پرش به محتوای اصلی

فرو بردن در جدول

۸ دقیقه مطالعه
پاسخ مستقیم: بلعپاسخ رایج و دقیق برای جدول سه‌خانه‌ای

برای سرنخ «فرو بردن»، جواب ذخیره‌شده یعنی «بلع» انتخاب درستی است؛ به‌ویژه وقتی پاسخ سه حرف دارد و فضای سرنخ درباره خوردن، گلو یا بلعیدن است. بااین‌حال، عبارت «فرو بردن» چندمعناست و تعداد خانه‌ها یا حروف تقاطعی می‌تواند پاسخ دیگری را لازم کند. در ادامه، خود واژه، املای درست، گزینه‌های واقعی و مرز میان معنی‌ها با دقت بررسی می‌شود.

چرا «بلع» بهترین پاسخ است؟

«بلع» در فارسی به معنی به گلو فرو بردن و نیز اسمِ عمل بلعیدن به کار می‌رود. این واژه از نظر معنایی تقریباً همان چیزی را می‌رساند که طراح جدول از سرنخ کوتاه «فرو بردن» انتظار دارد: انتقال لقمه، آب یا چیزی دیگر از دهان به گلو، معمولاً بدون آن‌که توضیح طولانی‌تری لازم باشد.

بلع

خانه‌شماری: «بلع» دقیقاً سه حرف دارد: ب + ل + ع. فاصله، نیم‌فاصله یا نشانه اضافی هم در آن وجود ندارد.

مزیت مهم «بلع» برای جدول این است که هم کوتاه است، هم رابطه‌اش با سرنخ مستقیم است و هم حروفش معمولاً با تقاطع‌ها به‌خوبی سنجیده می‌شود. اگر الگوی پاسخ چیزی مانند «ب ـ ع» یا «ـ ل ع» باشد، احتمال «بلع» بسیار بالا می‌رود.

جمع‌بندی این بخش: اگر سه خانه دارید و منظور سرنخ، فرو دادن چیزی از راه گلو است، پاسخ را «بلع» بنویسید.

«فرو بردن» دقیقاً کدام معنی را می‌دهد؟

عبارت «فرو بردن» در زبان روزمره فقط یک کاربرد ندارد. ممکن است کسی قاشق را در ظرف فرو ببرد، میخ را در چوب فرو ببرد، کشتی را به زیر آب بفرستد یا لقمه‌ای را فرو ببرد. پاسخ «بلع» تنها به شاخه‌ای مربوط است که با گلو، خوردن و قورت دادن ارتباط دارد.

بلع۳ حرف

برای فرو بردن لقمه، آب یا جسم از دهان به گلو؛ مناسب‌ترین پاسخ کوتاه.

فروکردن۷ حرف

برای داخل کردن چیزی در جسم یا فضای دیگر؛ مانند فرو کردن سوزن یا کلید.

غرق۳ حرف

وقتی «فرو بردن» به زیر آب بردن یا نابود کردن شناور اشاره دارد، نه عمل بلع.

نزول۴ حرف

وقتی سرنخ از پایین رفتن یا فرود آمدن سخن می‌گوید؛ نه از بلعیدن یا فرو دادن لقمه.

بنابراین سرنخ را جدا از موضوع جدول نباید خواند. واژه‌های همسایه، عنوان بخش، تصویر احتمالی و حروف متقاطع مشخص می‌کنند «فرو بردن» به معنی بلعیدن است یا پایین بردن و داخل کردن.

املای درست پاسخ و اشتباه‌های رایج

صورت درست پاسخ «بلع» است. حرف پایانی آن «ع» است، نه «غ». نوشتن «بلغ» برای این معنی غلط املایی است و واژه «بلوغ» نیز از نظر معنا و ساخت کاملاً جداست؛ «بلوغ» به رسیدن به مرحله رشد گفته می‌شود و ارتباطی با فرو بردن غذا ندارد.

