پرش به محتوای اصلی

چپاول و تاراج در جدول

۸ دقیقه مطالعه
پاسخ: یغما
واژه‌ای چهارحرفی به معنی غارت، چپاول و تاراج.

در این سرنخ، دو واژهٔ «چپاول» و «تاراج» کنار هم آمده‌اند تا یک معنی واحد را روشن کنند. پاسخ مورد انتظار یغما است؛ اسمی کوتاه و ادبی که دقیقاً بر بردن و ربودن مال و دارایی دلالت دارد. این هم‌معنایی مستقیم و اندازهٔ چهارحرفی، یغما را به پاسخی مناسب برای خانه‌های جدول تبدیل می‌کند.

صورت درست پاسخ

یغما

واژه پیوسته و بدون نیم‌فاصله نوشته می‌شود: «یغما». در خوانش معیار، بخش پایانی آن کشیده است و به صورت «یَغما» تلفظ می‌شود.

یغما دقیقاً چه معنایی دارد؟

«یغما» در فارسی به معنای غارت، تاراج و چپاول است؛ یعنی بردن اموال یا داشته‌های دیگران، معمولاً در فضایی همراه با زور، هجوم یا بی‌سامانی. این واژه هم می‌تواند خودِ عمل تاراج را نام‌گذاری کند و هم در بعضی بافت‌ها به مالی اشاره داشته باشد که در جریان غارت به دست آمده است. بنابراین، وقتی طراح جدول «چپاول و تاراج» را سرنخ قرار می‌دهد، رابطهٔ میان سرنخ و پاسخ رابطه‌ای تعریفی است، نه کنایه‌ای دور یا بازی با حروف.

بار معنایی یغما از یک «برداشتن» ساده سنگین‌تر است. در آن، از میان رفتن اختیار صاحب مال و گستردگی دست‌اندازی احساس می‌شود. به همین دلیل در نوشته‌های تاریخی برای غارت شهر یا دارایی، و در زبان ادبی برای نابودی یا از دست رفتن چیزی ارزشمند به کار می‌رود. همین رنگ ادبی سبب شده است که این کلمه در جدول‌ها بیشتر از گفت‌وگوی روزمره دیده شود.

نقشه معنایی واژه یغمایغما در مرکز و پیوند آن با غارت، تاراج، چپاول و کاربرد کنایی یغما غارت تاراج چپاول از دست رفتنکاربرد کنایی

چرا «یغما» با هر دو بخش سرنخ جور است؟

سرنخ‌های جدولی گاهی دو مترادف را با حرف «و» کنار هم می‌آورند تا دامنهٔ پاسخ محدود شود. «چپاول» بر بردن گسترده و ناعادلانهٔ اموال تأکید می‌کند و «تاراج» نیز همان فضای غارت و بر باد رفتن دارایی را دارد. یغما نقطهٔ مشترک روشن این دو است. افزون بر آن، کوتاهی واژه باعث می‌شود طراح به جای تکرار یکی از کلمات خود سرنخ، از مترادفی ادبی استفاده کند.

پاسخ ذخیره‌شده نیز «یغما» است و بررسی فرهنگ‌های فارسی همین انتخاب را تأیید می‌کند. در تعریف‌های واژه‌نامه‌ای، تاراج، چپاول، غارت و تالان در کنار یغما آمده‌اند. پس نه املای دیگری لازم است و نه باید پاسخ را به شکل فعلی مانند «غارت کردن» نوشت؛ خانه‌ها یک اسم چهارحرفی می‌خواهند.

ترکیب‌هایی که معنی را بهتر نشان می‌دهند

به یغما بردن: ساختی فعلی به معنی غارت کردن یا بردن دارایی است؛ مانند «سپاه مهاجم خزانه را به یغما برد».
به یغما رفتن: بر از دست رفتن یا غارت شدن تأکید دارد؛ مانند «در آشوب، اندوختهٔ مردم به یغما رفت».
یغماگر: نام کسی است که دست به غارت می‌زند. این مشتق، معنای عامل را دارد و با خودِ پاسخ یکی نیست.
یغمای دل یا صبر: در زبان شعر، محبوب می‌تواند دل، عقل یا شکیبایی عاشق را «به یغما ببرد». اینجا مال مادی در میان نیست و تعبیر مجازی است.

