پرش به محتوای اصلی

چراغدان در جدول

۶ دقیقه مطالعه
پاسخ: مشعل
جواب رایج چهارحرفی برای این سرنخ است.

چرا «مشعل» پاسخ اصلی است؟

در زبان جدول، سرنخ‌ها همیشه تعریف فرهنگ‌نامه‌ایِ کاملاً هم‌مرز ارائه نمی‌کنند؛ گاهی نام یک وسیله با چیزی که نور را در خود نگه می‌دارد یا حمل می‌کند پیوند می‌خورد. «مشعل» وسیله‌ای برای افروختن و حمل شعله است و در جدول‌های فارسی به‌عنوان جواب کوتاه و شناخته‌شدهٔ «چراغدان» می‌آید. وجود چهار حرفِ م، ش، ع و ل نیز این انتخاب را برای خانه‌های چهارگانه روشن می‌کند.

اگر پاسخ ذخیره‌شده یا تقاطع حروف به «مشعل» اشاره دارد، همان جواب را باید نوشت. نکتهٔ ظریف این است که در کاربرد دقیق روزمره، چراغدان بیشتر جای چراغ است، اما مشعل خود وسیلهٔ روشناییِ شعله‌دار به شمار می‌رود. این فاصلهٔ معنایی کوچک در شیوهٔ سرنخ‌نویسی جدول پذیرفته شده است.

مشعل
ساخت واژهمشعل یک واژهٔ چهارحرفی و بدون نیم‌فاصله است.
تصویر ذهنیشعله‌ای آشکار بر سرِ یک دسته یا پایه را تداعی می‌کند.
کارکردبرای روشنایی، علامت‌دادن یا اجرای آیین‌ها به کار می‌رود.

معنای مشعل و نسبت آن با چراغدان

مشعل وسیله‌ای است که مادهٔ سوختنی یا شعله در بخش بالایی آن قرار می‌گیرد و معمولاً می‌توان آن را در دست گرفت یا بر پایه‌ای نصب کرد. در تصویر سنتیِ این وسیله، دسته‌ای بلند، سری آغشته به سوخت و شعله‌ای نمایان دیده می‌شود. به همین دلیل مشعل هم روشنایی می‌دهد و هم می‌تواند نشانه‌ای دیداری باشد؛ برای نمونه، روشن بودن آن از دور حضور یا آغاز یک مراسم را اعلام می‌کند.

«چراغدان» از «چراغ» و پسوند «دان» ساخته شده است. «دان» در ترکیب‌هایی مانند قلمدان و نمکدان مفهوم جای نگهداری را می‌رساند؛ پس چراغدان در معنای لفظی، جای چراغ یا وسیله‌ای برای قرار گرفتن چراغ است. با این حال، در کاربردهای قدیمی و در سرنخ‌های فشرده، مرز میان جای شعله، حامل شعله و خود وسیلهٔ روشنایی همیشه سخت و قطعی نیست. همین هم‌پوشانی سبب شده «مشعل» جواب جاافتادهٔ این سرنخ باشد.

رابطه مشعل با نور، شعله و حامل نموداری که مشعل را در مرکز و سه ویژگی شعله، روشنایی و قابلیت حمل را پیرامون آن نشان می‌دهد. روشناییکارکرد اصلی شعلهعنصر نمایان حمل یا نصبدسته یا پایه مشعل

فرق گزینه‌های نزدیک؛ هر کدام کجا درست‌تر است؟

پاسخ این صفحه

مشعل

وسیله‌ای شعله‌دار است که ممکن است دستی یا ثابت باشد. صورت آن چهار حرف دارد و با پاسخ ثبت‌شده و کاربرد رایج جدولی هماهنگ است. اگر حروف متقاطع «م» در آغاز و «ل» در پایان را نشان دهند، انتخاب تقریباً بی‌ابهام می‌شود.

جای شمع

شمعدان

پایه یا ظرفی برای نگه داشتن شمع است. از نظر معنای تحت‌اللفظی به «چراغدان» نزدیک‌تر از مشعل به نظر می‌رسد، اما هفت حرف دارد و تنها هنگامی مناسب است که شمار خانه‌ها و تقاطع‌ها همین صورت را تأیید کنند.

آویخته و تاریخی

قندیل

چراغ یا چراغدان آویخته‌ای است که در توصیف بناهای تاریخی، زیارتگاه‌ها و فضاهای مذهبی دیده می‌شود. این واژه پنج حرفی است و بار تاریخی مشخص‌تری دارد؛ بنابراین جایگزین خودکار «مشعل» نیست.

پوشش چراغ

لاله

در برخی کاربردهای قدیمی، «لاله» به چراغ شیشه‌ای یا حباب و چراغدانِ شبیه گل گفته می‌شود. این جواب نیز چهار حرف دارد، ولی معمولاً سرنخ باید قرینه‌ای دربارهٔ چراغ شیشه‌ای، حباب یا شکل لاله‌مانند داشته باشد.