بلع ✓فرو بردن به گلو؛ پاسخ درست سرنخ سه‌حرفی.
بلغ ✕جانشین کردن «غ» به‌جای «ع» خطای املایی است.
بلوغ ✕به معنی رسیدن و رشد یافتن است، نه قورت دادن.
بلعم ✕واژه‌ای دیگر با کاربرد و معنی متفاوت؛ پاسخ مستقیم این سرنخ نیست.

چگونه آن را بخوانیم؟

در گفتار فارسی، «بلع» معمولاً کوتاه و فشرده ادا می‌شود و ممکن است در ترکیب‌هایی مانند «عمل بلع»، «اختلال بلع» یا «بلع غذا» دیده شود. در جدول، اعراب و شیوه آوانویسی وارد خانه‌ها نمی‌شود؛ فقط سه حرف اصلی نوشته می‌شود.

گزینه‌های جایگزین بر اساس تعداد خانه‌ها

پاسخ «بلع» درست است، اما تنها واژه مرتبط نیست. وقتی تعداد خانه‌ها سه نیست، باید سراغ مصدر کامل، مترادف فارسی یا واژه‌ای کهن رفت. نکته مهم این است که تعداد حروف را دقیق بشماریم؛ برای نمونه، «اوبار» پنج حرف دارد، نه چهار حرف.

بلع۳ حرفرایج‌ترین پاسخ کوتاه برای «فرو بردن به گلو».
قورت۴ حرفصورت محاوره‌ای‌تر و اسمی؛ گاهی در سرنخ «جرعه» یا «یک‌باره فرو بردن» می‌آید.
اوبار۵ حرفبنِ مضارعِ واژه کهن «اوباریدن»؛ در جدول‌های دشوار یا ادبی محتمل است.
بلعیدن۶ حرفمصدر کامل و روشن؛ وقتی سرنخ و شمار خانه‌ها دقیقاً با شش حرف سازگار باشد.
فرودادن۷ حرفمعادل فارسیِ روشن برای بلعیدن؛ در جدول‌های واژه‌گزینی یا سره‌نویسی محتمل‌تر است.
اوباردن۷ حرفصورت کهن و کم‌کاربرد؛ از گزینه‌های ادبی، نه پاسخ معمول جدول‌های ساده.
اوباریدن۸ حرفمصدر کهن به معنی بلعیدن و ناجویده فرو بردن.

اصلاح یک شمارش رایج: «اوبار» از پنج نویسه اصلی ا، و، ب، ا، ر ساخته شده است. اگر جدولی چهار خانه داشته باشد، «اوبار» در آن جا نمی‌شود؛ برای چهار خانه، «قورت» از نظر تعداد مناسب‌تر است، هرچند تطابق دقیق آن با سرنخ باید با حروف تقاطعی سنجیده شود.

روش انتخاب جواب در چند ثانیه

اول خانه‌ها را بشماریدسه خانه معمولاً به «بلع» می‌رسد؛ شش خانه احتمال «بلعیدن» را بالا می‌برد.
موضوع سرنخ را تشخیص دهیدوجود واژه‌هایی مانند گلو، لقمه، غذا، نوشیدن، قورت یا مری نشانه معنای بلعیدن است.
حروف تقاطعی را مقدم بدانیداگر حرف اول «ب»، دوم «ل» و پایان «ع» باشد، پاسخ عملاً تثبیت می‌شود.
سطح دشواری جدول را در نظر بگیریددر جدول عمومی «بلع» و «بلعیدن» طبیعی‌اند؛ «اوبار» و «اوباریدن» بیشتر ادبی و کهن‌اند.

تفاوت «بلع»، «قورت» و «مکش»

این سه واژه گاهی در ذهن حل‌کننده نزدیک به هم به نظر می‌رسند، اما جایگزین کامل یکدیگر نیستند. «بلع» نام عمل عبور دادن چیزی از گلو است. «قورت» در فارسی گفتاری به یک نوبت یا مقدار اندکِ فروبردن مایع هم گفته می‌شود و در ترکیب «قورت دادن» به عمل بلع نزدیک می‌شود. «مکش» بر ایجاد کشش و کشیدن هوا یا مایع تأکید دارد؛ مثلاً نوشیدن با نی ممکن است مکش داشته باشد، اما پایان فرایند همچنان بلع است.

