پرش به محتوای اصلی

فرو رفته در جدول

۹ دقیقه مطالعه
پاسخ: قردو حرفی؛ ظرف یا سطحِ تو‌رفته
پاسخ دقیق سرنخ

فرو رفته در جدول؛ «قر» یا واژه‌ای دیگر؟

برای این مدخل، پاسخ رایج و قابل درج قر است. این واژه در یکی از کاربردهای فارسی، برای چیزی به کار می‌رود که بخشی از سطح آن بر اثر فشار یا ضربه به داخل رفته باشد؛ مانند ظرف فلزی، آفتابه، قمقمه یا بدنه‌ای که تو‌رفتگی پیدا کرده است. بنابراین «قر» در اینجا نه شکل ناقص «قعر» است و نه به معنی ناز و ادا؛ بلکه کاربردی جداگانه با تلفظ و معنای متفاوت دارد.

چرا پاسخ «قر» درست است؟

سرنخ‌های جدول همیشه به واژه‌های رایج زبان معیار محدود نیستند. گاهی از کلمات کوتاه، قدیمی، محلی یا کم‌کاربردی استفاده می‌شود که به دلیل تعداد کم حروف، برای خانه‌های جدول مناسب‌اند. «قر» یکی از همین پاسخ‌هاست. در ترکیب‌هایی مانند «ظرف قر شده»، منظور ظرفی است که سطح آن صاف نمانده و قسمتی از بدنه‌اش به داخل فرو رفته است.

اگر جواب دو خانه داشته باشد، «قر» از نظر طول، معنی و کاربرد جدولی با سرنخ هماهنگ است. پاسخ‌هایی مانند «گود»، «قعر» و «مقعر» نیز در حوزه معنایی فرورفتگی قرار می‌گیرند، اما تعداد حروف، نقش دستوری و موقعیت استفاده آن‌ها متفاوت است. به همین دلیل نمی‌توان صرفاً با دیدن عبارت «فرو رفته»، هر واژه نزدیک‌معنایی را جایگزین کرد.

تعداد حروف«قر» دقیقاً دو حرف دارد و با پاسخ این مدخل سازگار است.
معنای کاربردیحالت سطح یا ظرفی را می‌رساند که بر اثر فشار یا برخورد، تو رفته است.
ساخت رایجبیشتر در عبارت‌های «قر شدن»، «قر شده» و «ظرف قر» دیده می‌شود.
نکته کلیدی: اگر صورت کامل سرنخ «ظرف فرو رفته» باشد، احتمال «قر» بسیار بالا است. در این تعبیر، واژه شکل ظاهری و آسیب‌دیدگی ظرف را توصیف می‌کند، نه عمق درونی آن را.

معنی دقیق «قر» در این سرنخ

«قر» در این کاربرد، صفتی برای تو‌رفتگی موضعی است. هنگامی که بدنه یک ظرف فلزی یا جسم نسبتاً نازک ضربه می‌خورد، ممکن است بخشی از سطح آن به داخل رانده شود. برای چنین وضعیتی از تعبیر «قر شدن» استفاده می‌شود. جمله «این ظرف قر شده» یعنی «بخشی از بدنه این ظرف بر اثر ضربه به داخل رفته و دیگر صاف نیست».

معنی مورد نظر چیزی شبیه فرورفتگی بدنه فلزی است؛ یعنی تغییر شکل یک ناحیه از سطح به سمت داخل. این مفهوم با «غرق شدن»، «در چیزی فرو رفتن»، «پایین رفتن» یا «رسیدن به ته» تفاوت دارد. طراح جدول با آوردن یک سرنخ کوتاه، حالت ظاهری جسم را هدف گرفته است.

ظرف قر شده: بخشی از بدنه ظرف به داخل فرو رفته است.
قمقمه قر: قمقمه‌ای که بر اثر برخورد، تو‌رفتگی دارد.
سطح قرشده: سطحی ناصاف که یک ناحیه آن به داخل رفته است.
قر شدن فلز: تغییر شکل فلز به سمت داخل پس از فشار یا ضربه.

تلفظ و املای «قر»؛ با «قِر» اشتباه نشود

واژه «قر» در فارسی چند معنی و بیش از یک تلفظ دارد. «قِر» در زبان محاوره معمولاً به ناز، ادا یا حرکت موزون بدن اشاره می‌کند؛ اما پاسخ این جدول آن معنی را ندارد. در سرنخ «فرو رفته»، منظور کاربردی است که در عبارت «قُر شدن» شنیده می‌شود و به تو‌رفتگی سطح مربوط است. یکسان بودن شکل نوشتاری نباید باعث آمیخته شدن این دو معنا شود.

