برای سرنخ «فریب خورده» در جدول، دقیقترین و رایجترین پاسخ مغبون است. این واژه از نظر معنایی با «گولخورده» و «زیاندیده در معامله» تطابق مستقیم دارد و در زبان حقوقی نیز برای طرفی به کار میرود که به سبب اختلاف نامتعارف قیمت، از معامله زیان دیده است. نکته مهم این است که «مغبون» پنج حرف دارد، نه چهار حرف.
معادل کوتاه و استاندارد «فریبخورده»، بهویژه هنگامی که سرنخ به خریدوفروش، قیمت، ضرر یا قرارداد اشاره دارد.
چیدمان درست در پنج خانه
چرا «مغبون» پاسخ اصلی است؟
«مغبون» صفت کسی است که فریب خورده، گول خورده یا در دادوستد زیان دیده باشد. پیوند این واژه با معامله بسیار پررنگ است؛ بنابراین وقتی طراح جدول سرنخ کوتاه «فریب خورده» را مینویسد، معمولاً به دنبال واژهای یککلمهای، فشرده و تثبیتشده است که هم مفهوم فریب و هم نتیجه زیانبار آن را برساند. «مغبون» این ویژگیها را همزمان دارد.
گولخورده و زیاندیده
کسی که در یک تصمیم یا معامله متضرر شده و هنگام اقدام، حقیقت، قیمت یا ارزش واقعی را بهدرستی نمیدانسته است.
خریدوفروش و قرارداد
ترکیبهایی مانند «خریدار مغبون»، «طرف مغبون معامله» و «مغبون شدن در فروش» در فارسی رسمی و حقوقی طبیعیاند.
کوتاه و کمابهام
پنج حرف مستقل دارد، به فاصله یا نیمفاصله نیاز ندارد و از طریق حروف متقاطع بهسادگی از گزینههای نزدیک تشخیص داده میشود.
ریشه و ساخت واژه
«مغبون» واژهای عربیتبار و ساختهشده از ریشه غ ب ن است. «غبن» در فارسی به زیان در معامله و تفاوت قابلتوجه میان ارزش واقعی کالا یا دارایی و بهای مورد توافق گفته میشود. «مغبون» از نظر ساخت، معنای «کسی که غبن بر او واقع شده» را میرساند؛ یعنی شخصی که در معامله زیان دیده است.
ارتباط با «خیار غبن»
در اصطلاح حقوقی، اگر یکی از طرفهای معامله به دلیل تفاوت قابلاعتنا میان قیمت قراردادی و ارزش واقعی دچار زیان شود و هنگام معامله از قیمت عادلانه آگاه نباشد، از او با عنوان طرف مغبون یاد میشود. در چنین وضعی موضوع «خیار غبن» مطرح میشود؛ یعنی اختیار برهمزدن معامله در شرایطی که اختلاف قیمت از نظر عرف قابل چشمپوشی نباشد.
همین کاربرد تخصصی نشان میدهد که «مغبون» یک مترادف دور یا صرفاً ادبی نیست. هرگاه در سرنخ عباراتی مانند «فریبخورده در معامله»، «زیاندیده از قیمت»، «طرف متضرر قرارداد» یا «دارنده خیار غبن» دیده شود، پاسخ «مغبون» بسیار قطعی است.
تعداد حروف و دام شمارش
املای «مغبون» از پنج حرف تشکیل میشود: م + غ + ب + و + ن. گاهی پیوستگی ظاهری خط فارسی یا شمردن بخشهای آوایی بهجای حروف باعث خطا میشود، اما در جدول کلمات معیار، نویسههای نوشتهشده است. بنابراین این پاسخ دقیقاً به پنج خانه نیاز دارد.
م غ ب و نالگوی کامل پاسخ؛ حرف سوم «ب» و حرف پایانی «ن» است.
م غ _ و ناگر تقاطعها این الگو را ساختهاند، حرف خالی «ب» است و پاسخ با اطمینان «مغبون» خواهد بود.
_ غ ب و _قرارگرفتن «غ، ب، و» پشت سر هم در یک پاسخ پنجحرفی، نشانهای بسیار قوی برای همین واژه است.
مقایسه با گزینههای واقعاً محتمل
سرنخ کوتاه «فریب خورده» چند مترادف دارد، اما همه آنها به یک اندازه مناسب جدول نیستند. تعداد خانهها، حروف متقاطع و لحن سرنخ مشخص میکند کدام گزینه باید نوشته شود.
پنجحرفی، مستقیم و بهویژه مناسب فضای معامله و زیان مالی است. برای سرنخ عمومی «فریب خورده» نیز رایجترین پاسخ جدولی به شمار میآید.
در فارسی کهن و متون ادبی میتواند «فریفته و گولخورده» معنی بدهد، اما در زبان امروز بیشتر به معنای خودپسند و متکبر فهمیده میشود؛ بنابراین پاسخ پیشفرض نیست.
از نظر لغوی معنای فریبخورده دارد، ولی در فارسی امروز و جدولهای عمومی کمکاربردتر و عربیمآبتر از «مغبون» است. تنها با حروف متقاطع روشن انتخاب مناسبی میشود.
معنای مستقیم دارد، اما علاوه بر گولخورده، مفهوم شیفته و دلباخته نیز میدهد. برای جدولی با شش خانه یا سرنخی ادبی گزینهای جدی است.
روشن و محاورهای است، اما طول بیشتر و ساخت ترکیبی آن باعث میشود معمولاً جواب مطلوب جدول کلاسیک نباشد، مگر تعداد خانهها دقیقاً با آن هماهنگ باشد.
بر نتیجه زیانبار تأکید دارد و لزوماً فریب را نمیرساند. برای سرنخهایی مانند «متضرر» یا «خسارتکشیده» مناسبتر از سرنخ حاضر است.
املای درست و خطاهای رایج
صورت معیار واژه مغبون است. حرف دوم «غ» و حرف سوم «ب» است. شباهت آوایی «غ» و «ق» در برخی گویشها یا ناآشنایی با ریشه «غبن» گاهی املاهای نادرست ایجاد میکند، اما در جدول باید دقیقاً شکل معیار نوشته شود.
- با «مغبوط» اشتباه نشود: مغبوط شخص یا چیزی است که دیگران به حال او غبطه میخورند و معنای فریبخورده ندارد.
- با «مغرور» یکی نیست: مغرور در کاربرد قدیمی میتواند فریفته باشد، اما معنای غالب امروزی آن متکبر و خودپسند است.
- صورت «مگبون» نادرست است: ریشه واژه «غبن» است؛ بنابراین حرف دوم باید «غ» نوشته شود.
- نیمفاصلهای وجود ندارد: «مغبون» یک واژه پیوسته است و هر حرف آن یک خانه جدول را پر میکند.
تشخیص پاسخ با حروف تقاطعی
اگر تعداد خانهها پنج است، ابتدا حرف آخر را بررسی کنید. پایان «ن» احتمال «مغبون» را بسیار بالا میبرد؛ پایان «ر» ممکن است به «مغرور» اشاره کند. سپس حرف سوم را ببینید: حرف سوم «مغبون» ب است، درحالیکه حرف سوم «مغرور» ر خواهد بود. معمولاً تنها یک تقاطع برای رفع این ابهام کافی است.
- سرنخ به معامله، قیمت، خرید، فروش یا ضرر اشاره دارد: «مغبون» را در اولویت قطعی قرار دهید.
- پنج خانه دارید و الگوی «م، غ، ـ، و، ن» شکل گرفته است: حرف خالی «ب» و پاسخ «مغبون» است.
- پنج خانه دارید اما حرف پایانی «ر» است: معنای ادبی و قدیمی «مغرور» را بررسی کنید.
- شش خانه و حرف نخست «ف» است: «فریفته» میتواند گزینه مناسبتری باشد.
- سرنخ فقط «زیاندیده» است و نشانی از فریب ندارد: مترادفهای ضرر و خسارت را نیز در نظر بگیرید.
کاربرد واژه در جمله
کاربرد عمومی: او پس از آگاهی از قیمت واقعی فهمید در این خرید مغبون شده است.
کاربرد حقوقی: شخص مغبون باید نشان دهد اختلاف ارزش قابلاعتنا بوده و هنگام معامله از قیمت عادلانه آگاهی نداشته است.
کاربرد جدولی: «فریبخورده در خریدوفروش» برابر با «مغبون» است.
این نمونهها نشان میدهند که واژه هم بهصورت صفت برای شخص و هم در ترکیب «مغبون شدن» به معنای زیان دیدن در معامله به کار میرود. «مغبونی» نیز نام حالت یا وضعیت شخص است، اما پاسخ سرنخ حاضر همان صورت ساده «مغبون» خواهد بود.
پرسشهای کوتاه
«مغبون» چند حرف دارد؟
پنج حرف: م، غ، ب، و، ن. برای نوشتن آن در جدول پنج خانه لازم است.
آیا «مغرور» هم میتواند فریبخورده معنی بدهد؟
بله، در کاربرد قدیمی و ادبی چنین معنایی دارد؛ اما چون معنای رایج امروزی آن «متکبر» است، بدون کمک حروف متقاطع انتخاب اول محسوب نمیشود.
آیا مغبون یعنی قربانی کلاهبرداری؟
نه لزوماً. در معنای دقیق حقوقی، مغبون کسی است که در معامله از اختلاف چشمگیر قیمت زیان دیده و از ارزش عادلانه آگاه نبوده است؛ اثبات حیله عمدی موضوع جداگانهای است.
برای «فریب خورده در معامله» چه بنویسیم؟
«مغبون» دقیقترین پاسخ است و با پنج خانه نوشته میشود.
برای عنوان «فریب خورده در جدول»، پاسخ نهایی و استاندارد مغبون است؛ واژهای پنجحرفی با املای «م غ ب و ن».
نظرات
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد!