پرش به محتوای اصلی

بی آبرو در جدول

۶ دقیقه مطالعه

پاسخ: رسوا

هم‌معنی چهارحرفی و دقیقِ «بی‌آبرو» است.

در این سرنخ، «رسوا» پاسخ مستقیم است؛ صفتی برای کسی که آبرو و خوش‌نامی‌اش آسیب دیده یا عیب و کار ناپسندش آشکار شده است. کوتاهی واژه و انطباق روشن معنایی باعث می‌شود این پاسخ، از میان هم‌معنی‌های نزدیک، دقیق‌ترین انتخاب برای صورت داده‌شده باشد.

رسوا

پاسخ در یک نگاه

«رسوا» از چهار حرف ر، س، و، ا ساخته شده و بدون فاصله یا نیم‌فاصله نوشته می‌شود. این واژه در جمله هم برای توصیف شخص می‌آید و هم می‌تواند حالت یا نتیجه آشکارشدن یک عیب را نشان دهد.

رسوا

«رسوا» دقیقاً چه معنایی دارد؟

وقتی کسی «رسوا» خوانده می‌شود، تنها با یک فرد ناشناخته یا کم‌اعتبار روبه‌رو نیستیم؛ در معنای واژه، از میان رفتن آبرو و آشکارشدن امری نکوهیده نیز حضور دارد. بنابراین «رسوا» می‌تواند هم حاصلِ فاش‌شدن یک رفتار باشد و هم وصفِ جایگاه فرد پس از آن واقعه. عبارت‌هایی مانند «راز او آشکار شد و رسوا شد» یا «رفتارش او را نزد دیگران رسوا کرد» همین پیوند میان آشکارشدن و از دست رفتن اعتبار را نشان می‌دهند.

در کاربرد روزمره، این صفت گاهی بسیار جدی و سرزنش‌آمیز است و گاهی در جمله‌ای ادبی یا اغراق‌آمیز به کار می‌رود. با این حال، هسته معنایی آن ثابت می‌ماند: شخص یا کاری که دیگر پوشیده نمانده و در نگاه دیگران مایه بی‌آبرویی شده است.

نقشه معنایی واژه رسوارابطه میان آشکار شدن عیب، آسیب دیدن اعتبار و حالت رسوا را نمایش می‌دهد.فاش‌شدن عیبپرده کنار می‌رودآسیب به آبرواعتبار فرو می‌ریزدرسوابی‌آبرو و بدنام

تفاوت «رسوا» با واژه‌های نزدیک

هم‌معنی‌ها همیشه در همه جمله‌ها جانشین کامل یکدیگر نیستند. شناخت تفاوت ظریف آن‌ها هم معنی پاسخ را روشن‌تر می‌کند و هم نشان می‌دهد چرا «رسوا» برای این سرنخ برتری دارد.

بدنام

بر شهرت منفی و نام ناخوش تأکید دارد. ممکن است فردی مدت‌ها بدنام باشد، بی‌آنکه جمله به واقعه‌ای مشخص برای فاش‌شدن عیب اشاره کند. این واژه پنج حرف دارد.

مفتضح

بار شدیدتر و رسمی‌تری دارد و اغلب با افتضاح، شرمندگی آشکار یا وضعی بسیار ناپسند همراه است. از نظر لحن، سنگین‌تر از پاسخ ساده «رسوا» است.

خوار

بیشتر به ذلت، کوچکی و فرودستی اشاره می‌کند. شخص خوار الزاماً بی‌آبرو نیست؛ از همین رو، با وجود چهارحرفی‌بودن، جانشین دقیق این سرنخ به شمار نمی‌آید.

نکته معنایی: «سرافکنده» نیز گاهی در پیرامون این مفهوم دیده می‌شود، اما بیشتر حالت شرمندگیِ خود شخص را بیان می‌کند. «رسوا» نگاه جامعه و از دست رفتن آبرو را برجسته‌تر می‌سازد.

خانواده و ساخت‌های پرکاربرد

واژه اصلی در چند ساخت فعلی و اسمی زنده است. تغییر ساخت، زاویه جمله را عوض می‌کند: گاهی شخص در وضع رسوایی قرار می‌گیرد، گاهی کسی عامل آشکارشدن آن است و گاهی خودِ رخداد یا پیامد نام‌گذاری می‌شود.

رسوا شدنقرار گرفتن در وضعیت بی‌آبرویی؛ مانند کسی که دروغش آشکار می‌شود.
رسوا کردنآشکار ساختن عیب یا کاری که اعتبار دیگری را از میان می‌برد.
رسوایینامِ حالت، واقعه یا ماجرایی که مایه بی‌آبرویی شده است.
رسواکنندهصفت برای امر یا نشانه‌ای که عیب و نادرستی را آشکار می‌کند.
رسوای خاص و عامرسوا شدن نزد مردمرسوایی آشکارکردار رسواکننده

کاربرد در جمله و تغییر نقش

وصف شخص: «فریبکاری او برملا شد و رسوا ماند.» در این جمله، واژه حالت شخص را پس از آشکارشدن رفتار توصیف می‌کند.

