پرش به محتوای اصلی

رگ در جدول

۸ دقیقه مطالعه
پاسخ: ورید
«ورید» پاسخ چهارحرفی و رایج برای سرنخ «رگ» است.
وریدو + ر + ی + د

در این سرنخ کوتاه، طراح از یک واژهٔ عمومی یعنی «رگ» به معادل دقیق‌تر و فرهنگ‌نامه‌ای آن رسیده است. ورید در فارسی به رگی گفته می‌شود که خون را از اندام‌ها به سوی قلب بازمی‌گرداند؛ همان چیزی که در زبان عمومی‌تر «سیاهرگ» نامیده می‌شود.

املا بدون فاصله و به صورت «ورید» است. وجود حرف «ی» در میانه اهمیت دارد: «ورد» یا «ورید‌ه» پاسخ این سرنخ نیستند. این واژه چهار حرف دارد و از راست به چپ در خانه‌ها به شکل و، ر، ی، د قرار می‌گیرد.

چرا «ورید» دقیقاً با سرنخ جور درمی‌آید؟

«رگ» نام کلی مجراهایی است که خون در آن‌ها جریان دارد، اما «ورید» نام یکی از گروه‌های اصلی این مجراهاست. در زبان جدول، یک سرنخ همیشه تعریف کامل علمی نیست؛ گاهی یک مترادف شناخته‌شده برای رسیدن به واژه‌ای با طول مناسب ارائه می‌شود. پیوند مستقیم «ورید» با «رگ» در فرهنگ‌های فارسی و کاربرد فراوان آن در ترکیب‌های پزشکی، انتخاب آن را طبیعی می‌کند. پاسخ ذخیره‌شده برای این عنوان نیز همین واژه است و نتیجهٔ بررسی معنایی آن را تأیید می‌کند.

از نظر شمارش خانه‌ها، «ورید» چهار واحد نوشتاری دارد. نقطه‌ها یا شکل‌های متفاوت یک حرف، خانهٔ جداگانه نمی‌سازند؛ بنابراین «ی» تنها یک خانه می‌گیرد. اگر تقاطع‌ها الگویی مانند «و ـ ی د» یا «ـ ر ی ـ» ساخته باشند، این پاسخ بی‌ابهام‌تر هم می‌شود.

مسیر بازگشت خون در وریدخون از بافت‌ها وارد مویرگ‌ها و سپس ورید می‌شود و به سمت قلب حرکت می‌کند. بافت‌هایبدن مویرگ ورید: مسیر بازگشت قلب

این تصویر همان نکته‌ای را نشان می‌دهد که معنای واژه را از سایر رگ‌ها جدا می‌کند: جهت معمول حرکت خون در ورید به سوی قلب است. رنگ آبی که در نقشه‌ها برای ورید به کار می‌رود یک قرارداد تصویری است؛ خون درون سیاهرگ واقعاً آبی نیست و تنها نسبت به خون پر‌اکسیژن، تیره‌تر دیده می‌شود.

مرز معنایی ورید، شریان و مویرگ

ورید یا سیاهرگخون را از بخش‌های بدن به سمت قلب می‌آورد. بسیاری از وریدها دریچه‌هایی دارند که به حرکت یک‌سویهٔ خون کمک می‌کند.
شریان یا سرخرگخون را از قلب دور می‌کند و به اندام‌ها می‌رساند. پس «شریان» نوعی رگ است، اما مترادف دقیق ورید نیست.
مویرگرگی بسیار باریک میان شاخه‌های شریانی و وریدی است؛ محل اصلی تبادل گازها و مواد با بافت‌ها محسوب می‌شود.

تفاوت اصلی با اکسیژن‌دار یا بی‌اکسیژن بودن تعریف نمی‌شود، بلکه جهت جریان نسبت به قلب معیار مطمئن‌تری است. برای نمونه، وریدهای ششی خون پر‌اکسیژن را از شش‌ها به قلب می‌آورند؛ با این حال چون حرکتشان به سوی قلب است همچنان ورید نام دارند. در سوی دیگر، شریان ششی خون کم‌اکسیژن را از قلب به شش‌ها می‌برد. این دو استثنای مشهور مانع از آن می‌شوند که «سیاهرگ» را صرفاً رگ حامل خون بدون اکسیژن بدانیم.

جایگزین‌ها چه زمانی مطرح می‌شوند؟

برای همین عنوان، پاسخ اصلی «ورید» است؛ با این حال خود واژهٔ رگ گسترهٔ معنایی بزرگی دارد و ممکن است در جدولی دیگر با تعداد خانه یا قرینه‌ای متفاوت، جواب دیگری بخواهد. جایگزین‌ها را باید با معنای سرنخ و حروف متقاطع سنجید، نه آنکه همگی را هم‌ارز کامل فرض کرد.

سیاهرگ: هم‌معنای روشن وریدشریان: رگِ خارج‌شونده از قلبمویرگ: باریک‌ترین رگعِرق: برابر عربی و قدیمی‌تررگه: خط یا شاخهٔ باریک

سیاهرگ

«سیاهرگ» نزدیک‌ترین برابر فارسی ورید است و از نظر علمی همان گروه از عروق را نشان می‌دهد. این کلمه از «سیاه» و «رگ» ساخته شده و در نگارش معیار یکپارچه نوشته می‌شود. اگر سرنخ «رگ بازگردانندهٔ خون به قلب» یا «ورید» باشد و خانه‌های بیشتری در اختیار باشد، سیاهرگ انتخاب محتملی است. برای سرنخ حاضر، کوتاهی و چهارحرفی بودن «ورید» برتری دارد.

شریان و سرخرگ

شریان یک واژهٔ پنج‌حرفی و سرخرگ برابر فارسی آن است. هر دو به رگی اشاره دارند که خون را از قلب به بیرون می‌برد. ممکن است طراح فقط «رگ» بنویسد و با حروف تقاطعی شریان را هدف گرفته باشد، اما در این صفحه پاسخ ثبت‌شده ورید است. از دید معنایی هم نباید در یک متن پزشکی شریان و ورید را به جای یکدیگر نشاند.

عِرق و عروق

«عِرق» در عربی و برخی کاربردهای قدیمی فارسی به معنی رگ است و جمع آن «عروق» در زبان پزشکی امروز بسیار شنیده می‌شود؛ مانند «قلب و عروق». عرق در این معنا با «عَرَق» به معنی رطوبت پوست از نظر تلفظ و مفهوم فرق دارد، هرچند هر دو بدون حرکت‌گذاری یکسان نوشته می‌شوند. اگر جواب سه خانه داشته باشد، «عرق» می‌تواند نامزد باشد؛ ولی جای «ورید» چهارحرفی را در این عنوان نمی‌گیرد.

نکتهٔ زبانی: در شمارش رایج جدول، «شریان» پنج حرف، «ورید» چهار حرف و «عرق» سه حرف دارد. «سیاهرگ» نیز یک کلمه نوشته می‌شود، نه «سیاه رگ». تعداد خانه‌ها تنها یک قرینه است؛ حروف تقاطعی و دقت معنایی تصمیم نهایی را کامل می‌کنند.

ورید در ترکیب‌های آشنا

شناخت خانوادهٔ کاربردی این کلمه کمک می‌کند پاسخ صرفاً رشته‌ای از حروف نباشد. صفتِ ساخته‌شده از آن «وریدی» است؛ یعنی مربوط به ورید. در عبارت «تزریق وریدی»، دارو مستقیماً وارد سیاهرگ می‌شود. «خون وریدی» خونی است که در مسیر وریدی جریان دارد و «شبکهٔ وریدی» مجموعهٔ شاخه‌هایی است که خون را گردآوری و بازمی‌گردانند.

ورید اجوف
نام دو ورید بزرگِ زبرین و زیرین است که خون بخش عمدهٔ بدن را به دهلیز راست قلب می‌رسانند.
ورید گردنی
به وریدهای ناحیهٔ گردن گفته می‌شود. تعبیر کهن «حبل‌الورید» نیز با رگ گردن پیوند دارد.
وریدچه
شاخهٔ وریدی کوچک‌تری است که خون را از بستر مویرگی جمع می‌کند و به وریدهای بزرگ‌تر می‌رساند.
داخل‌وریدی
توصیفی برای روش یا ماده‌ای است که درون ورید قرار می‌گیرد؛ «تزریق داخل‌وریدی» نمونهٔ رایج آن است.

