پرش به محتوای اصلی

درخور در جدول

۶ دقیقه مطالعه
پاسخ: بجا، مناسب
هر دو واژه معنای چیزی متناسب با موقعیت و در شأن را می‌رسانند.

واژهٔ «درخور» صفتی است برای چیزی که با شخص، موقعیت، نیاز یا انتظار هماهنگ باشد. به همین دلیل پاسخ ذخیره‌شدهٔ این سرنخ دو معادل نزدیک دارد: بجا هنگامی که بر درست‌بودن انتخاب در یک موقعیت تأکید می‌کنیم، و مناسب وقتی سازگاری و تناسب معنای اصلی است. در یک جدول، تعداد خانه‌ها و حروف تقاطعی روشن می‌کند کدام‌یک باید نوشته شود.

چرا «بجا» و «مناسب» هر دو درست‌اند؟

بجا

یعنی به‌موقع، درست و متناسب با جایگاه یا وضعیت. «سخنِ بجا» سخنی است که در زمان و موقعیت درست گفته شده؛ بنابراین همان سخن را می‌توان «سخن درخور» نیز نامید.

نمونه: تشویقِ بجا = تشویقی درخورِ آن کوشش

مناسب

یعنی سازگار، متناسب و شایانِ یک موضوع یا نیاز. «لباس مناسب مراسم» لباسی است که با حال‌وهوای مراسم تناسب دارد و می‌توان آن را «لباس درخور مراسم» دانست.

نمونه: پاسخ مناسب = پاسخی درخورِ پرسش

اشتراک این دو پاسخ در مفهوم تناسب است، اما زاویهٔ نگاهشان اندکی فرق می‌کند. «بجا» غالباً داوری دربارهٔ عمل، حرف، واکنش یا زمان است؛ «مناسب» دامنهٔ عمومی‌تری دارد و برای اندازه، پوشش، رفتار، ابزار، مکان و شرایط نیز به‌کار می‌رود. پس وجود دو جواب کنار هم نه تکرار بی‌دلیل، بلکه نمایش دو کاربرد رایج «درخور» است.

نقشه معنایی واژه درخوردرخور در مرکز قرار دارد و از راه تناسب موقعیت به بجا و از راه سازگاری با نیاز به مناسب پیوند می‌خورد. درخور هماهنگ با شأن و موقعیت بجا درست در همان موقعیت مناسب سازگار با نیاز و شرایط هستهٔ مشترک: تناسب

معنای خودِ «درخور» از ساخت واژه پیداست

«درخور» از «در» و بنِ فعل «خوردن» ساخته شده، اما «خوردن» در این ترکیب معنای خوراک‌خوردن ندارد. ردّ معنایی آن را در تعبیرهایی مانند «به کار خوردن»، «به هم خوردن» و «به قامت کسی خوردن» می‌بینیم؛ یعنی چیزی با چیز دیگر جور و هماهنگ است. از همین مسیر، «درخور» معنای شایسته، متناسب و سزاوار پیدا کرده است.

این کلمه معمولاً با متممی همراه می‌شود که معیار تناسب را نشان می‌دهد: «درخورِ مقام»، «درخورِ توجه»، «درخورِ نیاز» و «درخورِ شخصیت». گاهی نیز معیار از بافت جمله فهمیده می‌شود؛ برای مثال در جملهٔ «پذیرایی درخور بود»، منظور پذیرایی‌ای است که با شأن مهمان یا مناسبت هماهنگی داشته است.

نکتهٔ املایی: صورت معیار این صفت «درخور» است و یکپارچه نوشته می‌شود. در ترکیب اضافی، کسره در خط معمولاً نوشته نمی‌شود: «پاسخ درخورِ پرسش». خودِ جواب «بجا» نیز در معنای «مناسب و به‌موقع» پیوسته است؛ «به جا» در بعضی ساخت‌های فعلی، مانند «به جا آوردن»، جدا نوشته می‌شود.

پاسخ‌های نزدیک و مرز معنایی آن‌ها

برای این سرنخ ممکن است حروف جدول به واژه‌ای غیر از دو پاسخ اصلی اشاره کنند. جایگزین باید هم از نظر معنا و هم از نظر تعداد حروف با خانه‌ها سازگار باشد. نزدیک‌ترین گزینه‌های معتبر این‌ها هستند:

شایستهسزاواربرازندهلایقمتناسب

شایسته و لایق

این دو بیشتر دربارهٔ ارزش، توانایی یا شأن شخص و رفتار به کار می‌روند. «فردی درخور تقدیر» را می‌توان «شایستهٔ تقدیر» یا «لایق تقدیر» نامید. اگر سرنخ فقط «درخور» باشد، «شایسته» جواب نیرومندی است؛ ولی پاسخ ذخیره‌شده همچنان «بجا، مناسب» است.

