پرش به محتوای اصلی

جواب دادن در جدول

۷ دقیقه مطالعه
پاسخ: اجابت
واژه‌ای پنج‌حرفی به معنی پاسخ دادن و پذیرفتن.

برای سرنخ کوتاه «جواب دادن»، واژهٔ اجابت هم از نظر معنا و هم از نظر قالب رایج جدول‌های واژگانی دقیق است. این کلمه یک مصدر است؛ بنابراین می‌تواند روبه‌روی عبارت فعلی «جواب دادن» بنشیند، بی‌آنکه لازم باشد خود عبارت بلند «پاسخ دادن» در خانه‌ها نوشته شود.

اجابت
تعداد حروف: ۵خوانش: اِجابتنوع واژه: مصدرمعنای محوری: پاسخ‌گویی

چرا «اجابت» دقیقاً با سرنخ جور درمی‌آید؟

در کاربرد لغوی، «اجابت» یعنی جواب دادن، پاسخ گفتن یا به درخواست کسی پاسخ مثبت نشان دادن. سرنخ جدول فعل مرکب «جواب دادن» را عرضه کرده، اما پاسخ مورد انتظار یک اسمِ مصدر و فشرده است. همین تبدیل، راز تناسب میان سرنخ و جواب است: «جواب دادن» یک عمل را بیان می‌کند و «اجابت» نام همان عمل است.

این واژه از خانوادهٔ «جواب» است و پیوند معنایی آن دو برای فارسی‌زبان روشن مانده است. در جملهٔ «دعوت او را اجابت کرد»، شخص فقط سخنی بر زبان نمی‌آورد؛ دعوت را می‌پذیرد و مطابق آن عمل می‌کند. در جملهٔ «پرسش را اجابت کرد» نیز جنبهٔ پاسخ‌گویی پررنگ‌تر است. پس «اجابت» می‌تواند از یک جواب زبانی تا قبول عملیِ درخواست را پوشش دهد.

نقشه معنایی واژه اجابتاجابت در مرکز و سه شاخه پاسخ گفتن، پذیرفتن دعوت و برآوردن درخواست در اطراف آن قرار دارد.اجابتپاسخ گفتنپذیرفتن دعوتبرآوردن درخواست

سه لایهٔ معنایی در کاربرد فارسی

پاسخ به پرسشنزدیک‌ترین لایه به خود سرنخ است: کسی سؤال یا سخنی را بی‌جواب نمی‌گذارد و به آن پاسخ می‌دهد.
قبول دعوتدر ترکیب آشنای «اجابت دعوت»، پاسخ فقط کلامی نیست؛ پذیرفتن و همراه شدن با دعوت نیز در معنی حضور دارد.
پذیرفتن خواهشوقتی خواسته‌ای اجابت می‌شود، درخواست پذیرفته یا برآورده شده است. این کاربرد در نثر رسمی و ادبی فراوان است.
پاسخ یافتن دعادر زبان دینی و ادبی، «اجابت دعا» یعنی دعا پذیرفته شود یا خواستهٔ دعا‌کننده به پاسخ برسد.

این گسترهٔ معنایی توضیح می‌دهد که چرا «اجابت» گاهی معادل سادهٔ «جواب دادن» است و گاهی چیزی بیش از یک جواب شفاهی می‌رساند. بافت جمله تعیین می‌کند که تأکید بر گفتن پاسخ باشد یا قبول کردن خواسته.

املای درست و ساخت واژه

صورت درست پاسخ اجابت است و با پنج حرف «ا، ج، ا، ب، ت» نوشته می‌شود. حرکت آغازین آن در خواندن «اِ» است: اِجابت. در جدول معمولاً حرکت‌ها نوشته نمی‌شوند، پس همان پنج خانه کافی است. وجود دو «ا» در جایگاه اول و سوم نکته‌ای است که هنگام تطبیق حروف متقاطع می‌تواند جلوی اشتباه املایی را بگیرد.

اجابت واژه‌ای عربیِ جاافتاده در فارسی و از ریشهٔ «ج‌ـ‌وـ‌ب» است؛ «جواب» نیز از همین خانواده می‌آید. در ساختمان عربی، اجابت مصدر باب افعال است، ولی برای یافتن جواب جدول لازم نیست قواعد صرفی را حفظ کنیم. نشانهٔ کاربردی‌تر این است که در فارسی غالباً با فعل کمکی «کردن» می‌آید: «اجابت کردن». خود «اجابت» نام عمل است و «اجابت کرد» صورت فعلی آن را می‌سازد.

نمونهٔ روشن: «او دعوت دوستش را اجابت کرد.» یعنی دعوت را پذیرفت؛ نه اینکه صرفاً چند کلمه در جواب گفت.
نمونهٔ نزدیک به سرنخ: «سخن پرسشگر را اجابت کرد.» یعنی به پرسش یا درخواست او جواب داد.

مرز «اجابت» با جواب‌های نزدیک

چند واژه در پیرامون این معنی قرار می‌گیرند، اما هم‌اندازه یا هم‌کاربرد نیستند. شناخت تفاوت آن‌ها کمک می‌کند علت برتری پاسخ ذخیره‌شده روشن بماند.

پاسخ واژه‌ای چهارحرفی و نامِ چیزی است که در جواب گفته یا نوشته می‌شود. «پاسخ» می‌تواند جوابِ یک سؤال باشد، اما «اجابت» بیشتر بر عمل پاسخ دادن یا پذیرفتن دلالت دارد. اگر سرنخ «جواب» باشد، پاسخ ممکن است «پاسخ» باشد؛ برای «جواب دادن»، «اجابت» دقیق‌تر است.
پذیرش پنج حرف دارد و در برخی بافت‌ها به اجابت نزدیک می‌شود، به‌خصوص وقتی دعوت یا تقاضایی قبول شده باشد. بااین‌حال پذیرش الزاماً معنای جواب دادن ندارد؛ ممکن است از پذیرش دانشجو، پذیرش بیمار یا قبول یک اندیشه سخن بگوییم. بنابراین برای این سرنخ انتخاب نخست نیست.
استجابت هفت حرف دارد و در فارسی امروز بیش از همه در ترکیب «استجابت دعا» دیده می‌شود. از نظر معنایی با پذیرفته شدن یا پاسخ یافتن دعا پیوند دارد، اما هم طول آن متفاوت است و هم حوزهٔ کاربردش محدودتر. اگر تعداد خانه‌ها هفت و فضای سرنخ دینی باشد، می‌تواند مطرح شود؛ اینجا پاسخ پنج‌حرفی «اجابت» است.
پاسخ‌گویی معنای عمل جواب دادن را آشکارا می‌رساند، ولی واژه‌ای بلندتر است و بیشتر برای توانایی، وظیفه یا مسئولیت جواب دادن به کار می‌رود؛ مانند پاسخ‌گویی یک سازمان. این ترکیب با قالب کوتاه پاسخ حاضر سازگار نیست.

ترکیب‌های طبیعی با «اجابت»

بهترین راه برای لمس معنای این واژه، دیدن هم‌نشین‌های واقعی آن است. «اجابت دعوت»، «اجابت درخواست»، «اجابت خواهش» و «اجابت دعا» همگی ساخت‌های طبیعی‌اند. در هرکدام چیزی از سوی فردی مطرح شده و طرف دیگر به آن پاسخ مثبت داده یا آن را پذیرفته است.

  • دعوت را اجابت کردن: دعوت را پذیرفتن و به آن پاسخ مثبت دادن.
  • خواهش را اجابت کردن: خواستهٔ کسی را قبول کردن یا برآوردن.
  • دعا به اجابت رسیدن: پذیرفته یا مستجاب شدن دعا.
  • امر را اجابت کردن: در نثر رسمی یا کهن، فرمان یا درخواست را پذیرفتن.

فعل مناسب در ساخت متعدی «اجابت کردن» است: «او درخواست را اجابت کرد.» وقتی نتیجه و پذیرفته شدن اهمیت دارد، ساخت «به اجابت رسیدن» به کار می‌رود: «دعای او به اجابت رسید.» این دو را نباید بی‌دلیل در هم آمیخت؛ اولی فاعلی را نشان می‌دهد که پاسخ می‌دهد و دومی بر حاصل شدن پاسخ تأکید دارد.

یک کاربرد جداگانه: «اجابت مزاج»

ترکیب «اجابت مزاج» معنای اصطلاحی دارد و به دفع مدفوع گفته می‌شود. در این عبارت نباید «اجابت» را به‌تنهایی همان «جواب دادن» ترجمه کرد؛ کل ترکیب یک واحد معنایی مستقل در زبان پزشکی و گفتار مؤدبانه است. آوردن این نکته از آن رو مهم است که دیدن واژه در این ترکیب ممکن است معنای اصلی پاسخ جدول را برای بعضی خوانندگان مبهم کند.

نکتهٔ کاربردی: «اجابت» به‌تنهایی در پاسخ این سرنخ همان عمل جواب دادن یا پذیرفتن است. معنای مربوط به دفع فقط در ترکیب ثابت «اجابت مزاج» شکل می‌گیرد و نباید به همهٔ کاربردهای واژه تعمیم داده شود.

صورت‌های فعلی و جمله‌های درست

در فارسی امروز، این مصدر بیشتر رنگ رسمی، ادبی یا دینی دارد. در گفت‌وگوی روزمره معمولاً می‌گوییم «جواب داد» یا «قبول کرد»، ولی در نوشتهٔ رسمی می‌توان گفت «درخواست را اجابت کرد». رسمی بودن واژه به معنای مهجور بودن آن نیست؛ ترکیب‌های «اجابت دعا» و «اجابت دعوت» همچنان برای فارسی‌زبان آشنا هستند.

  • «میزبان از او خواست بماند و او این خواهش را اجابت کرد.»
  • «پذیرفتن دعوت، در این جمله همان اجابت آن است.»
  • «نویسنده در نامه‌اش خواسته‌ای مطرح کرد، اما مخاطب آن را اجابت نکرد.»
  • «در نثر ادبی، امیدِ اجابت دعا تصویری از انتظار برای پاسخ است.»

در مقابل، جملهٔ «او اجابت داد» در فارسی معیار طبیعی نیست. بهتر است بگوییم «او جواب داد»، «او پاسخ داد» یا «درخواست را اجابت کرد». همچنین «پاسخِ اجابت داد» تکرار و آمیختگی دو ساخت است. هرکدام از قالب‌های «پاسخ داد» و «اجابت کرد» به‌تنهایی کامل‌اند.

جمع‌بندی معنایی پاسخ

در این سرنخ، طراح از یک عبارت فعلی روزمره به یک مصدر فشرده و رسمی رسیده است: «جواب دادن» ← «اجابت». تعداد پنج حرف، هم‌خانوادگی با «جواب» و تعریف لغویِ پاسخ دادن، همگی این انتخاب را تأیید می‌کنند. اگر حروف متقاطع به ترتیب «ا ج ا ب ت» قرار گرفته‌اند، واژه بدون ابهام کامل می‌شود.

نتیجه: جواب نهایی و مستقیم «اجابت» است. «پاسخ» از نظر معنایی نزدیک اما چهارحرفی است؛ «استجابت» نیز هفت‌حرفی و بیشتر وابسته به بافت دعاست. برای صورت پنج‌خانه‌ای این سرنخ، همان «اجابت» انتخاب درست و کامل است.

سوال دیگری دارید؟

سوال، پیشنهاد یا هر نکته‌ای دارید برای ما پیام بفرستید؛ بررسی می‌کنیم.

نظرات

هنوز نظری ثبت نشده است

اولین نفری باشید که نظر می‌دهد!

تازه‌ترین مطالب

همه مطالب

پیشنهاد مطالعه

چند جواب تصادفی از آرشیو آزادیاب، شاید این‌ها هم به کارتان بیاید.