پرش به محتوای اصلی

ناتوان در جدول

۶ دقیقه مطالعه

پاسخ: زمینگیر، علیل، عاجز، زار

انتخاب نهایی به تعداد خانه‌ها و معنای دقیق سرنخ وابسته است.

سرنخ «ناتوان» یک جواب یگانه ندارد، زیرا این صفت هم می‌تواند به نداشتن نیروی جسمی اشاره کند، هم به بیماری و هم به درماندگی در انجام کاری. چهار پاسخ ثبت‌شده، چهار زاویه از همین مفهوم را نشان می‌دهند. کوتاه‌ترین گزینه «زار» است؛ «علیل» و «عاجز» اندازه یکسان دارند اما بار معنایی‌شان یکی نیست؛ و «زمینگیر» تصویری مشخص از ناتوانی حرکتی می‌سازد.

۳ حرف: زار ۴ حرف: علیل ۴ حرف: عاجز ۷ حرف: زمینگیر

هر پاسخ چه نوع ناتوانی را بیان می‌کند؟

زمینگیر

به کسی گفته می‌شود که بر اثر بیماری، آسیب یا سالخوردگی توان برخاستن و حرکت معمول را از دست داده است. بنابراین اگر سرنخ کناری به بستر، حرکت، پیری، پا یا بیماری اشاره داشته باشد، این جواب از بقیه دقیق‌تر است.

کاربرد: «بیماری طولانی او را زمین‌گیر کرد.» در این جمله محدودیت حرکت، هسته اصلی معناست.

علیل

صفتی برای فرد بیمار، رنجور یا دچار ضعف بدنی است. «علیل» الزاماً به معنی ناتوانی کامل در حرکت نیست؛ ممکن است کسی علیل باشد اما بتواند راه برود. حال‌وهوای این واژه نسبت به «بیمار» قدیمی‌تر و ادبی‌تر است.

کاربرد: «پیکر علیل» بر سستی و بیماری جسم تأکید می‌کند، نه بر شکست در انجام یک مسئله.

عاجز

از خانواده «عجز» و به معنی فاقد توان یا درمانده است. دامنه آن از جسم فراتر می‌رود: فرد ممکن است از پاسخ دادن، پرداخت هزینه، اثبات ادعا یا تغییر یک وضعیت عاجز باشد. پس برای سرنخی که ناتوانی عملی یا ذهنی را می‌رساند، انتخابی طبیعی است.

کاربرد: «از توضیح ماجرا عاجز ماند.» اینجا سخن از بیماری یا حرکت نیست، بلکه توان انجام کار وجود ندارد.

زار

واژه‌ای کوتاه با معنای ضعیف، نحیف، درمانده و پریشان‌حال است. «زار» اغلب علاوه بر ناتوانی، حال ناخوش و خوارشدگی را نیز تداعی می‌کند. همین فشردگی معنایی آن را برای پاسخ سه‌خانه‌ای مناسب کرده است.

کاربرد: در ترکیب‌هایی مانند «تن زار» یا «حال زار»، ضعف با رنج و آشفتگی همراه می‌شود.

مرز مهم: «عاجز» می‌تواند درباره توانایی انجام یک کار بیاید، ولی «زمینگیر» معمولاً محدودیت بدنی و حرکتی را وصف می‌کند. «علیل» بیماری و ضعف جسم را برجسته می‌سازد و «زار» بیشتر تصویر یک حالِ فرسوده و رنجور است.

نقشه معنایی چهار واژه

نمودار زیر نشان می‌دهد این پاسخ‌ها همگی با «ناتوان» پیوند دارند، اما هر کدام به یک ناحیه معنایی نزدیک‌ترند. این تفاوت وقتی دو جواب هم‌تعداد باشند، به تشخیص واژه درست کمک می‌کند.

نقشه معنایی پاسخ‌های ناتوان چهار شاخه از واژه ناتوان به محدودیت حرکت، بیماری جسمی، ناتوانی در عمل و حال پریشان می‌رسد. ناتوان زمینگیرمحدودیت حرکت علیلبیماری و ضعف بدن عاجزناتوانی در انجام کار زارضعف و پریشان‌حالی

املای پاسخ‌ها در خانه‌های جدول

زمینگیردر متن معیار، صورت «زمین‌گیر» با نیم‌فاصله نیز رایج و خواناست؛ اما در جدول، فاصله و نیم‌فاصله خانه جداگانه نمی‌گیرند و حروف پیوسته به صورت «زمینگیر» وارد می‌شوند: ز، م، ی، ن، گ، ی، ر. علیلبا «ع» آغاز می‌شود و چهار حرف دارد: ع، ل، ی، ل. قرار گرفتن دو «ل» در ابتدا و انتها، آن را از گزینه‌های نزدیک متمایز می‌کند. عاجزچهار حرف آن ع، ا، ج، ز است. این واژه را نباید با «آجز» نوشت؛ صورت درست از ریشه «عجز» ساخته شده است. زارسه حرف ز، ا، ر دارد. با «نزار» هم‌معنا و مرتبط است، اما «نزار» چهار حرفی است و پاسخ ثبت‌شده این سرنخ به شمار نمی‌آید.

