پرش به محتوای اصلی

تن پوش در جدول

۷ دقیقه مطالعه
پاسخ: پیراهن
یک تن‌پوش مشخص برای پوشاندن بالاتنه است.

در این سرنخ، واژهٔ کلی «تن‌پوش» به نام یک پوشیدنی مشخص اشاره می‌کند و پاسخ مورد نظر پیراهن است. این انتخاب از نظر معنایی روشن است: پیراهن مستقیماً روی تن پوشیده می‌شود و در فارسی هم می‌تواند بالاپوش مردانه را برساند و هم، بسته به بافت جمله، نوعی لباس زنانه را نام‌گذاری کند.

صورت پاسخ در خانه‌های جدول
پیراهن

«پیراهن» در نوشتار شش حرف دارد. نیم‌فاصله یا نشانهٔ دیگری داخل پاسخ نیست و «ی» و «ا» دو خانهٔ جدا می‌گیرند.

هستهٔ معنایی

جامه‌ای که بخش بالایی بدن را می‌پوشاند؛ معمولاً دارای تنه، یقه یا گشادیِ گردن و در بسیاری از مدل‌ها آستین است.

چرا «پیراهن» دقیقاً با تن‌پوش جور درمی‌آید؟

«تن‌پوش» از دو جزء شفاف ساخته شده است: «تن» یعنی بدن و «پوش» یعنی چیزی که می‌پوشاند. بنابراین این ترکیب نام عام هر چیزی است که برای پوشاندن بدن به کار رود. «پیراهن» یکی از مصداق‌های شناخته‌شدهٔ همین مفهوم عام است. رابطهٔ این دو واژه مانند رابطهٔ «میوه» و «سیب» است: اولی یک گروه گسترده را نام می‌برد و دومی عضوی مشخص از آن گروه را.

در زبان امروز، وقتی «پیراهن» بدون صفت می‌آید، اغلب پوشاک بالاتنه به ذهن می‌رسد؛ همان لباسی که ممکن است دکمه‌دار یا جلو بسته، آستین‌بلند یا آستین‌کوتاه، رسمی یا روزمره باشد. در کاربرد مربوط به پوشاک زنانه نیز «پیراهن» گاهی لباسی یک‌تکه و بلندتر از بالاتنه را می‌رساند. این گسترهٔ کاربرد باعث نمی‌شود پاسخ مبهم باشد، زیرا در همهٔ این معناها با چیزی روبه‌رو هستیم که بر تن پوشیده می‌شود.

معنای پیراهن در فارسی؛ از بالاتنه تا لباس یک‌تکه

معنای مرکزی پیراهن، جامه‌ای است که تنه را می‌پوشاند. جزئیاتی مثل جنس پارچه، شکل یقه، وجود دکمه و اندازهٔ آستین در خود کلمه تثبیت نشده‌اند؛ به همین دلیل ترکیب‌هایی مانند «پیراهن نخی»، «پیراهن یقه‌دار»، «پیراهن آستین‌کوتاه» و «پیراهن رسمی» طبیعی‌اند. صفت بعد از واژه، مدل یا کاربرد آن را دقیق‌تر می‌کند.

در عبارت «پیراهن مردانه»، معمولاً منظور پوشاک بالاتنه‌ای است که با شلوار پوشیده می‌شود. «پیراهن زنانه» ممکن است به بالاپوش یا به لباس یک‌تکه اشاره کند و جملهٔ پیرامون آن معنای دقیق را روشن می‌سازد. در متون قدیمی‌تر نیز پیراهن گاه جامه‌ای بوده که زیر لباس‌های دیگر بر بدن می‌کرده‌اند. پس تصویر امروزیِ یک لباس دکمه‌دار تنها یکی از نمودهای این واژه است، نه تمام تاریخ معنایی آن.