در جدول‌ها معمولاً حرکت‌گذاری نوشته نمی‌شود؛ بنابراین جواب فقط با دو حرف «ق» و «ر» وارد خانه‌ها خواهد شد. حل‌کننده باید از متن سرنخ تشخیص دهد که کدام معنا منظور است. اگر سرنخ درباره ظرف، بدنه فلزی، ضربه یا فرورفتگی باشد، خوانش مرتبط با «قُر شدن» مناسب است. اگر سرنخ درباره ناز، اطوار یا رقص باشد، همان نوشتار معنای «قِر» می‌دهد.

دام رایج: دیدن «قر» و تصور اینکه این واژه همیشه به ناز و حرکت بدن مربوط است. چندمعنایی بودن واژه‌ها در فارسی طبیعی است و بافت سرنخ، معنای مورد نظر را مشخص می‌کند.

«قر» و «غر» چه تفاوتی دارند؟

در بعضی فرهنگ‌ها و مجموعه‌های جدول، صورت «غر» نیز برای تو‌رفتگی ظرف دیده می‌شود. «غر» می‌تواند به جای تو‌رفته یک ظرف فلزی یا فرورفتگی ناشی از ضربه اشاره کند و تعبیر «غر شدن» نیز در همین معنا به کار رفته است. «قر شدن» هم به‌عنوان صورت دیگر این تعبیر شناخته می‌شود و در پاسخ‌های جدولی رواج دارد.

بنابراین «غر» گزینه‌ای کاملاً بی‌ارتباط نیست، اما برای این مدخل مشخص، پاسخ منتخب «قر» است. اگر حروف تقاطعی حرف اول را «ق» نشان دهند، جواب بدون ابهام «قر» خواهد بود. تنها هنگامی که تقاطع‌ها با «غ» آغاز شوند یا طراح از صورت منطقه‌ای استفاده کرده باشد، باید احتمال «غر» را جدی گرفت.

قرپاسخ منتخب

دو حرفی؛ در این مدخل به معنی فرو رفته یا تو‌رفته، به‌ویژه درباره ظرف و بدنه فلزی.

غرصورت جایگزین

دو حرفی؛ در برخی کاربردهای منطقه‌ای و بعضی جدول‌ها برای جای تو‌رفته ظرف آمده است.

چرا «قعر» پاسخ این مدخل نیست؟

شباهت ظاهری «قر» و «قعر» ممکن است حل‌کننده را به اشتباه بیندازد، اما این دو واژه از نظر معنی و کاربرد یکی نیستند. «قعر» به ته، ژرف‌ترین بخش یا پایین‌ترین نقطه چیزی گفته می‌شود؛ مانند قعر چاه، قعر دریا یا قعر دره. این واژه نام یک بخش یا عمق است، نه صفتی برای سطحی که بر اثر ضربه تو رفته باشد.

از نظر تعداد حروف نیز «قعر» سه حرف دارد، در حالی که پاسخ این مدخل دو حرفی است. حذف حرف «ع» از «قعر» و تبدیل آن به «قر» تحلیل درستی نیست؛ «قر» در اینجا واژه‌ای مستقل با کاربرد «فرو رفته» است. پس پاسخ ثبت‌شده را نباید غلط املایی یا صورت ناقص «قعر» دانست.

مرز معنایی روشن: «قعر ظرف» یعنی ته یا ژرف‌ترین بخش ظرف؛ «ظرف قر شده» یعنی بخشی از بدنه ظرف تو رفته است. اولی درباره موقعیت و عمق است و دومی درباره تغییر شکل سطح.

مقایسه گزینه‌های محتمل با تعداد خانه‌ها

سرنخ «فرو رفته» به‌تنهایی می‌تواند چند پاسخ نزدیک‌معنی داشته باشد. انتخاب نهایی به تعداد خانه‌ها، حروف تقاطعی و زمینه سرنخ بستگی دارد. گزینه‌های اصلی را می‌توان به شکل زیر از یکدیگر جدا کرد:

قر
۲ حرف
بهترین پاسخ این مدخل؛ برای حالت تو‌رفته ظرف یا سطح، به‌خصوص پس از ضربه.
غر
۲ حرف
صورت جایگزین و منطقه‌ای؛ وقتی حروف تقاطعی یا شیوه طراح آن را تأیید کند.
گود
۳ حرف
صفت عمومی برای چیزی که پایین‌تر یا فرورفته‌تر از سطح پیرامون باشد.
قعر
۳ حرف
به معنی ته و ژرف‌ترین بخش؛ برای «عمق» مناسب‌تر است تا سطح تو‌رفته.
کاو
۳ حرف
واژه‌ای ادبی یا فنی در معنای گود و مقعر که در جدول‌های دشوار دیده می‌شود.
مقعر
۴ حرف
اصطلاح هندسی و فیزیکی برای سطحی که به سمت داخل خمیده و فرو رفته است.

