پرش به محتوای اصلی

ولیعهد در جدول

۶ دقیقه مطالعه
پاسخ: جانشین
ولیعهد کسی است که برای قرار گرفتن در جای فرمانروا تعیین شده است.

واژه «جانشین» دقیق‌ترین پاسخ کوتاه و رایج برای این سرنخ است. رابطه معنایی دو واژه روشن است: ولیعهد شخصی است که پس از پادشاه یا فرمانروای وقت، حق یا جایگاه رسیدن به تخت را دارد؛ پس در اصل، جانشینِ تعیین‌شده او به شمار می‌آید. در جدول‌های فارسی معمولاً همین معنای عمومی مورد نظر است، نه نام یک شاهزاده یا عنوانی وابسته به دوره‌ای خاص.

واژه پاسخجانشین؛ یعنی کسی که جای فرد دیگری را می‌گیرد.
تعداد حروفشش حرف: ج، ا، ن، ش، ی، ن
نوع رابطهمترادف معنایی بر پایه نقش و جایگاه

چرا «جانشین» با سرنخ ولیعهد جور است؟

«ولیعهد» عنوان شخصی است که در یک نظام پادشاهی برای فرمانروایی پس از پادشاه در نظر گرفته شده است. «جانشین» دامنه‌ای گسترده‌تر دارد و برای هر فردی به کار می‌رود که پس از دیگری مسئولیت، مقام یا نقش او را بر عهده می‌گیرد. بنابراین هر ولیعهد از نظر جایگاه سیاسی یک جانشین است، اما هر جانشینی لزوماً ولیعهد نیست. طراح جدول از همین بخش مشترک معنا استفاده می‌کند و عنوان خاص پادشاهی را به واژه‌ای عمومی‌تر تبدیل می‌کند.

جزء «جان» در این واژه به معنای روح یا زندگی نیست. «جانشین» در ساخت تاریخی و کاربرد امروزی خود یک واژه مستقل به معنای «نشسته به جای دیگری» است. فعل و ترکیب‌های هم‌خانواده معنایی آن نیز این مفهوم را روشن می‌کنند: «جانشین شدن»، «جانشین کردن» و «تعیین جانشین» همگی بر گرفتن جای یک فرد دلالت دارند.

رابطه معنایی فرمانروا، ولیعهد و جانشینی نموداری که نشان می‌دهد ولیعهد اکنون عنوان دارد و در آینده جانشین فرمانروا می‌شود. فرمانروادارنده کنونی مقام ولیعهدجانشین تعیین‌شده انتقال آینده جایگاه نقش مشترک: جانشینی

معنی دقیق دو واژه

جانشین

جانشین کسی است که به جای شخصی دیگر می‌نشیند یا وظیفه و مقام او را ادامه می‌دهد. این واژه محدود به سلطنت نیست: جانشین مدیر، جانشین فرمانده، جانشین یک ورزشکار در ترکیب یا جانشین یک استاد نیز درست و طبیعی است. در سرنخ حاضر، معنای سیاسی و سلطنتیِ واژه فعال می‌شود.

ولیعهد

ولیعهد عنوان فردی است که در ترتیب وراثت سلطنت، برای رسیدن به پادشاهی پس از فرمانروای فعلی شناخته یا تعیین شده است. شیوه انتخاب او در همه حکومت‌های پادشاهی یکسان نیست؛ ممکن است بر پایه قانون وراثت، ترتیب تولد یا تصمیم رسمی انجام شود. با این حال، هسته معنایی عنوان تغییر نمی‌کند: او فردی برای ادامه فرمانروایی است.

نکته معنایی: پاسخ جدول «جانشین» درباره نقشی است که ولیعهد بر عهده دارد. پس این پاسخ تعریف لغت‌نامه‌ایِ کلمه‌به‌کلمه نیست، بلکه معادلی روشن برای کارکرد آن عنوان است.

تفاوت با پاسخ‌های نزدیک

وارث

وارث کسی است که مال، حق یا جایگاهی را به ارث می‌برد. ولیعهد می‌تواند وارث تاج‌وتخت باشد، اما «وارث» فقط چهار حرف دارد و معنایش از سلطنت گسترده‌تر است. اگر خانه‌های جدول چهار حرفی باشند یا سرنخ بر ارث بردن تأکید کند، این گزینه محتمل‌تر می‌شود؛ با وجود این، برای عنوان فعلی پاسخ ثبت‌شده و مستقیم «جانشین» است.

نایب‌السلطنه

نایب‌السلطنه در غیبت، خردسالی یا ناتوانی فرمانروا، به طور موقت امور سلطنت را اداره می‌کند. او ضرورتاً پادشاه آینده نیست. در مقابل، ولیعهد به آینده تخت مربوط است. به همین دلیل این دو عنوان را نباید مترادف کامل دانست.

«وصی» نیز گاهی در فضای وصیت و سپردن امور به فردی پس از مرگ دیده می‌شود، ولی بار حقوقی و شخصی آن با ولیعهد فرق دارد. «خلیفه» در معنای لغوی می‌تواند جانشین باشد، اما کاربرد تاریخی و دینی ویژه‌ای پیدا کرده و برای این سرنخ انتخاب دقیقی نیست. پاسخ مناسب باید هم با معنای سرنخ و هم با شمار خانه‌ها هماهنگ باشد؛ اینجا «جانشین» هر دو ویژگی اصلی را دارد.

جانشین: ۶ حرفوارث: ۴ حرفوصی: ۳ حرفنایب‌السلطنه: عنوان موقت

املای پاسخ و عنوان

«جانشین» به صورت پیوسته نوشته می‌شود و نیم‌فاصله یا فاصله کامل در میان آن نمی‌آید. نوشتن «جان شین» نادرست است. در چیدن حروف جدول نیز واژه بدون فاصله وارد می‌شود: ج ا ن ش ی ن. حرف نخست «ج» و حرف پایانی «ن» است و دو بار حرف «ن» در آن دیده می‌شود.

برای عنوان سرنخ، شکل «ولیعهد» در نوشته‌های عمومی بسیار رایج است. صورت «ولی‌عهد» با نیم‌فاصله نیز دیده می‌شود و همان واژه را می‌رساند؛ این تفاوت تایپی، پاسخ جدول را عوض نمی‌کند. هنگامی که حروف جداگانه داخل خانه‌ها قرار می‌گیرند، فاصله و نیم‌فاصله اصولاً خانه مستقلی نمی‌گیرند.

  • جای‌گیری: پاسخ از شش حرف تشکیل شده و بدون نشانه اضافی نوشته می‌شود.
  • معنا: بر کسی دلالت دارد که جایگاه دیگری را در آینده می‌گیرد.
  • کاربرد: هم در زبان روزمره طبیعی است و هم نقش سیاسی ولیعهد را توضیح می‌دهد.
  • تمایز: با اداره موقت کشور به دست نایب‌السلطنه یکی نیست.

کاربرد «جانشین» در جمله

«ولیعهد به عنوان جانشین پادشاه معرفی شد.» در این جمله، جانشین دقیقاً نقش آینده ولیعهد را بیان می‌کند.

«شورا جانشین مدیر پیشین را برگزید.» این نمونه نشان می‌دهد که جانشین بیرون از فضای سلطنت نیز کاربرد دارد.

«نایب‌السلطنه تا رسیدن پادشاه به سن قانونی کشور را اداره کرد.» این جمله بر موقتی بودن نیابت تأکید دارد و تفاوت آن را با جانشینی آشکار می‌کند.

در متن تاریخی ممکن است از یک ولیعهد با نام و لقب ویژه یاد شود، اما آن نام‌ها پاسخ عمومی چنین سرنخی نیستند. وقتی سرنخ فقط «ولیعهد» است و هیچ اشاره‌ای به کشور، دودمان، دوره یا شخص مشخص ندارد، باید سراغ معادل معنایی رفت. افزودن اطلاعاتی مانند «ولیعهد قاجار» یا «ولیعهد فلان کشور» می‌تواند پاسخ را به یک نام خاص تبدیل کند؛ نبود این قیدها از عمومی بودن پاسخ خبر می‌دهد.

جمع‌بندی معنایی سرنخ

زنجیره مفهوم کوتاه و دقیق است: فرمانروا اکنون صاحب مقام است، ولیعهد برای ادامه آن جایگاه شناخته می‌شود و در نتیجه «جانشین» اوست. «وارث» بر حق ارث تکیه دارد و «نایب‌السلطنه» بر اداره موقت؛ اما «جانشین» مستقیماً نشستن در جای فرد پیشین را بیان می‌کند. همین هم‌پوشانی روشن سبب شده است که برای سرنخ داده‌شده، پاسخ شش‌حرفی «جانشین» انتخاب اصلی باشد.

نتیجه: در خانه‌های جدول، «جانشین» را وارد کنید. اگر تعداد خانه‌ها با شش حرف سازگار نبود، صورت سرنخ و حروف متقاطع را دوباره بررسی کنید؛ گزینه کوتاه‌تر «وارث» فقط در جدولی با چهار خانه و بافت متناسب می‌تواند مطرح شود.

سوال دیگری دارید؟

سوال، پیشنهاد یا هر نکته‌ای دارید برای ما پیام بفرستید؛ بررسی می‌کنیم.

نظرات

هنوز نظری ثبت نشده است

اولین نفری باشید که نظر می‌دهد!

تازه‌ترین مطالب

همه مطالب

پیشنهاد مطالعه

چند جواب تصادفی از آرشیو آزادیاب، شاید این‌ها هم به کارتان بیاید.