واژهای سهحرفی برای کاری بسیار سخت، پرزحمت و طاقتگیر.
در این سرنخ، صفت کوتاه «شاق» دقیقترین انتخاب است. این واژه هم از نظر معنایی با «سخت و دشوار» سازگار است و هم سه خانه را پر میکند؛ ویژگیای که آن را به پاسخی شناختهشده در جدولهای کلمات متقاطع تبدیل کرده است. با این حال، معنای آن اندکی پررنگتر از «سخت» معمولی است: وقتی کاری شاق خوانده میشود، دشواری آن با زحمت، فشار یا فرسودگی همراه است.
چرا «شاق» دقیقاً با سرنخ جور درمیآید؟
سرنخ از دو واژه نزدیک به هم، یعنی «سخت» و «دشوار»، استفاده کرده است. چنین ساختی معمولاً نشان میدهد که طراح به دنبال یک مترادف فشرده است، نه شرحی بلند یا ترکیبی چندکلمهای. «شاق» هر دو بخش سرنخ را در خود جمع میکند: از یک سو آسان نبودن را میرساند و از سوی دیگر، سختیِ آمیخته با رنج و کوشش را برجسته میسازد.
برای نمونه، یک پرسش پیچیده ممکن است فقط «دشوار» باشد، اما یک مأموریت طولانی که توان و حوصله فراوان میطلبد، «شاق» است. به همین علت این صفت بیشتر کنار واژههایی مانند کار، وظیفه، سفر، تمرین و تکلیف مینشیند. پاسخ ذخیرهشده جدول نیز همین کاربرد فصیح و شناختهشده را هدف گرفته است.
معنی شاق؛ دشواریای که هزینه و زحمت دارد
«شاق» در فارسی به معنای دشوار، سخت، پرمشقت و توانفرسا به کار میرود. این صفت معمولاً درباره چیزی گفته میشود که انجام دادن یا تحمل کردنش نیروی زیادی میخواهد. بنابراین بار معنایی آن از یک مانع ساده بیشتر است. باز کردن یک درِ کمی سفت شاید سخت باشد، اما کاری که ساعتها تلاش مداوم و فشار بدنی یا ذهنی میطلبد، بهدرستی شاق نامیده میشود.
در زبان رسمی، این واژه گاهی شدت و سنگینی یک وظیفه را نشان میدهد. «تکلیف شاق» یعنی تکلیفی که از حد معمول دشوارتر و پرزحمتتر است. «سفر شاق» سفری است که آسایش اندکی دارد و مسافر را خسته میکند. «تمرین شاق» نیز تمرینی سنگین است که توان بدنی یا تمرکز فراوان میطلبد. وجه مشترک همه این کاربردها، وجود نوعی فشار محسوس در کنار دشواری است.
املای درست و شیوه خواندن
املای رایج و درست فارسی این پاسخ «شاق» است: شین، الف و قاف. در نوشتار معمول فارسی هیچ علامت اضافهای روی آن قرار نمیگیرد. اصل عربی واژه با قاف پایانیِ مشدد خوانده میشود، اما در فارسی روزمره تشدید معمولاً نوشته نمیشود و همان صورت سهحرفی «شاق» در جدول قرار میگیرد.
نوشتن تشدید در خانههای جدول موضوعیت ندارد، زیرا تشدید حرف مستقلی محسوب نمیشود و خانه جداگانه نمیگیرد. پس پاسخ همچنان سه حرف دارد. اگر حروف متقاطع به ترتیب «ش»، «ا» و «ق» را نشان دهند، تردیدی در تطبیق جواب باقی نمیماند.
تصویر معنایی واژه در یک نگاه
این نمودار تفاوت اصلی را خلاصه میکند: هر چیز شاق دشوار است، ولی هر چیز دشوار لزوماً شاق نیست. ممکن است یک معمای ظریف به سبب پیچیدگی فکری دشوار باشد، بیآنکه انجام آن فرساینده باشد. در مقابل، بالا بردن وسیلهای سنگین از مسیری طولانی، هم دشوار است، هم کوشش زیاد میخواهد و هم مشقت دارد؛ پس صفت شاق برای آن رساتر است.
ترکیبهایی که معنای جواب را روشن میکنند
کار شاق
رایجترین همراه این صفت، «کار» است. کار شاق کاری نیست که تنها کمی مهارت بخواهد؛ انجامش نیروی بدنی، تحمل روانی یا زمان قابل توجه مصرف میکند. معدنکاری سنتی، جابهجایی دستی بارهای سنگین یا پیمودن مسیری دشوار در هوای نامساعد میتوانند نمونههایی از کار شاق باشند.
وظیفه یا تکلیف شاق
در این ترکیب، فشار الزام نیز به معنای دشواری افزوده میشود. وظیفه شاق مسئولیتی سنگین است که انجام درست آن آسان نیست. این کاربرد میتواند جسمانی یا ذهنی باشد؛ برای مثال، بررسی دقیق انبوهی از اسناد در زمانی کوتاه، حتی بدون فعالیت بدنی، ممکن است وظیفهای شاق توصیف شود.
