پرش به محتوای اصلی

به جا اوردن در جدول

۶ دقیقه مطالعه
پاسخ: «ادا»
معادل سه‌حرفیِ به جا آوردن، به‌ویژه دربارهٔ حق، دین، وظیفه یا آیین.

در زبان جدول، سرنخ معمولاً یک عبارت فعلی است اما پاسخ می‌تواند بخش اسمی همان ترکیب باشد. «به جا آوردن» در کاربردی مانند «به جا آوردن حق» دقیقاً با «ادای حق» یا «حق را ادا کردن» برابر می‌شود؛ از همین رو پاسخ کوتاه و رایج این سرنخ ادا است.

چرا «ادا» با سرنخ جور درمی‌آید؟

«ادا» واژه‌ای است که مفهوم انجام دادن چیزی را که بر عهدهٔ شخص است در خود دارد. وقتی کسی دِینی را می‌پردازد، تکلیفی را انجام می‌دهد، امانتی را بازمی‌گرداند یا آیینی را مطابق رسم اجرا می‌کند، می‌گوییم آن را «ادا کرده» یا «به جا آورده» است. بنابراین پیوند دو عبارت فقط یک شباهت دورِ واژگانی نیست؛ هر دو بر انجام کامل و شایستهٔ یک تعهد یا عمل دلالت دارند.

صورت پاسخا + د + ا؛ سه حرف و بدون فاصله
نقش در ترکیبدر «ادا کردن»، هستهٔ معنایی فعل مرکب است
حوزهٔ کاربردحق، دین، وظیفه، احترام، فریضه و سخن

کوتاهی پاسخ نیز مهم است: «انجام دادن» و «به عمل آوردن» معنای عمومی‌تری دارند و برای خانه‌های اندک مناسب نیستند. «ادا» هم دقیق است و هم سه‌حرفی؛ به همین دلیل در جدول‌های فارسی انتخاب طبیعی‌تری به شمار می‌رود.

معنای ادا در این پاسخ

در این سرنخ، «ادا» به معنای ژست، ناز یا حرکت تقلیدی نیست. آن معنایی که در عبارت محاوره‌ای «ادا درآوردن» می‌بینیم، شاخه‌ای دیگر از کاربرد واژه است. معنای مورد نظر اینجا «انجام دادن، گزاردن یا پرداختن آنچه لازم است» است. با افزودن فعل کمکی «کردن»، ترکیب «ادا کردن» ساخته می‌شود و با تغییر جمله می‌توان همان مفهوم را به شکل اسمی نیز آورد: «ادای وظیفه»، «ادای احترام» و «ادای دین».

نمونهٔ روشن: «او وظیفه‌اش را به جا آورد» را می‌توان با حفظ معنای اصلی به صورت «او وظیفه‌اش را ادا کرد» نوشت.

در «ادای احترام» همیشه منظور یک وظیفهٔ حقوقی نیست؛ شخص با رفتار یا گفتاری سنجیده احترام خود را نشان می‌دهد. در «ادای دین»، بسته به بافت، هم پرداخت بدهی مالی ممکن است منظور باشد و هم سپاس‌گزاری و انجام وظیفه در برابر کسی. در «ادای فریضه» نیز واژه بر انجام یک تکلیف دینی تأکید می‌کند. این تنوع، دلیل قدرت «ادا» برای پوشش دادن سرنخ کوتاه جدول است.

نقشه معنایی واژه اداادا در مرکز و پیوند آن با حق، دین، وظیفه و احترام ادا حقدینوظیفهاحترام

تفاوت پاسخ با واژه‌های نزدیک

گزاردن

«گزاردن» در ترکیب‌هایی مانند نماز گزاردن و سپاس گزاردن معنای به جا آوردن دارد. این واژه از نظر معنایی درست و رسمی است، اما هفت حرف دارد و پاسخ «ادا» را در یک الگوی سه‌خانه‌ای کنار نمی‌زند.

انجام

«انجام دادن» دامنه‌ای بسیار عمومی دارد: هر کار روزمره‌ای را می‌توان انجام داد. «ادا کردن» معمولاً لایهٔ تعهد، رسم، تکلیف یا انتقال را نیز همراه دارد؛ پس برای حق و وظیفه دقیق‌تر است.

ایفا

«ایفا» بیشتر با نقش، مسئولیت، تعهد و عهد می‌آید: ایفای نقش یا ایفای تعهد. اگر سرنخ چهار خانه داشته باشد یا صریحاً به نقش اشاره کند، ایفا محتمل است؛ برای سرنخ حاضر پاسخ ذخیره‌شده و کوتاه «ادا» مقدم است.

تأدیه

«تأدیه» رنگ حقوقی و مالی دارد و غالباً دربارهٔ پرداخت وجه، بدهی یا تعهد مالی به کار می‌رود. این واژه برای معنای عامِ به جا آوردن بیش از حد تخصصی و نیز پنج‌حرفی است.

