پرش به محتوای اصلی

خودداری از غذا خوردن در جدول

۶ دقیقه مطالعه
پاسخ: امساک
این واژه به معنی بازداشتن خود از خوردن است.

صورت کوتاه و دقیق این سرنخ، یک اسم مصدر می‌خواهد؛ یعنی نامِ عملِ نخوردن، نه نام شخص و نه توصیف حالت گرسنگی. «امساک» دقیقاً همین نقش را دارد: فرد با اراده خود را از خوردن بازمی‌دارد. به همین علت، هم از نظر معنا و هم از نظر قالب رایج پاسخ‌های جدولی با عبارت پرسش هماهنگ است.

امساکاِمْساک · ۴ حرف

معنی محوری: نگه داشتن و بازداشتن؛ در ترکیب «امساک از غذا»، خودداری آگاهانه از خوردن.

ساخت کاربردی: این اسم معمولاً با «کردن» یا «ورزیدن» می‌آید و حرف اضافه «از» موضوعِ خودداری را مشخص می‌کند: امساک از خوردن.

چرا «امساک» درست در جای سرنخ می‌نشیند؟

در عبارت «خودداری از غذا خوردن»، هسته معنایی «خود را نگاه داشتن» است. واژه امساک نیز از خانواده‌ای واژگانی می‌آید که مفهوم گرفتن، نگاه داشتن و بازداشتن را در خود دارد. وقتی موضوع آن غذا باشد، معنی عامِ بازداشتن محدودتر می‌شود و به «نخوردن» می‌رسد. بنابراین طراح لازم نیست در خود پاسخ دوباره واژه غذا را بیاورد؛ قرینه موجود در سرنخ، مقصود را روشن کرده است.

از سوی دیگر، جواب یک واژه مستقل و چهارحرفی است: ا، م، س، ا، ک در نوشتار پنج نویسه دیده می‌شود، اما در شمارش متداول خانه‌های جدول فارسی «امساک» پنج خانه می‌گیرد. تعبیر «چهارحرفی» گاهی بر اثر شمردن نادرست یا حذف یکی از حروف در فهرست‌های غیررسمی دیده می‌شود؛ برای پر کردن شبکه باید حروف ا ـ م ـ س ـ ا ـ ک را جداگانه در پنج خانه گذاشت. این تفکیک عملی از اشتباه در تقاطع‌ها جلوگیری می‌کند.

نکته املایی: شکل معیار «امساک» است. «امتساک» واژه‌ای دیگر با ساخت و معنای متفاوت است و جایگزین این پاسخ نیست. همچنین نوشتن «امسک» با حذف الف دوم، املای درست فارسی به شمار نمی‌آید.

یک واژه با دو میدان معنایی

امساک همیشه فقط درباره خوراک نیست. معنای بنیادی آن «نگاه داشتن و دریغ کردن» است و با توجه به کلمه‌ای که پس از آن می‌آید، رنگ معنایی متفاوتی می‌گیرد. «امساک از غذا» رفتاری است که شخص چیزی نمی‌خورد؛ اما «امساک در بخشش» یا «امساک در مال» می‌تواند مفهوم دریغ ورزیدن و حتی بخل را برساند. همین تفاوت نشان می‌دهد که عبارت کامل سرنخ چه اندازه مهم است.

امساک از خوردنامساک از آشامیدنامساک در خرجامساک در سخن

در این معما، حضور صریح «غذا خوردن» احتمال معنای مالی را کنار می‌زند. پس پاسخ را باید در حوزه خوراک، پرهیز و روزه‌داری فهمید. اگر سرنخ تنها «دریغ کردن» یا «خست» بود، همان واژه می‌توانست به معنای دوم اشاره کند؛ ولی اینجا قرینه خوراک تعیین‌کننده است.

نقشه معنایی واژه امساکامساک از مفهوم نگاه داشتن به دو کاربرد خودداری از خوردن و دریغ کردن در مال می‌رسد و سرنخ غذا شاخه نخست را انتخاب می‌کند. امساکنگاه داشتن و بازداشتن از غذاخودداری از خوردن ← پاسخ سرنخ در مال یا بخششدریغ کردن یا بخل ورزیدن

تفاوت پاسخ با واژه‌های نزدیک

چند کلمه در پیرامون این معنا قرار دارند، اما دقیقاً هم‌ارز نیستند. انتخاب میان آن‌ها به صورت پرسش و تعداد خانه‌ها بستگی دارد. در سرنخ حاضر، «امساک» از آن جهت برتری دارد که خودِ عمل بازداشتن از غذا را نام می‌برد و با تعبیر فرهنگ‌نامه‌ای سؤال هم‌ساخت است.

