پرش به محتوای اصلی

خورشت پر روغن در جدول

۶ دقیقه مطالعه
پاسخ: مسما
جواب چهارحرفیِ رایج برای خورشت پرروغن در جدول است.

در زبان جدول، عبارت کوتاه «خورشت پر روغن» به یک نام قدیمی و فشرده اشاره می‌کند: مسما. این پاسخ نه توصیفی تصادفی از هر غذای چرب، بلکه واژه‌ای جاافتاده در نام‌گذاری خورش‌های ایرانی است. سرخ‌شدن موادی مانند بادمجان یا مرغ و سپس جاافتادن خورش، پیوند معنایی آن را با روغن و چربی روشن می‌کند.

چرا «مسما» دقیقاً با سرنخ جور است؟

«مسما» در کاربرد آشپزی نام خورشی است که معمولاً با مواد سرخ‌شده و سسی کم‌آب و جاافتاده شناخته می‌شود. در تصویر سنتی این غذا، روغن پس از پخت روی خورش دیده می‌شود؛ از همین رو فرهنگ جدول آن را معادل موجز «خورشت پر روغن» قرار می‌دهد.

عنوان سرنخ مفرد است و یک واژه می‌خواهد، پس نام غذا مناسب‌تر از عبارت‌هایی مانند «خورش چرب» یا «غذای روغنی» است. صورت ثبت‌شده نیز بدون فاصله نوشته می‌شود: مسما.

چیدمان چهار خانه از راست به چپ
مسما
م + س + م + ا
نام خورشچهار حرفاملای پیوستهکاربرد قدیمی در جدولمرتبط با غذای جاافتاده

مسما در سفره ایرانی چه غذایی است؟

مسما نام یک دستور واحد با مواد کاملاً ثابت نیست؛ بیشتر نام خانواده‌ای از خورش‌هاست. ترکیب آن با نام ماده اصلی، گونه غذا را مشخص می‌کند: مسمای بادمجان، مرغ مسما، غوره‌مسما یا انار مسما. در بسیاری از این صورت‌ها، پیاز و ماده اصلی ابتدا تفت داده یا سرخ می‌شوند و خورش در ادامه با آب اندک می‌پزد تا مزه‌ها متمرکز و سس غلیظ شود.

بادمجان نمونه‌ای گویاست، زیرا بافت آن هنگام سرخ‌شدن روغن جذب می‌کند. وقتی بادمجان سرخ‌شده کنار گوشت یا مرغ، گوجه، غوره یا چاشنی محلی آرام بپزد، خورشی لعاب‌دار به دست می‌آید که با تصور «پر روغن» در سرنخ هم‌خوان است. البته این تعریف تاریخی و واژگانی است؛ برای درست‌بودن جواب جدول لازم نیست هر نسخه امروزی مسما واقعاً روغن فراوان داشته باشد.

در آشپزی امروز ممکن است آشپز با تابه نچسب، تنوری‌کردن بادمجان یا گرفتن روغن اضافه، همان غذا را سبک‌تر آماده کند. نام «مسما» همچنان باقی می‌ماند، زیرا نام یک شیوه و سنت غذایی است، نه اندازه‌گیری دقیق مقدار روغن در بشقاب.

رابطه سرنخ خورشت پر روغن با پاسخ مسمانموداری که از مواد سرخ‌شده و پخت کم‌آب به خورش جاافتاده و سپس واژه مسما می‌رسد. مواد سرخ‌شدهمانند بادمجان یا مرغ پخت کم‌آب و جاافتادن مسماخورش غلیظ و روغن‌دارپاسخ مورد نظر جدول

مرز میان «مسما»، «مسمن» و «مسمی»

شباهت ظاهری این واژه‌ها می‌تواند هنگام حل جدول گمراه‌کننده باشد. معنای سرنخ و تعداد خانه‌ها تعیین می‌کند کدام صورت درست است.

مسما

پاسخ اصلی همین سرنخ و نام خورش است. چهار حرف دارد و در ترکیب‌هایی چون «بادمجان مسما» یا «غوره‌مسما» دیده می‌شود.

مسمن

واژه‌ای مرتبط با معنای چرب و روغن‌دار است و در برخی فرهنگ‌ها یا جدول‌های قدیمی‌تر دیده می‌شود. پنج حرف دارد؛ بنابراین جایگزین این پاسخ چهارخانه نیست.

مسمی

از خانواده «تسمیه» و به معنی نامیده‌شده یا صاحب نام است. با وجود شباهت نوشتاری، نام این خورش و جواب سرنخ حاضر نیست.

نکته املایی: برای پاسخ جدول همان چهار حرف «مسما» را وارد کنید. حرکت‌گذاری در خانه‌های جدول نوشته نمی‌شود و افزودن تشدید یا نشانه آوایی نیز لازم نیست.

