پرش به محتوای اصلی

چربی و پیه در جدول

۷ دقیقه مطالعه
پاسخ: «دسم» یا «دنبه»
«دسم» سه‌حرفی و «دنبه» چهارحرفی است؛ تعداد خانه‌ها پاسخ نهایی را مشخص می‌کند.

در این سرنخ، هر دو واژهٔ ثبت‌شده به مفهوم چربی نزدیک‌اند، اما دقیقاً یک چیز را از یک زاویه نام‌گذاری نمی‌کنند. «دسم» واژه‌ای کوتاه، فرهنگ‌نامه‌ای و مناسب سرنخ‌های مترادفی است؛ «دنبه» نام بخش چرب و شناخته‌شده‌ای در انتهای بدن بعضی نژادهای گوسفند است و به‌صورت گسترده‌تر برای همان چربی نیز به کار می‌رود. بنابراین پیش از وارد کردن جواب، طول ردیف را نگاه کنید: سه خانه به دسم و چهار خانه به دنبه می‌رسد.

دَسَم
دسم

جواب فشردهٔ سه‌حرفی. در کاربرد لغوی با چرب بودن، چربی داشتن یا آغشته بودن به مادهٔ چرب پیوند دارد. حضور آن در زبان روزمره کم‌رنگ‌تر از «چربی» است و همین ویژگی، آن را به واژه‌ای محبوب برای جدول‌های واژگانی تبدیل می‌کند.

دُنبه
دنبه

جواب روشن چهارحرفی. معنای مشخص آن تودهٔ چربیِ ناحیهٔ دم گوسفند دنبه‌دار است؛ فرهنگ‌ها «پیه» و «چربی» را نیز در گسترهٔ معنایی آن آورده‌اند. این جواب وقتی سرنخ حال‌وهوای خوراکی یا دام دارد، از دسم طبیعی‌تر است.

چرا «دسم» دقیقاً با عبارت سرنخ جور است؟

ساخت سرنخ «چربی و پیه» نشان می‌دهد طراح به دنبال یک مترادف کوتاه است، نه توضیح علمی دربارهٔ بافت چربی. «دسم» از همین جنس واژه‌هاست: در مدخل‌های لغوی، خانوادهٔ معنایی آن شامل چرب، چربی‌دار و آغشته به چربی است. سه‌حرفی بودن نیز ارزش جدولی آن را بالا می‌برد، زیرا با یک واژهٔ کم‌کاربرد می‌توان مفهوم نسبتاً بلند «چربی و پیه» را در سه خانه نشاند.

خوانش مناسب واژه دَسَم است؛ یعنی دال با فتحه. نباید آن را با «دِسِم» یا شکل‌هایی که از روی نوشتار بی‌حرکت حدس زده می‌شوند خواند. در خود جدول معمولاً حرکت‌ها نوشته نمی‌شوند و فقط ترتیب «د، س، م» اهمیت دارد، اما دانستن تلفظ از اشتباه گرفتن آن با واژه‌های مشابه جلوگیری می‌کند.

نکتهٔ ظریف: در فارسی امروز ممکن است «دسم» بیشتر در ترکیب‌ها یا متن‌های تخصصی و قدیمی دیده شود. کم‌کاربرد بودن روزمره، نادرستی آن را نشان نمی‌دهد؛ سرنخ‌های جدول اغلب از ذخیرهٔ واژگان فرهنگ‌ها استفاده می‌کنند.
نقشهٔ معنایی دسم و دنبهچربی و پیه در مرکز قرار دارد و بر اساس سه یا چهار حرف به دسم یا دنبه می‌رسد. چربی و پیه دسمسه خانه • معنای لغوی دنبهچهار خانه • مصداق عینی حروف تقاطعی، انتخاب میان دو پاسخ را قطعی می‌کنند

دنبه؛ از نام یک اندام تا مترادف پیه

«دنبه» در معنای نخست، چربی انباشته‌ای است که در انتهای تنهٔ گوسفند دنبه‌دار و به جای دمی باریک دیده می‌شود. پس این واژه برخلاف «دسم» فقط یک صفت کلی دربارهٔ چرب بودن نیست؛ یک مصداق جسمانی و قابل مشاهده هم دارد. از آنجا که دنبه عمدتاً از چربی تشکیل شده، نام آن در گفتار و فرهنگ‌ها به معنی پیه و چربی نیز گسترش یافته است.

این تفاوت در انتخاب جواب اثر دارد. اگر سرنخ فقط «چربی و پیه» باشد و ردیف چهار خانه داشته باشد، «دنبه» کاملاً مناسب است. اگر طراح بگوید «چربی دم گوسفند»، «اندوختهٔ چربی گوسفند» یا عبارتی نزدیک به آن، دنبه نه صرفاً یک مترادف، بلکه پاسخ مشخص و بی‌واسطه است. در مقابل، برای خانه‌های سه‌تایی و سرنخی کاملاً لغوی، دسم اولویت دارد.

املایی که یک خانه را عوض می‌کند

شکل معیار واژه دنبه با حرف «ن» است: د، ن، ب، ه. در گفتار بعضی افراد صدای «ن» پیش از «ب» به «م» نزدیک شنیده می‌شود و به همین علت نوشتن «دمبه» رواج پیدا کرده است. برای حل جدول، تلفظ محاوره‌ای ملاک نیست؛ صورت نوشتاری معیار همان «دنبه» است. وارد کردن «م» در خانهٔ دوم، تقاطع واژه‌های عمودی را به خطا می‌اندازد.