روزهنام یک عمل عبادی یا دوره مشخصِ نخوردن و نیاشامیدن است. روزه معمولاً نیت، زمان و قواعد خود را تداعی می‌کند؛ در حالی که امساک می‌تواند صرفاً عمل خودداری باشد.
صومواژه‌ای عربی و رسمی‌تر برای روزه است. اگر سرنخ «روزه به عربی» یا پاسخ سه‌خانه‌ای باشد، صوم محتمل‌تر می‌شود؛ نه در این صورت‌بندی.
پرهیزدامنه‌ای گسترده دارد و خودداری از خوراک زیان‌آور، رفتار یا موقعیت را شامل می‌شود. این واژه برای سرنخ عمومی «اجتناب» مناسب است، ولی اشاره مستقیم‌تر این پرسش به امساک می‌رسد.
رژیمبرنامه و الگوی خوراک است و الزاماً به معنی نخوردن نیست؛ رژیم می‌تواند نوع و مقدار غذا را تنظیم کند. پس مترادف امساک محسوب نمی‌شود.

«گرسنگی» نیز جواب مناسبی نیست؛ گرسنگی احساس نیاز بدن یا حالت ناشی از نرسیدن غذاست، اما امساک یک عمل ارادی را بیان می‌کند. ممکن است کسی امساک کند و گرسنه شود، ولی این دو نام یک چیز نیستند. «اعتصاب غذا» هم مفهومی چندواژه‌ای و اعتراضی دارد و فقط در سرنخی که به اعتراض یا مطالبه اشاره کند مطرح می‌شود.

کاربرد درست در جمله

معنای واژه در جمله‌های واقعی روشن‌تر می‌شود. ترکیب طبیعی آن «امساک از چیزی» است: «بیمار پیش از آزمایش، طبق دستور پزشک از خوردن امساک کرد.» در این جمله، امساک یعنی برای مدتی چیزی نخورد. در بافت دینی نیز می‌توان گفت: «روزه‌دار از سپیده‌دم تا زمان مقرر از خوردن و آشامیدن امساک می‌کند.» این کاربرد، امساک را به‌عنوان جزء رفتاری روزه نشان می‌دهد، نه لزوماً نام کامل آن.

در نثر امروز، «خودداری کرد» و «پرهیز کرد» محاوره‌پذیرترند؛ «امساک کرد» لحنی رسمی، ادبی یا دینی دارد. همین فشردگی و رسمیت سبب شده است که واژه برای تعریف‌های کوتاهِ فرهنگ‌نامه‌ای و معماهای واژگانی بسیار مناسب باشد.

نمونه دوم، مرز معنایی دیگر را نشان می‌دهد: «او در کمک به نیازمند امساک نورزید.» اینجا اصلاً سخن از غذا نیست و جمله می‌گوید شخص در بخشش دریغ نکرد. پس برای فهم درست باید همیشه متمم واژه را دید: «از غذا» معنای نخوردن و «در بخشش» معنای دریغ را فعال می‌کند.

املاء، تلفظ و خانواده واژه

امساک را با کسره آغازین، نزدیک به «اِمساک»، تلفظ می‌کنند. در نوشتار معمول نیازی به حرکت‌گذاری نیست. حرف سین در میانه و الف پس از آن هر دو باید نوشته شوند. این دقت زمانی اهمیت پیدا می‌کند که چند تقاطع، شکل ظاهری پاسخ را ناقص یا مبهم نشان می‌دهند.

«مُمسِک» از همین حوزه واژگانی، به کسی گفته می‌شود که نگاه می‌دارد یا دریغ می‌کند و در فارسی ممکن است صفت فرد بخیل باشد. «امساک کردن» فعل مرکب و «امساک» اسمِ عمل است. با این حال، برای سرنخی که دقیقاً «خودداری از غذا خوردن» می‌پرسد، نه «شخص خوددار» و نه صفت او، همان اسم مصدرِ امساک لازم است.

پاسخ نهایی برای قرار دادن در خانه‌ها

نشانه‌های معنایی همه به یک نتیجه می‌رسند: «خودداری» با مفهوم بازداشتن سازگار است، «از غذا خوردن» شاخه خوراکی معنا را مشخص می‌کند و قالب کوتاهِ واژه نیز برای شبکه جدول مناسب است. جایگزین‌هایی مانند روزه و صوم تنها هنگامی اولویت دارند که خود سرنخ به عبادت، ماه رمضان یا تعداد خانه متفاوت اشاره کند.

چیدمان حروف: ا ـ م ـ س ـ ا ـ ک
پس پاسخ مستقیم و معیار این سرنخ امساک است؛ واژه‌ای به معنی بازداشتن آگاهانه خود از خوردن.

سوال دیگری دارید؟

سوال، پیشنهاد یا هر نکته‌ای دارید برای ما پیام بفرستید؛ بررسی می‌کنیم.

نظرات

هنوز نظری ثبت نشده است

اولین نفری باشید که نظر می‌دهد!

تازه‌ترین مطالب

همه مطالب

پیشنهاد مطالعه

چند جواب تصادفی از آرشیو آزادیاب، شاید این‌ها هم به کارتان بیاید.