کاربردهای واقعی نام مسما

غوره‌مسما

غوره مزه ترش و تیز غذا را می‌سازد و معمولاً در کنار مرغ یا گوشت و بادمجان قرار می‌گیرد. حضور چاشنی ترش نشان می‌دهد «مسما» فقط به چربی اشاره نمی‌کند، بلکه به نام جاافتاده یک سبک خورش نیز تبدیل شده است.

انار مسما

در گونه‌های شمالی، انار یا رب انار رنگ و مزه غالب را پدید می‌آورد. نام ماده چاشنی پیش از «مسما» می‌آید و هویت محلی خورش را مشخص می‌کند.

بادمجان مسما

بادمجان سرخ‌شده، گوجه و گوشت یا مرغ اجزای رایج این صورت‌اند. همین نوع بیش از دیگر نمونه‌ها تصویر خورش روغن‌انداخته را به ذهن نزدیک می‌کند.

مرغ مسما

مرغ پس از سرخ‌شدن با پیاز و چاشنی می‌پزد و سس آن به‌تدریج غلیظ می‌شود. بسته به منطقه، آلو، غوره یا انار می‌تواند طعم نهایی را تغییر دهد.

«روغن انداختن» با «روغن ریختن» یکی نیست

در توصیف خورش ایرانی، «روغن انداختن» نشانه‌ای دیداری از جاافتادن غذاست: با پخت آرام، آب اضافه کم می‌شود و چربی موجود در مواد یا روغن مصرف‌شده روی سطح نمایان می‌گردد. پس وقتی یک متن قدیمی خورشی را روغن‌دار می‌نامد، ممکن است بر غلظت، تفت مناسب و رسیدن غذا نیز تأکید داشته باشد؛ نه اینکه تنها حجم زیادی روغن به قابلمه افزوده شده باشد.

این ظرافت معنایی دلیل خوبی برای ماندگاری «مسما» در جدول‌هاست. یک کلمه کوتاه هم نام غذا را منتقل می‌کند، هم تصویری از خورش کم‌آب، براق و جاافتاده می‌سازد. مترادف‌های عمومی مانند «چرب» این بار فرهنگی و آشپزی را ندارند و اساساً پاسخ نام یک خورش محسوب نمی‌شوند.

نشانه‌هایی که انتخاب پاسخ را قطعی می‌کنند

  • سرنخ از خورشت سخن می‌گوید، پس به دنبال نام غذا هستیم، نه صرفاً یک صفت.
  • پاسخ ذخیره‌شده و رایج چهار حرف دارد و دقیقاً در چهار خانه می‌نشیند.
  • ترکیب‌های متعدد آشپزی با «مسما» وجود دارد و کاربرد غذایی واژه را تأیید می‌کند.
  • حروف متقاطع احتمالی باید به ترتیب از راست «م، س، م، ا» باشند.
  • «مسمن» به سبب پنج‌حرفی‌بودن فقط زمانی مطرح می‌شود که خود جدول پنج خانه و سرنخی با معنی چرب داشته باشد.

خوانش واژه در جمله

در گفتار آشپزی، «مسما» گاهی به‌تنهایی اسم غذاست؛ مثلاً گفته می‌شود «برای ناهار مسما پخته‌اند». گاهی نیز کنار ماده شاخص می‌آید: «مسمای بادمجان» یا «مرغ مسما». این جابه‌جایی جای واژه معنای اصلی را تغییر نمی‌دهد و در هر دو حالت مخاطب با یک خورش روبه‌روست.

اما در عبارت ادبی «نام با مسما»، واژه دوم به مفهوم «هماهنگ با نام و معنا» نزدیک است و زمینه دیگری دارد. شکل نوشتاری بدون اعراب ممکن است یکسان به نظر برسد، ولی سرنخ غذایی ابهام را برطرف می‌کند. در این صفحه، منظور به‌طور مشخص نام خورش است.

جمع‌بندی دقیق سرنخ: برای «خورشت پر روغن» پاسخ مسما را بنویسید. این واژه چهارحرفی نامی سنتی برای خورش جاافتاده و روغن‌دار است؛ «مسمن» صورت مرتبط اما پنج‌حرفی است و «مسمی» معنایی متفاوت دارد.

سوال دیگری دارید؟

سوال، پیشنهاد یا هر نکته‌ای دارید برای ما پیام بفرستید؛ بررسی می‌کنیم.

نظرات

هنوز نظری ثبت نشده است

اولین نفری باشید که نظر می‌دهد!

تازه‌ترین مطالب

همه مطالب

پیشنهاد مطالعه

چند جواب تصادفی از آرشیو آزادیاب، شاید این‌ها هم به کارتان بیاید.