پرش به محتوای اصلی

دست مالیدن در جدول

۶ دقیقه مطالعه
پاسخ: «لمس» یا «مس»
«لمس» سه‌حرفی است و «مس» پاسخ کوتاهِ دوحرفی همین سرنخ است.

سرنخ «دست مالیدن» به عمل تماس دادن دست با چیزی اشاره دارد. طبیعی‌ترین واژه برای این معنا در فارسی امروز لمس است؛ اما سازنده جدول ممکن است شکل کوتاه‌تر و ریشه‌ایِ مس را بخواهد. وجود هر دو صورت در پاسخ ثبت‌شده به همین تفاوت تعداد خانه‌ها مربوط می‌شود، نه به دو جواب بی‌ارتباط.

لمس۳ حرف
لمس

صورت رایج و روشن

اگر سه خانه در اختیار دارید، «لمس» انتخاب نخست است. این واژه هم خودِ تماس و هم دریافت از راه حس بساوایی را می‌رساند.

مس۲ حرف
مس

صورت فشرده و لغوی

اگر جای پاسخ دو خانه است، «مس» می‌نشیند. مقصود در اینجا «مَسّ» به معنی دست زدن و تماس یافتن است.

چرا «لمس» دقیقاً با سرنخ جور است؟

در «دست مالیدن»، دو جزء معنایی دیده می‌شود: نخست نزدیک شدن و تماس دست با سطح، و سپس دریافت کیفیت آن سطح؛ برای نمونه نرمی، زبری، گرمی یا سردی. «لمس» هر دو جزء را در یک واژه جمع می‌کند. وقتی می‌گوییم «پارچه را لمس کرد»، دست با پارچه تماس یافته و ممکن است ویژگی آن نیز از راه پوست احساس شده باشد.

البته «مالیدن» گاهی حرکت پیوسته دست بر سطح را هم القا می‌کند. با این حال، سرنخ‌های جدول الزاماً تعریف مفصل فرهنگ‌نامه‌ای نیستند و معمولاً یک هم‌معنی کوتاه می‌خواهند. از همین رو «لمس» برای اشاره به اصلِ تماس دست، جواب جاافتاده‌تر و بی‌واسطه‌تری از عبارت‌های بلند مانند «دست کشیدن» است.

هسته معنایی: دست با سطح تماس پیدا می‌کند ← پوست کیفیت سطح را درمی‌یابد ← عمل «لمس» رخ می‌دهد.
رابطه دست مالیدن با لمس و مسنموداری که تماس دست با سطح را به واژه رایج لمس و صورت کوتاه مس پیوند می‌دهد تماس دست با سطح معنادست زدن لمسپاسخ سه‌حرفی مسپاسخ دوحرفی

«مس» را چگونه بخوانیم؟

در پاسخ دوم، «مس» را باید در اصل مَسّ خواند؛ یعنی میم با صدای کوتاه «ـَ» و سینِ مشدد. این واژه عربی به معنای رسیدن، تماس پیدا کردن یا دست زدن است و «لمس» نیز از همان حوزه معنایی می‌آید. در جدول، حرکت‌ها و تشدید نوشته نمی‌شوند؛ بنابراین صورت خانه‌ها فقط «م» و «س» خواهد بود.

دام خوانش: «مس» در فارسی نام فلز سرخ‌رنگِ copper هم هست. اما در این سرنخ هیچ اشاره‌ای به فلز، معدن، رسانایی یا ظرف مسی وجود ندارد. معنای درست از خود عبارت «دست مالیدن» تعیین می‌شود: اینجا «مَسّ» یعنی تماس، نه «مِس» به معنی فلز.

این هم‌نویسی یکی از علت‌های جذابیت پاسخ‌های کوتاه جدول است. دو حرف یکسان، بسته به تلفظ و جمله، می‌توانند دو مفهوم کاملاً متفاوت داشته باشند. اگر سرنخ «فلز رسانا» بود همین دو خانه به «مِس» تعلق داشت؛ ولی کنار «دست مالیدن»، همان نوشتار نماینده «مَسّ» است.

مرز معنایی با واژه‌های نزدیک

لمس

بر اصل تماس و احساس پوستی تأکید دارد. تماس می‌تواند کوتاه و بدون حرکت مکرر باشد.

مالش

حرکت رفت‌وبرگشتی یا فشار دست بر سطح را پررنگ می‌کند؛ مانند مالش عضله.

سودن

واژه‌ای فارسی و ادبی برای مالیدن یا تماس دادن است و در نثر روزمره کمتر شنیده می‌شود.

پس «مالش» و «سودن» از نظر معنا دور نیستند، ولی نباید بی‌دلیل جای پاسخ ثبت‌شده را بگیرند. «مالش» چهار حرف دارد و بیشتر نامِ حرکت مداوم است. «سودن» نیز پنج حرف دارد و لحن کهن‌تری ایجاد می‌کند. فقط اگر تعداد خانه‌ها و حروف تقاطعی به‌روشنی با یکی از آنها سازگار باشد، می‌توان آن صورت را بررسی کرد.

کاربرد «لمس» در جمله چه چیزی را روشن می‌کند؟

«با لمس برگ، لطافت سطح آن را احساس کرد.» — در این جمله تماس دست راه شناخت ویژگی سطح است.

«دکمه را فقط یک لحظه لمس کن.» — لمس می‌تواند بسیار کوتاه باشد و الزاماً به معنای مالش طولانی نیست.

«سطح داغ را لمس نکن.» — واژه بر برخورد پوست با سطح و پیامد حسی آن دلالت دارد.

این نمونه‌ها نشان می‌دهند که «لمس» دامنه‌ای گسترده‌تر از حرکتِ مالشی دارد. طراح جدول با عبارت «دست مالیدن» عمل را توصیف کرده و از حل‌کننده اسم کوتاه آن را خواسته است. پیوند دست، پوست و تماس باعث می‌شود جواب بدون نیاز به معنای مجازی فهمیده شود.

صورت اسمی و فعلی پاسخ

«لمس» در فارسی هم به‌صورت اسمِ عمل می‌آید، مانند «حس لمس»، و هم همراه فعل کمکی به کار می‌رود: «لمس کردن». برای سرنخ جدولی، جزء اصلی و معنی‌دار یعنی «لمس» کافی است و «کردن» وارد خانه‌ها نمی‌شود. به همین ترتیب، «مس» ریشه فشرده‌ای است که فرهنگ‌های لغت آن را در معنای تماس و دست زدن ثبت می‌کنند.

از خانواده «لمس» می‌توان به «لامسه»، «ملموس» و «ناملموس» اشاره کرد. «لامسه» نام حس مربوط به تماس است؛ «ملموس» چیزی است که می‌توان آن را لمس کرد یا به‌طور مجازی روشن و قابل درک است؛ و «ناملموس» برای چیزی به کار می‌رود که جسمانی یا به‌آسانی قابل احساس نیست. این خانواده واژگانی، معنای محوری پاسخ را بهتر نشان می‌دهد: دریافت از راه تماس.

لامسه: حس تماسملموس: قابل لمسلمس کردن: دست زدنمِس: فلز، نامرتبط با این سرنخ

انتخاب نهایی بر پایه تعداد خانه‌ها

اگر ردیف یا ستون پاسخ سه خانه دارد، حروف را به ترتیب «ل، م، س» قرار دهید. اگر تنها دو خانه دیده می‌شود، «م، س» جواب مورد نظر است. حروف متقاطع نیز همین انتخاب را تأیید می‌کنند: وجود «ل» در آغاز، بی‌درنگ پاسخ را به «لمس» تبدیل می‌کند؛ نبودن آن و محدودیت دوخانه‌ای، صورت «مس» را پیش می‌کشد.

در نوشتن پاسخ نیازی به اعراب‌گذاری، تشدید یا نیم‌فاصله نیست. «لمس» سه نویسه پیوسته دارد و «مس» دو نویسه. ویرگولِ میان دو واژه در جواب ثبت‌شده فقط جداکننده دو امکان است و داخل خانه‌های جدول نوشته نمی‌شود.

جمع‌بندی مخصوص همین سرنخ: برای «دست مالیدن»، پاسخ معمول و سه‌حرفی لمس است؛ در جدول دوخانه‌ای از مس با خوانش «مَسّ» استفاده کنید. «مالش» و «سودن» تنها گزینه‌های نزدیکِ طولانی‌ترند و پاسخ اصلی این مدخل نیستند.

سوال دیگری دارید؟

سوال، پیشنهاد یا هر نکته‌ای دارید برای ما پیام بفرستید؛ بررسی می‌کنیم.

نظرات

هنوز نظری ثبت نشده است

اولین نفری باشید که نظر می‌دهد!

تازه‌ترین مطالب

همه مطالب

پیشنهاد مطالعه

چند جواب تصادفی از آرشیو آزادیاب، شاید این‌ها هم به کارتان بیاید.