پرش به محتوای اصلی

وارسته در جدول

۷ دقیقه مطالعه
پاسخ: ازاده
املای معیار این واژه «آزاده» است.

سرنخ «وارسته» به صفتی اشاره می‌کند که هم مفهوم رهایی را در خود دارد و هم در زبان ادبی، از آزادگیِ روح و دل‌بسته نبودن به سود و مقام حکایت می‌کند. به همین دلیل، پاسخ پنج‌حرفیِ مورد نظر آزاده است؛ همان واژه‌ای که در بعضی داده‌های جدولی بدون نشانهٔ «مد» و به صورت «ازاده» ثبت می‌شود.

نکتهٔ املایی مهم

در نوشتار رسمی فارسی باید «آزاده» نوشت، نه «ازاده». حرف نخست «آ» صدای کشیده دارد. با این حال، پاسخ ذخیره‌شدهٔ این سرنخ «ازاده» است و در انتقال جواب به خانه‌های جدول معمولاً تفاوت ظاهری «آ» و «ا» مانع تطبیق نمی‌شود؛ زیرا هر دو یک خانه را اشغال می‌کنند.

آزاده
آزاده پنج حرف دارد: آ ـ ز ـ ا ـ د ـ ه.

چرا «آزاده» با سرنخ «وارسته» جور است؟

«وارسته» از مفهوم وارستن می‌آید: رها شدن، خلاصی یافتن و بیرون آمدن از بند. وقتی این صفت دربارهٔ انسان به کار می‌رود، فقط از آزادی جسمانی سخن نمی‌گوید؛ بیشتر تصویری از کسی می‌سازد که اسیر حرص، خودنمایی، مال‌اندوزی یا وابستگی‌های کوچک‌کننده نیست. «آزاده» نیز در کاربرد وصفی به انسانی با مناعت طبع، بزرگ‌منشی و روح آزاد گفته می‌شود. همین هم‌پوشانیِ روشن سبب می‌شود آزاده از «رها» یا «آزاد» برای این صورت خاصِ سرنخ دقیق‌تر باشد.

در فارسی امروز می‌توان گفت «او انسانی وارسته بود» و همان مقصود را با «او انسانی آزاده بود» بازآفرید. البته آهنگ دو جمله کاملاً یکسان نیست: «وارسته» بر رهاشدن از تعلق تأکید بیشتری دارد، در حالی که «آزاده» خصلت آزادمنشی و عزت نفس را برجسته‌تر می‌کند. در فضای فشردهٔ جدول، این فاصلهٔ ظریف مانع مترادف بودن آن‌ها نیست.

نقشهٔ معنایی پاسخ

رابطه معنایی آزاده و وارستهآزاده در مرکز قرار دارد و به رهایی از بند، مناعت طبع، آزادمنشی و نداشتن تعلق افراطی پیوند می‌خورد. آزاده رها از بنددارای مناعت طبعناوابسته به مادیاتآزادمنش و بزرگوار

مرکز معنایی واژه تنها «اجازه داشتن» یا «زندانی نبودن» نیست. آزاده در وصف شخصیت، مجموعه‌ای از رهایی درونی و بزرگواری را می‌رساند؛ درست همان محدوده‌ای که «وارسته» در آن به کار می‌رود.

تفاوت پاسخ اصلی با گزینه‌های نزدیک

برای سرنخ‌های کوتاه جدول، چند مترادف ممکن است در نگاه اول درست به نظر برسند. تعداد خانه‌ها و لحن سرنخ تعیین می‌کند کدام‌یک انتخاب نهایی باشد. در این عنوان، جواب ثبت‌شده پنج‌حرفی است و «آزاده» هم از نظر شمار حروف و هم از نظر بار ادبی بهترین تطبیق را دارد.

آزاده ـ پنج حرفکسی که آزادمنش، بلندطبع و از بندِ وابستگی‌های خوارکننده رهاست. این واژه نزدیک‌ترین پاسخ به معنای انسانیِ «وارسته» است.
آزاد ـ چهار حرفدامنه‌ای عمومی‌تر دارد: مقابلِ اسیر، ممنوع یا دربند. اگر خانه‌ها چهار تا باشند یا سرنخ صرفاً «رها» باشد، احتمال آن بیشتر می‌شود.
رها ـ سه حرفبر بیرون بودن از بند یا گسستن یک پیوند تأکید دارد. «رها» الزاماً بزرگواری و مناعت طبعِ نهفته در «آزاده» را منتقل نمی‌کند.
حُر ـ دو حرفواژه‌ای عربی و ادبی به معنای آزاد و آزاده است. در جدول‌هایی با پاسخ بسیار کوتاه دیده می‌شود، اما با الگوی پنج‌خانه‌ای این سرنخ سازگار نیست.
رَسته ـ چهار حرفیعنی نجات‌یافته و خلاص‌شده. از نظر ریشه و تصویرِ رهایی به «وارسته» نزدیک است، ولی در وصف منش آدمی به اندازهٔ «آزاده» کامل نیست.
سبکبار ـ هفت حرفکسی که بار و تعلق سنگینی ندارد. این گزینه وجهی تصویری از وارستگی را نشان می‌دهد، اما طول بیشتر و معنای غیرمستقیم‌تری دارد.
جمع‌بندی انتخاب واژه: اگر صورت سؤال «وارسته» و پاسخ پنج‌حرفی باشد، «آزاده» انتخاب طبیعی است. گزینه‌های دیگر زمانی مطرح می‌شوند که تعداد خانه‌ها متفاوت یا سرنخ محدودتر باشد.

«وارسته» چه چیزی بیش از «رها» می‌گوید؟

ممکن است طنابی باز شود و چیزی «رها» شود، اما «وارسته» معمولاً دربارهٔ کیفیتی پایدار در انسان سخن می‌گوید. فرد وارسته به خاطر نداشتن یا محروم بودن ستایش نمی‌شود؛ ارزش او در این است که داشته‌ها، خواسته‌ها و داوری دیگران بر منش او فرمان نمی‌رانند. از همین‌جاست که واژه به حوزهٔ اخلاق، عرفان و ستایش شخصیت وارد می‌شود.

«آزاده» نیز چنین رنگی دارد. وقتی کسی را آزاده می‌نامیم، تنها گزارش نمی‌کنیم که آزاد است؛ او را صاحب عزت نفس و استقلال رأی می‌دانیم. بنابراین پیوند این دو واژه، پیوندی صرفاً فرهنگ‌نامه‌ای نیست و در جمله‌های واقعی فارسی هم قابل احساس است. «مرد آزاده» و «انسان وارسته» هر دو ترکیب‌هایی ستایش‌آمیزند و شأن اخلاقی مخاطب را بالا می‌برند.

کاربرد درست در جمله

«استاد با وجود شهرت فراوان، آزاده و بی‌اعتنا به تجمل زندگی کرد.»

«رفتار وارستهٔ او نشان می‌داد که ستایش و سرزنش دیگران تصمیمش را عوض نمی‌کند.»

«آزادگی را در حفظ کرامت خود و رعایت حق دیگران می‌دید.»

در نمونهٔ نخست، «آزاده» صفت شخص است و خوی آزادمنش او را بیان می‌کند. در نمونهٔ دوم، «وارسته» به صورت صفت به کار رفته و ترکیب «رفتار وارسته» را ساخته است. جملهٔ سوم نیز اسمِ حالتِ مربوط به آزاده را نشان می‌دهد: آزادگی. این سه صورت از یک میدان معنایی‌اند، اما نباید آن‌ها را از نظر ساخت واژه به جای یکدیگر نشاند.

ساخت‌های مرتبط و صورت‌های نگارشی

آزادهآزادگیوارستهوارستگیوارستنوارستگان

آزادگی نامِ ویژگیِ فرد آزاده است؛ مانند «آزادگیِ او ستودنی بود». وارستگی نیز حالت یا صفتِ وارسته بودن را می‌رساند. «وارستگی» و «وارستگان» یکپارچه نوشته می‌شوند و جدا کردن «گی» یا «گان» از پایهٔ واژه درست نیست. صورت «وارسته از» هم ساختی رایج است: «وارسته از حرص»، «وارسته از تعصب» و «وارسته از تعلق».

در کاربرد ادبی، «آزاده» گاهی در برابر «بندهٔ طمع» قرار می‌گیرد و «وارسته» در برابر «وابسته». این تقابل‌ها کمک می‌کنند تفاوت ظریف آن‌ها روشن شود: آزاده کسی است که منش او آزاد است؛ وارسته کسی است که از بند چیزی رسته است. یک شخص می‌تواند هر دو صفت را هم‌زمان داشته باشد.

آیا «آزاده» اسم خاص هم هست؟

بله، «آزاده» افزون بر صفت، نام شخص نیز هست. اما در این سرنخ، منظور نام خاص نیست. نبودِ اشاره‌ای مانند «نام دختر»، «اسم زنانه» یا نام یک شخصیت نشان می‌دهد که طراح، معنای واژگانی را خواسته است. همین تمایز در خواندن جمله هم اهمیت دارد: در «آزاده به جلسه آمد» واژه احتمالاً نام فرد است، ولی در «زنی آزاده و بلندهمت بود» نقش صفت دارد.

این دو کاربرد از نظر املا تفاوتی ندارند و هر دو با «آ» نوشته می‌شوند. پس اگر پاسخ در منبع خام «ازاده» دیده شود، آن را باید صورت ساده‌شدهٔ جدولی یا املای فاقد مد دانست، نه واژه‌ای با معنای جداگانه.

بار ادبی و فرهنگی واژه

«وارسته» در متن‌های روزمره کمتر از «آزاد» شنیده می‌شود، زیرا واژه‌ای رسمی‌تر و ارزیابانه‌تر است. نویسنده با انتخاب آن معمولاً شخصیت فرد را می‌ستاید: دانشمندی وارسته، هنرمندی وارسته یا عارفی وارسته. چنین وصفی خبر از سادگیِ ظاهری به تنهایی نمی‌دهد؛ ممکن است کسی ساده زندگی کند اما همچنان سخت وابستهٔ تأیید دیگران باشد. وارستگی به استقلال درونی مربوط است.

«آزاده» نیز در نثر و شعر، صفتی محترمانه و مثبت است. آزادگی با جوانمردی، کرامت، حق‌گویی و تن ندادن به خواری همراه می‌شود. به همین سبب، پاسخ این جدول فقط یک جایگزینی مکانیکی نیست: دو واژه در بخش مهمی از سنت زبانی فارسی، یک تصویر اخلاقی مشترک می‌سازند.

نتیجهٔ دقیق برای خانه‌های جدول

برای وارد کردن جواب، پنج خانه را به ترتیب با «آ، ز، ا، د، ه» پر کنید. اگر سامانه یا پاسخ‌نامه حرف نخست را «ا» نمایش داده باشد، همان ثبتِ بدون مدِ پاسخ «ازاده» است و تعداد حروف تغییر نمی‌کند. معنی مورد نظر همچنان «آزاده» یعنی آزادمنش، بلندطبع و رها از وابستگی است.

پس پاسخ مستقیم سرنخ وارسته، مطابق جواب ثبت‌شده، ازاده است؛ و صورت صحیح و معیار آن در متن فارسی آزاده نوشته می‌شود.

سوال دیگری دارید؟

سوال، پیشنهاد یا هر نکته‌ای دارید برای ما پیام بفرستید؛ بررسی می‌کنیم.

نظرات

هنوز نظری ثبت نشده است

اولین نفری باشید که نظر می‌دهد!

تازه‌ترین مطالب

همه مطالب

پیشنهاد مطالعه

چند جواب تصادفی از آرشیو آزادیاب، شاید این‌ها هم به کارتان بیاید.