نکتهٔ تعیین‌کننده: هم‌طول بودن «مشعل» و «لاله» به معنای هم‌ارز بودن آن‌ها نیست. در این عنوان پاسخ ثبت‌شده «مشعل» است؛ «لاله» فقط در جدولی جداگانه و با حروف متقاطع متفاوت می‌تواند مطرح شود.

املای درست و خواندن واژه

صورت معیار پاسخ «مشعل» است: م + ش + ع + ل. حرف سوم «ع» است، نه «ا» و نه همزه. واژه معمولاً «مَشعَل» خوانده می‌شود و در نوشتار عادی بدون اعراب می‌آید. شکل «مشعله» در فارسی امروز صورت اصلی این پاسخ نیست و یک حرف اضافه دارد؛ بنابراین نباید برای پر کردن چهار خانه به جای «مشعل» نوشته شود.

جمع رایج آن «مشعل‌ها» است. در ترکیب، نمونه‌هایی مانند «مشعل روشن»، «حمل مشعل»، «پایهٔ مشعل» و «شعلهٔ مشعل» طبیعی‌اند. ترکیب «چراغدان مشعل» معمول نیست، زیرا این دو در جملهٔ دقیق نام دو مفهوم هم‌پوشان اما متفاوت‌اند؛ پیوندشان در اینجا از جنس قرارداد کوتاه‌نویسی جدول است.

مشعل در کاربرد واقعی و نمادین

روشنایی و راه‌نمایی

پیش از فراگیر شدن چراغ‌های برقی، شعلهٔ قابل حمل راه و محیط را روشن می‌کرد. دستهٔ مشعل فاصله‌ای میان دست و آتش ایجاد می‌کرد و امکان جابه‌جایی منبع نور را می‌داد. همین قابلیت، آن را از چراغدان رومیزی یا شمعدان متمایز می‌کند.

نشانهٔ تداوم

مشعل در زبان نمادین به انتقال دانش، امید یا مسئولیت اشاره دارد. تعبیرهایی مانند «مشعل دانش» یا «مشعل آزادی» بر نورافشانی و زنده نگه داشتن یک آرمان تکیه می‌کنند. در این کاربرد، منظور یک چراغدان مادی نیست، بلکه نور به‌صورت استعاره‌ای از آگاهی فهمیده می‌شود.

مراسم و نمایش جمعی

حرکت گروهی با مشعل یا افروختن آن در آیین‌ها، شعله را به نشانه‌ای دیدنی تبدیل می‌کند. در چنین صحنه‌ای هم خود آتش مهم است و هم وسیله‌ای که آن را نگه می‌دارد؛ از همین منظر می‌توان نزدیکی ذهنی «مشعل» و «چراغدان» را بهتر درک کرد.

از سرنخ تا جواب، بدون خلط معنایی

برای فهم دقیق این مدخل باید دو سطح را از هم جدا کرد. در سطح نخست، پاسخ عملی جدول مطرح است: «مشعل» چهار حرف دارد و جواب مورد انتظار همین عنوان است. در سطح دوم، معنای واژه‌ها بررسی می‌شود: چراغدان به محل قرار گرفتن چراغ گرایش دارد و مشعل وسیلهٔ حامل شعله است. بیان این تفاوت تناقض ایجاد نمی‌کند؛ برعکس، نشان می‌دهد چرا یک پاسخ جدولی ممکن است از تعریف سخت‌گیرانهٔ فرهنگ‌نامه‌ای گسترده‌تر باشد.

  • اگر تعداد خانه‌ها چهار است و حرف پایانی «ل» به دست آمده، «مشعل» کاملاً با الگو سازگار است.
  • اگر سرنخ بر شمع و پایهٔ آن تأکید دارد، «شمعدان» از نظر شیء دقیق‌تر است، ولی طول دیگری دارد.
  • اگر سخن از چراغ آویختهٔ کهن است، «قندیل» معنای تخصصی‌تری ارائه می‌دهد.
  • اگر حباب شیشه‌ای یا چراغ گل‌مانند مطرح باشد، احتمال «لاله» بیشتر می‌شود.

این تمایزها برای شناخت واژه‌اند، نه برای تغییر پاسخ این مدخل. جواب نهایی همچنان «مشعل» است و شکل‌های دیگر تنها دامنهٔ معنایی چراغدان را روشن می‌کنند.

جمع‌بندی کوتاه: برای «چراغدان در جدول» بنویسید مشعل. این واژه چهار حرف دارد و به وسیله‌ای شعله‌دار برای روشنایی یا علامت‌دادن گفته می‌شود. شمعدان، قندیل و لاله واژه‌های نزدیک‌اند، اما هر یک شکل، کاربرد و شمار حروف متفاوتی دارند.

سوال دیگری دارید؟

سوال، پیشنهاد یا هر نکته‌ای دارید برای ما پیام بفرستید؛ بررسی می‌کنیم.

نظرات

هنوز نظری ثبت نشده است

اولین نفری باشید که نظر می‌دهد!

تازه‌ترین مطالب

همه مطالب

پیشنهاد مطالعه

چند جواب تصادفی از آرشیو آزادیاب، شاید این‌ها هم به کارتان بیاید.