فعل مرکب: «مدرک تازه، جاعل را رسوا کرد.» اینجا «رسوا کردن» نتیجه‌ای است که مدرک به وجود آورده است.

بیان ادبی: «عشق پنهان سرانجام او را رسوای شهر کرد.» در بافت ادبی، رسوایی لزوماً جرم یا بدکاری نیست و می‌تواند کنایه از آشکارشدن راز دل باشد.

کاربرد اسمی: «رسواییِ ماجرا خیلی زود دهان‌به‌دهان گشت.» صورت «رسوایی» خودِ واقعه یا کیفیت بی‌آبروکننده را نام می‌برد.

این نمونه‌ها نشان می‌دهند که داوری درباره بار واژه وابسته به بافت است. در گفتار اخلاقی، «رسوا» معمولاً نکوهش جدی دارد؛ در شعر و نثر عاشقانه، ممکن است از دل‌باختگیِ آشکار حکایت کند؛ و در روایت خبری، بیشتر به برملاشدن یک تخلف یا ادعای نادرست نزدیک می‌شود.

املای «بی‌آبرو» و «رسوا»

صورت معیارِ واژه داخل سرنخ، بی‌آبرو است. پیشوند «بی» با نیم‌فاصله به «آبرو» می‌پیوندد؛ بنابراین «بیآبرو» چسبیده و «بی آبرو» با فاصله کامل، صورت‌های غیراستاندارد یا ساده‌شده تایپی‌اند. البته عنوانِ داده‌شده ممکن است به شیوه رایج بانک‌های جدول فاصله کامل داشته باشد و همین شکل عنوان باید دست‌نخورده بماند.

خودِ پاسخ «رسوا» پیوسته نوشته می‌شود. نباید آن را با «رسا» اشتباه گرفت: «رسا» به معنی روشن، گویا یا به‌خوبی شنیدنی است و حرف «و» ندارد، در حالی که «رسوا» وصف بی‌آبرویی است. حضور حرف «و» هم در املا و هم در تشخیص معنی تعیین‌کننده است.

بار فرهنگیِ آبرو در این واژه

«آبرو» در فارسی فقط اعتبار رسمی نیست؛ مجموعه‌ای از خوش‌نامی، حرمت و تصویری است که دیگران از شخص دارند. پیشوند «بی» نبودن یا از دست رفتن این سرمایه اجتماعی را می‌رساند. «رسوا» همین مفهوم را فشرده‌تر می‌کند، اما یک لایه دیگر نیز می‌افزاید: چیزی که پنهان بوده، اکنون آشکار شده و نگاه دیگران را تغییر داده است.

به همین دلیل، «بی‌اعتبار» همیشه برابر کامل «رسوا» نیست. یک گزارش، نظریه یا سند می‌تواند بی‌اعتبار باشد، ولی «رسوا» معمولاً درباره انسان، رفتار، ادعا یا ماجرایی به کار می‌رود که آشکارشدنِ عیب در آن نقش دارد. همچنین «بی‌حیثیت» توهین‌آمیزتر و مطلق‌تر است و در بسیاری از جمله‌ها شدت بیشتری از «رسوا» دارد.

چرا پاسخ نهایی همان «رسوا» است؟

سرنخ یک صفت می‌خواهد و «رسوا» نیز صفتی هم‌معنی با «بی‌آبرو» است. تعداد چهار حرف آن با قالب رایج پاسخ‌های کوتاه سازگار است، املای مبهمی ندارد و برخلاف گزینه‌هایی چون «خوار» یا «سرافکنده»، دقیقاً بر خدشه‌دارشدن آبرو دلالت می‌کند. «بدنام» و «مفتضح» پاسخ‌های نزدیک‌اند، اما هم بلندترند و هم هرکدام سایه معنایی جداگانه‌ای دارند.

جمع‌بندی واژگانی: «رسوا» یعنی بی‌آبرو و بدنام، به‌ویژه هنگامی که عیب، راز یا رفتار ناپسندی آشکار شده باشد. شکل درست پاسخ چهارحرفی چنین است: ر ـ س ـ و ـ ا.

سوال دیگری دارید؟

سوال، پیشنهاد یا هر نکته‌ای دارید برای ما پیام بفرستید؛ بررسی می‌کنیم.

نظرات

هنوز نظری ثبت نشده است

اولین نفری باشید که نظر می‌دهد!

تازه‌ترین مطالب

همه مطالب

پیشنهاد مطالعه

چند جواب تصادفی از آرشیو آزادیاب، شاید این‌ها هم به کارتان بیاید.