پرش به محتوای اصلی

بی رحم در جدول

۶ دقیقه مطالعه
پاسخ: سنگدل
معادل پنج‌حرفی و رایجِ «بی‌رحم» در جدول است.

«سنگدل» صفت کسی است که در برابر رنج، خواهش یا احساس دیگری نرم نمی‌شود و رحم و شفقت نشان نمی‌دهد. همین پیوند روشن و مستقیم با معنای سرنخ، این واژه را به پاسخ اصلی تبدیل می‌کند. در شمارش خانه‌های جدول، حروف آن به صورت س، ن، گ، د، ل قرار می‌گیرند؛ پس پاسخ پنج خانه می‌خواهد و فاصله یا نشانه دیگری میان اجزای کلمه نمی‌آید.

چرا «سنگدل» دقیقاً با این سرنخ جور است؟

در فارسی، دل جایگاه نمادین مهر، عاطفه و دلسوزی است. سنگ نیز نماد سختی و اثرناپذیری به شمار می‌آید. کنار هم آمدن این دو جزء تصویری می‌سازد از دلی که مانند سنگ نرم نمی‌شود؛ بنابراین «سنگدل» فقط یک مترادف قراردادی نیست، بلکه ساختمان خود واژه نیز مفهوم بی‌رحمی را نشان می‌دهد. این تصویر سبب شده است کلمه هم در گفتار روزمره قابل فهم باشد و هم در نثر و شعر، بار عاطفی و ادبی داشته باشد.

سنگ

جزء نخست، سختی و تأثیرناپذیری را تداعی می‌کند؛ نه سنگ واقعی، بلکه تصویری مجازی برای نبودِ نرمی و انعطاف عاطفی.

دل

جزء دوم در زبان فارسی نماد مهر، همدلی و رحم است. «سنگ شدن دل» یعنی کم‌رنگ یا خاموش شدن همین احساس.

نقشه معنایی واژه سنگدلترکیب مفهوم سختی سنگ و نماد عاطفه یعنی دل، به معنای بی‌رحم می‌رسد. سنگسخت و اثرناپذیر دلجایگاه مهر و رحم سنگدلبی‌رحم

صورت نوشتاری و نقش دستوری

جواب جدول را معمولاً یکپارچه و به شکل «سنگدل» می‌نویسند. در متن‌های ویراسته، صورت «سنگ‌دل» با نیم‌فاصله نیز دیده می‌شود، اما این تفاوت ظاهری تعداد حروف را عوض نمی‌کند. «سنگدل» یک صفت مرکب است و می‌تواند پیش یا پس از اسم یا همراه فعل ربطی بیاید: «فرمانروای سنگدل»، «او سنگدل بود». شکل اسمیِ این مفهوم «سنگدلی» است؛ یعنی حالت یا رفتار بی‌رحمانه. قید آن نیز «سنگدلانه» است، مانند «سنگدلانه پاسخ داد».

جواب خانه‌ها: سنگدلنقش: صفتتعداد: ۵ حرفاسم حالت: سنگدلی

خودِ عبارت سرنخ در نوشتار معیار بهتر است «بی‌رحم» نوشته شود، زیرا «بی» در این کاربرد پیشوند است و با نیم‌فاصله به «رحم» می‌پیوندد. با این حال، شکل عنوان جدول تغییری در پاسخ نمی‌دهد و همان «سنگدل» باقی می‌ماند.

مرز معنایی با جواب‌های نزدیک

سرنخ کوتاه «بی‌رحم» می‌تواند در جدول‌های مختلف مترادف‌های دیگری هم داشته باشد. طول جواب و حروف تقاطعی تعیین می‌کنند کدام گزینه خواسته شده است. مزیت «سنگدل» این است که هم برابرِ بسیار مستقیم و آشناست و هم تصویرِ بی‌اعتنایی عاطفی را منتقل می‌کند. گزینه‌های نزدیک، سایه‌های معنایی متفاوتی دارند:

