پرش به محتوای اصلی

وعده گاه در جدول

۶ دقیقه مطالعه
پاسخ: میعاد
«میعاد» همان زمان یا جای تعیین‌شده برای وعده و دیدار است.

چرا «میعاد» پاسخ دقیق سرنخ است؟

در این سرنخ، «وعده‌گاه» نه صرفاً یک ساختمان یا نشانی جغرافیایی، بلکه نقطه‌ای است که وعده در آن تحقق پیدا می‌کند. واژهٔ «میعاد» همین مفهوم را فشرده و روشن در خود دارد: زمانِ قرار، جایِ قرار، یا موعدی که دو طرف برای رسیدن به آن توافق کرده‌اند. این هم‌پوشانی معنایی سبب می‌شود «میعاد» پاسخ مستقیم و شناخته‌شدهٔ سرنخ باشد.

نکتهٔ ظریف آن است که میعاد می‌تواند هم بر زمان دلالت کند و هم بر مکان. وقتی می‌گوییم «در میعاد حاضر شد»، بافت جمله مشخص می‌کند منظور لحظهٔ مقرر است یا جای دیدار. «وعده‌گاه» در صورت ظاهری بیشتر مکان را به ذهن می‌آورد، اما در زبان ادبی مرز زمان و مکانِ وعده گاهی در یک واژه جمع می‌شود.

پاسخ پنج‌حرفی
میعاد

ترتیب درست حروف: م ـ ی ـ ع ـ ا ـ د

تلفظ معیار: مِیعاد

سه لایهٔ معنایی در یک واژه

زمانِ مقررلحظه یا روزی که پیش‌تر برای انجام وعده تعیین شده است.
جایِ دیدارمکانی که افراد بناست مطابق قرار در آن به هم برسند.
خودِ قراردر نثر ادبی، گاهی میعاد به مفهوم عهد و وعدهٔ قطعی نیز نزدیک می‌شود.

این گسترهٔ معنایی از دلیل‌های حضور پررنگ «میعاد» در شعر و نثر فارسی است. نویسنده با انتخاب این کلمه می‌تواند هم انتظار رسیدن یک زمان را تداعی کند، هم تصویر حرکت به سوی یک مکان را. ترکیب‌هایی مانند «روز میعاد»، «لحظهٔ میعاد» و «سرِ میعاد» هر کدام یکی از این جنبه‌ها را برجسته می‌کنند.

ریشه و ساختمان «میعاد»

«میعاد» واژه‌ای عربی از خانوادهٔ «وعده» است و با واژه‌هایی چون وعد، موعود و موعد خویشاوندی دارد. حضور حرف «ع» در میانهٔ کلمه مهم است؛ نوشتن آن به صورت «میاد» املای معیار این معنی نیست. در فارسی امروز نیز صورت درست و جاافتاده همان «میعاد» است.

از نظر ساخت معنایی، این واژه در اصل ظرفیت نامیدن زمان و مکانِ وعده را دارد. فارسی‌زبانان آن را نه فقط در متن رسمی، بلکه در نام‌گذاری، ترکیب‌های ادبی و عبارت‌های عاطفی نیز به کار می‌برند. به همین سبب، «میعاد» از «محل ملاقات» کوتاه‌تر، ادبی‌تر و از نظر دلالت، سرشارتر است.

نکتهٔ املایی دربارهٔ خود سرنخ: صورت معیارِ ترکیب در متن پیوسته «وعده‌گاه» با نیم‌فاصله است. عنوان این صفحه عین عبارت ثبت‌شدهٔ سرنخ را حفظ کرده، اما در نگارش معمول بهتر است جزء «گاه» با نیم‌فاصله به «وعده» متصل شود.

میعاد با واژه‌های نزدیک یکی نیست

موعد

بیش از همه بر زمان تعیین‌شده تأکید دارد؛ مانند موعد پرداخت یا موعد تحویل. اگر سرنخ «زمان مقرر» باشد، موعد گزینه‌ای طبیعی‌تر است، اما برای «وعده‌گاه» پاسخ ذخیره‌شده و جامع‌تر، میعاد است.

میقات

زمان یا مکان تعیین‌شده است، ولی در کاربرد فارسی بار دینی و آیینی روشنی دارد؛ به‌ویژه محل‌های معین برای احرام زائران. بنابراین هر میقاتی نوعی وقت یا جای مقرر است، اما هر وعده‌گاهی «میقات» خوانده نمی‌شود.

میعادگاه

به‌صراحت بر مکان دیدار دلالت می‌کند و با افزودن «گاه» ساخته شده است. این صورت از پاسخ اصلی طولانی‌تر است. در عبارتی مانند «میدان، میعادگاه مردم شد» خودِ مکان برجسته است.

قرارگاه

می‌تواند محل استقرار، مرکز فرماندهی یا جای قرار باشد. به همین دلیل دامنه‌اش از وعده‌گاه وسیع‌تر است و همیشه حسِ وعده و دیدار را منتقل نمی‌کند.

میعاد در جمله چه حسی می‌سازد؟

برخلاف «وقت» یا «جا» که خنثی‌اند، میعاد معمولاً انتظار و اهمیت را همراه خود می‌آورد. وعده‌ای در گذشته بسته شده و اکنون زمان رسیدن به آن نزدیک است؛ یا دو مسیر جدا قرار است در نقطه‌ای مشترک به هم برسند. همین حرکت از انتظار به دیدار، به کلمه رنگ ادبی می‌دهد.

دو دوست پس از سال‌ها در میعاد قدیمی خود یکدیگر را دیدند.

او پیش از ساعت مقرر به محل میعاد رسید.

شاعر، بهار را میعاد دوبارهٔ باغ و روشنایی تصویر کرده است.

همه چشم به روز میعاد داشتند؛ روزی که وعده باید عملی می‌شد.

در نمونهٔ نخست، میعاد بیشتر «جای قرار» است؛ در نمونهٔ چهارم، «زمان تحقق وعده» برجسته می‌شود. نمونهٔ سوم کاربرد استعاری را نشان می‌دهد: باغ و روشنایی واقعاً با هم قرار نگذاشته‌اند، اما شاعر از مفهوم دیدار دوباره برای ساختن تصویر بهره می‌گیرد.

از «وعده» تا «دیدار»: تفاوت نقش واژه‌ها

«وعده» خودِ تعهد یا قول است؛ «موعود» شخص یا چیزی است که وعده داده شده؛ «موعد» زمان تعیین‌شده را پررنگ می‌کند؛ و «میعاد» ظرف تحقق آن وعده را، خواه زمان باشد خواه مکان. این شبکهٔ واژگانی کمک می‌کند بفهمیم چرا پاسخ فقط یک مترادف سطحی نیست. سرنخ از ما نامِ جایی یا هنگامی را می‌خواهد که وعده در آن به انجام می‌رسد، و میعاد دقیقاً همین حلقهٔ پیوند است.

جمع عربیِ میعاد «مواعید» است و در فارسی رسمی دیده می‌شود، اما در بسیاری از جمله‌های امروز «میعادها» نیز از نظر ساخت فارسی قابل فهم است. با این حال، خودِ واژه اغلب به شکل مفرد در ترکیب‌های تثبیت‌شده می‌آید: روز میعاد، مکان میعاد، ساعت میعاد و وعدهٔ میعاد.

چه زمانی پاسخ دیگری ممکن است؟

بدون دانستن تعداد خانه‌ها و حروف تقاطعی، برخی واژه‌های نزدیک ممکن است در جدول‌های دیگر مطرح شوند. «موعد» پنج حرف دارد و هنگامی مناسب است که تعریف بر سررسید یا زمان تعیین‌شده تکیه کند. «میقات» نیز پنج حرفی است، اما قرینهٔ زیارت، احرام، عبادت یا زمان مقدس معمولاً آن را از میعاد جدا می‌کند. «قرار» چهار حرف دارد و معنایی عمومی‌تر می‌دهد. «میعادگاه» و «قرارگاه» نیز طولانی‌ترند و تنها با تعداد خانه‌های بیشتر جا می‌گیرند.

با وجود این احتمال‌ها، برای همین عنوان پاسخ اصلی باید «میعاد» باقی بماند؛ زیرا هم پاسخ ثبت‌شدهٔ سرنخ است، هم فرهنگ‌های فارسی وعده‌گاه و جای وعده را در حوزهٔ معنایی آن قرار می‌دهند، و هم شکل پنج‌حرفی آن با الگوی رایج پاسخ‌های کوتاه سازگار است.

جمع‌بندی معنایی: میعاد نقطهٔ رسیدنِ وعده است؛ نقطه‌ای که می‌تواند روی تقویم قرار بگیرد یا روی نقشه. «موعد» بیشتر می‌پرسد چه وقت، «میعادگاه» بیشتر می‌پرسد کجا، و «میعاد» می‌تواند پاسخ هر دو پرسش را در بافت مناسب در خود جمع کند.

سوال دیگری دارید؟

سوال، پیشنهاد یا هر نکته‌ای دارید برای ما پیام بفرستید؛ بررسی می‌کنیم.

نظرات

هنوز نظری ثبت نشده است

اولین نفری باشید که نظر می‌دهد!

تازه‌ترین مطالب

همه مطالب

پیشنهاد مطالعه

چند جواب تصادفی از آرشیو آزادیاب، شاید این‌ها هم به کارتان بیاید.