وقتی تعداد حروف کافی نیست

برای پاسخ سه‌حرفی تکلیف روشن است: از میان جواب‌های اصلی، «زار» تنها گزینه سه‌خانه‌ای است. در ردیف هفت‌خانه‌ای نیز «زمینگیر» به‌تنهایی با طول مورد نظر سازگار می‌شود. ابهام اصلی در پاسخ چهارحرفی رخ می‌دهد، چون هم «علیل» و هم «عاجز» چهار حرف دارند. در این حالت حروف تقاطعی و لحن سرنخ تعیین‌کننده‌اند.

بیماریاگر نشانه‌هایی مانند رنجور، بیمار، جسم ضعیف یا ناخوش در سرنخ دیده شود، «علیل» پیوند معنایی نزدیک‌تری دارد.
درماندگیاگر مفهوم «از عهده برنیامدن» یا «قادر نبودن» مطرح باشد، «عاجز» دقیق‌تر است؛ مانند عاجز بودن از پاسخ یا دفاع.
حرکتاگر سرنخ بر بسترنشینی، راه نرفتن، پیری یا آسیب پا تکیه کند، «زمینگیر» معنای محدودتر و روشن‌تری دارد.
حال ناخوشاگر فضای جمله ادبی باشد و ضعف با بیچارگی یا پریشانی همراه شود، «زار» بیش از یک ناتوانی ساده را منتقل می‌کند.

تفاوت «ناتوان» با چند واژه نزدیک

«ضعیف» عمومی‌ترین هم‌معناست و می‌تواند برای بدن، استدلال، صدا یا عملکرد به کار برود. «درمانده» معمولاً وضعیتی را نشان می‌دهد که فرد راه یا چاره‌ای پیش رو ندارد. «کم‌توان» لحنی خنثی‌تر و امروزی‌تر دارد و در نوشته‌های اجتماعی برای توصیف سطح توانایی به کار می‌رود. با این حال، هیچ‌یک جای چهار جواب ثبت‌شده را در این سرنخ نمی‌گیرد؛ مگر آنکه تعداد خانه‌ها و حروف متقاطع پاسخ دیگری را الزام کند.

همچنین «فلج» و «افلیج» را نباید بی‌دلیل هم‌ارز کامل ناتوان دانست. این دو به وضعیت جسمی مشخص‌تری اشاره دارند، در حالی که «ناتوان» دامنه‌ای گسترده دارد. به همین ترتیب «بیچاره» ممکن است از نداشتن چاره خبر دهد، اما الزاماً ضعف جسمی یا ناتوانی واقعی را بیان نمی‌کند.

بار زبانی و کاربرد امروز

در متن‌های قدیمی، ادبی و البته در جدول‌های واژگانی، «علیل»، «عاجز» و «زار» پاسخ‌هایی جاافتاده‌اند. در گفت‌وگوی روزمره، «عاجز» هنوز در ساخت‌هایی مانند «از انجام کاری عاجز بودن» زنده و طبیعی است. «علیل» رسمی‌تر یا کهن‌تر شنیده می‌شود و «زار» بیشتر در ترکیب‌های ادبی و توصیفی حضور دارد. «زمین‌گیر» نیز در وصف پیامد بیماری یا آسیب کاربرد روشن خود را حفظ کرده است.

در نوشته‌ای که درباره یک فرد واقعی است، بهتر است میان پاسخ لغوی جدول و شیوه محترمانه خطاب به اشخاص فرق گذاشت. عباراتی مانند «فرد دارای محدودیت حرکتی» یا توصیف دقیق وضعیت، اغلب خنثی‌تر از برچسب‌هایی چون «علیل» است. این نکته معنای فرهنگ‌نامه‌ای واژه را تغییر نمی‌دهد؛ فقط نشان می‌دهد انتخاب کلمه به بافت و مخاطب وابسته است.

جمع‌بندی دقیق: برای ۳ خانه «زار»، برای ۷ خانه «زمینگیر» و برای ۴ خانه یکی از دو پاسخ «علیل» یا «عاجز» مناسب است. میان دو گزینه چهارحرفی، «علیل» به بیماری و ضعف جسم نزدیک‌تر است و «عاجز» ناتوانی در انجام دادن کاری را بهتر می‌رساند.

سوال دیگری دارید؟

سوال، پیشنهاد یا هر نکته‌ای دارید برای ما پیام بفرستید؛ بررسی می‌کنیم.

نظرات

هنوز نظری ثبت نشده است

اولین نفری باشید که نظر می‌دهد!

تازه‌ترین مطالب

همه مطالب

پیشنهاد مطالعه

چند جواب تصادفی از آرشیو آزادیاب، شاید این‌ها هم به کارتان بیاید.