را انکار می‌کند. جمله طبیعی این است: «حالا دیگر جر نزن؛ قانون از اول معلوم بود.»
در یک قرار دوستانه: کسی پذیرفته سهم مشخصی از هزینه را بدهد، اما پس از انجام کار شرط تازه‌ای مطرح می‌کند و از پرداخت سهمش عقب می‌نشیند. می‌توان گفت: «سرِ قرارمان دبه درآورد» یا، با لحنی عامیانه‌تر، «جر زد».

نکته مهم در هر دو مثال، زمانِ تغییر موضع است. اگر کسی از همان ابتدا با پیشنهادی مخالفت کند، هنوز «دبه درنیاورده» است. این تعبیر زمانی دقیق می‌شود که پذیرشی قبلی وجود داشته باشد و بعد از آن، شخص بخواهد نتیجه یا تعهد را تغییر دهد.

تفاوت جواب اصلی با واژه‌های نزدیک

جر زدن

هم‌معنای مستقیم و کوتاهِ سرنخ است؛ محاوره‌ای است و به‌ویژه برای نپذیرفتن قاعده، نتیجه بازی یا قرار قبلی به کار می‌رود. برای این عنوان، همین پاسخ اولویت دارد.

زیر قول زدن

بر عملی نکردن وعده تأکید دارد. از نظر معنا نزدیک است، اما طولانی‌تر است و الزاماً حال‌وهوای لجبازی یا تغییر قانون پس از باخت را منتقل نمی‌کند.

نکول کردن

معادلی رسمی‌تر برای بازگشت از تعهد یا خودداری از انجام آن است. در متن‌های حقوقی و مالی مناسب‌تر از گفت‌وگوی خودمانی است و ممکن است در سرنخی با لحن رسمی جواب باشد.

دبه کردن

صورت کوتاه‌شده خودِ اصطلاح است و همان مفهوم عقب‌نشینی از توافق را می‌رساند، ولی برای سرنخی که دنبال معادل مستقل می‌گردد، «جر زدن» جواب روشن‌تر و فرهنگ‌نامه‌ای‌تری است.

بدقولی

مفهومی عام‌تر دارد: هر عمل نکردن به وعده‌ای بدقولی است، اما هر بدقولی لزوماً با بهانه‌جویی، تغییر شرط یا انکار نتیجه همراه نیست.

پیمان‌شکنی

واژه‌ای جدی و ادبی است و دامنه‌ای بزرگ‌تر از جر زدن دارد. برای عهدها و تعهدهای مهم مناسب است، نه معمولاً برای اختلاف کوچک بر سر یک بازی.

مرز معنایی مهم: «تقلب کردن» با «جر زدن» یکی نیست. تقلب ممکن است پنهانی و هنگام بازی رخ دهد؛ جر زدن اغلب آشکار و پس از روشن شدن نتیجه رخ می‌دهد، زمانی که فرد قاعده پذیرفته‌شده را پس می‌زند یا شرط تازه می‌سازد.

از زبان خودمانی تا بیان رسمی

انتخاب میان این تعبیرها به بافت جمله بستگی دارد. «جر زدن» صمیمی و گاه سرزنش‌آمیز است؛ «دبه درآوردن» نیز محاوره‌ای است، اما در خبرها و گفتار عمومی هم برای تغییر ناگهانی موضع دیده می‌شود. «نکول» و «عدم پایبندی به تعهد» بیان رسمی همان حوزه معنایی‌اند و احساس لجبازی موجود در واژه عامیانه را کمتر نشان می‌دهند.

خودمانیجر زدن
گفتار عمومیدبه درآوردن
رسمینکول از تعهد

برای نمونه، در جمع دوستان گفته می‌شود «قرار بود نتیجه را قبول کنیم، جر نزن». در گزارشی رسمی، همان وضعیت ممکن است «بازگشت یک طرف از توافق» یا «عدم پایبندی به تعهد» توصیف شود. پس تفاوت اصلی نه در هسته رویداد، بلکه در لحن، شدت و فضای استفاده است.

املای پاسخ و صورت‌های صرفی آن

در نثر پیوسته، اجزای فعل مرکب جدا نوشته می‌شوند: «جر زدن». «جرزدن» صورت فشرده‌ای است که با شیوه ثبت پاسخ در خانه‌های جدول سازگار است. نباید آن را با «جَر دادن» به معنی پاره کردن اشتباه گرفت؛ حضور فعل «زدن» و بافتِ توافق یا بازی، معنای اصطلاحی مورد نظر را مشخص می‌کند.

  • مصدر: جر زدن؛ مانند «جر زدن بعد از باخت پسندیده نیست».
  • گذشته: جر زد؛ یعنی نتیجه یا قرار را پس از پذیرش قبول نکرد.
  • حال: جر می‌زند؛ یعنی پیوسته بهانه می‌آورد تا قاعده را تغییر دهد.
  • نهی: جر نزن؛ صورت بسیار رایج در گفت‌وگوی مستقیم.

عنوان سرنخ «دبه در اوردن» را با املای رایجِ «دبه درآوردن» نیز می‌توان دید. وجود یا نبود نیم‌فاصله و فاصله در نمایش سرنخ، معنای آن را عوض نمی‌کند. آنچه برای پاسخ اهمیت دارد پیوند معنایی روشن میان برگشتن از قرار و «جر زدن» است.

چه زمانی جواب دیگری محتمل می‌شود؟

اگر سرنخ دقیقاً همین عبارت باشد، پاسخ ذخیره‌شده «جرزدن» مستقیم‌ترین انتخاب است. بااین‌حال در جدولی دیگر ممکن است تعداد خانه‌ها یا لحن سرنخ به واژه‌ای متفاوت اشاره کند. «نکول» برای سرنخ کوتاه و رسمی، «بدقولی» برای عمل نکردن به وعده، و «زیرقول‌زدن» برای تأکید بر شکستن قول مناسب‌ترند. این‌ها جای پاسخ اصلی این صفحه را نمی‌گیرند؛ تنها نشان می‌دهند که واژه‌های نزدیک در چه بافتی از یکدیگر جدا می‌شوند.

همچنین «لجبازی» فقط یکی از حالت‌های همراه جر زدن است. ممکن است فرد از سر منفعت‌طلبی، ترس از پیامد یا پشیمانی دبه درآورد، بی‌آنکه رفتارش صرفاً لجاجت باشد. بنابراین اگر سرنخ «لجبازی کردن» باشد، «جر زدن» می‌تواند گزینه‌ای محتمل باشد؛ اما در سرنخ حاضر، رابطه برعکس و بسیار دقیق‌تر است: دبه درآوردن مستقیماً به جر زدن اشاره می‌کند.

جمع‌بندی معنایی: پاسخ نهایی جدول جرزدن است؛ فعلی عامیانه برای کسی که پس از قبول یک قرار یا قاعده، نتیجه را نمی‌پذیرد، شرط را عوض می‌کند یا از تعهد خود عقب می‌نشیند. شکل خوانای آن در جمله «جر زدن» است و گزینه‌هایی مانند «نکول»، «بدقولی» و «زیر قول زدن» فقط بسته به رسمیت و دقت سرنخ می‌توانند جایگزین‌های زمینه‌ای باشند.

سوال دیگری دارید؟

سوال، پیشنهاد یا هر نکته‌ای دارید برای ما پیام بفرستید؛ بررسی می‌کنیم.

نظرات

هنوز نظری ثبت نشده است

اولین نفری باشید که نظر می‌دهد!

تازه‌ترین مطالب

همه مطالب

پیشنهاد مطالعه

چند جواب تصادفی از آرشیو آزادیاب، شاید این‌ها هم به کارتان بیاید.