پرش به محتوای اصلی

اسانی در جدول

۵ دقیقه مطالعه

پاسخ: سهولت

مترادف دقیق «آسانی» و واژه‌ای پنج‌حرفی است.

چرا «سهولت» جواب دقیق است؟

«سهولت» در فارسی به معنای آسانی، بی‌دشواری بودن و روان پیش رفتن یک کار است. سرنخ داده‌شده یک اسمِ معنی می‌خواهد، نه صفتی مانند «آسان» و نه فعلی مانند «آسان کردن». از همین رو «سهولت» از نظر نقش دستوری و معنا درست بر جای سرنخ می‌نشیند.

این واژه از خانوادهٔ «سهل» است و در زبان امروز، به‌ویژه در نوشته‌های رسمی، ترکیب‌هایی چون «سهولت دسترسی»، «سهولت استفاده» و «با سهولت انجام شدن» را می‌سازد.

سهولت

معنا در یک نگاه

آسانینبود دشواریروانی انجام کارسادگیِ فرایند

وقتی می‌گوییم کاری «با سهولت» انجام شد، توجه بر کم بودن مانع، پیچیدگی یا زحمت در مسیر انجام آن است. بنابراین سهولت فقط احساس آسودگی نیست؛ می‌تواند ویژگی یک ابزار، مسیر، روش یا سامانه هم باشد. برای نمونه، «سهولت استفاده از یک برنامه» یعنی کاربر بدون پیچیدگی اضافه می‌تواند با آن کار کند.

در برابر این مفهوم، واژه‌هایی مانند «دشواری»، «صعوبت» و «پیچیدگی» قرار می‌گیرند. همین تقابل معنایی نیز انتخاب پاسخ را روشن‌تر می‌کند: اگر آسانی یک سوی معنا باشد، دشواری سوی مقابل آن است و «سهولت» نام رسمی و شناخته‌شدهٔ همان سوی نخست است.

نقشه معنایی واژه سهولت سهولت در مرکز قرار دارد، از سهل می‌آید، با آسانی برابر است و در برابر دشواری قرار می‌گیرد. سهولت برابر سادهآسانی مفهوم مقابلدشواری ریشه: سهل اسمِ حالت و کیفیت

ساخت و تلفظ واژه

«سهولت» را معمولاً «سُهولَت» می‌خوانند. در نوشتار فارسی حرکت‌های کوتاه ثبت نمی‌شوند، پس شکل معمول و درست آن همان «سهولت» است. واژه پنج حرف دارد: س، ه، و، ل، ت. وجود «و» در میانه مهم است و حذف آن، املای پاسخ را نادرست می‌کند.

بُن معنایی این خانواده «سهل» است؛ «سهل» صفتی به معنای آسان و بی‌دشواری است، «سهولت» نامِ حالت آسان بودن را می‌رساند و «تسهیل» به عمل آسان کردن اشاره دارد. این سه واژه به هم نزدیک‌اند، اما در جمله جای یکدیگر را همیشه پر نمی‌کنند.

نمونه: «طراحی روشنِ نشانه‌ها، سهولتِ خواندن نقشه را بیشتر کرد.» در این جمله سهولت نامِ کیفیتی است که افزایش یافته است.

مرز میان پاسخ و واژه‌های نزدیک

سهولت

برابر رسمی و مستقیم «آسانی» است. پنج حرف دارد و بر نبود مانع یا دشواری در انجام کار تأکید می‌کند. برای همین پاسخ اصلی همین واژه است.

یُسر

واژه‌ای سه‌حرفی و ادبی‌تر برای آسانی و گشایش است. اگر تعداد خانه‌ها سه باشد یا لحن سرنخ کهن و عربی باشد، می‌تواند مطرح شود؛ اما با پاسخ ذخیره‌شده یکسان نیست.

راحتی

پنج حرف دارد، ولی دامنه‌اش گسترده‌تر است و آسایش جسمی یا خاطرِ آسوده را هم می‌رساند. در عبارت‌هایی مانند «راحتی صندلی»، جایگزین طبیعی سهولت نیست.