معنای عام «رگ» از پاسخ تخصصی گسترده‌تر است

در گفتار روزمره، «رگ» همیشه به ورید محدود نمی‌ماند. ممکن است کسی هر رگ نمایان دست را رگ بنامد، بی‌آنکه نوع آن را مشخص کند. این واژه در گیاه‌شناسی نیز در «رگ‌برگ» دیده می‌شود و در سنگ یا چوب، «رگه» به نوار باریک و متفاوتی در بافت ماده اشاره دارد. در زبان مجازی هم ترکیب‌هایی مانند «رگ خواب»، «رگ غیرت» و «در رگ و ریشه» ساخته شده‌اند. بنابراین سرنخ بسیار کوتاه «رگ» به تنهایی چند مسیر دارد، اما پاسخ چهارحرفیِ تثبیت‌شده در این مورد همان معنای کالبدشناختی یعنی ورید را هدف می‌گیرد.

صورت درست خواندن و نوشتن

واژه را «وَرید» می‌خوانند و در خط فارسی به صورت پیوستهٔ ورید می‌نویسند. جمع رایج آن «وریدها» است؛ «وریدی» هم صفت نسبی آن به شمار می‌آید. «عروق» جمع عربیِ «عِرق» است و از نظر واژه‌سازی، جمع مستقیم ورید نیست. این تمایز کوچک در نوشته‌های دقیق اهمیت دارد، هرچند در گفتار پزشکی «عروق» می‌تواند مجموعهٔ رگ‌ها را به طور کلی برساند.

از تعریف کوتاه تا تصویر کامل واژه

وریدها بخشی از سامانهٔ رفت‌وبرگشت خون‌اند. پس از آنکه خون در مویرگ‌ها با بافت‌ها تبادل انجام داد، وریدچه‌ها آن را جمع می‌کنند؛ شاخه‌های کوچک‌تر به وریدهای بزرگ‌تر می‌پیوندند و مسیر سرانجام به قلب می‌رسد. دیوارهٔ ورید در مقایسه با شریان هم‌اندازه معمولاً نازک‌تر است و فشار درون آن نیز کمتر است. بسیاری از وریدهای اندام‌ها، به‌ویژه پاها، دریچه دارند تا همراه با حرکت ماهیچه‌ها از بازگشت نامناسب خون جلوگیری شود.

این توضیح روشن می‌کند چرا «ورید» فقط یک مترادف اتفاقی نیست. رگ مفهوم مادر است و ورید یکی از مصداق‌های شناخته‌شدهٔ آن. طراح جدول با حذف جزئیات علمی، همان رابطهٔ واژهٔ کلی و نوع خاص را به یک سرنخ فشرده تبدیل کرده است. اگر تعریف بلندتر «سیاهرگ»، «رگ آورندهٔ خون به قلب» یا «مقابل شریان» بود نیز پاسخ به همین واژه اشاره می‌کرد.

جمع‌بندی واژه: برای «رگ در جدول» پاسخ مورد نظر ورید است: واژه‌ای چهارحرفی، با املای و ـ ر ـ ی ـ د، به معنی سیاهرگی که خون را به سوی قلب بازمی‌گرداند. «سیاهرگ» هم‌معنای آن است؛ «شریان»، «مویرگ» و «عِرق» فقط با سرنخ یا تعداد خانهٔ متفاوت مطرح می‌شوند.

سوال دیگری دارید؟

سوال، پیشنهاد یا هر نکته‌ای دارید برای ما پیام بفرستید؛ بررسی می‌کنیم.

نظرات

هنوز نظری ثبت نشده است

اولین نفری باشید که نظر می‌دهد!

تازه‌ترین مطالب

همه مطالب

پیشنهاد مطالعه

چند جواب تصادفی از آرشیو آزادیاب، شاید این‌ها هم به کارتان بیاید.