پیراهن سفیدپیراهن نخییقهٔ پیراهنآستین پیراهنپیراهن بلند

تفاوت پاسخ با واژه‌های نزدیک

سرنخ کوتاه «تن‌پوش» ظرفیت چند هم‌معنا را دارد، اما این واژه‌ها از نظر دامنه و لحن یکسان نیستند. پاسخ ذخیره‌شده و اصلی این عنوان «پیراهن» است؛ گزینه‌های دیگر فقط زمانی مطرح می‌شوند که تعداد خانه‌ها یا حروف تقاطعیِ یک جدول دیگر، صورت متفاوتی را الزام کند.

پیراهن — ۶ حرفنام یک پوشیدنی معین است. به همین دلیل از میان واژه‌های نزدیک، تصویری مشخص‌تر از «تن‌پوش» ارائه می‌دهد و پاسخ مستقیم این سرنخ است.
لباس — ۴ حرفواژه‌ای عام برای هر آنچه پوشیده می‌شود؛ می‌تواند پیراهن، شلوار، کت یا پوشش‌های دیگر باشد. از پیراهن گسترده‌تر است.
جامه — ۴ حرفهم‌معنایی فارسی با رنگ ادبی‌تر. در شعر و نثر رسمی بیشتر از گفت‌وگوی روزمره شنیده می‌شود و گاهی خودِ پیراهن نیز معنی می‌دهد.
رخت — ۳ حرفواژه‌ای کوتاه و کهن برای لباس است. در ترکیب‌هایی چون «رخت نو» یا «رخت عزا» باقی مانده و لزوماً نوع لباس را مشخص نمی‌کند.
پوشاک — ۵ حرفنام جمعی و رسمی‌تر برای اقلام پوشیدنی است؛ در زبان فروشگاهی و صنعتی، مانند «صنعت پوشاک»، کاربرد فراوان دارد.
کسوت — ۴ حرفعلاوه بر جامه، بار نمادین دارد؛ «کسوت معلمی» یعنی مقام و نقش معلمی. بنابراین همیشه جایگزین خنثای پیراهن نیست.

«قبا» و «ثوب» نیز ممکن است در بعضی فرهنگ‌های جدولی کنار مفهوم تن‌پوش دیده شوند، ولی هر دو محدودترند: قبا نوعی جامهٔ رویی و بلند است و ثوب واژه‌ای عربی با معنای جامه. انتخاب آن‌ها بدون نشانه‌ای دربارهٔ سبک قدیمی، واژهٔ عربی یا تعداد حروف، بر «پیراهن» برتری ندارد.

املای درست سرنخ و پاسخ

تن‌پوش یک ترکیب ساخته‌شده از «تن» و «پوش» است و صورت معیار آن با نیم‌فاصله نوشته می‌شود. در خود عنوان، عبارت به شکل «تن پوش» آمده و عنوان باید همان‌گونه حفظ شود؛ اما در متن توضیحی، نگارش معیار «تن‌پوش» خواناتر است.

پاسخ با املای «پیراهن» نوشته می‌شود. صورت «پیرهن» در گفتار و نیز در بعضی متون ادبی دیده می‌شود، اما برای ثبت پاسخ معیار، همان «پیراهن» مناسب است. تفاوت این دو صورت فقط یک نکتهٔ تلفظی یا سبکی نیست؛ در جدول، «پیرهن» پنج حرف و «پیراهن» شش حرف دارد و جابه‌جایی آن‌ها تعداد خانه‌ها را تغییر می‌دهد. بنابراین اگر پاسخ شش‌خانه‌ای خواسته شده باشد، حذف «ا» درست نیست.

در تایپ فارسی نیز بهتر است از «ی» فارسی استفاده شود. واژهٔ پیراهن بدون فاصله و بدون نیم‌فاصله است؛ هر شش حرف پشت سر هم نوشته می‌شوند. بخش‌بندی شنیداری آن را می‌توان «پیـ ـرا ـهن» تصور کرد، اما این بخش‌بندی نباید در پاسخ مکتوب فاصله ایجاد کند.