تمایز املایی مهم: «گزاردن» با «ذ» به معنای به جا آوردن و ادا کردن است؛ «گذاشتن» با «ذ» و ساخت متفاوت، بیشتر معنای قرار دادن دارد. در ترکیب درست می‌نویسیم «نماز گزاردن»، نه «نماز گذاردن».

کاربردهایی که معنی را روشن می‌کنند

ادای حقادای دینادای وظیفهادای احترامادای فریضهادای کلمات

  • حق کسی را ادا کردن: آنچه را شایسته یا متعلق به اوست، کامل انجام دادن یا پرداختن.
  • دین را ادا کردن: بدهی را پرداختن؛ در کاربرد مجازی، پاسخ دادن به لطف یا مسئولیتی اخلاقی.
  • وظیفه را ادا کردن: مسئولیتی را که بر عهده بوده به انجام رساندن.
  • احترام را ادا کردن: حرمت و بزرگداشت را با گفتار، حضور یا رفتار نشان دادن.
  • واژه را ادا کردن: آن را بر زبان آوردن و تلفظ کردن؛ این کاربرد هنوز با مفهوم «به بیرون رساندن و انجام دادن» پیوند دارد، اما دیگر مترادف مستقیم سرنخ نیست.

نمونهٔ آخر نشان می‌دهد که پاسخ را باید در بافت خواند. «ادا» در فارسی چندمعناست: ادای یک تکلیف، ادای یک صدا و ادا و اطوار. سرنخ «به جا آوردن» مشخص می‌کند که کدام شاخهٔ معنایی خواسته شده و اجازه نمی‌دهد آن را با «تلفظ» یا «ژست» اشتباه بگیریم.

صورت درست عبارت سرنخ

در نگارش معیار، «به جا آوردن» جدا نوشته می‌شود. در عنوانِ داده‌شده «اوردن» بدون همزه آمده است و عنوان جدول همان‌گونه که ثبت شده حفظ می‌شود، اما صورت معیار در متن «آوردن» است. همچنین «به جا آوردن» با «به جای آوردن» یکی نیست: «به جای» معمولاً مفهوم جانشینی دارد، مانند «به جای دوستش آمد»، در حالی که «به جا آوردن» در معنای مورد بحث یعنی انجام دادن و ادا کردن.

این عبارت معنای دیگری هم دارد: گاهی «کسی را به جا آوردن» یعنی او را شناختن یا تشخیص دادن. برای مثال، ممکن است گوینده بگوید چهره را دیدم اما او را به جا نیاوردم. در چنین بافتی پاسخ‌هایی مانند «شناختن» یا «تشخیص دادن» مناسب‌اند. با این حال، وقتی سرنخ کوتاه و بدون اشاره به شخص یا چهره آمده و پاسخ سه حرف است، معنای «انجام دادن» و جواب «ادا» خوانش جاافتاده‌تر است.

چگونه گزینه نهایی از روی طول روشن می‌شود؟

اگر سه خانه در اختیار باشد، ترتیب حروف باید «ا، د، ا» باشد. حرف نخست و آخر یکسان‌اند و «د» در میانه قرار می‌گیرد. این ساخت متقارن، کنترل پاسخ را با حروف متقاطع آسان می‌کند. اگر تعداد خانه‌ها متفاوت باشد، همان سرنخ ممکن است پاسخ دیگری بخواهد: چهار خانه می‌تواند احتمال «ایفا» را مطرح کند و پاسخ بلندتر ممکن است «گزاردن» باشد. انتخاب جایگزین باید هم‌زمان از معنی، شمار خانه‌ها و حروف قطعی تقاطع پشتیبانی شود.

با وجود این احتمالات، برای دادهٔ حاضر نیازی به کنار گذاشتن جواب ثبت‌شده نیست. تعریف فرهنگ‌نامه‌ای «ادا» مستقیماً به به جا آوردن و انجام دادن اشاره دارد، ترکیب‌های رایج فارسی این رابطه را تأیید می‌کنند و طول سه‌حرفی نیز با سبک پاسخ‌های جدولی سازگار است. پس صورت نهایی که باید در خانه‌ها بنشیند، بدون فاصله و نشانهٔ اضافی، ادا است.

سوال دیگری دارید؟

سوال، پیشنهاد یا هر نکته‌ای دارید برای ما پیام بفرستید؛ بررسی می‌کنیم.

نظرات

هنوز نظری ثبت نشده است

اولین نفری باشید که نظر می‌دهد!

تازه‌ترین مطالب

همه مطالب

پیشنهاد مطالعه

چند جواب تصادفی از آرشیو آزادیاب، شاید این‌ها هم به کارتان بیاید.