این ترکیب‌ها نشان می‌دهند که «یغما» هم در کنار فعل‌های «بردن»، «دادن» و «رفتن» می‌نشیند و هم ظرفیت تصویرسازی ادبی دارد. در جملهٔ «آثار تاریخی به یغما رفت»، خود آثار غارت شده‌اند؛ اما در «نگاهش صبرم را به یغما برد»، از ربوده شدن مجازی آرامش سخن گفته می‌شود. معنای مرکزی در هر دو، از دست رفتن چیزی ارزشمند است.

پاسخ‌های نزدیک و تفاوتشان

یغما ۴ حرف

پاسخ اصلی همین سرنخ است. واژه‌ای ادبی و دقیق برای چپاول و تاراج که با پاسخ ثبت‌شده و تعریف فرهنگ‌ها سازگار است.

غارت ۴ حرف

مترادفی بسیار رایج‌تر در نثر امروز است. اگر حروف متقاطع به «غ» در آغاز و «ت» در پایان برسند، ممکن است در جدولی دیگر انتخاب شود، اما پاسخ این عنوان یغماست.

چپو ۴ حرف

صورت کوتاه و کم‌کاربردتری در خانوادهٔ معنایی چپاول است. لحن آن با یغمای ادبی تفاوت دارد و بدون تأیید تقاطع‌ها نباید جای پاسخ اصلی بنشیند.

نهب ۳ حرف

واژه‌ای کهن و عربی‌تبار برای غارت است. سه‌حرفی بودنش آن را برای خانه‌ای کوتاه‌تر مناسب می‌کند، نه برای پاسخ چهارحرفی حاضر.

تاراج ۵ حرف

از نظر معنا کاملاً نزدیک است، ولی خودِ سرنخ آن را آورده و یک حرف از یغما بلندتر است؛ بنابراین در اینجا نقش راهنما دارد، نه پاسخ.

چپاول ۵ حرف

این واژه نیز عیناً در صورت سؤال آمده است. در جدول دیگری ممکن است پاسخ سرنخی مانند «یغما» باشد، اما اینجا جهت رابطه برعکس است.

نکتهٔ تعیین‌کننده: «یغما» و «غارت» هر دو چهار حرف دارند، پس فقط شمارش خانه‌ها برای تمایز آن‌ها کافی نیست. در این صفحه پاسخ ثبت‌شده یغماست؛ در حل مستقل یک جدول، حروف تقاطعی به‌ویژه حرف دوم «غ» و پایان «ما» انتخاب را قطعی می‌کنند.

مرز یغما با سرقت و غنیمت

هر برداشتن مال دیگری لزوماً «یغما» نامیده نمی‌شود. «سرقت» اصطلاحی عمومی و در بافت حقوقی واژه‌ای دقیق برای ربودن مال است، در حالی که یغما غالباً تصویری از غارت گسترده، هجوم یا آشفتگی جمعی می‌سازد. از همین رو می‌توان از «سرقت یک کیف» سخن گفت، اما «یغمای یک شهر» یا «یغمای منابع» طبیعی‌تر به گوش می‌رسد.

«غنیمت» نیز همیشه هم‌ارز کامل یغما نیست. غنیمت بیشتر به مال به‌دست‌آمده، به‌ویژه در زمینهٔ نبرد، اشاره می‌کند؛ یغما می‌تواند خودِ فرایند غارت را برجسته کند. این تفاوت ظریف در متن‌های تاریخی مهم است، هرچند فرهنگ‌ها گاهی این واژه‌ها را در محدودهٔ معنایی نزدیک ثبت می‌کنند.

