یعنی زیان رساندن از راه برهم زدن نظم یا کارکرد درست.
سرنخ کوتاه «زیان رساندن» در این جدول به واژه پنجحرفی اخلال اشاره دارد. این انتخاب فقط یک مترادف دور نیست؛ در فرهنگهای فارسی، یکی از معنیهای صریح «اخلال» زیان رسانیدن آمده است. در کاربرد امروز نیز این کلمه هنگامی به کار میرود که آسیبی با برهم خوردن جریان طبیعی یک کار، نظم یک مجموعه یا عملکرد یک سامانه همراه باشد.
چرا «اخلال» با این سرنخ جور درمیآید؟
همه آسیبها «اخلال» نامیده نمیشوند. ویژگی اصلی این واژه آن است که زیان به یک روند یا نظم موجود وارد میشود. اگر قطعی ارتباط باعث شود خدمترسانی یک مرکز متوقف یا نامنظم شود، از اخلال در خدمترسانی سخن میگوییم. اگر رفتاری حرکت عادی بازار را بر هم بزند، تعبیر اخلال در بازار مناسب است. پس مفهوم آن از یک صدمه ساده فراتر میرود و رابطه میان آسیب و از کار افتادن نظم را نشان میدهد.
لایه نخست: زیان
در معنی فرهنگنامهای، اخلال میتواند برابر با زیان رساندن، تباه کردن یا آسیب وارد کردن باشد؛ همین لایه مبنای پاسخ جدول است.
لایه دوم: برهمزدگی
در فارسی معاصر، اخلال بیشتر بر ایجاد وقفه، بینظمی یا اختلال در کار طبیعی چیزی تأکید میکند.
این دو لایه از هم جدا نیستند: برهم زدن کار درست، خود نوعی زیان رساندن است. طراح جدول معمولاً معنی فشردهتر و قدیمیتر را در صورت سؤال میآورد و از حلکننده انتظار دارد واژه رایجترِ متنهای رسمی را پیدا کند.
املای پاسخ و خانواده معنایی آن
صورت درست پاسخ «اخلال» است: الف، خ، لام، الف، لام. دو لام آن از هم فاصله دارند و حرف الف میان آنها قرار میگیرد. این واژه را نباید با «اختلال» یکی دانست. اختلال هفت حرف دارد و بیشتر نامِ حالت نابسامان یا برهمخوردگی است؛ اخلال پنج حرف دارد و غالباً به عملِ برهم زدن یا کوتاهی زیانآور اشاره میکند.
«خلل» نیز واژهای نزدیک اما مستقل است. خلل به معنی رخنه، نقص، سستی یا عیب در چیزی است؛ برای نمونه میگوییم «در استدلال او خللی وجود دارد». اخلال، در مقابل، بر وارد کردن آن رخنه یا مختل کردن جریان تأکید بیشتری دارد. به همین دلیل ترکیبهای «خلل در کار» و «اخلال در کار» نزدیکاند، اما دقیقاً یک نقش معنایی ندارند.
اخلال در جمله چگونه به کار میرود؟
این کلمه در فارسی معیار بیشتر با حرف اضافه «در» میآید، زیرا معمولاً باید مشخص شود نظم یا کارکردِ چه چیزی آسیب دیده است. «اخلال در نظم»، «اخلال در ارتباط»، «اخلال در توزیع» و «اخلال در انجام وظیفه» ساختهایی طبیعیاند. گاهی نیز با فعلهای «کردن»، «به وجود آوردن» و «موجب شدن» همراه میشود.
در جمله «بارش سنگین در رفتوآمد اخلال کرد»، زیان لزوماً به معنای شکستن یا نابود کردن چیزی نیست؛ آسیب در قالب کندی و برهم خوردن حرکت عادی دیده میشود. در «دستکاری دادهها به تصمیمگیری درست زیان رساند» نیز اگر تأکید بر مختل شدن فرایند باشد، میتوان گفت دستکاری دادهها در تصمیمگیری اخلال کرد.
پاسخهای نزدیک و مرز هر کدام
سرنخ «زیان رساندن» بدون دانستن تعداد خانهها میتواند چند برابر لغوی داشته باشد. با این حال، در این عنوان پاسخ ثبتشده و مستقیم «اخلال» است. گزینههای زیر صرفاً نشان میدهند چرا ممکن است در جدول دیگری، با تعداد حروف یا صورت متفاوت سرنخ، جواب عوض شود.
از ریشه «خلل» تا مفهوم زیان
در بنِ معنایی این خانواده، تصورِ رخنه و فاصله وجود دارد: چیزی که یکپارچه و منظم بوده، شکاف برمیدارد و دیگر مانند قبل عمل نمیکند. از همین تصویر، معنای نقص و سستی برای «خلل»، حالت نابسامان برای «اختلال» و عمل برهم زننده برای «اخلال» شکل گرفته است. این پیوند توضیح میدهد که چرا «اخلال» هم میتواند زیان رساندن ترجمه شود و هم ایجاد بینظمی.
در کاربرد رسمی، شدت اخلال با بافت جمله روشن میشود. اخلال ممکن است موقت و ناخواسته باشد، مانند اثر آبوهوا بر ارتباطات؛ یا عمدی و جدی باشد، مانند کارشکنی در اجرای یک تصمیم. خود واژه بهتنهایی همیشه عمدی بودن را ثابت نمیکند. آنچه در هر دو حالت ثابت میماند، آسیب دیدن مسیر عادی انجام کار است.
چند کاربرد دقیق برای تثبیت معنی
اخلال در آموزش: وقتی قطعی پیدرپی سامانه مانع برگزاری منظم کلاسها شود، مسئله فقط یک خرابی فنی نیست؛ روند آموزش زیان دیده است. اخلال در عرضه: اگر رساندن کالا به بازار نامنظم شود، زنجیره توزیع کارکرد عادی خود را از دست میدهد. اخلال در تمرکز: صدای مداوم میتواند پیوستگی توجه را بشکند و کیفیت انجام کار را پایین بیاورد.
این مثالها یک هسته مشترک دارند: پیش از رخداد، روندی منظم وجود داشته و عامل مزاحم میان اجزای آن فاصله انداخته است. بنابراین اگر سرنخ به «خرابکاری»، «برهم زدن نظم»، «مختل کردن» یا «زیان رسانیدن» نزدیک باشد، اخلال میتواند در دایره پاسخها قرار گیرد.
نظرات
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد!