پرش به محتوای اصلی

پیشه در جدول

۶ دقیقه مطالعه
پاسخ: کار، شغل
«کار» سه‌حرفی و «شغل» چهارحرفی است.

سرنخ «پیشه» معمولاً یک هم‌معنی کوتاه می‌خواهد. دو جواب اصلی آن کار و شغل هستند و انتخاب میانشان مستقیماً به تعداد خانه‌های ردیف یا ستون وابسته است. هر دو واژه معنای رایج و امروزی پیشه را می‌رسانند، اما طول یکسانی ندارند؛ بنابراین اگر سه خانه خالی دیده می‌شود «کار» و اگر چهار خانه وجود دارد «شغل» انتخاب دقیق‌تر است.

جواب سه‌حرفیکارکار

کوتاه‌ترین و رایج‌ترین معادل برای فعالیت یا پیشه.

جواب چهارحرفیشغلشغل

معادلی روشن‌تر وقتی منظور جایگاه کاری و وسیله معاش است.

چرا هر دو پاسخ درست‌اند؟

پیشه در کاربرد اصلی خود به کاری گفته می‌شود که کسی آن را برای گذران زندگی برگزیده و پیوسته انجام می‌دهد. همین هسته معنایی در «کار» و «شغل» حضور دارد. «کار» دامنه‌ای گسترده دارد و می‌تواند هر نوع عمل، فعالیت یا وظیفه را نیز شامل شود؛ ولی وقتی در برابر «پیشه» قرار می‌گیرد، معنای کسب و اشتغال از آن اراده می‌شود. «شغل» از ابتدا اشاره مستقیم‌تری به اشتغال فرد دارد و در عبارت‌هایی مانند «شغل او آموزگاری است» به‌راحتی جای «پیشه او آموزگاری است» می‌نشیند.

در جدول کلمات متقاطع، سرنخ‌ها اغلب بدون جمله و قرینه می‌آیند. ازاین‌رو طراح انتظار دارد حل‌کننده ابتدا هم‌معنی‌های نزدیک را در ذهن بیاورد و سپس با طول جواب و حروف تقاطعی یکی را برگزیند. برای این سرنخ، ذخیره‌کردن دو جفتِ «پیشه ← کار» و «پیشه ← شغل» راهی دقیق برای تشخیص پاسخ است؛ نه به این دلیل که دو جواب باید هم‌زمان در یک ردیف نوشته شوند، بلکه چون صورت درست به اندازه جای خالی وابسته است.

نقشه معنایی واژه پیشهپیشه در مرکز قرار دارد و به کار و شغل به عنوان پاسخ‌های اصلی و حرفه و کسب به عنوان گزینه‌های وابسته به قرینه وصل می‌شود.پیشهکار · ۳ حرفشغل · ۴ حرفحرفه · تخصصکسب · معاش

مرز معنایی کار، شغل و حرفه

کار

عام‌ترین واژه این مجموعه است. نوشتن، ورزش‌کردن یا تعمیر وسیله همگی «کار» به شمار می‌آیند، حتی اگر منبع درآمد نباشند. در برابر «پیشه»، معنای محدودترِ کارِ درآمدزا منظور است.

شغل

بر وضعیت اشتغال، سمت یا کاری که شخص به‌طور منظم انجام می‌دهد تأکید دارد. به همین سبب نزدیک‌ترین جواب چهارحرفی برای سرنخ است.

حرفه

اغلب مهارت، آموزش یا تجربه تخصصی را برجسته می‌کند. پزشکی، معماری و نجاری را می‌توان حرفه نامید؛ بااین‌حال هر شغل الزاماً در گفتار روزمره «حرفه» خوانده نمی‌شود.

کسب

بیشتر رنگِ به‌دست‌آوردن درآمد و امرار معاش دارد. در زبان قدیمی‌تر و ترکیب «کسب‌وکار» به پیشه نزدیک می‌شود، اما جواب نخست این معما نیست.

نکته ظریف: «پیشه» در فارسی امروز کمی سنتی‌تر از «شغل» شنیده می‌شود. وقتی از پیشه‌ور، آهنگر، سفالگر یا بافنده سخن می‌گوییم، پیوند واژه با مهارت دستی و استمرار در یک فن پررنگ‌تر است. با وجود این رنگ تاریخی، معنای واژه به کارهای دستی محدود نیست.

گزینه‌های دیگر چه زمانی به کار می‌آیند؟

حرفهکسبصنعتصناعتمشغله

فرهنگ‌های فارسی برای پیشه هم‌معنی‌های متعددی ثبت می‌کنند، اما وجود یک هم‌معنی در فرهنگ لغت به این معنا نیست که در هر جدولی بهترین پاسخ باشد. حرفه پنج حرف دارد و وقتی حروف متقاطع یا لحن سرنخ بر تخصص دلالت کند مناسب است. کسب سه حرف است و ممکن است در متنی با محور درآمد و روزی مطرح شود. «صنعت» و صورت ادبی‌ترِ «صناعت» هنگامی قابل دفاع‌اند که پیشه به فن و مهارت ساختن چیزی اشاره داشته باشد. «مشغله» نیز معنای کاری که فرد را به خود مشغول می‌کند می‌دهد، ولی از پاسخ مستقیم و کوتاه فاصله بیشتری دارد.

