پرش به محتوای اصلی

پارچه نخی شبیه به اطلس در جدول

۶ دقیقه مطالعه

پاسخ: ساتن

پارچه‌ای صاف و براق که نوع نخی آن ظاهری نزدیک به اطلس دارد.

صورت سرنخ دو نشانه را کنار هم گذاشته است: «پارچه نخی» جنس ماده اولیه را نشان می‌دهد و «شبیه به اطلس» از سطح نرم و درخشان آن خبر می‌دهد. واژه‌ای که این دو نشانه را به هم پیوند می‌دهد ساتن است. این جواب چهار حرف دارد و در نوشتار رایج فارسی با ترتیب «س، ا، ت، ن» ثبت می‌شود.

چرا ساتن دقیقاً با سرنخ جور است؟

ساتن را بیشتر با رویه صیقلی، بازتاب ملایم نور و لمس نرم می‌شناسیم. چنین نمایی یادآور اطلس است؛ اما ساتن الزاماً از ابریشم ساخته نمی‌شود. وقتی نخ پنبه با آرایش ساتنی بافته شود، پارچه‌ای نخی به دست می‌آید که روی آن هموار و کم‌وبیش براق است. بنابراین صفت «نخی» در پرسش نه‌تنها با جواب ناسازگار نیست، بلکه نوع مشخصی از این خانواده پارچه را هدف می‌گیرد.

پاسخ اصلی: ساتنتعداد حروف: ۴حوزه: پارچه و نساجی
ساتن

ساتن نام الیاف نیست؛ نام شیوه بافت است

نکته کلیدی این واژه در تفاوت میان «جنس نخ» و «ساختار بافت» نهفته است. پنبه، ابریشم، ویسکوز و پلی‌استر می‌توانند ماده اولیه باشند؛ ساتن به چگونگی عبور نخ‌های تار و پود و شکل سطح حاصل اشاره می‌کند. در این آرایش، بخش‌هایی از نخ روی چند نخ دیگر شناور می‌ماند و نقاط درگیری کمتر در معرض دید قرار می‌گیرند. حاصل، سطحی یکدست‌تر است که نور را منظم‌تر بازمی‌تاباند و از بافت ساده براق‌تر دیده می‌شود.

از همین رو عبارت‌هایی مانند «ساتن پنبه‌ای»، «ساتن ابریشمی» یا «ساتن پلی‌استر» معنی دارند. کلمه دوم جنس الیاف را مشخص می‌کند و کلمه ساتن از ساختمان پارچه سخن می‌گوید. در سرنخ حاضر، «نخی» معمولاً همان پنبه‌ای را می‌رساند و شباهت به اطلس نیز به جلوه ظاهری مربوط است، نه لزوماً یکسان بودن ماده اولیه.

رابطه نخ پنبه، بافت ساتنی و سطح اطلس‌مانندنموداری که نشان می‌دهد نخ پنبه با بافت ساتنی به سطحی صاف و براق می‌رسد.نخ پنبهبافت ساتنیسطح نهاییصاف و براقجنس پنبه‌ای + آرایش ساتنی = نمایی نزدیک به اطلس
این مسیر مفهومی توضیح می‌دهد چرا یک پارچه نخی می‌تواند جلوه‌ای اطلس‌مانند پیدا کند.

شباهت ساتن و اطلس در کجاست؟

ویژگی مشترک

هر دو نام، تصویر پارچه‌ای لطیف، صاف و نورگیر را در ذهن می‌سازند. روی پارچه نسبت به پشت آن براق‌تر به نظر می‌رسد و رنگ‌ها بر سطح صیقلی زنده‌تر دیده می‌شوند. همین اشتراک ظاهری پایه عبارت «شبیه به اطلس» است.

مرز معنایی

اطلس در فارسی سنتی غالباً پارچه‌ای نفیس، نرم و به‌ویژه ابریشمی را تداعی می‌کند. ساتن در کاربرد امروزی دامنه وسیع‌تری دارد و می‌تواند با نخ پنبه یا الیاف مصنوعی نیز تولید شود. پس در این پرسش، اطلس معیار شباهت است و ساتن نام مورد انتظار.

این تمایز کمک می‌کند تعبیر سرنخ را دقیق بخوانیم: نگفته است خودِ پارچه «اطلس» است، بلکه پارچه‌ای نخی را می‌خواهد که از نظر نما به آن شباهت دارد. اگر پاسخ اطلس نوشته شود، بخش مقایسه‌ای پرسش بی‌اثر می‌شود؛ در حالی که «ساتن» هم مقایسه را حفظ می‌کند و هم با چهار خانه رایج جدول سازگار است.