دربارهٔ «خوان یغما»: این ترکیب در متون کهن به سفره‌ای همگانی و گشاده نیز گفته شده است؛ خوانی که بهره‌مندی از آن برای مردم آزاد بود. بنابراین نباید در هر کاربردی، «یغما» را بی‌درنگ به معنای دزدی مادی گرفت. بافت جمله تعیین می‌کند که معنای حقیقی غارت مطرح است یا یک کاربرد تاریخی و ادبی.

جایگاه واژه در زبان ادبی

یغما در شعر فارسی حضوری چشمگیر دارد، زیرا هم آهنگ کوتاه و خوش‌نشینی دارد و هم می‌تواند میان جهان مادی و عاطفی پل بزند. شاعر از یک سو می‌تواند شهر، گنج یا دارایی را یغما‌شده تصویر کند و از سوی دیگر دل و دین و صبر را به دست معشوق بسپارد. در کاربرد دوم، شدت اثرگذاری محبوب با تصویر غارت بیان می‌شود؛ گویی چیزی از اختیار عاشق بیرون رفته و بازپس‌گرفتنی نیست.

همین پیشینهٔ ادبی توضیح می‌دهد که چرا طراح جدول «یغما» را به «غارت» ترجیح می‌دهد. غارت در زبان خبری و روزمره آشناتر است، اما یغما دانستهٔ واژگانی حل‌کننده را می‌سنجد و در عین حال ناشناخته یا نامأنوس نیست. ترکیب‌هایی چون «به یغما بردن» و «به یغما رفتن» هنوز در نثر معاصر، به‌ویژه برای منابع طبیعی، میراث فرهنگی، سرمایه یا دستاوردهای معنوی، زنده‌اند.

املای پاسخ و خطاهای محتمل

املای معیار فقط «یغما» است: ی، غ، م، الف. حرف دوم «غ» است، نه «ق»، و در پایان نیز الف نوشته می‌شود. گاهی تلفظ سریع ممکن است مرز آوایی واژه را کم‌رنگ کند، اما در خانه‌های جدول هر چهار نشانه باید جداگانه قرار گیرند. «یغماگر» و «یغماگری» مشتق‌های درست‌اند، ولی چون معنای شخص یا عملِ منسوب را می‌سازند، پاسخ این سرنخ نیستند.

همچنین عبارت‌های «به یغما بردن» و «به یغما رفتن» را نباید یک پاسخ چندکلمه‌ای تصور کرد. وجود دو اسم هم‌معنی در سرنخ نشان می‌دهد که طراح یک برابر واژگانی می‌خواهد. اگر صورت سؤال فعل بود، برای نمونه «تاراج کرد»، احتمال یک ساخت فعلی افزایش می‌یافت؛ اما «چپاول و تاراج» به صورت اسمی آمده و «یغما» نیز اسم است.

جمع‌بندی تطبیق سرنخ و پاسخ

یغما از سه جهت با این سرنخ تطابق کامل دارد: معنای آن غارت و تاراج است، ساخت دستوری‌اش با صورت اسمی سؤال هماهنگ است و در چهار خانه جای می‌گیرد. «غارت»، «چپو» و «نهب» هم در خانوادهٔ معنایی نزدیک‌اند، اما برای این عنوان پاسخ اصلی را تغییر نمی‌دهند. شکل نهایی که باید در جدول بنویسید به ترتیب حروف چنین است: ی ـ غ ـ م ـ ا.

سوال دیگری دارید؟

سوال، پیشنهاد یا هر نکته‌ای دارید برای ما پیام بفرستید؛ بررسی می‌کنیم.

نظرات

هنوز نظری ثبت نشده است

اولین نفری باشید که نظر می‌دهد!

تازه‌ترین مطالب

همه مطالب

پیشنهاد مطالعه

چند جواب تصادفی از آرشیو آزادیاب، شاید این‌ها هم به کارتان بیاید.