پرش به محتوای اصلی

ضخیم در جدول

۶ دقیقه مطالعه

پاسخ: قطور

واژه‌ای چهارحرفی و هم‌معنی مستقیمِ «ضخیم».

چرا «قطور» پاسخ دقیق سرنخ است؟

«قطور» صفت چیزی است که قطر یا ضخامت زیادی دارد؛ بنابراین در برابر «نازک» قرار می‌گیرد و بی‌واسطه همان مفهومی را می‌رساند که سرنخ می‌خواهد. این پاسخ از چهار حرف ق، ط، و، ر ساخته شده و در جدول‌های فارسی انتخابی رایج و روشن برای سرنخ کوتاه «ضخیم» است.

مزیت این جواب، هم‌ارزی معنایی و کوتاهی آن است. وقتی سرنخ بدون توضیح اضافه آمده باشد، «قطور» بر گزینه‌هایی که فقط در بافتی خاص معنی ضخیم می‌دهند اولویت دارد.

قطور

چهار خانه؛ از راست به چپ: ق ـ ط ـ و ـ ر

معنای قطور در زبان فارسی

قطور یعنی دارای قطر زیاد، کلفت یا ضخیم. این صفت معمولاً برای جسمی به کار می‌رود که فاصله میان دو سطح یا پهنای مقطع آن چشمگیر باشد. یک کتاب با تعداد صفحه‌های فراوان «کتاب قطور» است؛ طنابی با مقطع بزرگ «طناب قطور» خوانده می‌شود و تنه‌ای که پهنای زیادی دارد می‌تواند «تنه قطور» باشد.

در این واژه، توجه بیشتر به بُعد و حجم محسوس است. وقتی می‌گوییم «لوله قطور»، ذهن به دهانه یا قطر بزرگ لوله می‌رود؛ در «دیوار قطور» نیز فاصله میان دو سوی دیوار مطرح است. پس قطور فقط نشانه بزرگی کلی نیست، بلکه به‌طور مشخص حس ضخامت و پهنای جسم را منتقل می‌کند.

نمایش تفاوت قطور و نازک دو مقطع با پهنای متفاوت که کاربرد واژه قطور را نشان می‌دهد قطرِ بیشتر، جسمِ قطورتر قطور نازک

کاربردهایی که معنی را روشن می‌کنند

کتاب قطور

کتابی پرصفحه که عطف و حجم آن نسبت به کتابی معمولی ضخامت بیشتری دارد.

شیشه قطور

شیشه‌ای که فاصله میان دو سطحش زیاد است؛ این تعبیر درباره شیشه‌های مقاوم یا چندلایه طبیعی است.

تنه قطور

تنه درختی با محیط و قطر زیاد؛ در اینجا «تنومند» نیز ممکن است شنیده شود، اما دقیقاً یکسان نیست.

طناب قطور

طنابی با رشته‌ها و مقطع درشت که در برابر طناب باریک قرار می‌گیرد.

مرز «قطور» با جواب‌های نزدیک

چند واژه در فارسی می‌توانند در بعضی جمله‌ها نزدیک به «ضخیم» باشند، ولی هرکدام رنگ کاربردی جداگانه دارند. همین تفاوت‌ها تعیین می‌کنند که چرا جواب ذخیره‌شده «قطور» برای این سرنخ عمومی مناسب‌تر است.

ستبر: واژه‌ای ادبی‌تر است و علاوه بر ضخامت، گاهی استواری و نیرومندی را تداعی می‌کند؛ مانند «بازوی ستبر»، «تنه ستبر» یا «دیوار ستبر». اگر تعداد خانه‌ها پنج باشد یا لحن سرنخ ادبی به نظر برسد، ستبر می‌تواند گزینه‌ای قابل بررسی باشد.
کلفت: در گفتار روزمره بسیار طبیعی است؛ مثل «پارچه کلفت» و «طناب کلفت». این واژه چهار حرف دارد، اما در متن رسمی «قطور» اغلب پاسخ پاکیزه‌تر و مستقیم‌تری است. «کلفت» همچنین کاربردهای مجازی و گاه ناخوشایند دارد، در حالی که «قطور» توصیفی خنثی است.
زمخت: بیشتر زبری، ناصافی یا خشونتِ بافت و رفتار را می‌رساند. یک دست ممکن است زمخت باشد بی‌آنکه قطور باشد. پس زمخت فقط وقتی می‌گنجد که سرنخ به زبری یا خشنی نیز اشاره کند.
تنومند: برای انسان، جانور یا درختی با جثه و تنه بزرگ مناسب است. نمی‌توان آن را به‌طور طبیعی برای هر جسم ضخیمی، مثلاً یک دفتر یا ورق فلزی، جایگزین قطور کرد.
پرپشت: درباره مو، ابرو، ریش، جنگل یا پوشش گیاهی به معنی فراوان و متراکم است. «موهای ضخیم» ممکن است به قطر هر تار مو اشاره کند، اما «موهای پرپشت» درباره تعداد و تراکم تارهاست؛ این دو مفهوم نباید یکی فرض شوند.
غلیظ: برای مایع، محلول، بو، رنگ یا حتی لهجه به کار می‌رود؛ مانند «شربت غلیظ». فارسی معیار معمولاً مایع را «قطور» نمی‌نامد. ازاین‌رو اگر سرنخ درباره قوام مایع باشد، غلیظ دقیق‌تر از قطور است.
نکته املایی: پاسخ درست «قطور» با حرف ط نوشته می‌شود، نه «قتور». حضور «و» نیز ضروری است. شکل کامل چهارحرفی آن در خانه‌های جدول به صورت «ق ط و ر» قرار می‌گیرد.

قطور در جمله؛ از معنای عینی تا کاربرد تصویری

این صفت در اصل برای ویژگی قابل مشاهده یا اندازه‌گیری یک جسم به کار می‌رود، اما در برخی ترکیب‌ها معنی تا حدی تصویری می‌شود. «پرونده‌ای قطور» فقط مجموعه‌ای با جلد ضخیم نیست؛ ممکن است کنایه از انبوه اسناد و مدارک نیز باشد. «رمانی قطور» هم بر حجم زیاد و تعداد بالای صفحات تأکید می‌کند، نه جنس کاغذ.

  • فرهنگ لغتِ قطور روی قفسه جا نمی‌شد.
  • برای ساخت آکواریوم بزرگ از شیشه‌ای قطور استفاده کردند.
  • تنه قطور چنار، سال‌خوردگی درخت را نشان می‌داد.
  • ملوان طناب قطور را به حلقه فلزی بست.
  • پرونده قطورِ قرارداد شامل نامه‌ها و پیوست‌های فراوان بود.

در همه این نمونه‌ها، جانشین کردن «نازک» تضاد معنایی روشنی می‌سازد: کتاب نازک، شیشه نازک، تنه باریک و طناب نازک. همین تقابل، پیوند قطور و ضخیم را آشکارتر می‌کند.

آیا «قطور» همیشه به شکل دایره مربوط است؟

هرچند «قطر» در هندسه با دایره پیوند شناخته‌شده‌ای دارد، کاربرد روزمره «قطور» محدود به اجسام گرد نیست. فارسی‌زبانان دیوار، کتاب، شیشه و ورق را نیز قطور می‌خوانند؛ یعنی واژه در زبان عمومی مفهوم گسترده‌ترِ ضخامت زیاد را پذیرفته است. بنابراین لازم نیست شیء حتماً استوانه‌ای یا دایره‌ای باشد تا این صفت درباره آن درست به نظر برسد.

با این حال، درباره اجسام گردی مانند لوله، کابل، طناب و تنه درخت، رابطه با قطر بسیار ملموس‌تر است. این ویژگی باعث می‌شود «قطور» هم برای تعریف فرهنگ‌نامه‌ای مناسب باشد و هم برای پاسخ کوتاه جدول، چون مفهوم را بدون توضیح اضافی منتقل می‌کند.

انتخاب پاسخ با توجه به بافت سرنخ

اگر فقط واژه «ضخیم» و چهار خانه در اختیار باشد، پاسخ اصلی همان قطور است. در صورتی که حروف تقاطعی یا تعداد خانه‌ها متفاوت باشند، باید دید سرنخ چه حوزه‌ای را هدف گرفته است: برای لحنی ادبی «ستبر»، برای گفتار روزانه «کلفت»، برای مایع «غلیظ» و برای مو یا پوشش گیاهی «پرپشت» محتمل‌تر می‌شوند. این گزینه‌ها مترادف مطلق نیستند و هر یک بخشی محدود از معنای ضخامت را پوشش می‌دهند.

«قطور» از این جهت پاسخ محوری است که به شیء خاص، لحن محاوره‌ای یا ماده‌ای ویژه وابسته نیست. کتاب، دیوار، شیشه، کابل و تنه همگی می‌توانند با آن توصیف شوند. چهارحرفی بودن واژه نیز با ساخت معمول چنین پرسش‌هایی هماهنگ است.

جمع‌بندی معنایی: «قطور» یعنی دارای ضخامت یا قطر زیاد و متضاد آن «نازک» یا در برخی بافت‌ها «باریک» است. پس برای سرنخ عمومی «ضخیم» در یک پاسخ چهارخانه‌ای، نوشتن قطور دقیق‌ترین انتخاب است؛ گزینه‌های نزدیک تنها با توجه به تعداد خانه‌ها و موضوع جمله جایگزین می‌شوند.

سوال دیگری دارید؟

سوال، پیشنهاد یا هر نکته‌ای دارید برای ما پیام بفرستید؛ بررسی می‌کنیم.

نظرات

هنوز نظری ثبت نشده است

اولین نفری باشید که نظر می‌دهد!

تازه‌ترین مطالب

همه مطالب

پیشنهاد مطالعه

چند جواب تصادفی از آرشیو آزادیاب، شاید این‌ها هم به کارتان بیاید.