صورت معیار
دنبه؛ مناسب متن رسمی و خانه‌های جدول
تلفظ رایج
گاهی نزدیک به «دُمبه» شنیده می‌شود، اما املا تغییر نمی‌کند.
تعداد حروف
چهار حرف؛ فاصله یا نشانهٔ اضافی ندارد.

مرز معنایی واژه‌ها

«چربی» واژه‌ای عام است و می‌تواند دربارهٔ مادهٔ غذایی، بافت بدن، روغن یا حتی کیفیت چرب بودن به کار رود. «پیه» معمولاً به چربی جانوریِ نسبتاً سفت و انباشته اشاره دارد. «دنبه» از این دایره محدودتر است، چون در اصل محل و نوع مشخصی از چربی گوسفند را نام می‌برد. «دسم» نیز بیشتر یک برچسب لغوی برای چربی، چرب بودن یا چربی‌داشتن است. سرنخ کوتاه جدول این مرزها را کنار می‌زند و از اشتراک معنایی آن‌ها برای ساخت پاسخ بهره می‌گیرد.

چربی: مفهوم عامپیه: چربی جانوری سفتدنبه: چربی ناحیهٔ دم گوسفنددسم: واژهٔ لغویِ چربی‌دار

به همین دلیل، جملهٔ «غذا دسم است» از نظر ساختمان معنا به چرب و پرچربی بودن غذا اشاره می‌کند، در حالی که «دنبه را جدا کرد» دربارهٔ یک ماده یا بخش معین سخن می‌گوید. این دو مثال کمک می‌کنند رابطهٔ جواب‌ها با سرنخ روشن بماند: یکی کیفیت و مادهٔ چرب را بیان می‌کند و دیگری نمونهٔ شناخته‌شده‌ای از پیه است.

جواب‌های نزدیک؛ چه وقت قابل قبول‌اند؟

شحم — واژه‌ای سه‌حرفی به معنای پیه و چربی است و در متن‌های عربی‌مآب، دینی یا نام برخی روغن‌های حیوانی دیده می‌شود. اگر حرف دوم از تقاطع «ح» باشد، شحم از دسم مناسب‌تر خواهد بود؛ اما با وجود پاسخ ذخیره‌شده و بدون چنین قرینه‌ای، انتخاب نخست همین صفحه نیست.
پیه — خودِ یکی از واژه‌های سرنخ است و سه حرف دارد. بعضی طراحان از تعریف مستقیم استفاده می‌کنند، ولی وقتی عبارت سرنخ «چربی و پیه» است معمولاً انتظار می‌رود واژه‌ای سوم نقش مترادف را داشته باشد، نه اینکه بخشی از سؤال عیناً تکرار شود.
پی — در برخی فرهنگ‌ها و کاربردهای کهن می‌تواند با پیه ارتباط معنایی داشته باشد، اما در فارسی امروز معانی دیگری مانند رگ و زردپی یا «در پیِ چیزی بودن» بسیار پررنگ‌اند. این جواب دوحرفی فقط با تقاطع‌های کاملاً روشن پذیرفتنی است.
ودک — مترادفی کهن و کم‌کاربرد برای پیه و چربی است. سه‌حرفی بودنش آن را به گزینهٔ جدولی تبدیل می‌کند، ولی اگر حروف کمکی در اختیار نباشد «دسم» برای همین عنوان تطابق مستقیم‌تری با پاسخ ثبت‌شده دارد.

انتخاب نهایی از روی شکل ردیف

اگر سه مربع دارید و الگو به صورت «د ـ م» دیده می‌شود، حرف میانی «س» است و واژهٔ دسم کامل می‌شود. اگر چهار مربع دارید و حروفی مانند «د ن ـ ه» یا «ـ ن ب ه» از تقاطع‌ها به دست آمده، پاسخ دنبه است. تفاوت تعداد حروف در این عنوان مهم‌تر از تفاوت ظریف تعریف‌هاست، چون هر دو جواب از نظر فرهنگ‌نامه‌ای به سرنخ متصل‌اند.

وجود ویرگول در پاسخ «دسم، دنبه» به معنای یک عبارت دوکلمه‌ای نیست. نباید هر دو را پشت سر هم در یک ردیف نوشت. این نشانه فقط دو پاسخ ممکن را جدا می‌کند؛ هر ردیف جدول بر اساس طول و حروف مشترک، یکی از آن‌ها را می‌پذیرد.

جمع‌بندی واژگانی: برای سه خانه «دسم» را با ترتیب دال، سین، میم بنویسید. برای چهار خانه «دنبه» را با املای دال، نون، ب، ه وارد کنید. اگر تقاطع‌ها با این دو سازگار نبودند، «شحم» یا واژه‌های کهن‌تر را تنها با توجه به تعداد خانه و حروف قطعی بررسی کنید.

سوال دیگری دارید؟

سوال، پیشنهاد یا هر نکته‌ای دارید برای ما پیام بفرستید؛ بررسی می‌کنیم.

نظرات

هنوز نظری ثبت نشده است

اولین نفری باشید که نظر می‌دهد!

تازه‌ترین مطالب

همه مطالب

پیشنهاد مطالعه

چند جواب تصادفی از آرشیو آزادیاب، شاید این‌ها هم به کارتان بیاید.