اعمال شاقه
این ترکیب رسمی و قدیمیتر، به کارهای بسیار سنگین و طاقتفرسا اشاره دارد و در نوشتههای تاریخی یا حقوقی نیز دیده میشود. جمع «شاقه» در این عبارت سبب نمیشود پاسخ جدول تغییر کند؛ صورت پایه صفت برای سرنخ کوتاه همان «شاق» است.
پاسخهای نزدیک و تفاوت هرکدام
سرنخ «سخت و دشوار» مترادفهای متعددی دارد، اما طول خانهها و سایه معنایی تعیین میکند کدام پاسخ مناسبتر است. چون جواب اصلی سهحرفی و از پیش مشخص است، «شاق» انتخاب نخست باقی میماند. با این حال شناخت گزینههای نزدیک برای جدولهایی با تعداد خانه متفاوت مفید است.
مرز میان «شاق»، «سنگین» و «سخت»
«سخت» عمومیترین واژه این گروه است و برای جنس محکم، شرایط نامساعد، پرسش دشوار یا رفتار شدید به کار میرود. «سنگین» افزون بر وزن فیزیکی، میتواند بزرگی مسئولیت یا فشار را بیان کند. «شاق» دامنه محدودتر اما تصویر دقیقتری دارد: صفت کاری است که دشواریاش با زحمت و مشقت فراوان حس میشود.
برای مثال، «تصمیم سخت» کاملاً طبیعی است، زیرا تصمیمگیری ممکن است از نظر عاطفی یا فکری دشوار باشد. عبارت «تصمیم شاق» چندان معمول نیست، چون شاق غالباً به فرایند یا تکلیفی پرزحمت اشاره میکند. در سوی دیگر، «تمرین شاق» از «تمرین سخت» شدیدتر به گوش میرسد و نشان میدهد تمرین توان فرد را به مرز خستگی میرساند.
سه حرف، سه نشانه قطعی
ساختار جواب بسیار ساده است، اما هر حرف برای تشخیص اهمیت دارد. حرف نخست «ش» پاسخ را از «صعب» جدا میکند. الف در میانه، کشش آوایی واژه را میسازد. قاف پایانی نیز تفاوت املایی آن با «شاخ» را قطعی میکند. در نوشتن پاسخ باید قاف فارسی یا عربیِ استاندارد به کار رود و حرف پایانی به خاء تبدیل نشود.
اگر در جدول فقط معنای سرنخ دیده میشود و تعداد خانهها سه است، هر دو گزینه «شاق» و «صعب» از نظر واژهنامهای ممکن به نظر میرسند. در چنین وضعی حروف حاصل از پاسخهای عمودی تعیینکنندهاند. اما برای عنوان حاضر، پاسخ ثبتشده و مورد انتظار «شاق» است؛ بنابراین جایگزین کردن آن با یک مترادف، حتی مترادفی درست، پاسخ این صفحه را تغییر میدهد.
کاربرد طبیعی در جمله
برای لمس دقیقتر معنی، این چند نمونه هر کدام بُعدی از واژه را نشان میدهند: «گروه امداد پس از عملیاتی شاق به روستا رسید» بر تلاش و فرسودگی تأکید دارد. «آمادهسازی نسخه خطی وظیفهای شاق بود» دشواری ذهنی و دقت طولانی را میرساند. «ورزشکار دورهای از تمرینهای شاق را پشت سر گذاشت» فشار بدنی را برجسته میکند. در همه آنها، حذف شاق و گذاشتن «آسان» معنایی کاملاً متضاد میسازد.
این واژه لحنی نسبتاً رسمی و ادبی دارد. در گفتوگوی روزمره ممکن است به جای آن «خیلی سخت» یا «طاقتفرسا» گفته شود، اما همین کوتاهی و فشردگی، شاق را برای جدول مناسب میکند. واژه در یک هجا، مفهومی را منتقل میکند که در زبان محاوره گاهی به چند کلمه نیاز دارد.
جمعبندی معنایی پاسخ
«شاق» صفتی سهحرفی، فشرده و دقیق برای سختی همراه با مشقت است. کاربرد آن در ترکیبهایی چون کار شاق، وظیفه شاق و سفر شاق نشان میدهد که منظور فقط پیچیدگی نیست؛ پای صرف نیرو، تحمل فشار و کوشش جدی نیز در میان است. همین ویژگی، آن را از غامض و بغرنج که بیشتر به پیچیدگی ذهنی اشاره دارند، و از صعب که معنایی عمومیتر از دشواری دارد، متمایز میکند.
پس برای خانههای این جدول، حروف را به ترتیب ش ـ ا ـ ق بنویسید. جواب نهایی سرنخ «سخت و دشوار» همان شاق است.
نظرات
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد!