کلمه انگلیسی develop یکی از فعلهای پرکاربرد زبان انگلیسی است و بسته به جمله، چند معنی فارسی متفاوت دارد. مفهوم اصلی آن «تغییر کردن یا تغییر دادن به سمت رشد، پیشرفت، کاملتر شدن یا شکل گرفتن» است.
معنی کلمه develop: توسعه دادن، توسعه یافتن، رشد کردن، پرورش دادن، گسترش دادن، ایجاد کردن، شکل گرفتن، مبتلا شدن و در عکاسی «ظاهر کردن عکس». رایجترین معنی آن توسعه دادن / رشد کردن است.
تلفظ develop
تلفظ رایج develop به صورت /dɪˈveləp/ است و در فارسی میتوان آن را تقریباً «دیوِلَپ» خواند. تکیه اصلی روی بخش دوم کلمه است: de-VEL-op.
معنیهای اصلی develop
برای ترجمه درست develop باید به جمله نگاه کنید. این فعل هم میتواند لازم باشد، یعنی بدون مفعول بیاید، و هم متعدی باشد، یعنی مفعول بگیرد.
وقتی لازم است
یعنی رشد کردن، توسعه یافتن، شکل گرفتن، پیشرفت کردن یا بهتدریج ایجاد شدن. مثال: یک شهر، رابطه، مهارت یا مشکل میتواند develop کند.
وقتی متعدی است
یعنی توسعه دادن، پرورش دادن، ایجاد کردن، گسترش دادن یا ساختن چیزی. مثال: یک شرکت میتواند محصول جدیدی را develop کند.
ترجمههای رایج develop
در فارسی، بسته به متن، میتوانید از این ترجمهها استفاده کنید:
مثلاً در جملههای اقتصادی، معمولاً «توسعه دادن» یا «توسعه یافتن» مناسب است. در جملههای مربوط به کودک، گیاه، مهارت یا بدن، «رشد کردن» و «پرورش دادن» طبیعیتر است. در جملههای پزشکی، develop گاهی یعنی «دچار شدن» یا «مبتلا شدن».
مثالهای مهم با develop
آنها میخواهند محصولات جدیدی توسعه دهند / تولید کنند.
کودکان در سالهای نخست زندگی سریع رشد میکنند.
او به موسیقی علاقه زیادی پیدا کرد / در او علاقهای قوی به موسیقی شکل گرفت.
او دیشب دچار تب شد.
عکاس فیلم را ظاهر کرد.
develop در نقشهای مختلف
develop در انگلیسی میتواند هم درباره چیزهای بیرونی باشد، هم درباره تغییرهای درونی. برای مثال یک کشور توسعه مییابد، یک برنامه نرمافزاری توسعه داده میشود، یک ایده شکل میگیرد، یک بیماری بروز میکند و یک عکس ظاهر میشود.
- اقتصاد و کشور: توسعه یافتن یا توسعه دادن.
- مهارت و استعداد: پرورش دادن یا رشد دادن.
- نرمافزار و محصول: ساختن، طراحی کردن، توسعه دادن.
- پزشکی: دچار شدن یا مبتلا شدن.
- عکاسی قدیمی: ظاهر کردن فیلم یا عکس.
شکلهای مهم develop
developed
گذشته فعل یا صفت: توسعهیافته، رشدکرده، پیشرفته. مثال: developed countries یعنی کشورهای توسعهیافته.
developing
اسم مصدر یا صفت: در حال توسعه، در حال رشد. مثال: developing countries یعنی کشورهای در حال توسعه.
development
اسم: توسعه، رشد، پیشرفت، تحول. مثال: economic development یعنی توسعه اقتصادی.
developer
اسم: توسعهدهنده، سازنده یا برنامهنویس. در فناوری، software developer یعنی توسعهدهنده نرمافزار.
مترادفهای انگلیسی develop
مترادف مناسب به معنی جمله بستگی دارد. چند واژه نزدیک:
متضادهای انگلیسی develop
متضادها هم به معنی جمله بستگی دارند. چند گزینه رایج:
تفاوت develop با grow و improve
grow بیشتر یعنی بزرگ شدن یا رشد طبیعی، مثل رشد کودک، گیاه یا تعداد مشتریان. improve یعنی بهتر شدن یا بهتر کردن چیزی که از قبل وجود دارد. اما develop معمولاً گستردهتر است و میتواند به رشد، ساخت، تکامل، شکلگیری و توسعه مرحلهبهمرحله اشاره کند.
برای مثال اگر بگوییم develop a skill، یعنی مهارتی را بهتدریج پرورش دادن. اگر بگوییم improve a skill، یعنی مهارتی را بهتر کردن. اگر بگوییم a child grows، بیشتر روی بزرگ شدن طبیعی کودک تأکید داریم.
اشتباههای رایج در ترجمه develop
بعضی زبانآموزان develop را همیشه «توسعه دادن» ترجمه میکنند، در حالی که این ترجمه در همه جملهها طبیعی نیست. مثلاً develop a fever را نباید «توسعه دادن تب» ترجمه کرد؛ معنی درست آن «دچار تب شدن» است. همچنین develop an idea میتواند «پروراندن یک ایده» یا «بسط دادن یک ایده» باشد.
نکته کاربردی: اگر بعد از develop یک کشور، پروژه، محصول یا برنامه بیاید، «توسعه دادن/یافتن» معمولاً مناسب است. اگر بیماری یا نشانه بیماری بیاید، «دچار شدن» بهتر است.
پاسخ کوتاه برای تکلیف
اگر فقط یک پاسخ خلاصه میخواهید، این جمله کافی است:
develop یعنی توسعه دادن یا توسعه یافتن، رشد کردن، پرورش دادن، ایجاد کردن و شکل گرفتن؛ در پزشکی گاهی یعنی دچار شدن و در عکاسی یعنی ظاهر کردن عکس.
جمعبندی
معنی کلمه develop در فارسی بسته به جمله تغییر میکند، اما مفهوم اصلی آن رشد، پیشرفت و شکلگیری تدریجی است. مهمترین ترجمههای آن «توسعه دادن»، «توسعه یافتن»، «رشد کردن»، «پرورش دادن»، «ایجاد کردن» و «شکل گرفتن» هستند. برای ترجمه درست، حتماً به اسم بعد از develop و موضوع جمله توجه کنید.