سادگی

این واژه نیز پنج‌حرفی است و بیشتر بر بی‌پیرایگی یا کم‌پیچیدگی بودن تأکید دارد. یک روش ساده ممکن است انجام آسانی داشته باشد، اما «ساده» و «آسان» در همهٔ بافت‌ها مترادف کامل نیستند.

«تسهیل» نیز پنج حرف دارد، ولی اسمِ عمل است: تسهیل یعنی آسان کردن. برای مثال «تسهیل رفت‌وآمد» به اقدام‌ها یا شرایطی اشاره می‌کند که رفت‌وآمد را آسان می‌سازند، در حالی که «سهولت رفت‌وآمد» کیفیت آسان بودن آن را توصیف می‌کند. همین تفاوت کوچک دستوری، دلیل مهمی برای جابه‌جا نکردن این دو در پاسخ است.

سهولت در ترکیب‌های رایج فارسی

این کلمه اغلب همراه یک اسم دیگر می‌آید و کیفیت آسان بودن آن را مشخص می‌کند. چند پیوند طبیعی و روشن عبارت‌اند از:

  • سهولت دسترسی: رسیدن به مکان، داده یا خدمت بدون مانع و دردسر زیاد.
  • سهولت استفاده: قابل‌فهم و کم‌پیچیدگی بودن کار با یک وسیله یا سامانه.
  • سهولت اجرا: امکان عملی کردن یک طرح با مراحل روان‌تر و موانع کمتر.
  • با کمال سهولت: تعبیر رسمی‌تری برای «بسیار آسان و بی‌زحمت».

در همهٔ این نمونه‌ها، «سهولت» یک اسم است و معمولاً با کسرهٔ اضافه به واژهٔ بعد پیوند می‌خورد: سهولتِ دسترسی، سهولتِ آموزش، سهولتِ حرکت. همچنین ساخت «با سهولت» نقش قیدی پیدا می‌کند؛ مانند «در باز شد و جعبه با سهولت جابه‌جا شد».

نکتهٔ املایی دربارهٔ عنوان: شکل معیار واژهٔ سرنخ در نوشتار فارسی «آسانی» با «آ» است. عنوان این صفحه عیناً همان صورت ثبت‌شدهٔ «اسانی در جدول» را حفظ کرده، اما تفاوت نگارشی عنوان اثری بر پاسخ ندارد.

آیا «نرمی» هم معنای سهولت است؟

در برخی کاربردهای قدیمی‌تر برای «سهولت» معنای نرم شدن یا نرمی نیز ثبت شده است. با این حال، در فارسی امروز وقتی این کلمه بدون قرینه می‌آید، برداشت غالب همان آسانی و بی‌دشواری بودن است. در سرنخ حاضر نیز هیچ نشانه‌ای از معنای تاریخیِ نرمی وجود ندارد؛ بنابراین خوانش امروزی و رایج ملاک قرار می‌گیرد.

این نکته نشان می‌دهد که یک واژه ممکن است در فرهنگ‌ها بیش از یک معنی داشته باشد، ولی پاسخ درست را باید با معنای مستقیم سرنخ سنجید. «اسانی» دقیقاً به معنای مرکزی و زندهٔ سهولت اشاره می‌کند، نه به کاربرد کم‌رواج آن.

جمع‌بندی معنایی

پاسخ از نظر معنا، نقش دستوری و شمار حروف با سرنخ هماهنگ است: «سهولت» اسمی پنج‌حرفی و برابر روشن «آسانی» است. «یسر» در بافت ادبی، «راحتی» در معنای آسایش، «سادگی» در برابر پیچیدگی و «تسهیل» به معنای آسان‌سازی، هر کدام مرز معنایی خود را دارند و نباید بدون توجه به عبارت و تعداد حروف جای پاسخ اصلی بنشینند.

پس صورت نهایی که باید نوشته شود سهولت است؛ با «و» در میانه و «ت» در پایان.

سوال دیگری دارید؟

سوال، پیشنهاد یا هر نکته‌ای دارید برای ما پیام بفرستید؛ بررسی می‌کنیم.

نظرات

هنوز نظری ثبت نشده است

اولین نفری باشید که نظر می‌دهد!

تازه‌ترین مطالب

همه مطالب

پیشنهاد مطالعه

چند جواب تصادفی از آرشیو آزادیاب، شاید این‌ها هم به کارتان بیاید.