پرش به محتوای اصلی

چاقی در جدول

۶ دقیقه مطالعه

پاسخ: سمن، فربهی

«سمن» پاسخ سه‌حرفی و «فربهی» پاسخ پنج‌حرفی این سرنخ است.

برای سرنخ کوتاه «چاقی»، دو اسم هم‌معنا در فرهنگ واژگان و زبان جدول جا افتاده‌اند. اگر خانه‌های پاسخ سه‌تا باشد، سمن انتخاب دقیق است؛ اگر پنج خانه دیده می‌شود، فربهی در آن می‌نشیند. هر دو به حالت چاق یا فربه بودن اشاره دارند، اما میزان آشنایی فارسی‌زبان امروز با آن‌ها یکسان نیست: فربهی هنوز در نوشته‌های رسمی و ادبی قابل فهم است، در حالی که سمن بیشتر رنگ فرهنگ‌نامه‌ای، عربی و جدولی دارد.

دو پاسخ، با دو اندازه متفاوت

سمن

صورت کوتاه و تخصصی‌تر

سمن

اسمی سه‌حرفی به معنای چاقی و فربهی است. کوتاهی واژه و حروف پرکاربرد آن باعث شده در جدول‌ها ارزش ویژه‌ای داشته باشد، هرچند در گفت‌وگوی روزمره کمتر شنیده می‌شود.

فربهی

صورت روشن‌تر در فارسی

فربهی

اسمِ حالت از «فربه» است و معنای مستقیم آن چاقی، پرگوشت بودن یا برخورداری از جثه فربه است. این واژه در نثر رسمی و ادبی طبیعی‌تر از «سمن» به نظر می‌رسد.

ویرگول میان «سمن، فربهی» به این معنا نیست که جواب باید یک عبارت هشت‌حرفی باشد. این نشانه دو گزینه مستقل را جدا می‌کند. تعداد خانه‌ها و حروفی که از پاسخ‌های متقاطع به دست آمده‌اند مشخص می‌کنند کدام گزینه مورد نظر طراح بوده است.

معنای دقیق «سمن» در این سرنخ

«سمن» در اینجا نام گل و کوتاه‌شده «یاسمن» نیست و نباید با اسم خاص «سمن» اشتباه شود. این واژه در خانواده‌ای معنایی قرار می‌گیرد که با چاقی، چربی و فربه شدن ارتباط دارد. به همین دلیل وقتی شرح جدول فقط «چاقی» است، معنای اسمی آن مورد نظر قرار می‌گیرد، نه نام شخص یا گیاه.

حرکت‌گذاری واژه در نوشته‌های عادی حذف می‌شود و همان سه حرف «س، م، ن» باقی می‌ماند. در خوانش فرهنگ‌نامه‌ای، آن را معمولاً نزدیک به «سِمَن» می‌خوانند. نبودِ حرکت در خط فارسی می‌تواند باعث شود کسی شکل نوشتاری را درست پیدا کند اما در تلفظ مردد بماند؛ برای حل جدول، خود حروف معیار قطعی‌اند.

نکته معنایی: «سمن» اسمِ حالت است، اما «سمین» صفت است. بنابراین برای شرح «چاقی» سمن مناسب‌تر است و برای شرح «چاق» یا «فربه»، ممکن است «سمین» خواسته شود.
رابطه چاقی با سمن و فربهیچاقی در مرکز قرار دارد و به سمن سه حرفی و فربهی پنج حرفی وصل می‌شود؛ فربه و سمین نیز صفت‌های مرتبط‌اند. چاقی سمناسم · سه حرف فربهیاسم · پنج حرف سمین: صفت فربه: صفت

چرا «فربهی» پاسخ بی‌ابهام‌تری است؟

ساخت «فربهی» برای فارسی‌زبان شفاف است: «فربه» صفتی برای فرد یا جاندارِ چاق و پرگوشت است و افزودن «ی» از آن اسمِ حالت می‌سازد. همان نسبتی که میان «خسته» و «خستگی» دیده می‌شود، از نظر نقش واژه میان «فربه» و «فربهی» نیز وجود دارد. پس شرحِ اسمی «چاقی» با اسمِ «فربهی» هم‌نقش است.

فربهی گاهی فقط به اندازه بدن اشاره دارد و گاهی در نثر کهن با فراوانی، پرورش‌یافتگی یا برخورداری همراه می‌شود. در فارسی امروز، وقتی این واژه درباره بدن انسان به کار رود، لحن آن رسمی یا ادبی است. برای بیان پزشکی و دقیق، معمولاً خود واژه «چاقی» و اصطلاح‌های تخصصی‌تر به کار می‌روند؛ اما در یک بازی واژگانی، همین هم‌معنایی عمومی کافی است.

۳ خانه
سمن را بنویسید؛ به‌ویژه اگر حرف میانی از تقاطع «م» درآمده باشد.
۵ خانه
فربهی مناسب است؛ ترتیب حروف آن «ف ـ ر ـ ب ـ ه ـ ی» است.
صفت
اگر شرح به جای «چاقی»، «چاق» باشد، پاسخ می‌تواند از جنس فربه یا سمین باشد، نه دو اسم اصلی این صفحه.