روش انتخاب جواب از روی خود جدول

وقتی تنها عبارت «فرو رفته» دیده می‌شود، نباید فوراً نزدیک‌ترین مترادف ذهنی را نوشت. تعداد خانه‌ها و تقاطع‌ها بخشی از سؤال‌اند و دامنه جواب را محدود می‌کنند. این روند کوتاه، انتخاب را دقیق‌تر می‌کند:

ابتدا تعداد خانه‌ها را بشماریددو خانه، «قر» یا گاهی «غر» را مطرح می‌کند؛ سه و چهار خانه به گزینه‌های دیگری نیاز دارد.
بافت سرنخ را تشخیص دهیداگر سخن از ظرف، فلز، بدنه یا ضربه است، معنی تو‌رفتگی موضعی مدنظر است و «قر» برتری دارد.
حرف اول را از تقاطع بگیریدقاف، «قر» را تثبیت می‌کند؛ غین می‌تواند نشانه استفاده طراح از صورت «غر» باشد.
نقش دستوری را بسنجید«فرو رفته» صفت است، اما «قعر» بیشتر اسم است. هماهنگی نقش دستوری، گزینه اشتباه را کنار می‌زند.

تفاوت «تو رفته»، «گود»، «مقعر» و «قر»

این واژه‌ها به یک حوزه معنایی تعلق دارند، اما دقیقاً یک کاربرد ندارند. «تو رفته» بیان عمومی و امروزی برای چیزی است که سطحش به داخل رفته باشد. «گود» معمولاً پایین‌بودن نسبت به سطح پیرامون را نشان می‌دهد. «مقعر» واژه‌ای فنی‌تر برای سطح خمیده به سمت داخل است، مانند آینه مقعر. «قر» بیشتر یک تو‌رفتگی موضعی و اغلب ناشی از ضربه را تداعی می‌کند؛ مخصوصاً در مورد ظروف و بدنه‌های فلزی.

برای نمونه، یک کاسه از ابتدا ساختاری گود دارد، یک آینه ممکن است مقعر طراحی شود، اما یک قمقمه پس از افتادن قر می‌شود. همین تفاوت کوچک، دلیل برتری «قر» در سرنخی است که به تعبیر رایج «ظرف فرو رفته» اشاره دارد.

قر: تو‌رفتگی ناشی از ضربهگود: پایین‌تر از سطح اطرافمقعر: خمیدگی به سمت داخلقعر: ته و ژرف‌ترین بخش

اشتباه‌های رایج در پاسخ‌دادن

تبدیل خودکار «قر» به «قعر»: این تصور از شباهت حروف ناشی می‌شود، در حالی که معنی دو واژه جداست. «قر» در این کاربرد به فرو رفتن سطح اشاره می‌کند.

نادیده گرفتن تعداد خانه‌ها: حتی اگر «مقعر» از نظر علمی تعریف مناسبی برای سطح فرو رفته باشد، در جواب دوحرفی جایی ندارد. محدودیت خانه‌ها بخشی از خود سرنخ است.

یکی دانستن همه تلفظ‌های «قر»: معنی ناز و ادا با این سؤال ارتباطی ندارد. بافت سرنخ مشخص می‌کند که «قر» در اینجا وصف جسمی تو‌رفته است.

رد کردن کامل «غر»: این صورت در برخی کاربردها وجود دارد، اما پاسخ نهایی باید با تقاطع‌ها و شیوه همان جدول سنجیده شود. در این مدخل، انتخاب اصلی همچنان «قر» است.

حکم نهایی برای این مدخل

پاسخ نهایی و قابل درجقر

پاسخ دوحرفی «فرو رفته» در این جدول، به معنی تو‌رفته بودن سطح و به‌ویژه بدنه ظرف فلزی است. «غر» صورت جایگزین احتمالی محسوب می‌شود؛ «قعر»، «گود»، «کاو» و «مقعر» تنها با تعداد خانه یا بافتی متفاوت مطرح خواهند شد.

سوال دیگری دارید؟

سوال، پیشنهاد یا هر نکته‌ای دارید برای ما پیام بفرستید؛ بررسی می‌کنیم.

نظرات

هنوز نظری ثبت نشده است

اولین نفری باشید که نظر می‌دهد!

تازه‌ترین مطالب

همه مطالب

پیشنهاد مطالعه

چند جواب تصادفی از آرشیو آزادیاب، شاید این‌ها هم به کارتان بیاید.