برای عنوان حاضر، چون پاسخ ثبت‌شده «کار، شغل» است و معنای عمومی سرنخ نیز همین دو را تأیید می‌کند، این گزینه‌های فرعی نباید جای جواب اصلی را بگیرند. آن‌ها تنها در جدولی دیگر، با تعداد خانه متفاوت یا حروف تقاطعی مشخص، ارزش بررسی دارند.

پیشه فقط نام یک شغل نیست

این واژه در ساخت‌های فعلی و ادبی معنایی گسترده‌تر پیدا می‌کند. در عبارت «کاری را پیشه کردن»، سخن از انتخاب و استمرار است: کسی فعالیتی را روش همیشگی خود قرار می‌دهد. گاهی موضوع اصلاً شغل نیست؛ برای نمونه در «بردباری را پیشه کرد» یا «راستی را پیشه خود ساخت»، پیشه‌کردن یعنی یک خصلت یا روش را دائماً در رفتار به کار گرفتن. این کاربرد توضیح می‌دهد چرا واژه، افزون بر درآمد، مفاهیمِ عادت، شیوه و راهِ برگزیده را نیز تداعی می‌کند.

کاربرد معیشتی: «پیشه او نجاری بود.» در این جمله می‌توان «شغل» را بدون تغییر عمده معنا جایگزین کرد.
کاربرد رفتاری: «دقت را پیشه خود کرد.» در اینجا جایگزینی با «شغل» نادرست است؛ منظور روش پایدار فرد است.
کاربرد وصفی: در ترکیب‌هایی مانند «هنرپیشه»، «نیکوکارپیشه» یا «جفاپیشه»، جزء «پیشه» چیزی را نشان می‌دهد که فرد بدان شناخته می‌شود یا پیوسته انجام می‌دهد.

خانواده واژه و نشانه‌های املایی

املای معیار سرنخ پیشه است: پ، ی، ش، ه. آن را نباید با «ریشه» یا واژه‌های هم‌آوای احتمالی اشتباه گرفت. در مشتق «پیشه‌ور»، پسوند «ور» معنای دارنده و صاحب را می‌افزاید؛ پیشه‌ور یعنی کسی که صاحب فن و کاری است. «پیشه‌وری» هم می‌تواند خودِ فعالیت پیشه‌وران یا وضعیت و نظام کار آنان را برساند. در نگارش معیار، میان «پیشه» و «ور» معمولاً نیم‌فاصله می‌آید: «پیشه‌ور».

ترکیب‌های «پیشه کردن» و «پیشه ساختن» جدا نوشته می‌شوند، زیرا با فعل مرکب روبه‌رو هستیم. شناخت این خانواده واژگانی برای جدول مفید است: اگر سرنخ «صاحب حرفه» باشد، احتمالاً پاسخ «پیشه‌ور» است؛ اما وقتی خودِ «پیشه» سرنخ شده، باید به اسم کوتاهی چون «کار» یا «شغل» رسید.

تشخیص جواب از روی حروف تقاطعی

اگر تعداد خانه‌ها معلوم نباشد اما یک یا دو حرف از واژه‌های عمودی به دست آمده باشد، الگو سریع روشن می‌شود. جواب سه‌حرفی با «ک» آغاز و با «ر» تمام می‌شود؛ الگوی آن «ک ـ ر» است و حرف میانی «ا» خواهد بود. جواب چهارحرفی با «ش» شروع می‌شود و ترتیب کاملش «ش، غ، ل» است؛ هرچند چهار حرف نوشته می‌شود، حرف «غ» یک نویسه مستقل است و نباید آن را دو بخش شمرد. در شمارش خانه‌های جدول فارسی، هر نویسه یک خانه می‌گیرد.

ویرگولِ میان «کار، شغل» بخشی از جواب داخل خانه‌ها نیست؛ فقط دو پاسخ ممکن را از هم جدا می‌کند. بنابراین نباید هر دو واژه، فاصله یا نشانه نگارشی را پشت سر هم در یک ردیف وارد کرد. اندازه ردیف تعیین می‌کند کدام‌یک نوشته شود.

جمع‌بندی دقیق سرنخ: برای سه خانه کار و برای چهار خانه شغل را بنویسید. «حرفه» نزدیک‌ترین جایگزین تخصصی است، اما تنها وقتی طول پنج‌حرفی و حروف تقاطعی آن را تأیید کنند.

سوال دیگری دارید؟

سوال، پیشنهاد یا هر نکته‌ای دارید برای ما پیام بفرستید؛ بررسی می‌کنیم.

نظرات

هنوز نظری ثبت نشده است

اولین نفری باشید که نظر می‌دهد!

تازه‌ترین مطالب

همه مطالب

پیشنهاد مطالعه

چند جواب تصادفی از آرشیو آزادیاب، شاید این‌ها هم به کارتان بیاید.