پیراهن در ترکیب‌ها و تعبیرهای فارسی

قدمت حضور این واژه در فارسی را می‌توان از ترکیب‌ها و تعبیرهای زندهٔ آن فهمید. «یقهٔ پیراهن» و «آستین پیراهن» اجزای لباس را مشخص می‌کنند؛ «پیراهن خواب» کاربرد را می‌رساند و «پیراهن تیم» به پوشاک ورزشی اشاره دارد. در همهٔ این نمونه‌ها، هستهٔ واژه همان پوشش تن است، ولی همراه شدن با یک وابسته، گونهٔ آن را روشن می‌کند.

پیراهن از تن درآوردن: پیراهن را بیرون آوردن؛ کاربردی کاملاً عینی و مرتبط با پوشیدن.

در پوست یا پیراهن خود نگنجیدن: کنایه از شادی و هیجان بسیار؛ واژهٔ پوشاک در اینجا تصویری ادبی می‌سازد.

پیراهن یوسف: در زبان و ادبیات فارسی یادآور روایت یوسف و نشانه‌ای از مژده، شناخت و بازگشت بینایی است.

پیراهن عثمان: تعبیری تاریخی و کنایی برای موضوعی که دستاویز تحریک یا مطالبه‌گری قرار می‌گیرد؛ معنای آن دیگر صرفاً یک لباس نیست.

این تعبیرها نشان می‌دهند «پیراهن» برخلاف «پوشاک»، فقط یک اصطلاح فنی یا صنفی نیست. واژه هم در خانه و بازار کاربرد روزمره دارد، هم در شعر، روایت و کنایه جای گرفته است. همین آشنایی عمومی، آن را برای یک پاسخ جدولی کوتاه و بی‌واسطه مناسب می‌کند.

از مفهوم کلی تا پاسخ مشخص

اگر واژه‌ها را بر پایهٔ دقت معنایی مرتب کنیم، «پوشاک» و «لباس» در لایهٔ کلی قرار می‌گیرند؛ «جامه» و «رخت» همان مفهوم عمومی را با لحن ادبی یا کهن بیان می‌کنند؛ و «پیراهن» یک نمونهٔ عینی از آن مجموعه است. سرنخ‌های جدولی گاهی تعریف فرهنگ‌نامه‌ای می‌دهند و گاهی یک مصداق را می‌خواهند. اینجا پاسخ تعیین‌شده از نوع دوم است.

شش حرف پاسخ نیز به تشخیص آن کمک می‌کند: پ، ی، ر، ا، ه، ن. واژه‌های عام رایج طول دیگری دارند؛ لباس و جامه چهارحرفی‌اند، رخت سه‌حرفی و پوشاک پنج‌حرفی است. پس هنگامی که چیدمان شش خانه دارد یا حروف برخوردی به صورت «پ ی ر ا ه ن» شکل می‌گیرند، پاسخ بدون ابهام کامل می‌شود.

جمع‌بندی معنایی: «تن‌پوش» نامی عام برای چیزی است که بدن را می‌پوشاند و «پیراهن» نام یک تن‌پوش مشخص و شناخته‌شده است. صورت معیار پاسخ شش‌حرفی «پیراهن» است؛ «پیرهن» شکل گفتاری یا ادبی کوتاه‌تر به شمار می‌آید، و واژه‌هایی مانند لباس، جامه و رخت تنها گزینه‌های عام‌تر برای سرنخ‌ها و تعداد خانه‌های متفاوت‌اند.

سوال دیگری دارید؟

سوال، پیشنهاد یا هر نکته‌ای دارید برای ما پیام بفرستید؛ بررسی می‌کنیم.

نظرات

هنوز نظری ثبت نشده است

اولین نفری باشید که نظر می‌دهد!

تازه‌ترین مطالب

همه مطالب

پیشنهاد مطالعه

چند جواب تصادفی از آرشیو آزادیاب، شاید این‌ها هم به کارتان بیاید.