بلع: عبور از گلو قورت: بیان گفتاری یا یک نوبت نوشیدن مکش: کشیدن با فشار منفی جویدن: خرد کردن پیش از بلع

از همین رو، برای سرنخِ بی‌قید «فرو بردن» در پاسخ سه‌حرفی، «بلع» از «مکش» دقیق‌تر است. «مکش» تنها وقتی مناسب می‌شود که سرنخ درباره کشیدن، جذب، نی، پمپ یا خلأ باشد.

کاربرد واژه در جمله و ترکیب

شناخت کاربرد طبیعی واژه کمک می‌کند هنگام برخورد با سرنخ‌های مشابه نیز پاسخ را سریع‌تر پیدا کنید. «بلع» بیشتر در متن رسمی، پزشکی یا توضیح فرایند خوردن می‌آید، در حالی که فعل رایج‌تر آن «بلعیدن» و عبارت محاوره‌ای‌تر «قورت دادن» است.

نمونه‌های درست:

• بلع غذا باید بدون درد و سرفه انجام شود.

• ماهی طعمه را در یک حرکت بلعید.

• کودک لقمه را نجویده قورت داد.

• در متن ادبی ممکن است «اوباریدن» به معنی یک‌باره فرو بردن دیده شود.

این مثال‌ها یک تفاوت دستوری را هم روشن می‌کنند: «بلع» معمولاً اسمِ عمل است، ولی «بلعیدن» مصدر و «بلعید» فعل صرف‌شده است. طراح جدول می‌تواند با صورت سرنخ نشان دهد کدام ساخت را می‌خواهد؛ سرنخ اسمی و کوتاه اغلب «بلع» می‌طلبد.

دام‌های معنایی که پاسخ را عوض می‌کنند

گاهی طراح عمداً از چندمعنایی «فرو بردن» استفاده می‌کند. در این حالت، انتخاب خودکار «بلع» می‌تواند اشتباه باشد. چند نشانه مهم:

در آب

ممکن است پاسخ «غرق کردن» یا واژه‌ای مربوط به زیر آب بردن باشد.

در خاک

معنی نزدیک به کاشتن، دفن کردن یا فروکردن مطرح می‌شود.

صدا یا خشم

«فرو خوردن» یا «مهار کردن» معنای مجازی مناسب‌تری دارد.

ابزار تیز

پاسخ به «فرو کردن» نزدیک است، نه «بلع».

پس «بلع» پاسخ قطعیِ همه کاربردهای عبارت نیست؛ پاسخ قطعیِ شاخه «به گلو فرو بردن» است. در جدول‌های معمول، کوتاهی سرنخ و سه‌خانه‌ای بودن جواب همین شاخه را تقویت می‌کند.

پاسخ نهایی این سرنخ

برای «فرو بردن» در جدول: بلع

پاسخ سه‌حرفیِ معیار و سازگار با معنی «به گلو فرو بردن» بلع است. املای آن با «ع» پایان می‌یابد. اگر شمار خانه‌ها متفاوت باشد، گزینه‌هایی مانند «قورت» چهارحرفی، «اوبار» پنج‌حرفی، «بلعیدن» شش‌حرفی یا «فرودادن» هفت‌حرفی را فقط پس از بررسی حروف تقاطعی در نظر بگیرید.

قاعده عملی: سه خانه + معنای گلو و خوردن = «بلع».

سوال دیگری دارید؟

سوال، پیشنهاد یا هر نکته‌ای دارید برای ما پیام بفرستید؛ بررسی می‌کنیم.

نظرات

هنوز نظری ثبت نشده است

اولین نفری باشید که نظر می‌دهد!

تازه‌ترین مطالب

همه مطالب

پیشنهاد مطالعه

چند جواب تصادفی از آرشیو آزادیاب، شاید این‌ها هم به کارتان بیاید.