«ساتن» یا «ساتین»؟

ساتن صورت جاافتاده و مستقیم برای این جواب است. شکل «ساتین» نیز در نوشته‌های مربوط به نساجی دیده می‌شود، اما همیشه صرفاً یک املای بلندتر برای همان پاسخ نیست. در کاربرد تخصصی، واژه‌ای نزدیک به sateen می‌تواند به پارچه پنبه‌ای با بافت ساتنی اشاره کند؛ یعنی همان شاخه‌ای که رویه صاف دارد ولی ماده اولیه‌اش پنبه است. با این حال، جدول فارسی معمولاً جواب عمومی و چهارحرفی «ساتن» را می‌طلبد.

نکته املایی: «ساتین» پنج حرف دارد و تنها وقتی می‌تواند وارد پاسخ شود که تعداد خانه‌ها و شیوه نگارش طراح صریحاً آن را تأیید کند. برای عنوان حاضر، جواب ذخیره‌شده و رایج همان «ساتن» است.

«اطلس‌نما» نیز توصیفی روشن برای ظاهر پارچه است، اما نام متداول و موجز آن در این سرنخ به شمار نمی‌آید. عبارت‌هایی مثل «پارچه براق» یا «کتان براق» هم تعریف‌اند، نه هم‌ارز دقیق چهارحرفی. به همین دلیل نباید آن‌ها را در جای جواب اصلی نشاند.

سطح ساتن چه حسی و چه نمایی دارد؟

رویه: صاف و نورگیرپشت: معمولاً مات‌ترافت: نرم و روانجنس ممکن: پنبه، ابریشم یا مصنوعی

درخشش ساتن از افزودن ماده براق روی پارچه به وجود نمی‌آید؛ آرایش تار و پود سهم اصلی را دارد. امتدادهای نسبتاً بلند نخ روی سطح، شکست‌های ریز را کمتر و بازتاب نور را پیوسته‌تر می‌کنند. به همین علت وقتی پارچه حرکت می‌کند، روشنایی روی آن جابه‌جا می‌شود و چین‌ها عمق بیشتری پیدا می‌کنند. همین کیفیت دیداری، کاربرد ساتن را در لباس‌های رسمی، آستر، روبالشی، روتختی، روبان و بخش‌هایی از دکوراسیون توضیح می‌دهد.

نوع پنبه‌ای معمولاً حس متفاوتی از نمونه ابریشمی یا پلی‌استری دارد. پنبه قابلیت جذب و تنفس بیشتری به پارچه می‌دهد و درخشش آن ممکن است آرام‌تر باشد؛ در مقابل، ساختار ساتنی همچنان نرمی و همواری رویه را نگه می‌دارد. پس «نخی شبیه اطلس» توصیفی از تعادل میان آسودگی پنبه و جلای بافت ساتنی است.

واژه در جمله و زبان روزمره

  • در جمله «رویه لباس از ساتن نخی دوخته شده است»، ساتن نوع بافت و نخی جنس پارچه را روشن می‌کند.
  • در عبارت «نور روی ساتن حرکت می‌کرد»، توجه بر بازتاب نرم و سطح صیقلی پارچه است.
  • وقتی گفته می‌شود «ساتنِ رویه براق و پشت مات دارد»، از مشخصه‌ای سخن می‌رود که آن را از بسیاری بافت‌های ساده جدا می‌کند.

این نمونه‌ها نشان می‌دهند واژه فقط نام یک پارچه مجلسی نیست. بسته به الیاف، وزن و پرداخت، ساتن می‌تواند ظریف یا نسبتاً محکم، طبیعی یا مصنوعی، و بسیار براق یا کم‌جلوه باشد. عنصر ثابت‌تر همان ساختاری است که سطحی پیوسته و نرم پدید می‌آورد.

جمع‌بندی معنایی سرنخ

سه جزء پرسش به یک نتیجه می‌رسند: «پارچه» حوزه واژه را تعیین می‌کند؛ «نخی» امکان بافته‌شدن از پنبه را برجسته می‌سازد؛ و «شبیه به اطلس» به نرمی و جلای رویه اشاره دارد. ساتن هر سه نشانه را پوشش می‌دهد. ساتین می‌تواند در بحث تخصصیِ نوع پنبه‌ای مطرح شود، اما از نظر تعداد حروف و رسم رایج جدول جای پاسخ اصلی را نمی‌گیرد.

بنابراین برای خانه‌های این سرنخ، حروف را به صورت س ـ ا ـ ت ـ ن قرار دهید: ساتن.

سوال دیگری دارید؟

سوال، پیشنهاد یا هر نکته‌ای دارید برای ما پیام بفرستید؛ بررسی می‌کنیم.

نظرات

هنوز نظری ثبت نشده است

اولین نفری باشید که نظر می‌دهد!

تازه‌ترین مطالب

همه مطالب

پیشنهاد مطالعه

چند جواب تصادفی از آرشیو آزادیاب، شاید این‌ها هم به کارتان بیاید.