پرش به محتوای اصلی

چیره در جدول

۶ دقیقه مطالعه
پاسخ: پیروز، غالب
«غالب» چهار حرف و «پیروز» پنج حرف دارد.

سرنخ «چیره» از آن سرنخ‌هایی است که پاسخ آن با شمار خانه‌ها دقیق می‌شود. هر دو واژهٔ «پیروز» و «غالب» معنای اصلی را می‌رسانند، اما طول یکسانی ندارند: «غالب» برای جای چهارخانه‌ای و «پیروز» برای جای پنج‌خانه‌ای مناسب است. اگر حرف‌های متقاطع در اختیار باشد، همین تفاوت کوچک معمولاً انتخاب را قطعی می‌کند.

چرا «پیروز» و «غالب» پاسخ مستقیم‌اند؟

«چیره» صفت کسی یا چیزی است که بر دیگری برتری یافته یا توانسته مانعی را از پیش رو بردارد. وقتی می‌گوییم «سپاه چیره شد»، نتیجهٔ رویارویی را بیان می‌کنیم؛ یعنی آن سپاه پیروز یا غالب شده است. بنابراین پاسخ‌های ثبت‌شده صرفاً واژه‌هایی نزدیک به موضوع نیستند، بلکه جانشین‌های مستقیم «چیره» در معنای برتری‌یافته‌اند.

پیروز

بر نتیجه و کامیابی پس از رقابت، نبرد یا کوشش تأکید دارد. در جملهٔ «تیم پیروز میدان بود» طبیعی و روشن است.

۵ حرف: پ ی ر و ز

غالب

علاوه بر پیروزی، مفهوم برتری و غلبه داشتن بر طرف مقابل را پررنگ می‌کند؛ مانند «نیروی غالب».

۴ حرف: غ ا ل ب
نکتهٔ معنایی: «پیروز» بیشتر نگاه را به پایان موفق یک رویارویی می‌برد، در حالی که «غالب» می‌تواند خودِ برتری یا نیروی مسلط را هم وصف کند. در سرنخ کوتاه جدول، هر دو برابر درست‌اند.

سه چهرهٔ معناییِ «چیره»

این واژه در جمله‌های گوناگون یک هستهٔ ثابت دارد: بالاتر قرار گرفتن از حریف، مانع یا حالت دیگر. با این حال، نوع این برتری می‌تواند تغییر کند و همین تغییر، پاسخ جایگزین مناسب را تعیین می‌کند.

برتری در رقابت: در «کشتی‌گیر بر حریف چیره شد»، واژه‌های «پیروز» و «غالب» دقیق‌ترین برابرها هستند، زیرا یک رویارویی و نتیجهٔ آن مطرح است.
مهار یک حالت درونی: جملهٔ «بر ترس خود چیره شد» به معنای مهار کردن ترس است. در این بافت، «مسلط» یا تعبیر «غلبه کرد» از «فاتح» طبیعی‌تر است.
برتری یک نیرو یا کیفیت: در «سکوت بر فضا چیره بود»، مقصود حضور غالب و فراگیر سکوت است، نه برنده شدن آن در مسابقه‌ای واقعی.
نقشهٔ معنایی واژهٔ چیرهچیره در مرکز قرار دارد و به نتیجهٔ رقابت، برتری و تسلط پیوند می‌خورد. چیره پیروزغالبمسلطفاتح
همهٔ شاخه‌ها مفهوم برتری را دارند، اما «پیروز» نتیجه، «غالب» برتری، «مسلط» کنترل و «فاتح» غلبه بر حریف یا سرزمین را برجسته می‌کند.

پاسخ‌های جایگزین و مرز کاربردشان

ممکن است در جدول دیگری همین سرنخ با تعداد خانه‌های متفاوت دیده شود. آن‌وقت چند هم‌معنی معتبر مطرح می‌شوند، ولی هر کدام سایهٔ معنایی خاصی دارند و نباید بدون توجه به حروف تقاطعی جای پاسخ اصلی نشانده شوند.

مسلط

برای کسی که کنترل یا احاطه دارد مناسب است؛ «مسلط به زبان» الزاماً به معنی پیروز در یک رقابت نیست.

فاتح

معمولاً پیروزی آشکار در نبرد، مسابقه یا گشودن جایی را تداعی می‌کند و لحن حماسی‌تری دارد.

فایق

واژه‌ای ادبی‌تر به معنی برتر و غالب است. در نوشتهٔ روزمره کم‌کاربردتر، اما در جدول‌ها محتمل است.

قاهر

بر قدرتِ غلبه‌کننده و فرونشاننده تأکید دارد. بار معنایی آن از «پیروز» شدیدتر و رسمی‌تر است.