شقی — سه حرف دارد و بیشتر به معنای بدبخت، تیره‌بخت یا بدکار نیز به کار می‌رود. هر «شقی» الزاماً همان تصویرِ سخت‌دلی را به روشنی «سنگدل» نمی‌رساند.
قسی — واژه‌ای عربی و سه‌حرفی با معنای سخت‌دل است. در زبان رسمی و ترکیب «قسی‌القلب» آشناتر است و برای خانه‌های کمتر ممکن است انتخاب شود.
سفاک — چهار حرف دارد و بی‌رحمی شدید، خون‌ریزی یا میل به کشتار را القا می‌کند؛ بنابراین از «سنگدل» خشن‌تر و محدودتر است.
ظالم — چهار حرف دارد و بر ستم کردن و پایمال کردن حق تأکید می‌گذارد. ممکن است شخصی سنگدل باشد، اما سرنخ «ستمگر» برای ظالم دقیق‌تر است.
جفاکار — شش حرف دارد و کسی را وصف می‌کند که بی‌وفایی یا آزار روا می‌دارد. بار آن بیشتر بر جفا و رفتار است تا نرمی‌ناپذیری دل.
بی‌شفقت — معنایی بسیار نزدیک دارد، ولی در جدول بدون فاصله هفت حرف شمرده می‌شود و خود یک عبارت نفی‌شده است، نه تصویر فشرده و ادبی «سنگدل».
نکته تعیین‌کننده: اگر پنج خانه در اختیار است یا حروف تقاطعی الگوی «س ن گ د ل» را می‌سازند، پاسخ مورد نظر «سنگدل» است. گزینه‌های بالا فقط برای جدول‌هایی با تعداد خانه یا تقاطع متفاوت مطرح می‌شوند.

کاربرد واژه در جمله و بافت

«سنگدل» معمولاً برای انسان یا شخصیتی انسان‌وار به کار می‌رود و داوری منفی و عاطفی گوینده را در خود دارد. وقتی می‌گوییم «حاکم سنگدل»، فقط از سخت‌گیری اداری حرف نمی‌زنیم؛ منظور این است که رنج دیگران در او رحم و نرمش برنمی‌انگیزد. به همین دلیل بهتر است آن را با «قاطع» یکی ندانیم. فرد قاطع ممکن است تصمیم دشوار بگیرد و در عین حال همدل و منصف باشد، اما صفت سنگدل فقدان شفقت را برجسته می‌کند.

• در داستان، ارباب سنگدل به خواهش روستاییان اعتنا نکرد.

• شاعر از یار سنگدل می‌نالد؛ یعنی محبوبی که به رنج عاشق رحم نمی‌کند.

• رفتار سنگدلانه با حیوان زخمی، همه را آزرده کرد.

• پشیمانی او نشان داد آن‌قدر که دیگران می‌پنداشتند سنگدل نیست.

این نمونه‌ها یک نکته ظریف را روشن می‌کنند: «سنگدل» می‌تواند صفتی برای منشِ پایدار یک فرد باشد یا تنها برداشت گوینده از رفتاری خاص را بیان کند. در کاربرد عاشقانه و ادبی نیز گاهی اغراق‌آمیز است؛ معشوق واقعاً ستمکار نیست، بلکه به خواسته عاشق پاسخ نداده و از نگاه او «سنگدل» جلوه کرده است.

خانواده واژه و قطب مخالف

سنگدلینامِ حالت؛ نبود رحم و نرمی عاطفی
سنگدلانهقید؛ به شیوه‌ای بی‌رحمانه و نامهربان
دل‌رحمقطب معنایی مقابل؛ کسی که زود متأثر می‌شود و رحم می‌کند

مقابل‌های طبیعی «سنگدل» عبارت‌اند از «مهربان»، «دلسوز»، «دل‌رحم» و «باگذشت». هر یک بر جنبه‌ای متفاوت تکیه دارد: مهربان بر مهرورزی، دلسوز بر همدردی، دل‌رحم بر تأثر از رنج دیگری و باگذشت بر چشم‌پوشی از خطا. از میان آن‌ها «دل‌رحم» از نظر ساخت تصویری نزدیک‌ترین تقابل را با سنگدل ایجاد می‌کند.

جمع‌بندی معنای پاسخ

برای سرنخ داده‌شده، «سنگدل» پاسخ روشن و تثبیت‌شده است: صفت مرکب پنج‌حرفی برای کسی که رحم و شفقت ندارد یا از رنج دیگران متأثر نمی‌شود. ترکیب «سنگ» و «دل» دلیل ماندگاری آن را هم آشکار می‌کند؛ سختی سنگ به دل نسبت داده شده تا نبودِ نرمی عاطفی مجسم شود. اگر تعداد خانه‌ها پنج است، همین جواب را یکپارچه وارد کنید؛ تنها در طول‌های دیگر باید به مترادف‌هایی چون شقی، قسی، سفاک یا ظالم اندیشید و تفاوت معنایی‌شان را در نظر گرفت.

سوال دیگری دارید؟

سوال، پیشنهاد یا هر نکته‌ای دارید برای ما پیام بفرستید؛ بررسی می‌کنیم.

نظرات

هنوز نظری ثبت نشده است

اولین نفری باشید که نظر می‌دهد!

تازه‌ترین مطالب

همه مطالب

پیشنهاد مطالعه

چند جواب تصادفی از آرشیو آزادیاب، شاید این‌ها هم به کارتان بیاید.