سزاوار و برازنده

«سزاوار» بر استحقاق تأکید دارد: کسی سزاوار پاداش است. «برازنده» اغلب از هماهنگی با ظاهر، شأن یا شخصیت خبر می‌دهد: رفتاری برازنده یا لباسی برازنده. بنابراین این دو در همهٔ جمله‌ها جای «مناسب» یا «بجا» نمی‌نشینند.

«متناسب» نیز از نظر مفهومی بسیار نزدیک است، مخصوصاً وقتی میان دو چیز نسبت و اندازه‌ای سنجیده برقرار باشد؛ مانند «هزینهٔ متناسب با درآمد». با این حال، در عبارت «واکنش درخور» معمولاً «واکنش بجا» طبیعی‌تر از «واکنش متناسب» شنیده می‌شود. همین تفاوت کوچک نشان می‌دهد انتخاب معادل به هم‌نشینی واژه‌ها وابسته است.

کدام معادل در جمله طبیعی‌تر می‌نشیند؟

  • توضیح درخور: «توضیح مناسب» روان و دقیق است؛ زیرا توضیح باید با پرسش و سطح مخاطب سازگار باشد.
  • اعتراض درخور: اگر منظور واکنشی درست و به‌موقع باشد، «اعتراض بجا» بهترین هم‌نشینی است.
  • قدردانی درخور: «قدردانی شایسته» بر ارزش عمل تأکید می‌کند و «قدردانی مناسب» بر اندازه و شیوهٔ آن.
  • جایگاه درخور: «جایگاه سزاوار» یا «جایگاه شایسته» مفهوم استحقاق را روشن‌تر منتقل می‌کند.
  • پوشش درخور مجلس: «پوشش مناسب مجلس» معادل بی‌واسطه است؛ «برازنده» زمانی دقیق‌تر می‌شود که هماهنگی پوشش با شخص نیز مطرح باشد.

پس «درخور» فقط یک برچسب مثبت نیست؛ رابطه‌ای میان یک چیز و معیار آن می‌سازد. پاسخی درخور است چون به پرسش می‌خورد، رفتاری درخور است چون با شأن فرد تناسب دارد، و پاداشی درخور است چون با کوشش یا استحقاق دریافت‌کننده هم‌اندازه دانسته می‌شود.

خوانش درست سرنخ کوتاه

در جدول‌های واژگانی، سرنخ یک‌کلمه‌ای معمولاً تعریف لغت‌نامه‌ای می‌خواهد، نه یک عبارت توضیحی بلند. برای «درخور»، جواب چهارحرفیِ «مناسب» ممکن نیست چون مناسب پنج حرف دارد، در حالی که «بجا» سه حرف دارد؛ البته شمارش دقیق در جدول بر پایهٔ نویسه‌های فارسیِ ثبت‌شده در خانه‌ها انجام می‌شود و فاصله و نشانه‌گذاری جایی ندارند. «لایق» و «درخور» هر دو چهارحرفی‌اند، «شایسته» و «برازنده» پاسخ‌های بلندتری هستند. بنابراین طول جای خالی می‌تواند دامنهٔ انتخاب را فوراً محدود کند.

اگر حروف تقاطعی الگوی «ب ـ ا» بدهند، «بجا» با پاسخ اصلی سازگار است. اگر پنج خانه و آغاز «م» دیده شود، «مناسب» گزینهٔ روشن‌تری خواهد بود. در الگوی چهارخانه‌ای ممکن است «لایق» مطرح شود، به‌ویژه هنگامی که فضای سرنخ به شخص یا استحقاق اشاره دارد. این سنجش صرفاً برای تمایز هم‌معناهاست و پاسخ پایهٔ همین عنوان را تغییر نمی‌دهد.

جمع‌بندی معنایی: جواب مستقیم «درخور» در این جدول بجا، مناسب است. «بجا» وجهِ درست‌بودن در موقعیت را برجسته می‌کند و «مناسب» وجهِ سازگاری با نیاز یا شرایط را. شایسته، سزاوار، برازنده، لایق و متناسب نیز تنها وقتی جانشین می‌شوند که طول خانه‌ها و بافت سرنخ معنای خاص‌تر آن‌ها را تأیید کند.

سوال دیگری دارید؟

سوال، پیشنهاد یا هر نکته‌ای دارید برای ما پیام بفرستید؛ بررسی می‌کنیم.

نظرات

هنوز نظری ثبت نشده است

اولین نفری باشید که نظر می‌دهد!

تازه‌ترین مطالب

همه مطالب

پیشنهاد مطالعه

چند جواب تصادفی از آرشیو آزادیاب، شاید این‌ها هم به کارتان بیاید.