چیر

صورت کوتاه و هم‌خانوادهٔ «چیره» است و در فرهنگ‌های فارسی به معنای پیروز و مسلط آمده؛ در جدول‌های ادبی ممکن است دیده شود.

زبردست

وقتی «چیره» معنای ماهر داشته باشد به کار می‌آید، به‌ویژه اگر سرنخ به توانایی در یک هنر یا حرفه اشاره کند.

تفاوت مهم: «چیره‌دست» را نباید در هر بافتی همان «چیره» گرفت. چیره‌دست یعنی ماهر و استادکار؛ برای نمونه، «نقاش چیره‌دست» لزوماً کسی را شکست نداده، بلکه در کار نقاشی توانمند است.

ساخت‌های رایج با این واژه

معنی «چیره» از همراهان دستوری آن نیز روشن می‌شود. رایج‌ترین ساخت، «بر کسی یا چیزی چیره شدن» است: «نور بر تاریکی چیره شد» یا «دوندۀ جوان بر خستگی چیره شد». حرف اضافهٔ «بر» نشان می‌دهد چه کسی یا چه چیزی مغلوب شده است. ساخت «چیره آمدن» نیز همان مفهوم غلبه کردن را دارد و لحنی ادبی‌تر ایجاد می‌کند.

در کاربرد وصفی می‌توان گفت «طرفِ چیره» یا «نیروی چیره». اینجا واژه وضع موجود را توصیف می‌کند، نه لحظهٔ پیروزی را. اسمِ ساخته‌شده از آن، «چیرگی»، به معنای غلبه، تسلط یا برتری است؛ مانند «چیرگی تیم در نیمۀ دوم» یا «چیرگی یک رنگ در تصویر».

چیره شدن = غلبه کردنچیره آمدن = برتری یافتنچیرگی = تسلط و برتریچیره‌دست = ماهر

انتخاب میان دو پاسخ ثبت‌شده

اگر الگوی خانه‌ها چهارحرفی باشد، «غالب» بی‌درنگ با سرنخ جور درمی‌آید. اگر پنج خانه وجود داشته باشد، «پیروز» انتخاب مستقیم است. از نظر حروف آغازین نیز تشخیص ساده است: الگویی که با «غ» شروع شود به «غالب» می‌رسد و الگویی با «پ» به «پیروز». وجود حرف «ل» در پایان پاسخ چهارحرفی یا «ز» در پایان پاسخ پنج‌حرفی نیز تأیید نهایی می‌دهد.

گاهی سرنخ در قالب عبارت می‌آید؛ مثلاً «بر دشمن چیره» یا «چیره بر میدان». در چنین حالت‌هایی، «پیروز» معمولاً حالتِ حاصل از رقابت را روان‌تر می‌رساند و «غالب» بر برتری نسبت به طرف دیگر تکیه دارد. با این همه، در زبان جدول طول پاسخ و حروف مشترک از تفاوت ظریف سبکی مهم‌ترند.

چند نمونه برای تثبیت تفاوت‌ها

«بازیکن پیروز جام را بالای سر برد.» این جمله نتیجهٔ نهایی را برجسته می‌کند.
«در نیمۀ نخست، تیم آبی نیروی غالب میدان بود.» این جمله از برتری در جریان بازی سخن می‌گوید، حتی اگر نتیجه هنوز معلوم نباشد.
«او بر تردید خود چیره شد.» اینجا پیروزی مجازی و درونی است و «غلبه کرد» نیز همان پیام را می‌رساند.
«خوشنویس چیره‌دست اثر تازه‌ای آفرید.» در این نمونه سخن از مهارت است، پس «پیروز» جانشین مناسبی نیست.

پس برای سرنخ کوتاه «چیره»، پاسخ پایه همان «پیروز، غالب» است. شمار خانه‌ها تعیین می‌کند کدام‌یک وارد جدول شود: غالبِ چهارحرفی یا پیروزِ پنج‌حرفی. گزینه‌هایی مانند مسلط، فاتح، فایق و قاهر زمانی مطرح می‌شوند که طول پاسخ یا بافت سرنخ با یکی از آن‌ها سازگار باشد.

سوال دیگری دارید؟

سوال، پیشنهاد یا هر نکته‌ای دارید برای ما پیام بفرستید؛ بررسی می‌کنیم.

نظرات

هنوز نظری ثبت نشده است

اولین نفری باشید که نظر می‌دهد!

تازه‌ترین مطالب

همه مطالب

پیشنهاد مطالعه

چند جواب تصادفی از آرشیو آزادیاب، شاید این‌ها هم به کارتان بیاید.