مرز واژه‌های نزدیک

هم‌معنا بودن همیشه به معنای جانشینی کامل نیست. چند واژه پیرامون این مفهوم وجود دارند که ممکن است در نگاه اول جواب به نظر برسند، ولی بار معنایی یا نقش دستوری متفاوتی دارند:

تنومندیبیشتر بزرگی و قوت جثه را می‌رساند و الزاماً دلالت منفیِ چاقی را ندارد.
پرگوشتیتوصیفی روشن از بدنِ گوشت‌دار است، اما پاسخ رایج این سرنخ کوتاه نیست.
تن‌پروریبه آسایش‌طلبی و پروردن تن اشاره می‌کند؛ آن را نباید مترادف دقیق وضعیت جسمانی چاقی دانست.

«چربی» نیز با چاقی ارتباط دارد، اما یکی نیست: چربی نام یک ماده یا بافت است، در حالی که چاقی وضعیت یا صفت بدن را بیان می‌کند. به همین ترتیب، «اضافه‌وزن» اصطلاحی سنجشی است و دامنه کاربردش با فربهی ادبی برابر نیست. از این رو، برای سرنخی که بدون توضیح اضافی فقط یک هم‌معنی فرهنگ‌نامه‌ای می‌خواهد، سمن و فربهی انتخاب‌های دقیق‌تری هستند.

کاربرد واژه‌ها در جمله

در عبارت «فربهیِ پهلوان در نگاره آشکار است»، واژه فربهی نامِ یک ویژگی ظاهری است.

در عبارت فرهنگ‌نامه‌ای «سمن: چاقی و فربهی»، سمن به صورت مدخل کوتاه و اسمی معرفی می‌شود.

در جمله «مردی فربه وارد شد»، فربه صفتِ مرد است؛ تبدیل آن به «فربهیِ مرد» همان مفهوم را در قالب اسم بیان می‌کند.

در ترکیب «خوراک سمین»، سمین نقش صفت دارد و بسته به بافت می‌تواند مفهوم چرب یا فربه‌کننده را برساند؛ پس نباید آن را با اسم سه‌حرفی سمن یکی گرفت.

این نمونه‌ها نشان می‌دهند که طراح تنها به نزدیکی معنی توجه نمی‌کند؛ صورت دستوری شرح نیز مهم است. «چاقی» اسم است و دو پاسخ اصلی هم اسم‌اند. اگر پایان شرح به «ـی» ختم شده اما جواب سه حرف دارد، حذف ظاهری این پسوند در پاسخ عجیب نیست، زیرا «سمن» خودش از ابتدا اسمِ مفهوم است.

تشخیص پاسخ از حروف تقاطعی

در میان دو گزینه اصلی، طول پاسخ سریع‌ترین نشانه است. با این حال اگر اندازه خانه‌ها روشن نیست، اولین حرف تصمیم را قطعی می‌کند: پاسخ پنج‌حرفی با «ف» آغاز می‌شود و پاسخ کوتاه با «س». حرف پایانی نیز تفاوت روشنی دارد؛ «سمن» به «ن» و «فربهی» به «ی» ختم می‌شود. بنابراین حتی یک تقاطع معتبر در ابتدا یا انتهای کلمه، ابهام را از میان می‌برد.

در ثبت جواب، فاصله، نیم‌فاصله یا نشانه اضافی لازم نیست. هر دو گزینه تک‌واژه‌اند. شکل درست پنج‌حرفی «فربهی» است، نه «فربه‌ای»؛ دومی ساختی متفاوت و وابسته به جمله است. همچنین در پاسخ سه‌حرفی نباید «سمنه» را جایگزین کرد، چون هم تعداد حروف تغییر می‌کند و هم صورت واژه همان پاسخ ذخیره‌شده نیست.

جمع‌بندی حروف: سمن = س + م + ن؛ فربهی = ف + ر + ب + ه + ی. برای شرح اسمی «چاقی»، همین دو صورت بدون پسوند یا تغییر املایی نوشته می‌شوند.

اگر سرنخ دقیقاً «چاقی» است، پاسخ نهایی را از روی طول ردیف انتخاب کنید: سمن برای سه خانه و فربهی برای پنج خانه. واژه‌های «سمین» و «فربه» از نظر معنی نزدیک‌اند، اما صفت‌اند و معمولاً در برابر شرح «چاق» قرار می‌گیرند.

سوال دیگری دارید؟

سوال، پیشنهاد یا هر نکته‌ای دارید برای ما پیام بفرستید؛ بررسی می‌کنیم.

نظرات

هنوز نظری ثبت نشده است

اولین نفری باشید که نظر می‌دهد!

تازه‌ترین مطالب

همه مطالب

پیشنهاد مطالعه

چند جواب تصادفی از آرشیو آزادیاب، شاید این‌ها هم به کارتان بیاید.